The first 200 lines.
اسم؟
سیمون
سن؟
بیست و یک
کارت شناسایی داری؟
آره
شغل؟
کمک کارِ اسبابکشی
بلدی تختت رو مرتب کنی؟
نه
دارویی مصرف میکنی؟
نه
آشپزی بلدی؟
آره. یعنی، نه. امتحان میکنم ولی هیچوقت خوب درنمیاد
بریم
!هی، وایسا
!وایسا
بریم
!پوهِن
وایسا
نه. ادامه بده
!کمک
!مواظب باش
!پوهِن
!اینجا
!پوهِن، بیا اینور
!همینجا
!باید از اون طرف برگردیم
ما هم گم شدیم
!از اون طرفه
!پاتو بذار اینجا
میتونی؟
!آنتن نداریم
!اصلا آنتن نمیده. ما پیش مجسمه مسیحیم
آنتن داری؟
کسی معلم رو دیده؟
معلم کجاست؟
فکر کنم ما رو ول کردن
آنتن داری؟
!اون بالا آنتن نیست؟ من گم شدم
اون بالا آنتن داری؟
نه. ندارم
!برو بالا
اون بالا رو امتحان کن
!بالا برو
نمیتونم بالا برم
!یالا! بالاتر
!بالا برو
نمیتونم
!پاشو
!یالا
!بالا برو
میتونی
نمیتونم
!یالا! میتونی
!مامان
!سیمون! پاشو
آنتن داری؟
!بیا بالا
!بالاتر
!اون بالا
اون بالا آنتن داری؟
آنتن داری؟
سلام، آره
الان دارم
آروم باش
بچهها خوبن
نگران نباش
نه
صدات به زور میاد
یه کم آب میخوام
واسه چی؟
نه، حدود پنج دقیقه دیگه میرسیم
نه، جدی میگم
ممنون
یه کم آب بخور
الان دیگه میرسیم
نگران نباش
نمیفهمم
قبلاً داشتم
.آره. باد زوندا
آره، فکر کنم
!خداحافظ
لوسی
چی؟
چی شده؟
دیشب خوابت رو دیدم
منم خواب تو رو دیدم
بیا
دوستش داری؟
آره
میتونی برش داری
جدی؟
آره. خونه چهار تا از اینا دارم
بذار ببینم
خیلی صداش بلنده
با این دکمه میتونی صداشو کم کنی
بذار امتحان کنم
سلام. صدامو میشنوی؟
یک، دو، سه، تست، تست. آره
.اگه زیادش کنی گیج میشی
.چی؟ باید پیاده شیم
.بریم. بای
.بای
!بای
.ما میریم اون طرف
!پوهن
میشه منم باهاتون بیام؟
!آره! بیا
.سی و چهار، سی و پنج، سی و شش
.سی و هفت، سی و هشت، سی و نه
.چهل، چهل و یک، چهل و دو، چهل و سه
!چیه؟! فضولی نکن
.باشه
.پنجاه و نه، شصت
داری چی کار میکنی؟
.برو یه جای دیگه
.شصت و سه، شصت و چهار، شصت و پنج، شصت و شش، شصت و هفت
اشکالی نداره من اینجا با شما قایم شم؟
.نه
.هشتاد، هشتاد و یک، هشتاد و دو، هشتاد و سه
.هشتاد و چهار، هشتاد و پنج، هشتاد و شش، هشتاد و هفت
.خاموشش کن! باشه
.نود و سه، نود و چهار، نود و پنج، نود و شش
.نود و هفت، نود و هشت، نود و نه، صد
!چه آماده باشی چه نه، من اومدم
.بذار ببینیم دور و بر چی داریم
و اینجا چی میتونم پیدا کنم؟
!اون فرانچسکوئه، پشت پلهها
!بیا منو بگیری، شیطون
!حسابی لهت میکنم
!بابا
جا هست؟
.نه. پره
.باشه
.وقتشه حموم کنی و بری بخوابی، کوچولو
.همه دارن میرن دیگه
!بریم
!بچهها، وقت رفتن به خونهست! بیاین بگیریمش
!کلو رسید خانه
!نه، پوهن، نه! بگیرش
!نه! بس کن! برو
!نذار فرار کنه! بدو، بدو
.باید بری. بیا حرف بزنیم، عشق من، هنوز تاریکه
.اگه اینجا پیدات کنن، میکشنت
.ترجیح میدم بمونم تا اینکه برم. مرگ بیا، قدمت روی چشم
.خوش اومدی
.برو بیرون! دیوارهای باغ بلنده و بالا رفتنش سخته
.و این مکان با توجه به اینکه تو کی هستی، مهلکه
.با بالهای عشق از این دیوارها پریدم
.با بالهای عشق از این دیوارها پریدم
.عشق حد و مرز نداره
...عشق حد و مرز نداره. و خانوادهات
و خانوادهات نمیتونه منو بترسونه! "نمیتونه منو بترسونه!"
!آفرین، پوهن
...هر بار
.هر بار نور بیشتر و بیشتر میشه
دوستم داری؟
.لطفا بگو که دوستم داری
.تو قسم میخوری و من باورت میکنم، حتی اگه دروغ باشه
.دوستت دارم
مادر و دایه کجا هستن؟
شنل هست؟
.نه برای تو، اورنلا، تو لباس دیگه ای داری
.ولی من دوستش ندارم
.با این حال باید بپوشیش چون تو بازیگری
.دوستش ندارم. منو چاق نشون میده
.این لباس تو رو چاق نشون میده؟ بله
.پس تل سر چی؟ این منو چاق نشون میده
نگران نباش. تل سر چی، دوستش داری؟
.آره
.باشه، پس تل سر رو نگه میداریم، ببخشید دیگو، و لباسها رو عوض میکنیم
.لباسها منو چاق نشون میده. باشه، مشکلی نیست
...تو کلاس تئاتر لباسهای زیادی داریم. پس
.بیا یه لباس دیگه پیدا کنیم
.منم همینطور
تو دوست داری چی بپوشی؟
.واقعاً جدی میگم
منظورت چیه؟
.فیلم بازی نمیکنم
چی؟
.دوستت دارم
واقعاً؟
.آره
.و فکر کردم باید بدونی
.نمیدونم چی بگم
!بیا شیرجه بزنیم
!سیمون
میشه یه لطفی بهم بکنی؟
.بیا اینجا
!زنها
.باید حواسا رو ازمون پرت کنی
!نه
!ول کن دیگه! بس کن، پوهن
.عاشقش میشی، آب خیلی گرمه
.قایم شو اونجا
.بیا اینجا
.در رو ببند
.باید عجله کنیم
.من فقط بوس نمیخوام
No comments yet. Be the first to leave one.