The first 200 lines.
صبح بخیر
صبح بخیر قربان
هی، ببین
رفقای "لباس کثیف" شدیم
چی ریخته روت؟ فرنی؟
،آم
شوربا
همم
اوه، خدای من
پاکش نکرده بود
واقعا از زندگی تسلیم شده
بخاطر تنهاییه
از وقتی که کوین ،برای تعطیلات رفته پاریس
اون مثه قبلا نشده
من سعی کردم که اونو از خونش بیرون بکشم
به بار دعوتش کردم مسابقه اطلاعات پیش پا افتاده ،ولی دعوتم رو قبول نکرد
"نه اینکه فکر کنید گروه "نیوتون جانِ اطلاعات پیش پا افتاده .نیاز به کمک داشته باشه ها
.ما رتبهی جهانی داریم مهم نیست
حق با توـه، مهم نیست
خب، همهی شما یه مشت
بزرگ قلب احمق نیستید
میخواین کاری کنی کمتر احساس تنهایی کنه؟
این روششه
پرونده؟ - آره. طرف کار کردن رو دوست داره -
فکر میکردم تموم پرونده هات بسته شدن
دیشب خیلی در موردش لاف میزدی
نتونستم بفهمم آخر دعوای همسایه چی شد
.با سکس تموم شد همیشه همینطوره
منُ شهوتی نکرد
این یه پروندهی قدیمی
از اولین سال کاراگاه بودنمه
دوباره به جریان افتاده؟
نه، ولی لازم نیست هالت در موردش بدونه
پس میخوای بهش دروغ بگی؟
نه، میخوای کاری کنم که
ناراحتیش رو با قدرت ...حواس پرتی
!فراموش کنه
اون رفت
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
:تــــــرجــــــمـــــــه از Milad eMJey میـــــلاد و AlirezAlirezA عـلـیـرضـا
آه، سلام کاپیتان
ممکنه بپرسید چرا دارم ایتالیایی صحبت میکنم؟
اسپانیایی بود
آره. زبونهای زیادی وجود داره
یکی از پروندههای قدیمیم ،دوباره به جریان افتاده
و خواستم از تجربتون برای حل کردنش استفاده کنم، قربان
.بازم اسپانیایی بود - درسته -
جویی گاریبالدی توی مافیا نایب رییس بود
،حدود هشت سال پیش بعد از اینکه ناپدید شد
دیگه ازش ناامید شدم
ولی الان یه صحبتایی از توی خیابونا میشنوم
که میگن اون به شهر برگشته
کمکم میکنی؟
.بنظر جالب میاد روی من حساب کن
!ایول خیلی ممنون، قربان
خدافـــظا
ایتالیایی بود
اوه، آزمون تستی؟
من یه حقهی عالی بلدم
،همه جاهای خالی رو با غلط گیر پر میکنی
،دستگاه قاطی میکنه همه قبول میشن
اینا تمرینات برای آزمون ستوانیـه
اونا قبولم نمیکنن
نمیتونم بهتر از 70% بگیرم
،منفی C ...نمرهی عالی
،قبول میشی ولی هنوزم جذابی
کاپیتان هولت آزمون خودش رو بهم داد که برای خوندن کمکم کنه
ببین روی برگش چی نوشتن
.ممنون برای نوشتن این"
خوندنش من رو به "مرد بهتری تبدیل کرد
هیچوقت نمیتونم رهبر خوبی مثل هولت بشم
باید تمرکز روی امتحانها رو بس کنی
توی زندگی چیزهایی بیشتر از کتاب یاد میگیری، اوکی؟
منو ببین. هیچ تمرین رسمی رقصی نداشتم
...ولی اینجام
معجزهی حرکت
.سلام شماها بویل رو ندیدین؟
.چرا رفته زیر میزش
اوه، نه
دیشب بازم "گریم" رو دیدی؟
تو که میدونی باعث میشه کابوس ببینی
من ناراحتم
جیسون امروز صبح مرد
متاسفم خیلی بد شد
دوستت بود؟
سگم بود
.اوه، باشه پس چیز مهی نیست
برای من چیز مهمیه
،ولی نگران نباش
یه راهی پیدا میکنم که فراموشش کنم
اوه، خدا
جیسون اینطوری دنیا رو میدیده
صبر کن، این همون سگته که روی همه چی میخوابید؟
آره. همینطوری هم مُرد
میخواست روی یکی از ،چکمه هام کارشو بکنه
و قلب کوچیکش زد بیرون
حتی کارشو تموم نکرد - حال بهم زن -
به هر حال، باید روی جریان ورود غیرقانونی توی خیابون چهارم کار کنیم
وقتشه که فراموش کنی
جکسون هم چنین چیزی میخواست
!جیسون - هرچی، کوچولو -
کاپیتان، ممنون که اومدید من رو ببینید
ببخشید که مجبورتون کردم توی یکشنبه کار کنید
.نه. حرف الکی نزن وقتم آزاد بود
کوین هنوزم توی پاریسه
جداَ؟
.واو، کاملاَ یادم رفته بود
بوگذریم، اینا تنها چیزاییه که
بعد از غیب شدن گاریبالدی از آپارتمانش .پیدا کردیم
.بگو ببینم چی میبینی
.این یارو تو همه عکس ها هست
."نیک دیتولیو"
،اینُ راستش هشت سال پیش گرفتمش
.ولی حرفی نزد
،البته، این ضربالمثل رو شنیدید که میگه
گذشت زمان دهان هر مردی را به گفتنِ "
".حقیقت درباره همسایهاش میگشاید
.خیلی خب، همچین ضربالمثلی نداریم .پس بیاید بیخود درگیرش نشیم
نکته اصلی اینه که طرف قطعاَ بهمون
.میگه که گاریبالدی کجاست
من نمیدونم کجاست، خُب؟
.اصلآَ با هم نزدیک نبودیم
.فقط مربی باشگاهش بودم
پس چرا همیشه باهم شام میرفتید بیرون؟
!گزارشِ ماکارونی لینگویینی رو میداد؟ - .آورین -
ببین، نمیشه به گاریبالدی نه بگی، باشه؟
واسه همین بود که همیشه میذاشتم رو عضلاتِ سینه و شکمش
.کار کنه و نه پاهاش
.آره، کلید بدنسازی حفظ تعادلـه
.واسه همینـه که هیچوقت باشگاه نمیرم
.در صورتی که نمیخواید بازداشتم کنید، باید برم
.یه مورد اورژانسی تو باشگاه پیش اومده
،همین دوتا پلیس میان دم در خونهی طرف
.مورد اورژانسی پیش میاد
.مشکوک بنظر میاد .باید بریم دنبالش
.آره، بالاخره ممکنه این پرونده به نتیجه برسه
چرا اینقدر سورپرایز شدی؟
.چون هر روزِ این کار یه شگفتیـه
.دقیقا همینطوره
،بازرس بهداشت .زدیم تو خال
.حتماَ باشگاه پر از جسده
.نه، از بخش سلامت اومده
.یه شیوعِ بیماری اوریون پیش اومده
.اوریون، کلمه باحالیه
در واقع یه بیماری خیلی جدی
.و شدیدآَ واگیرداره
.آره، ولی ما که چیزیمون نیست
فقط چند ثانیه با
.طرف صحبت کردیم
در ضمن، تخم چشم هیچکدوممون رو هم .که لیس نزد
.متاسفانه هر دوتون مبتلا به اوریون شدید
.اوریون، هنوزم کلمه باحالیه
قراره بمیریم؟
.هردوتون اوریون دارید
متاسفم که اینُ میگم ولی .شدیداَ واگیرداره
.بهتره اینجا نباشید، کارآگاه
.اوه، مشکلی نیست
.تا الان همه واکسنهامُ زدم
به چیزهایی که حتی اسمش رو هم نشنیدید .هم ایمن هستم
!ولی نه به لاف زدن
،بگذریم، تا چند ساعت آینده
،احتمالآَ مقداری تب
.خارش و خستگی رو تجربه میکنید
.چندان بد بنظر نمیاد
ضمناَ، غذاهای ترش مزه هم باعث .درد شدید فکّتون میشه
.پس بهتره آبنبات ترش نخورید
چی؟
ممکنه ورم دردناکی تو ناحیهی
گردنتون و همینطور ناراحتی شدیدی رو تویِ .بیضههاتون حس کنید
،اوکی، اوکی .حله، حله
،حله، حله، حله .حله، حله، حله
.شکی نیست
،بخاطر ذات بسیار واگیرداری که این ویروس داره
باید نه روز بعدی رو بصورت قرنطینه
.توی خونههاتون بگذرونید
.اوه، نه روز در تنهایی
قربان، خوشحال میشم که تو این مدت .همراهتون باشم
"میتونیم سریال ده قسمتی "نیکلاس نیکلبی
.نگاه کنیم PBS رو از شبکه
.شنیدم حسابی هم سریالش رو کش دادن
.من عاشق کش دادنهای طولانیام
.ولی نمیخوام سربارت باشم
.در ضمن دارم به تنهایی عادت میکنم
.یا اصلاَ میتونیم باهم قرنطینه بشیم
.و روی پرونده کارکنیم
.آره، بنظر یجورایی جالب میاد
یجورایی؟
.میشه بهترین هفته زندگیمون
معذرت میخوام، متوجه نشدید که گفتم
درد شدیدی رو توی بیضههاتون حس میکنید؟
."چرا، شنیدیم دکتر "دکتر بد خبر
.اوکی، پس با کاپیتان هولت حرف زدم
.اون و جیک اوریون گرفتن
.تا هولت برگرده من مسئولام
سلام، همیشه دلت میخواست بدونی
.میتونی یه کاپیتان خوب بشی یا نه
.الان این شانسُ داری که بدرخشی
.الان شدی یه بازیگر جایگزین
و بازیگر پیرِ نقش اول؟
.خب، همین الان از پلهها افتاد پایین
No comments yet. Be the first to leave one.