A Mother's Son

A Mother's Son

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

A Mothers Son 1x01 HDTV XviD-AFG
A Commentary by Dr. Gregory House
Tvworld.info

Tags

HDTV
hdtv
XviD
HD
Published on: 2013-06-25
Downloads: 13
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »

تــرجــمــه از مرتضی DrGregoryHouse

.متاسفم

.تو که قرار نبود با بچه ها بری مسافرت

.واقعاً نمیفهمم مشکلت چیه، "دیوید".از سه ماه پیش خبر داشتی

مسئله این نیست که خبر داشتم یا نه، مسئله اینه - .که اون آخر هفته نوبت منه باهاشون باشم .کلبه فقط تو اون هفته خالی بود -

.به من چه! این دلیل نمیشه که بچه ها با من نباشن

.تو که نصف عمرت رو مسافرت بودی - !مزخرف نگو -

ما که نفهمیدیم، چطوری تا الان تو و "جیم" رو از کار بیرون نکردن؟

.اصلاً می دونی چیه،"دیوید"؟ گاهی اوقات واقعاً حالم ازت بهم میخوره

!"مزاحم نشو ، "دیوید

مامان منم - ....جیمی"، عزیزم، شرمنده، فکر کردم" -

.باورم نمیشه که هنوز شما دو تا به هم گیر میدین - نه بابا -

حدود دو سالی از طلاقتون میگذره - چیزی لازم داشتی، عزیزم؟ -

.آره،یکم نگران بودم ."لیو" هنوز خونه نیومده

منظورت چیه که هنوز خونه نیومده؟

خونه ی دوستش نیست؟

درسته

.فکر کردم شاید کلاس شطرنج باشه

حدود ده دقیقه پیش رسیدم و فکر کردم خونه اس

فوراً یک چیز برای خوردن برداشتم و رفتم اتاقش تا ببینمش

ولی چراغها خاموش بودن

.مشخصاً خونه نبوده

.آره، چند بار موبایلشو گرفتم ولی مستقیم میره رو پیغامگیر

.دوباره موبایلشو میگیرم و اگه آمد بهت زنگ میزنم

باشه

سلام

"سلام، "بِن

"جِیمی"

هنوز نیومده؟ - .متاسفم،تازه رسیدم - .خدا مرگم بده، "جِیمی" همین چند دقیقه قبل بهم خبر داد -

.جوش نزن پیداش میشه - نه ، پس کجاست؟ -

ساعت چند قرار بود بیاد خونه؟ - هفت - سر وقت از خونه ی "ریسی" راه افتاده؟ -

.یک ساعت و نیم پیش - به موبایلش زنگ زدی؟ - .جواب نمیده -

بقیه کجان؟ یک وقت با اونا نرفته بیرون؟ - .جِس" رفته با دوستاش درس بخونه،"راب" هم رفته کلاس پیانو" - .خدا مرگم بده -

.عزیزم، جوش نزن پیداش میشه

.شاید موبایلش شارژ نداره یا خراب شده

معمولاً کجای شهر دور میزنین؟ مرکز شهر؟ - آره - استفاده شده که Memorial در این قسمت از کلمه ی ) اشاره به بنا یا مجسمه یا ... داره که در بیشتر شهرهای بریتانیا و آمریکا به یادبود جنگ جهانی ایجاد شده ( و من برای سهولت کار از مرکز شهر استفاده کردم

.بریم تو شهر دنبالش بگردیم

.البته اونقدرها هم دیر نکرده - "فقط سیزده سالشه ، "بِن -

دخترم سیزده سالشه و تقریباً یک ساعت ونیمی میشه که دیر .کرده. باید به پلیس زنگ بزنیم

.متاسفم. حق باتوه. هر کاری که به نظرت درسته بیا تا انجام بدیم

!"لیوی"

!"لیوی"

...."لیوی"

خب، خانم "مالورِی" گفتین دخترتون "لارین" ساعت 7 شب باید خونه میومد؟

و تابحال سابقه نداشت دیر خونه بیاد؟ - .هیچوقت -

.مطمئنم اتفاقی براش نیوفتاده

.احتمالاً مشغول چرخ زدن با دوستاشه و زمان از دستش در رفته

بسیارخب. میتونی مشخصات لباسی که پوشیده بود رو بهم بدی؟

میگه به "راب" گفتم که بهت بگه بعد از خونه ی "ریسی" خونه ی .جَزمین" میرم"

راب" چی گفت؟" - .گفت خبر نداشته -

.بد نیست یاداوری کنم که پسر من تهِ هر چی آدمِ دروغگویه

خوبی قضیه اینجاست که دوتاشون دارن گریه میکنن و میگن - .از هم بدشون میاد به همین خیال باش -

.صبح نشده آشتی میکنند - .فکر نکنم -

.اگه خواهر و برادر بودن دیگه از کارهاشون شوکه نمی شدیم

تهدیدشون میکردیم که سرپرستیشونو به کسِ دیگه میدیم و .از این حرف ها

میدونی، مثل مسائلِ پیشِ پا افتاده ای که تو همه ی خانواده ها - .... هست. جدا از شوخی

.از همون اول میدونستیم که این قضیه بدون مشکل نیست

منظورم اینه که الان اسم رابطمون چیه؟ الان، دو ماهی میشه که با همیم؟

هفت هفته و سه روزِ - مم، هفت هفته و سه روز -

.همم، خوب داریم پیش میریم

!لعنتی

فوتبال شروع شده. اشکال نداره برم نگاه کنم؟ - نه،برو -

.راب"! "جِیمی"! فوتبال شروع شده"

!اومدیم - فوتبال نگاه نمیکنی؟ - .مگه دیوانه ام -

چه خبر از درسهات؟

.امتحان ریاضی داشتم. به خیر گذشت میگه امتحان معادلات دو جمله ای داشتم که برای ) ( سهولت کار امتحان ریاضی جایگزین شده

.راستی، مرسی لباسشویی رو روشن کردی - .من نکردم -

!اه! اه

کارتونه درباره ی یک گربه بود که مثل سگ پارس میکرد تا اینکه فهمید دارن بهش نگاه میکنن

بعد زیر چشمی به بقیه نگاه میکنه و شروع میکنه .به میو میو کردن

.جوری که کارهاشون رو انجام میدن خیلی باحاله - .اون قسمتش که تهِ خنده است -

راستی، قسمتِ " سگ و کالباس " رو از این کارتون دیدین؟

.وای به حالت اگه کفش ورزشی هاتو گم کرده باشی

نگفتم که گم کردم، گفتم دیروز یکی

.از تو رختکن دزدیدشون - پس برو ته و توشو در بیار وگرنه -

.از پول تو جیبیت کم میشه - .دارم میرم - .زود داری میری - .روز دیوانه کننده ایه -

کِی برمیگردی؟ - .دیر برمیگردم - .نوبت واکسن داریم -

اه، خدای من. نوبت واکسن ما کِیه؟ - .فرداست، بابا. تا الان پنج میلیون بار بهت گفتم -

.اگه رسیدی یک چند تا دستگاه حشره کشِ برقی بگیر - .سعی خودمو میکنم -

چون داریم انبارگردانی میکنیم همه چیز قاطی پاتی - .شده. خدانگهدار پسر خوشگل و دوست داشتنی من !اوغ، حالم بهم خورد - "ممنون "لیو -

خداحافظ - .کِو" میگه ترافیک تو جاده دیوانه کننده اس" -

.زودباشین، بچه ها، راه بیفتین

!دیوانه ها - خب چرا به این آهنگ آشغال گوش میدین؟ -

.چون تو از این آهنگ بدت میاد - !باعث تاسفه -

!واو

این دیگه چیه؟ - دارن تَجَسُس میکنن، مگه نه؟ -

ببخشید. چه خبره؟ - .لطفاً نایستین، خانم -

دارن دنبال کسی میگردن؟ - .لطفاً حرکت کنید -

قضیه ی کفشها رو فراموش نکنی"جِیمی". فهمیدی؟ - .آره، آره فهمیدم -

.بچه ها، خداحافظ -

خداحافظ - خداحافظ عزیزم -

.روز خوبی داشته باشی - لیو"، شنیدی چه اتفاقی افتاده؟" -

.لورین مالوری" گم شده. دیشب خونه برنگشته"

.حدس میزنن یک اتفاق خیلی بدی براش افتاده - .چی؟ همین دیروز دیدمش -

از بچه ها کسی اونو میشناخته؟ - .نه زیاد - .همکلاسیشون نبوده -

.مادرشو یک چندباری تو جلسه ی اولیاء و مربیان دیدم

!اه، طِفلکی زنِ بیچاره - .با این وجود میخوام امشب بیخیالِ نوبت واکسن بشم -

هنوز یک هفته به پروازمون مونده - ببخشید، چرا؟ -

بچه ها خیلی ناراحتن. "راب" و "جِس" هم همینطور. موضوع اینه - .که یک دختر گم شده

.جدا از هر مسئله ای فکر کنم بچه ها بدجوری ترسیدن - .باشه -

.اگه بتونی زود بیای خونه خیلی خوب میشه - .آم، سعی میکنم زود بیام -

.مرسی، عزیزم. دوستت دارم. بعداً حرف میزنیم -

.منم دوستت دارم

.احتمالاً شبانه با دوست پسرش فرار کرده

یا ممکنه با دوست پسرش دعواش شده و برای اینکه حال و هواش ."عوض بشه رفته "لَندن

.آره، ممکنه

.بیاین اینطرف

خبری نشد، خانم "مالوری"؟ - امکانش هست بیایم داخل؟ -

خبر جدیدی نیست؟ دخترتون قبلاً هم از این کارها کرده بود؟ نمیخواین چیزی بگین؟

!"خانم "مالوری - !"خانم "مالوری -

.جِیمی"، اِی هرزه ی دروغگو"

اندکی پس از ساعت 4 عصر امروز پلیس خبر پیدا شدن جنازه ی - دختری جوان در

.نزدیکی بَسترِ نیزارها را تایید کرد

فاصله ی مدرسه تا خونه ی "لورین" حدود شصد متر بوده

و قرار بوده بعد از ملاقات با دوستانش ساعت 7 شب خونه باشه

.اما کمی پس از ساعت 9 شب خبر گم شدنش گزارش شده

از سحرگاه امروز ساکنین محل برای جستجوی همه جانبه ی

زمین های باتلاقی نزدیک دریا و بستر نیزارها به کمک نیروهای .پلیس شتافتند

تا دیروز، کم کم مدرسه ی "ایست لی" خودشو برای تابستان پیش رو آماده میکرد

.اما امروز به مرکز پرس و جو برای قتلی وحشیانه تبدیل شده

اما در طول همین زمان اندک

بر تنِ اعضاء جامعه ی کوچکی که او در بین آنها زندگی میکرد از اینکه ممکن است او نتواند

.از این حادثه جان سالم به در بِبَرد به لرزه افتاد

اما به نظر میرسه امشب، چیزی که ازش خیلی هراس داشتن .به خود رنگ واقعیت گرفت

."آنا دانیِلز"، خبرنگارِ "آنجلینا نیوز"، "ایست لی"

عزیزم، نمیدونم چرا همچین اتفاقی افتاد

.ولی چیزی که میدونم اینه که اتفاقی مثل این خیلی خیلی نادره

....احتمال اینکه دوباره اتفاق بیافته - .میتونست بجاش کسی باشه که نشناسیم -

.کسی که هر روز تو شهر بی توجه از کنارش رد میشیم

."هیچ اتفاقی برات نمیفته، "لیو

من و مامان نمیذاریم اتفاقی برات بیافته، مگه نه؟

.آره

.البته که نمیذاریم

در رو باز میذارم که نَتَرسی، باشه؟

.اگه خوابت نبرد، بیا تو اتاق ما

.شب بخیر عزیزم

خوبی؟

.میفهمم چه حالی داری

.گفتی طرف رو خوب نمیشناختی

.فقط در حد سلام و علیک میشناختمش

.با دوستِ یکی از دوستام میچرخید

.اما ازش خوشم میومد

.یکم عجیب و غریب بود

.دوست و رفیق هم کم داشت

.حتماً یک مشکلی داشته

.طِفلکی خانواده اش

.شب بخیر

"جِیمی"

.دوستت دارم عزیزم

.منم همینطور

"بِن" - ها؟ -

به "لیوی" گفتم که اگه ترسید میتونه بیاد پیش ما. از نظر تو - که مشکلی نداره؟ نه -

جِس" چطوره؟"- .مم، خوبه -

ازش که خبر گرفتی، هان؟

...."روزی" - .عیبی نداره،میرم بهش سر بزنم -

رو" بیخیال ،حالش خوبه. داره درس هاشو مرور میکنه. لطفاً" .مزاحمش نشو

شخصیتشو خوب میشناسم

.از اون تریپ دخترها نیست که تا تقی به توقی بخوره بترسه

.اه، متاسفم

.....میدونم قصدت خیره ولی - .ولی من مادرشون نیستم -

.نمی خواستم همچین چیزی بگم

....فقط فکر میکنم

میدونی، من بچه هامو بهتر از تو میشناسم، تو هم بچه های خودتو

.پس بیا تمام انرژیمون رو برای موفقیت و امنیتشون بذاریم

.حسِ عجیب و غریبی نسبت به همه چیز دارم

همم

.بیا دعا کنیم پلیس این هرزه رو هر چی سریع تر دستگیر کنه

کی اونجاست؟

بابا شمایی؟

!مامان،ده دقیقه دیر شده! دیرمون میشه

دوباره تو اتاقم بودی؟ - از چی صحبت میکنی؟ -

.خودت بهتر میدونی از چی صحبت میکنم. یکی بی اجازه تو اتاقم رفته

خوبی؟ - ....اه -

.خوبم

.من برنداشتم - تو برداشتی. وقتی که ازشون خوشم نمیاد چرا باید برداشته باشم؟ -

.مال خودت رو بردار - .چندبار باید بهت بگم برشون نداشتم -

چی شده؟ - .هیچی بابا! پیاده میرم - .دلم نمیخواد پیاده بری -

.هوا روشنه روشنه. اتفاقی برام نمیافته - .لطفاً برگرد اینجا -

.نشونه ی بارِزی از تجاوز جنسی نیست

اِسپِرم چی؟ - .نه -

زخم چاقو چی؟

یک شکاف به عرض دو سانتی متر در دهانه

.و عمق ده سانتی متر که آئورت شکمیش رو پاره کرده آئورت سرخرگ بزرگی است که به بطن چپ قلب متصل است ) و خون تصفیه‌شده را به تمام بدن می‌رساند و این سرخرگ ( در ناحیه ی شکمی آئورت شکمی نامیده میشود

شرمنده. پسرم بخاطر مریضیش مدرسه نرفته. به ویروسی که .این دور و بر شایع شده مبتلا شده

اشکالی نداره تلفنم رو جواب بدم؟ - .دختر کوچک منم مبتلا شده -

سلام، "نِیل". بهتری؟

اگه حالت اونقدر بد بود که نتونی بری مدرسه اونقدر هم بده ..... که نتونی بری

.شرمنده بابت تلفن

.خواهش میکنم

خب

زمان مرگ کِیه؟

مردی که از ساکنین همین منطقه است

.برای بازجویی بیشتر درباره ی قتل اخیر بازداشت شد

اما پلیس جزئیات بیشتری منتشر نکرد، با این وجود گمانه زنی ها درباره ی قتل اخیر

.در میان اهالی این جامعه ی کوچک شایع تر شده

.مرتیکه ی عوضی - ."خبرنگارِ "آنجلینا نیوز"،"ایست لی - .فقط ازش یک چند تا سوال میکنن -

اگه مدرک محکمی نداشته باشن نمیتونن تو بازداشت .نگهش دارن

ممکنه با هم صحبت کنیم؟ - بابا، به این خاطر آمدم اینجا چون حوصله ی صحبت با - .هیچکس رو نداشتم

.عیبی نداره

More Farsi Persian subtitles for A Mother's Son

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left