The first 200 lines.
ما به یه مربی نیاز داریم که بیاد و این کار رو با ما پیش ببره.
خوشم اومد. بیشتر از مدرسه بگو.
بالاتر از حد انتظارمون برگشت. زیک، فکر میکنم باید پیشنهاد رو قبول کنیم.
تبریک میگم، کپک زدی.
اوه، بیخیال!
وقتی کار خودتو پیدا میکنی، مثل یه قایق نجات میمونه.
دارم سعی میکنم بفهمم مردم چه حسی دارن.
ما حق و حقوق رو گرفتیم. آهنگهای اَشز آو روم.
چرا باید روی شماها ریسک کنیم؟
ما داریم روی تو ریسک میکنیم.
داریم سعی میکنیم برگردیم به هم؟ نه.
ما روی رابطهمون کار نمیکنیم. ما سعی نمیکنیم برگردیم به هم.
واقعاً از دیدن شما دو تا با هم شوکه شدم.
از خوابگاه خودم میرم. درو!
صبح بخیر.
یو هو! صبح بخیر!
سلام!
چی؟ من یه هدیه برات دارم.
این چیه؟ این چیه؟
این...
نه، نه... یه کوزینارت.
اصلاً از این سر در نمیارم.
ببین باهاش چقدر کار میشه کرد. داری چیکار میکنی؟
میتونی خرد کنی، مخلوط کنی، برش بزنی، رنده کنی، ورز بدی، ترکیب کنی، پوره کنی.
ها؟ هیجانانگیز نیست؟ من...
آخه حس میکنم باید دیگه انقدر همیشه از بیرون غذا سفارش ندیم، میدونی؟
و فقط کمک کنیم انتخابهای سالمتری داشته باشیم.
داری خیلی منو عصبی میکنی.
داری خیلی منو عصبی میکنی. مارک سیر نامزد کرده.
من داشتم یه سری لوازم خانگی میخریدم. قضاوت نکن.
اوه، خدای من. اون نامزد کرده؟
میدونم، میدونم. فقط واقعاً...
حالت خوبه؟
چی؟ کسی اینجاست؟
ببخشید. نه، نه.
اینجا شخص خاصی داری؟
اون خاصه، ولی...
میتونم ملاقات کنم... اوه. واقعاً اونقدر هم...
ما... این...
سلام. هی.
تو اینجا چیکار میکنی؟ تو اینجا چیکار میکنی؟
تو اینجا چیکار میکنی؟
خب، فقط... دارم جایی میخوابم که تو نشستی. چی؟
سلام عزیزم. یعنی چی که داری میخوابی؟
آخ! متاسفم.
چرا داری میخوابی؟
یه مدته اینجام.
تو اینجا مونده بودی؟ آره.
برای چند وقت؟
تقریباً چند هفتهای میشه.
چند هفته؟
ببخشید!
پس خوابگاه و دانشگاهی که من پولشو میدم چی؟ آخه مامان...
هماتاقیم بدترینه. اصلاً کلاس میرفتی؟ پاشو!
اوه خدای من. نه، من دارم برت میگردونم دانشگاه.
پتو! همیشه با این پتو! نمیتونی روی...
مبل خواهرت زندگی کنی وقتی من دارم پول اتاق خوابگاهت رو میدم.
مامان، چیز مهمی نیست. افتضاحه!
اصلاً کلاس میرفته؟ چرا شما دو تا هیچی به من نمیگین؟
ما داریم یه چیزی رو تجربه میکنیم. یه جفت خل و چل!
ما داریم سعی میکنیم، میدونی، همدیگه رو درک کنیم.
برام مهم نیست، میتونی تو دانشگاهی که من پولشو میدم اینو تجربه کنی. بریم!
باشه، بذار کفشهامو بردارم.
میخوام همین الان بیای. بقیه وسایلتو بعداً میتونی برداری.
منم یه لوازم خانگی خوب برات گرفتم. حتی نمیخوام بهت بدمش.
مال منو بردار. بردارش. برات خوبه. نه، نه، نه، نه!
بس کنید. خدایا، شما دو تا! بعداً میبینمتون.
لباسهام چی میشه؟ بعداً میگیریشون.
خدا رو شکر.
خیلی ممنون که اومدی جای من باشی.
مکس بالاست. فقط یه سر بهش بزن.
مطمئن شو خونه رو به آتیش نکشه.
فقط باید ببرمش پیش دکتر اطفالش.
دو بار کنسل کردم. البته.
باشه؟ مکس چطوره؟
مکس خوبه. فقط کل این وضعیت یه جورایی فاجعهست.
آره. میدونی که ما درخواست مدرسه خصوصی رو ثبت کردیم.
که هنوز داریم روش کار میکنیم. هنوز خبری نشده و حدود شش هفته گذشته.
برای همین دارم یکم نگران میشم.
این زمان طبیعیه؟
نمیدونم. ما قبلاً هیچوقت همچین کاری نکردیم.
منظورم اینه، حس میکنم داریم همه چیزو درست انجام میدیم، میدونی؟
مثلاً، بودجهمون رو داریم، معلممون رو داریم که فوقالعادهست.
ولی نمیدونم.
اوم...
میتونی اینو ببینی؟ فقط یه بستهست که من و آدام آماده کردیم.
برای... آره!
همه چیز هست. فقط یه جورایی به یه جفت چشم اضافی نیاز دارم تا نگاهش کنه.
البته!
میدونی، اگه میتونستی یه نگاهی بندازی و بهم بگی اگه چیزی از قلم افتاده.
میدونم این کار خصوصاً تخصص تو نیست، ولی تو وکیلی.
اشکالی نداره؟ بهت پول میدم. اصلاً!
نه، لطفاً. خوشحال میشم این کارو بکنم.
خب، چرا داریم شش تا بطری بزرگ ودکای با طعم سیب سفارش میدیم؟
الیور اَپلتینی دوست داره. اون خانمپسنده.
خب، نمیدونستم میشه انقدر پول بابت مشروب خرج کرد.
این دیوونگیه. این یه جشن انتشاره، آدام.
مردم جز مشروب خوردن دیگه میخوان چیکار کنن؟ میدونم یه جشن انتشاره!
این اولین آلبومشونه!
ولی هزینه مهمونی بیشتر از هزینه تولید آلبوم شده، باشه؟
بار مارتینی نداریم. بار مارتینی نداریم. اه! همیشه با تو همین بساطه.
بچهها! بچهها! بچهها! بچهها! بله؟
پاول منکوسو پشت خط یکه.
کارآگاهه یا همچین چیزی؟ چرا من نمیدونم کیه؟
مدیر فور دی ـه.
فور دی، گروه پسرونه؟ آره.
چی میخواد؟ اونا میخوان... میخواد اینجا ضبط کنه؟
نمیدونم. بردار! واقعا؟ باشه، اوکی.
سلام؟ کرازبی هستید؟
نه، نه، نه. آدام بریورمن هستم. کرازبی همینجاست.
آره، تو فرودگاهم پس باید سریع حرف بزنم.
چاد و بچهها چند تا از آهنگای گروهتون "اَشِز آف" رو گیر آوردن، اِمم...
رم. اَشِز آف رم. درسته.
واقعاً ازش خوششون اومد و ازم خواستن که باهاتون تماس بگیرم راجع به...
همراهی کردن گروه تو تور بعدی.
وای، عالیه! جریان اینه.
۲۲ تا کنسرت میشه، بیشترش تو سالنها و تئاترهای ساحل شرقی. باشه.
علاقه دارید؟ باید با بچهها حرف بزنم، ولی...
ما خیلی علاقمندیم. ما اینجا حسابی طرفدار فور دی هستیم.
حسابی! آره. تو لانچنت.
باشه. میگم بی.اِی یه بسته براتون بفرسته و بعد حرف میزنیم، باشه؟
اِم، عالیه. اوه فکر کنم دارن پرواز منو صدا میزنن.
یه لحظه، پاول. ما جمعه اینجا یه مهمونی برای انتشار آلبوم داریم.
اینجا تو استودیو، و امیدواریم شما هم بتونید بیاید.
آره. فرصت عالیای میشه برای اینکه با هم آشنا بشن و وقت بگذرونن.
همین جمعه؟ آره.
باشه، خوبه، خوبه. اونا برنامه خیلی شلوغی دارن ولی، خب، آدم هیچوقت نمیدونه.
عالی به نظر میاد. پرواز خوبی داشته باشید و به زودی باهاتون صحبت میکنیم.
باشه. فعلاً، بچهها. باشه، خداحافظ.
چی؟ وای خدای من!
چطور شد؟ فور دی. میدونی چقدر معروفن؟
آره! فور دی! شوخی میکنی؟
وای! این محشره!
و منم امروز دارم از خونه مامان و بابا میرم.
چه روزی! باید بلیط لاتاری بگیرم.
باشه، من همینجا تو پاراگراف ۲۹ به یکی دیگه نیاز دارم.
میدونم امضاهای زیادیه ولی فقط فکر کن...
وقتی همه اینا تموم شه چه چیزای خوبی در انتظارته.
آره، مثلاً جمع کردن وسایل؟
اِم، نه، پیدا کردن خونه جدیدت.
باشه. آخرینش.
همینه؟
آره، همینه.
تبریک میگم!
تموم شد.
اِد!
سلام.
هی.
تنهایی اینجا؟ اِم، آره.
تو اِم، میخوای بشینی؟ من نصف یه مافین اضافه دارم.
من عجله دارم، ولی خیلی خوشحالم که اتفاقی دیدمت. میخواستم برای یه چیزی بهت زنگ بزنم.
اوه، باحال. عالیه.
هی، میشه لطفاً یه آمریکانو بگیرم که ببرم؟ ممنون.
خب... آره.
تو تو کار فروش بودی، درسته؟ آره.
با صفحه گسترده (اکسل) چطوری؟
اِم، منظورم اینه، حالا که میپرسی من خیلی عالیم.
باشه، خوبه! آره، کمکی میخوای؟
آره. باشه.
دارم به برادر و زن داداشم تو یه درخواست کمک میکنم.
برای یه مدرسه چارتر، و باید چند تا پیوست به بودجهشون اضافه کنم.
من واقعاً تو اضافه کردن پیوست حرف اول رو میزنم.
همین الان چیزایی که تا اینجا دارم رو برات ایمیل میکنم.
بله، هورا! ممنون. شور و شوقم رو نادیده بگیرید.
همونطور که میدونی، یه مدتیه که پروژه نداشتم.
هی، من... اشکالی نداره، میفهمم.
خوبه که تو رو اینجوری میبینم.
یکم به منم سرایت میکنه. منم برای یه کم کار با اکسل هیجانزده شدم.
آره!
خب، اِم، ممنون بابت نوشیدنیهای اون شب.
میخوای دوباره تکرارش کنیم؟ مثلاً شام، نوشیدنی یا یه چیز دیگه؟
آره.
حتماً. باشه.
چهارشنبه چطوره؟
خوبه. من میتونم آشپزی کنم.
باشه. پس چهارشنبه میبینمت.
اِم، حدود ساعت هفت و نیم خونه من؟ عالیه.
باشه. خونه تو.
آره. چون من میخوام آشپزی کنم. چون تو آشپزی میکنی.
خوبه؟ آره، اِم، حتماً. باشه.
باشه. اوکی.
خوبه.
داداش!
خیلی وقته ندیدمت، مرد. فکر کردم دیگه هیچوقت برنمیگردی.
اِم... اوه! آره، بابت این همه وسایل معذرت میخوام، مرد.
قصد داشتم جابجاشون کنم ولی، اِم، خودت میدونی.
اِم، آره، آره. بفرما. بفرما این حوله رو برات بگیرم.
اوه، هی، اون چیه؟
کره بادام هندی. اِم، آره.
خب، یه جورایی به عنوان کادوی برگشتت، میدونی؟
اِم، یه روز بعد از تمرین خیلی گرسنم شد و یه کم ازش خوردم.
ولی بیشترش هنوز هست.
هی، مرد، نمیخوام چیزی رو بهت نسبت بدم.
ولی یه جورایی حس میکنم عصبانی هستی.
اون وسایل رو بذار سمت خودت از اتاق.
اصلا نمیدونم چند بار در مورد این حرف زدیم.
این سمت منه، باشه؟
واسه من چیزی نخر.
فقط حدود سه هفته مونده، فقط همونجا بمون.
خب، اون شروع کرد به من در مورد اون پسر دیگه، نامزد سابقش گفتن.
No comments yet. Be the first to leave one.