The first 200 lines.
*ساعت 3:15 منطقه پاروتيپورام در ويجاياناگار*
لطفا تحمل کن، الان دکتر ميرسه
نارينا، کجايي؟
بچه هرلحظه ممکنه به دنيا بياد لطفا زودتر بيا
...گريه نکن عزيزم
...گريه نکن عزيزم
بابات اومد
خدا بهت يه پسر داده
اوه
...کوچولوي من
تو دستهاي باباش ديگه گريه نميکنه درست عين باباشه
جناب عابد، اون آب مقدسه
خب که چي؟ عجب طالعي داره
...آقاي مورتي
وقتي داشت به دنيا ميومد رعد و برق و طوفان بود؟
آره
بعد از تولدش هم بارون شديدي اومد؟
نه فقط بارون...رعد و برق اگه شديدتر بود حتما متوجه ميشديم
ولي رعد و برق تو خونهتونه
...آقاي مورتي
اون با رنج، اعتراض و قدرت به دنيا اومده
وقتي کسي مزاحمش نشه مثل زمستون خنکه
اگه مزاحمش بشه، مثل آفتاب توي زمستون داغ ميشه
اگه کسي جلوش وايسته به آرومي زندگيش رو ميگيره
بيا اينجا
ولي يه نکتهي خيلي مهم هست
اون يک نفر رو بدون هيچ قيد و شرطي دوست خواهد داشت
يه دختر رو؟ نه، تو رو -
من؟
اين يه خبر عالي نيست آقاي مورتي
ولي بنظر يه خبر خوب مياد، درسته؟
بالاخره يه روز ميفهمين که عشقش به شما ميتونه خطرناک باشه
مردم هم کمکم متوجه ميشن
نامگذاري رو شروع کنيم؟
سوريا
خداحافظ
مراقب باش بابا
هي، معلم انگليسي امروز مرخصيه زنگ اول رو بيکاريم
سورش، قهرمان مورد علاقهات کيه؟
...استار
طرفدار مگااستارم
کريشنا؟ بالاکريشنا -
تو چي سوري؟
ناريانا مورتي
...اون پدرمه
من طرفدار پدرم هستم
...شانتي بله؟ -
يه سري مدارک توي پوشه هست ميشه لطفا بياريش؟ - حتما
زود باش ...دارم ميام -
!واي مامان
!چي شد شانتي بيشتر مراقب باش، باشه؟
هي ميگي عجله کن باشه، بيا بشين -
چرا اونجوري نگاه ميکني؟ چون مادرت افتاد؟
دارم فکر ميکنم مامان
چرا وقتي مردم مياُفتن، داد ميزنن مامان
ولي نميگن بابا؟
بالاخره ميتوجه ميشي که عشقش ميتونه چقدر خطرناک باشه
فراموش کن، پسر پسرم اون رو بيشتر از من دوست خواهد داشت
من از زندگيام راضيم
*چند سال بعد*
...هي مورتي
هي بيا داخل
دوباره به روستامون منتقل شدي؟
مهم نيست چقدر پيشرفت کني مهم اينه تو روستاي خودت زندگي کني
مثل من
اگه بچهها بزرگ بشن و هنوز احترام گذاشتن رو بلد نباشن، ساکت نميمونم
پوستت رو ميکنم
فکر نکن که از بابات ميترسم
از بچگي با همديگه دوستيم
اگه عصباني بشم ميزنمش
چرا اينجوري بهم زل زدي؟
ولش کن...برو بازي کن
چرا اينجوري به من زل زده؟
اشکالي داره باهاش شوخي کنم؟
نه اشکالي نداره ولي پسرش نبايد بشنوه
اگه بشنوه اشکالي داره؟
از نمايش "نافرماني دراپادي" لذت ببريد با هنرنمايي کارمندان محله
لطفا اونها رو تشويق کنيد
دو...دو
دارماراجا...تاجت رو بردار و پاهام رو ببوس شکست رو قبول کن
واي خدا حسابت رو ميرسم-
باباي من شکست خورده؟
...ميکشمت تو برو -
يکي اون رو بگيره
نزديک بود با اون گرز سرم رو بشکونه
لعنت به عشقي که نسبت به پدرت داري
اون که پدرت نيست...دارماراجائه فقط يه نمايشه
....نمايش باشه يا واقعيت
...پدر من باشه يا شاه دارماراجا
باباي من هيچوقت شکست نميخوره و به پاي کسي نمياُفته
چون من عاشق پدرمم
نميدونم بعد از اينکه بزرگ بشه قراره چطور پيش بره
چه وضعيتي ممکنه پيش بياد؟
فــــــــوقالــــــعــــــاده
سريعتر
فکر ميکنين اونها دارن کسي رو تعقيب ميکنن؟ نه، دارن از ترس فرار ميکنن
احتمالا حدس ميزنيد که از کي ميترسن
*ستاره پُرتکاپو، رام*
اولين باره دارم ميبينم پليسها فرار ميکنن
الو...جاگاداما...جاگو کجايي؟
توي منطقهي تو هستم
سريع بيا
هي باندي، من سريپورامم کدوم گوري هستي؟
همه رو بيار
هي من تو جادهي ساحليام افرادت کجان؟
زود بيا اينجا
چرا دير کردي؟
وايستين
چند نفرن؟ يه نفره -
فقط يه نفر؟ اين همه براي يه نفر زيادهرويه
اين چه وضعشه؟
فکر کردي اجازه ميديم اتفاقي براي نيروي پليس بياُفته؟
ماها با هم رفيقيم، اگه اتفاقي براي افرادمون بياُفته اونها بهش رسيدگي ميکنن
اگه اتفاقي براي پليسها بياُفته ما ازشون حمايت ميکنيم
ماها با همديگه صميمي هستيم
...اوه
باشه پس بعد از اونها به حساب شما ميرسم
چي ميگي؟
اين چه وضعيه؟ اصلا از من نترسيد
هي رئيس -
سردستهشون تويي درسته؟ حسابش رو برس
سه سال کاراته
شش سال کونگفو
عاليه ممنونم -
ميدوني سيلي چي؟ يعني چي؟ -
اون قويترين آدم توي گروهمون بود ببين چقدر قويـه که اون رو با يه ضربه انداخت
ديگه از اون بهتر کسي رو نداريم
از حالا به بعد با شما رفيقيم
خودتون باهاش روبهرو بشين
بريم
فرار
نجات پيدا کرديم
مُرديم
لعنتي
فايده نداره، کرکرهها رو بکشيد چي گفتي؟ -
گفتم ببنديد
رئيس ميخواي بزنيش؟
اينجوري اگه ما رو کتک بزنه کسي نميفهمه
منتظر چي هستي؟ بيا شروع کنيم
بابا، پليسها اومدن شما رو ببينن
پليس؟
چي ميخوايد؟
شما آقاي نارينا مورتيايد؟ وقت بخير قربان
پيکا راما رائو و تيمم
منطقهي ترافيکي والتر
بايد ما رو عفو کنيد قربان
چرا بايد شما رو عفو کنم؟
حتما زير سر برادرته
چي شده؟
چيکار ميتونن بکنن بابا؟ از اون بپرس
چي شده؟
چرا از من ميپرسي بابا؟ من تازه بيدار شدم
مامان...قهوه
ازت درخواست بخشش کردن، اونها رو ببخش تا از اينجا برن
هي، اينقدر يا کلمات بازي نکن
بگو چي شده؟
چرا بهم فشار مياري؟
نميدوني اون روز که از اداره داشتيم برميگشتيم خونه چي شد؟
چي شد؟ سعي کن به ياد بياري -
بهم 500 روپيه بده بعد برو
چرا قربان؟
مشکلت چيه؟ دهنت رو باز کن -
چک کن دهنت رو باز کن
مسته
جريمه بده خودت توي دهنم الکل ريختي الان ميگي مست ام؟-
يا بهمون 500 روپيه بده يا اينکه 1000 روپيه جريمه ميشي
من که اونجا نبودم؟ اونجا نبودي؟ -
يکم بيا عقبتر بابا
قربان تست نميدم، به جاش 500 روپيه ميدم
صبر کن بايد همه رو چک کنيم-
مراقب پولها باش ندزدشون
انگار هر روز دارن حريصتر ميشن
به همين راحتي از اين کار دست برنميدارن
ولي من که بهت چيري نگفتم
داشتم با خودم حرف ميزدم
چيزي که فکر کردي رو شنيدم و انجامش دادم
پس تو پليسها رو زدي؟
اگه عليهم شکايتت کنن چي؟ آيندهي تو چي ميشه؟
کي ميخواد شکايت کنه؟
کي اينکارو ميکنه؟
اون فقط وظيفهش رو انجام داد
تو دنيايي که پسرها حرف ...پدراشون رو گوش نميکنن
خيلي خوششانسي که پسري مثل الماس داري و حرف دلت رو ميشنوه و انجام ميده
فقط بگين که ما رو ميبخشيد
بايد برگرديم سر کارمون خواهش ميکنيم قربان بگين که بخشيدين-
بهش فکر نکنين قربان، فقط ببخشيد .....وگرنه ديگه
باشه، ميبخشمتون
ممنون قربان آي
هي
فکر کردي کسي جز خودت پدر نداره؟
بابا
شکمت رو نگاه کن
مردم تو اين سن دوستهاي ورزشکار دارن تو هم دوست شکمو
وضعيت همين ميشه
مامان، نهار بابا آمادهست؟
آره، آمادهست
مامان
چي شده؟ بازم برنج سفيد؟ -
ازت خواستم براي بابا برنج قهوهاي بپزي درسته؟
قند خونش ميره بالا
No comments yet. Be the first to leave one.