The first 200 lines.
...آنچه در"جنگ ارواح"گذشت
ما بوسیله یه سری ارواح خشمگین محاصره شدیم
،من دافنی هولت، مدیرعامل شرکت لامبدا هستم
اومدم که مشکل ارواحتون رو حل کنم
اونا قادرن که به خاطراتمون دسترسی پیدا کنن
هرکس سعی کرده از اینجا بره
یا سر از اینجا در آورده یا مُرده
!هی
شهر به تو احتیاج داره، پسرجون
موضوع شخصی نیست
،قبل از اینکه اون اثرو بهت بدم باید کمک کنی که یه راهی پیدا کنیم که چطور این
مردم جزیره رو ببریم بیرون همونطور که قول دادی
!بچهها
رومن، اون تیکه رو جدا کن
تو قراره کلاً دلت برام تنگ بشه
آره، چون دقیقاً توی دریایی از رفقا شنا نمیکنم
« Telegram :@Sajjad_SJJB » تاریخ ترجمه : 1396/10/29
واو
اُپس
تازهکارا
از کجا میدونستید؟
آه، نابغههایی که لاف پاک کردن اینجا رو میزدن
دارن قبل از اینکه کسی بفهمه چی شده
میپیچونن میپرن و میرن
گربه زبونتو خورده، بچهجون؟
ببینید، ما با شما مشکلی نداریم رُفقا
ما توی چیزی گیر کردیم که واساش استخدام نشده بودیم
شرمنده
شرمنده درسته
نه، شما قراره ما رو با خودتون با اون پرندتون ببرید
نمیتونیم این کارو بکنیم
اُوه، لعنتی
!دوباره نه
!کمکمون کنید
!کمکمون کنید - !یالا -
!هی! هی
!هی
بلاخره. از اینجا متنفرم
بریم، حرکت کن
چی شد؟
اُوه، لعنتی
اُوه، لعنتی
ریدم توو...ریدم توو شلوارم
!بچها
قـسـمـت پـایـانــی فـصـل اول
« جـــنـگ ارواح »
اینم نتیجه کار شما، خانم
فکرشم نمیکردم که اونا به اینجا بِکِشوننش
یا پیغمبر
الان پیغمبرم نمیتونه کمکش کنه
اونا دارن برنده میشن
میدونید، الان وقتشه که همه اینا رو متوقف کنیم، درسته؟
منظورم اینه، الان وقت معجزهس
کسی چیزی دستگیرش نشده؟ رومن؟
هیچی دستگیرم نشده
لاندیس، تو خیلی باهوشی
تو واسه روز مبادا هم نقشه داری
نه، اون نقشهای که داشتم مال قبلاً بود
مال قبل این بود که رومن اثرو سرهم کنه
و همه رو بُکُشه
البته بجز رومن
باشه، ادامه بده، عزیزم
...باشه، این...این فقط...ولی
چطور میشه اگه اثر رو برگردونیم توی شتابدهنده؟
منفجرش میکنیم. روندشو معکوس میکنیم
ولی این همون اولین قدمی نبود که ما رو توی این هچل انداخت؟
آخرین بار ناقص بود
اون فقط یه بخش از اثر رو داشت
به خودتون میگید این بر اثر ضربه شکسته، درسته؟
چطور میشه اگه به منظور بازکردن دروازه مرگ به صورت کامل ازش استفاده کنیم؟
خصوصیات این اثر این اتفاقات رو رقم زدن
از کجا میدونید اگه سرهمش کنیم
اوضاع بهتر میشه؟
خُب، من که به نقشه لاندیس رأی میدم
فکر نمیکنم 100% کار بده ولی منم با لاندیسم
فکر خوبیه ولی به این نمیگن دموکراسی
ولی یه مشکلی کوچیکی هست
مشکل؟ منظورت از، "مشکل" چیه؟
واسه راه اندازی شتابدهنده
باید برق کُل شهر رو قطع کنیم
ارواح هم اینجا واسه خودشون مُفت سلطنت کنن؟
و بعد چطور قراره از خودمون دفاع کنیم؟
یه راهی هست. میتونیم حلش کنیم
...بازکردن دروازه مرگ ارواح رو بیرون میندازه، ولی
ولی چی؟
ولی واسه انجام این کار بعضیهاتون باید بمیرید
پس ازم میخوای که مردم رو بُکُشم؟
خُب، از لحاظ فنی رومن اونها رو میکُشه
آره، تو باید، آه، اونا رو برگردونی به زندگی
تو باید نجاتشون بدی
ولی اول بگید چرا باید کسی رو بُکُشیم؟
این تنها راه ممکن واسه نجات شهره
ممکنه کار نکنه، ولی باید به یه طریقی با این ارواح مبارزه کنیم
آره - و دقیقاً چطور -
این قراره کار کنه؟
خُب، رومن میخواد اثر رو سرهم کنه
همون راهی که اَبیگل رو نجات دادیم
در حالی که داریم دروازه مرگ رو باز میکنیم ارواح
رو هم به اندازه کافی واسه دفاع از مردم لتوپار میکنیم
دروازه مرگ؟ - آره، وال، خودم دیدمش -
واقعیه
باشه، خُب باید بطور واضح بپرسم چهکسی قراره انجامش بده؟
چهکسی قراره بمیره؟
کیو قراره برگردونم؟
هی، شب بزرگیه
اِم...خودت میدونی من به دافنی احترام میزارم
میدونم شما دوتا بهم نزدیکید
چی...چی میخوای بگی دکتر کلارک؟
نگرانم که به قول خودش عمل نکنه
تو فکر میکنی که اون اثرو میخواد؟
در این مورد که مطئنم
،اگه موفق شدیم جهنم، حتی اگه نشدیم
فکر کنم اون میخواد یه راهی پیدا کنه
که اونو از پورت مور ببره بیرون
از کجا اینقدر مطمئنی؟
اون داره میمیره، رومن
یا پیغمبر - آره -
نمیشه مرگ رو گول زد، درسته؟
تغییر دادن قوانین مرگ
کلیدش اثره
باشه، همه آروم بشینید
سلام، وال، بیلی
خیله خُب، ممنونم
مرسی از همه که اومدن
از اون چیزی که ازمون باقی مونده
،ما میخوایم یه مبارزه خوب راه بندازیم
و نیازی نیست که بگم
این ممکنه پایان راه پورت مور باشه
،مثل برادرم که میگه
در نا اُمیدی بسی اُمید است
ما چشم انداز خودمون رو واسه نقشهی فردامون داریم
واسه جنگیدن با این ارواح قبل از اینکه دیر بشه
نوبت توه، بیلی
همتون میدونید که چه اتفاقی واسه من اُفتاد
،من مُردم و بعد دوباره زنده شدم و آه
این مابین چه اتفاقی میاُفته
ممکنه جون عدهای رو نجات بدیم
رومن با اون سنگ خاصش میتونه کاری کنه که ما بپریم
توی دنیای ارواح و همشون رو دَک کنیم برن
آره، ببینید، بیلی داره سعی میکنه بگه ما نیاز به داوطلب
واسه مبارزه با این حرومزادهها داریم
با خودم شروع میکنم
هی، چی؟ وال
من فکرامو کردم، بیلی
پاشید، بریم، بریم
به عنوان شهردار منصفانهس که برم
و بپرسم کی میخواد داوطلب بشه
معلوم شد که چهار نفر نیاز هست
که این اتفاق بیاُفته پس کی بامنه؟
من که نیستم
چیه؟
من قبلاً دوبار مُردم، درسته؟
واساتون کافی نیست ملت؟
منظورم اینه، چند دفه باید پاره بشم
تا احترامتون رو بدست بیارم؟
باشه، گندش بزنن، منم هستم
خیله خُب، دیگه کی هست؟
این نقشه من بود پس منم میرم
خُب، حداقل داریم میریم باهم میمیریم
آره، زیادم دلگرم کننده نبود، عزیزم
مرسی، لاندیس
شد سه تا
یالا
کسی دیگه نیست که این اوضاع قاراش میش اینقدر براش اهمیت داشته باشه که بخواد
براش مبارزه کنه؟
روی منم حساب کنید
آه، میشه یه لحظه توجه کنید، لطفاً
درحالی که ما سعی میکنیم ارواح رو از بین ببریم
شما همتون باید اینجا توی بار بمونید
،برق شهر قراره قطع بشه
... ولی ژنراتور قراره کار اینجا رو راه بندازه پس
فکر کنم قرار همین میشه
افتخار بزرگی بود که به عنوان شهردار بهتون خدمت کردم
من به این شهر افتخار میکنیم
افتخار میکنم که با چی سختی باهم جنگیدیم
،مهم نیست چی پیش میاد
شما همتون باید افتخار کنید
ما باید از این جزیره دفاع کنیم مهم نیست هزینهش چی باشه
ما باید توی زمینهامون مبارزه کنیم توی خیابون هامون
و توی تپههامون
و ما هرگز تسلیم نخواهیم شد
همینه، همینه
وینستون چرچیل - مرسی، داگ -
تو میتونی، وال
شما یه نفر رو نیاز دارید که شتابدهنده رو راه بندازه
ولی هیچ راهی واسه محافظت از تو نیست
اگه نقشه کار نکنه دیگه اهمیتی نداره
من که مشکلی ندارم
رومن واسه اطمینان اونجا
میمونه تا همه چیز طبق برنامه پیش بره
صبح شروع میکنیم
تا اون موقع باید چکار کنیم؟
سربازا قبل جنگ باید به خودشون برسن
سرویسون میکنیم
یالا
یالا
یالا
ویتنام ،گردان دوم، ستون پنجم دریایی
من دوبار رفتم تا برادر کوچیکم مجبور نباشه بره
احتمالاً نزدیکترین چیزیه که دوست دارم بهش برسم
No comments yet. Be the first to leave one.