BBC: One Life

BBC: One Life (One Life)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

One Life 2011 Bluray 720
A Commentary by Farzad24
تنظیم زمانبندی و اصلاح دقیق غلط های املائی

Tags

BluRay
720
Published on: 2017-08-10
Downloads: 62
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

جهاني از ستاره بر خاص ترين سياره مي درخشد

سياره ما, خانه ما

تنها سياره اي که ميدانيم حيات در آن جريان دارد

حيات هنگامي که زمين جوان بود آغاز شد و در ابعاد کوچک شروع شد

هنگامي که يه مولکول کوچک تصميم گرفت مشابه اي از خودش را بسازد

از آن به بعد

از آن لحظه جادويي

حيات سرتاسر کره را فرا گرفته است

هر گوشه از جهان ما را در حال پر کردن بود

در حال حاضر حدود پنج ميليون گونه مختلف در سياره ما وجود دارد

پنج ميليون راه مختلف براي زنده ماندن

اين داستاني است که همه ما را به هم مرتبط مي کند

داستاني از اميد و پيروزي

داستاني از سفر ما در زندگي

هر حياتي با تولد آغاز مي شود

و هر مادري بايد انتخاب کند که فرزندش در چه مکاني حياتش را آغاز کند

يک فوک وِدِل به اين بياباني از برف و يخ آمده تا توله اش را بدنيا آورد

توله تنها چند ساعت عمر دارد و کاملاً ناتوان است

او کاملاً به مادرش ابسته است

با اينکه اکنون بهار است

ولي درجه حرارت ميتواند تا بيست درجه سانتيگراد افت کند

و بادها با سرعت صد و ده کيلومتر بر ساعت زوزه کشان از روي يخ ها عبور مي کنند

تمام کاري که مادرش ميتواند بکند اينست که او را در ميان بدنش پناه دهد

مطمئن باشيد که او ميتواند طفلش را زنده نگهدارد

پس چرا در ميان اين همه مکان, او اينجا را براي به دنيا آوردن فرزندش انتخاب کرده است؟

چون اينجا آنها از شر دشمنان در امانند

در ميان اين درياي منجمد بيکران هيچ شکارچي اي نميتواند به او و فرزندش دست درازي کند

ولي در اينجا هيچ غذايي وجود ندارد

بنابراين مادر اين سوراخ يخ را باز نگه ميدارد تنها مسير موجود به سوي شکارگاه

و اين بايد مسير شکارگاه او نيز باشد

او بايد فرزندش را براي وارد شدن به آب ترغيب کند

او باهوش نيست و چه کسي مي تواند او را سرزنش کند؟

ولي او بزودي درک خواهد کرد که براي اينجا متولد شده است

اکنون, ماجراي زندگي آغاز مي شود

به هر جا از جهان بنگريم

بسياري از رشد کردن ها

به مهارت و اراده والدين تان وابسته خواهد بود

اين ميمون هاي برفي در رشته کوههاي آتشفشاني

در شمال سرد زندگي مي کنند

آنها به طور شگفت انگيزي خَز ضخيمي دارند ولي هنوز احساس سرما ميکنند

و در اينجا زمستان براي کوچک تر ها سخت تر است

بعضي از ميمون هاي برفي راه بهتري پيدا کرده اند

چشمه هاي حرارتي داغ مه آلود

اين مادران بافکر فرزندانشان را به اينجا مي آورند

تا از سرماي شديد زمستان فرار کنند

در يک حمام گرم بزرگ

در اينجا, آب صد درجه لذت بخش است

ولي چرا همه ميمون ها درون استخر نيستند؟

خب, اين يک برتري است که به شکل حسدوارانه اي محافظت مي شود

درون استخر يک خانواده سلطنتي

يک ملکه و خاندان سلطنتي ميمون هاي برفي

بيرون استخر

هر کسي غير از آنها

جوانترين پرنسس مي تواند خوش گذارني کند چون او يک خانواده گسترده دارد

مصمم در اينکه به او بهترين ها را در زندگي بدهند

هيچ کس از داشتن چنين خانواده پشتيباني بهره مند نيست

بعضي ها مجبورند به مادر تنهاي خود وابسته باشند

و او اينجاست

قورباغه پيکان سمي توت فرنگي کمي کوچکتر از ناخن به دليل استفاده از سم اين قورباغه براي سم نوک تير به اين نام مشهور است

او تخم هايش را بر روي سطح جنگل گذاشته است

براي اغلب قورباغه هاي مادر بعد از تخم گذاري کار تمام است

ولي غريزه مادرانه اش آنقدر قوي است که تا بيرون آمدن تخم ها از آنها محافظت مي کند

و سپس بچه قورباغه ها را از محل خطر دور مي کند

او يک بچه قورباغه را به پشتش مي چسباند

سپس شروع مي کند

به طور تعجب آوري, او شروع به بالا رفتن مي کند

و اين چيزي است که او بدنبالش است

يک گياه خاص در ميان شاخه هاي يک درخت نه متر بالاتر از سطح زمين

آب به دام افتاده در ميان برگ هايش آن را تبديل به يک استخر پرورشي کامل کرده است

او مجبورست فرزندش را ترک کند چون هنوز چهار بچه قورباغه

در کف جنگل انتظار او را مي کشند

و هر کدام بايد به پرورشگاه اختصاصي خود برده شود

در اين استخر ها چيزي براي خوردن وجود ندارد

بنابراين او هر يک از نوزاد ها را با تخم هاي بارورنشده تغذيه مي کند

يک تخم مرغ نمي تواند براي مدت زيادي نوزاد ها را سير نگه دارد

بنابراين هر چند روز

او بايد از درخت بالا رفته

و همه اين کارها را تکرار کند

روزي, اين قورباغه جوان بايد از استخر بيرون آيد

و مادر فداکارش را ترک کند

پدر هايي هم وجود دارند که همين کار را انجام مي دهند

يک گوريل پشت نقره اي نر چنين مسئوليتي دارد

ولي او چيزي نيست که بتوان به او پدر هميشه در دسترس گفت

پرستاري کردن از بچه خيلي طاقت فرساست

اين صداي نر ديگري است

يک رقيب, يک مبارزه

اين رقيب قصد تصاحب قلمرو او را دارد

و اين مي تواند پاياني بر خانواده اش باشد و تمام چيزهايي که او برايش ارزش قائل است

بدون پاسخ

وقتي پاي کارهاي مهم در زندگي وسط باشد

او قطعاً يک پدر خوب خواهد بود

اغلب, والدين خوب بودن طبيعي به نظر مي رسد

ولي زمانهايي وجود دارد که بايد از راه دشوار ياد گرفت

اين بچه فيل که ديشب متولد شده اولين فرزند مادرش است

اينها نخستين گامهاي يک زندگي است که مي تواند تا هفتاد سال طول بکشد

اگر بچه فيل بتواند از روزهاي بحراني اول عمرش جان سالم بدر ببرد

براي توليد شير کافي مادر بايد آب پيدا کند

نوزاد چاره اي ندارد او مجبور است به راه رفتن ادامه دهد

او هشت کيلومتر راه آمده است

ولي هنوز راه زيادي در پيش دارد

او مطمئن نيست که يک چاله آب چيست

و اصلاً نمي داند چگونه از آن خارج شود

هر چه گله بيشتر در باتلاق پيش مي رود

مادر جوان و فرزندش فرو مي روند

اين خطرناک است

بچه فيل ها به شکل وخيمي درون گل گير مي کنند

مادر در تلاش براي کمک است

ولي او در واقع فرزندش را بيشتر در گل فرو مي برد

مادربزرگ متوجه مشکل مي شود

او به موقع دخترش را از سر راه کنار مي زند

چه يک بچه فيل باشد چه يک بچه قورباغه

چه يک ميمون برفي, چه يک گوريل

آنها همگي توسط والديني مراقبت مي شوند که نهايت تلاششان را براي ايمن نگه داشتن آنها مي کنند

خيلي زود, دوران کودکي پايان مي يابد

و آنها پي خواهند برد که زمانش فرا رسيده تا راه خود را در اين دنيا بيابند

جستجوي مادام العمر براي غذا آغاز مي شود

تصور کنيد که مي خواهيد ده ميليون شکم گرسنه را سير کنيد

خب, اين چالشي است که اهالي اين شهر زيرزميني با آن روبرو هستند

شهر پوشيده از علفزار است

بدبختانه شهروندانش, مورچه هاي علف چين

در واقع نمي توانند علف بخورند

با اين حال آنها تا جايي که مي توانند علف جمع آوري مي کنند

و آنها را تا کلوني حمل مي کنند

و آنها تمام روز همين کار را انجام مي دهند

هر روز

سيصد و شصت و پنج روز سال

ولي چرا دارند اين کار را مي کنند؟

جواب اين سوال در عمق زمين است

آنها علف ها خورد کرده و به قارچ هايي مي دهند که مي توانند علف بخورند

و آنگاه آنها قارچ ها را مي خورند

تپه مورچه يک مزرعه غول پيکر زيرزميني است

يک آرايش بي نظير است

با اينکه قارچ ها کربن دي اکسيد فراواني توليد مي کنند

و هواي اين پايين را مسموم مي کنند

مورچه ها چاره اين مشکل را نيز انديشيده اند

آنها دودکش تهويه خاصي ساخته اند که هوا را پاکيزه نگه مي دارد

آنها کشاورز, معمار و مهندس هستند

هر مورچه مغزي به اندازه سر سوزن دارد

ولي به هر روش, با يکديگر

آنها راه حلي براي تغذيه خود ابداع کرده اند

که ما بايد به اين هماهنگي غبطه بخوريم

بعضي وقتها, بهترين راه اينست که بگذاريم زندگي خودش پيش برود

انتخاب غذايي که تابحال هيچ کس مزه آن را نچشيده است

اين يک لاشخور است

يک کرکس پرموي بزرگ

در حال ديده باني از سطح زمين بدنبال غذاي بعديش

لاشخور هاي رقيب زيادي زودتر از او به اين لاشه رسيده اند

ولي تنها يک لاشخور از از دست دادن گوشت خوشحال است

او به دنبال استخوان است

چرا؟ چون درون آن غني از چربي مغز استخوان است

مشکل چطوري ميخواهد چربي رو از درون آن بيرون بياورد؟

اينگونه

حال اسيد معده او به خورندگي اسيد باتري است

که مي تواند به راحتي استخوان را در خود حل کند

هر لاشخور جواني بايد اين حقه ها را ياد بگيرد

به همين راحتي ها هم که به نظر ميرسد نيست

و يک مبتدي بايد به دقت تماشا کند

اگر براي بار اول موفق نشديد

دوباره

دوباره

دوباره سعي کن

يک روش بي نظير و مبتکرانه براي يافتن غذا

يکي از لاشخور ها روش خودش را دارد

قرن هاست که اين صخره ها مکان خاصي براي تهيه غذا بوده است

براي يک حيوان واقعاً باهوش

در واقع خيلي باهوش

او طرز تفکر ما را در مورد حيوانات تغيير داده

حتي درمورد خودمان

اين غارها منزلگاه يک نوع ميمون است

کاپوچين ريش بزي قهوه اي

کاپوچين ها عاشق ميوه نخل هستند

مسئله اينست که آنها براي شکستن به طور باورنکردني سخت هستند, حتي سخت تر از استخوان

يک باتجربه مي داند که ابتدا بايد آن رو پوست کند

سپس بايد حدود يک هفته زير آفتاب قرار داد تا خشک شود

او چند تا از آنها را از قبل آماده کرده است

از مدتها پيش, اين ميمون هاي باهوش پي برده اند

اين چيزي است که آنها براي انجام اين کار نياز دارند

حال, گام نهايي

ما قبلاً فکر مي کرديم تنها انسانها به قدر کافي باهوش هستند که بتوانند از چنين ابزاري استفاده کنند

جوان تر ها تماشا مي کنند و از بزرگتر ها تقليد مي کنند

درست مانند کاري که کودکان انسانها انجام مي دهد

آنها خيلي زود ياد مي گيرند که چگونه يک کار را بدرستي انجام دهند

تو ابزار درستي رو انتخاب کردي

هشت سال طول مي کشد که تبديل به يک فندق شکن ماهر شوند

در بسياري از نقاط دنيا شما چيزي بيشتر از مهارت نياز داريد

لازمست که براي يافتن غذا شجاعت به خرج دهيد

دو هفته پيش فرزندانش را متولد کرد

در بالاي اين صخره

دور از دسترس حيوانات شکارچي

اما حالا آنها نياز به آب و غذا دارند

که در پايين دره قرار دارد

رسيدن به آنجا بسيار سخت بنظر مي رسد

جا مانده اين کوچولو تقريبا رسيده پايين

در حاليکه درسته وارد مهلکه شده است

بچه بز تابحال روباه نديده است ولي مي داند که بايد براي نجات جانش بدود

يک پيچ اشتباه, يک لحظه درنگ

و زندگي کوتاه بچه بز پايان خواهد يافت

اين بچه درک خوبي دارد

جايي برود که تنها يه بز مي تواند برود

امروز بچه بز انتخاب هاي درستي داشته است

More Farsi Persian subtitles for BBC: One Life

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left