Sugar Apple Fairy Tale

Sugar Apple Fairy Tale

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Sugar Apple Fairy Tale - 12 [AioFilm com]
A Commentary by AioFilm
🔷 Marie آیوفیلم تقدیم میکند | مترجم 🔷

Tags

other
Published on: 2023-03-24
Downloads: 3
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 186 lines.

Marie

آیوفیلم تقدیم می‌کند

تو و جوناس، همتون، از اینجا برید

...اما آقای رادکلیف این

!از اینجا برید

ایندفعه واقعا آشوب به پا کردم

آن

متاسفم که اینجوری شد

کیث تو کاری نکردی که عذرخواهی کنی

من ازت ممنونم

نمیذاریم اینجوری تموم شه

یه جوری ثابت میکنیم که سمی پشت این قضیه بوده

نگران نباش. ما همینطوری غمبرک نمی‌زنیم و تسلیم بشیم

پس کیث، فردا توی نمایشگاه میبینمت

منتظرش میمونم

...بریجیت سان

:مترجم

Marie

آیوفیلم تقدیم می‌کند

...نمیدونم تا کجا میتونم برم اما

مشکلی نیست

...حتی تنهایی ام از پسش برمیام اما

میدونی، حقیقت اینه که هیچکس تنها نیست

...احساساتی مثل خوشبختی، تنهایی و حتی نگرانی

به دنیا اومدیم که همشونو بچشیم

تنها یه قاشق پر از درخشش

همه چیز رو به لبخند تبدیل میکنه

...اون می‌تونه همونی باشه که مخفیانه آرزوشو کردم

اون معجزه

ما هرکدوم دنبال باارزش ترین گنج هامون میگردیم

دلیل سفرمون همینه

...نمیدونم تا کجا میتونم برم اما

هر لحظه ای که از جلوم میگذره با امید آمیخته شده

خب مثل اینکه دوباره زمان سختی داشتی

و مثل اینکه آدمای وحشتناکی توی مدرسه رادکلیف هستن

فردا توی نمایشگاه بهشون نشون بده چقدر مهارت داری

...ممنون خان

!جوناس

چیه؟ چی ازم میخوای؟

ممنون که نجاتم دادی

من به خاطر تو اون کارو نکردم

من فقط...ترسیده بودم همین

به هرحال ازت ممنونم

!بهت که گفتم من فقط ترسیده بودم! همین

!ازت واقعا متنفرم

حالا چیکار می‌کنی جوناس؟

به تو ربطی نداره

من یه ایده برای شیرینم پیدا کردم

کیث از شیرینیم تعریف کرد

...تعریف شنیدن از همچین پیشه ور بامهارتی

!معلومه که خوشحالم میکنه

خیلی هیجان زده بود

...اگه دیروز اون اتفاقات نمیفتادن

اونجا میتونست جایی باشه که تو بهش تعلق داری

...اما

ولی حالا که اینجا پیشمی خیالم راحت تره

این از خودخواهیمه

!شال فن شال

گوش میدی چی میگم؟ این یه موضوع جدیه

بهت که گفتم دیگه به سوالای جدیت گوش نمیدم

!وایسا! ایندفعه واقعا جدیه

!شکر نقره ای آن...فرق داره

فرق داره؟

...داشتم یه ناخونکی میزدم

!نه! فقط محض اطمینان داشتم تست میکردم

ولی طعمش با همیشه فرق داشت

اون شکر آن نیست

!این شکریه که توی کارگاه رادکلیف درست کردن

میثریل لید پود

نذار آن خبردار بشه

هیچی بهش نگو و مطمئن شو فردا بره نمایشگاه

فهمیدی؟ حواست جمع باشه

چیکار میخوای بکنی؟

شکرشو پیدا میکنم

!الیوت! منم! درو باز کن

!الان کار دارم نمیشه بعدا بیاین؟

بیاین خودمون سه نفری بریم بگردیم

...اینکه شکرشو عوض کردن

...مهم نیست چقدر بهش فکر کنم، حتما کار

اگه چیزی که شال میگه درست باشه

به یه شاهد یا مدرک نیاز داریم که ثابتش کنیم

برای همین به این یارو و مهارت حرف زدنش نیاز داریم

!درو باز کن الیوت! قضیه آن هالفورده

الان اسم اونو نیار

ها؟

آن؟ دوباره اون دختر؟

اتفاقی افتاده؟ برای همین کت اومده؟

حتما خیلی خوبه همه دورت بچرخن و مواظبت باشن

...از بس لوسش کردن باورش شده

تو چی میدونی؟

...ت-تو

خودش تنهایی به اینجا رسیده

هر اتفاقیم که افتاد اون تسلیم نشد

همین

...کسی که لوسش کردن

تویی

...خب

حالا همه زحماتمو به باد دادین

اینهمه پیشش نشستم تا شراب ناراحتیشو بشوره ببره

اومدی اینجا درمورد چی حرف بزنی؟

...شکر نقره ای که آن درست کرد

با شکری که توی کارگاه درست کردیم عوض شده

چی؟

کی همچین کار مسخره ای می‌کنه آخه؟

یه نفر هست که بهش مشکوکیم ولی مدرک نداریم

حتی کوچک ترین سرنخی می‌تونه کمکمون کنه

صبر کن

منظورت از مدرک شکر نقره ای آنه؟

اون که اصلا وجود نداره

اگه شما بودید نابودش میکردین مگه نه؟

آخه کار بدی انجام دادین

اگه من بودم حتما از شرش خلاص می‌شدم

...پس از کجا

من دیدمش

من همه چیزو دیدم

من میدونم کی بود و با شکر نقره ای چیکار کرد

واقعیت داره

آره

جوابمو بده

کی این کارو کرده؟

چه اتفاقی برای شکر نقره ای افتاده؟

نمیخوام بهت بگم

میثریل لید پود این حقیقت داره؟

ها؟ چ-چی حقیقت داره؟

قضیه شال

اینکه سکسکه اش بند نمیومد

برای همین رفت حومه شهر که دارو بگیره

پ-پریا بعضی وقتا مرض سکسکه میگیرن

چی شده شال؟

چه اتفاقی ممکنه افتاده باشه؟

متاسفم آن ممکنه به موقع نرسیم

اون اصلا حرف نمیزنه

آقای هینگلی با من اومد

اما شال اونجا موند تا سعی کنه به حرفش بیاره

خیلی دلسرد کننده ست

هیچوقت تصور نمی‌کردم وضعیت نمایشگاه سالی که من و تو با هم رقابت می کنیم این بشه

صبر کن کیث، تو تا الان پیش شال بودی؟

چه خبر شده؟

تو نمیدونی؟

کیث پاول سر جات بمون

امروز صبح این نامه به دستم رسید

این چیزیه که توش نوشته شده

آن هالفورد کسی که قصد داره امروز در نمایشگاه شیرینی های شکری شرکت کنه

لیاقت اسم پیشه ور شکری رو نداره

چی؟

اون مهارت لازم برای درست کردن شکری نقره ای رو نداره

مدرکش شکریه که همراه خودش به نمایشگاه میاره

اون شکریه که به دلایل شرایط ویژه برداشت محصول امسال، تولید انبوه شده

!این احمقانه ست

!وایکانت سیلورشوگر، شما خودتون بهتر از هرکس دیگه ای میدونید مهارت واقعی آن چقدره

!وقتی نظرت رو نپرسیدن نباید صحبت کنی کیث پاول

از اونجایی که شکایت شده

باید بررسی کنیم وگرنه کار یه جاهای باریک ترس میکشه

درسته

آن هالفورد باید محتویات بشکه هات رو ببینیم، متوجهی؟

من قبول میکنم، لطفا اینکارو بکنید

برای اینکه قضاوت دقیق تری داشته باشیم

...رئیس کارگاه رادکلیف، مارکوس رادکلیف، و من

با هم شکر رو بررسی میکنیم

در بشکه رو باز می کنم

این شکریه که امسال توی کارگاه اصلی رادکلیف تولید انبوه شده

مطمئنی؟

چرا؟

نامه اومده

!ممکنه از طرف میلزفیلد باشه

میرم بگیرمش

بریجیت با هم حرف بزنید خب؟

!فعلا

یه بار دیگه ازت می‌پرسم

چه اتفاقی برای شکر نقره ای افتاد؟

جوابمو بده

اگه حرف نزنی می کشمت

اینم جواب میده

اون دختر هیچوقت نمی تونه استاد سیلورشوگر بشه

و توام به عنوان پری ای که یه آدمو کشته مجازات میشی

هیچوقت نمیتونی برگردی پیشش

این میشه یه خودکشی عاشقانه با من

هنوزم بالمو میخوای؟

میخوام

در عوضش همه چیزو بهم میگی؟

آره

بگو

بالت

منو ببوس

...چی؟

من میدونم شکر نقره ای کجاست

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left