The first 107 lines.
Niki
آیوفیلم تقدیم میکند
...تویی
قسمت اول روزی روزگاری در ناگاساکی
ببخشید، سامورایی عزیز؟
کی هستی؟
.عذرخواهی میکنم .یوسویی یوئن هستم
میتونم اسم شما رو بپرسم؟
کوریما رایزو، تحت .خدمت ساتسوما هستم
چی میخوای؟
من کارهای عجیب و غریب رو ...توی منطقه انجام میدم
کار عجیب؟
.بله
افراد همهی مشاغل ...برای شما کار میکنن
،یا سادهتر .گروهی از کارگران همهکاره
و این مرد همهکاره چی از من میخواد؟
اخیراً شایعاتی هست که میگه یه ،سامورایی این اطراف میگرده
.مثل موساشیبوی افسانهای
مردم محلی نگران شدن و من رو .استخدام کردن تا موضوع رو بررسی کنم
،چرا یه فردی که توی پرسش اول ،هویت خودش رو لو میده
،بهجای این که توی مسافرخونه باشه اینجا زیر یه پل خوابیده؟
دلیلی هست که از چشم کنجکاو مردم دوری میکنید؟
.یه نفر رو کشتم
.خطرناک به نظر میرسه
.ظاهراً سورپرایز نشدی
.در هر صورت سوالای بیشتری درست میکنه
توی این مکان که نمیشه پنهان شد .مخصوصاً برای افراد سوگندشکن
به من دستور دادن اون رو بکشم .و هیچ دلیلی برای سرپیچی از این دستور نداشتم
وظیفه دارم خائنینی که برای قبیله .خطر دارن رو از بین ببرم
.پس خیلی کم با عقل جور درمیآد
،اگه وظیفه بوده و کارت رو انجام دادی پس چرا دوری میکنی و زیر پلی؟
میتونی با سر بالا برگردی به خونه، نه؟
،یکی بود که... میشناختمش
.یکی که برام مهم بود
حتی اگه چارهی دیگهای هم نداشتم .نمیتونم توی چشم کسایی که میشناختنش نگاه کنم
.خب این توضیحش میده
،پس با این که کار خوبی کردی .ولی نمیتونی برگردی
فکر کنم همچین اتفاقاتی .برای یه سامورایی میافته
با این حال فکر نکنم تا وقتی اینجا .لم دادی راه حالی پیدا کنی
.تو... درسته، همینطوره
.میدنی، عجیبه
فقط صحبت کردن با یه نفر باعث شد .بفهمم ناراحتیم چهقدر احمقانهست
.فکر کن یکی از خدماتیه که انجام میدم
.از پیشنهادت ممنونم
.سفرت به سلامت
میتونی به مردم بگی که از شر .بنکی خلاص شدید
!سلام، کوریما-دونو
برای همراهی من اومدن؟
.از ماتسومینه-ساما بعید بود
باید بگم کار خیلی فوقالعادهای .رو انجام دادی
...کشتن پدر زنت بهتنهایی
،با صرف نظر از رابطهی ما
لحظهای که خودش رو با تجارت ،تریاک آلوده کرد
.لازم بود که انجام بشه
!چه وفاداریای
.ماتسومینه-ساما هیجانزده میشه
...حالا فقط باید آخرین وظیفه رو انجام بدی
چی؟
هنوز نفهمیدی؟
.باید بگم حماقتت حیرتآوره
،شاید اگه صحنهی جنگ بود ...یه فایدهی دیگهای داشتی
چرا این کارو میکنی؟
اون دنیا وقتی هیراتا-دونو رو دیدی .میتونی ازش بپرسی
مطمئنم خوشحال میشه .یه گوشمالی بهت بده
.دنبالش بپر
،اگه نمیخوای بمیری !پس خفه شو و بپر
دیوونه شد؟
.نیازی به نگرانی نیست .نمیتونه زنده بمونه
.پس به ماتسومینه-ساما گزارش میدیم
فقط باید زودتر خفه میشدی، ها؟
.اگه بمیری، تقصیر من نیست
!بجنب
.سامورایی بیدار شده
تو نجاتم دادی؟
.گفتم که به همهی کارا رسیدگی میکنیم
هرچند برای کار روزانهم، ورقه طلای .لاکی درست میکنم، میبینی که
شماها، دقیقاً چی هستید؟
توی همچین کاری، چیزای مختلفی .دربارهی ناکازاکی یاد میگیری
چیزایی که کسی مثل تو .حداقل نمیدونه
،برای شروع
درسته که یکی از قبیلهی ساتسوما با انگلیس
.یه معالمه مخفیانه تریاک داشته
هیراتا گنشین-دونو در حال تحقیق اطراف ناگاساکی بود
.تا حقیقت رو بفهمه
...این
با اون چیزی که بهت گفته بودن فرق داشت؟
این یعنی هر کسی که چیز ،دیگهای بهت گفته
،و بهت دستور داد تا هیراتا-دونو رو بکشی توی معاملهی تریاک نقشی داره
.ماتسومینه جونوشین، مدیر مالی ساتسوما
به نظر میرسید هیراتا-دونو داشت .شواهدی رو پیدا میکرد
.خدا میدونه چهقدر الآن ناراحته
چرا نجاتم دادی؟
ترجیح میدادی بمیری؟
مثل یه احمق فریب خوردم و !پدر نامزدم رو کشتم
!چهطور میتونم با این شرم زندگی کنم؟
ماتسومینه سر جاش میمونه و .بدون هیچ دردسری از این مخمصه خارج میشه
اذیتت نمیکنه؟
.اوه، آماده شد
.با اون زخما کار زیادی ازت برنمیآد
هیراتا-دونو قبل از مرگش کارهایی برای ما انجام داد و
،مطمئن شد بعد از مرگ ناگهانیش
.ما مسئولیتش رو کامل میکنیم
،طرح املاک ماتسومینه جونوشین
بازرگانان همهفنحریف در خدمت شما
،مسیری برای نفوذ به ساتسوما
...راهنمایی از طریق قلعه تسورومارو
این کار نیاز به کسی داره که به .امور محل آشنایی داشته باشه
No comments yet. Be the first to leave one.