The first 200 lines.
(بیا با من بنوش(چوبدستی بامبوی سبز
! راهو باز کن!راهو باز کن
چی میخای؟
این نامه برای ارباب چانگه
نامه؟ همینجا صبر کن
!ارباب
چی شده؟
یکی جلومونو گرفته
نامه ای داره قربان
نامه:رئیس ما را آزاد کنید
...در غیر این صورت
ارباب میخاد باهات صحبت کنه
برو کنار پسر
لطفا از تخت روان تون پایین بیاید
حرف بزن! رئیس ما کجاست؟
مقامات باهاش چیکار میکنن؟
! حرف بزن
اون اعدام میشه
دیگه نزنیدش
درخواستی برای حاکم بنویس
اگه اون رئیس مارو آزاد کنه
ما هم میذاریم تو بری
من اینجام
که قانون رو از طرف
حاکم اجرا کنم
اون بالاترین مقام این نواحیه
از چند تا راهزن نخاهد ترسید
میتونید هرکاری که دوست دارید بکنید
حاکم پدر توئه
اون برای حفظ مقام
پسر خودش رو قربانی نمیکنه
پدر من در هر صورتی از قانون پیروی میکنه
اون با دزدا معامله نمیکنه
منو آزاد کنید و تسلیم بشید
من از کارهایی که کردید چشم پوشی میکنم
لاف زدنو تموم کن، تو به زودی خاهی مرد
شماره ی سه،برای پدرش بنویس
براش بنویس که ما پسرشو گروگان گرفتیم
برای معاوضه ی پنج روز دیگه
اگه قبول نکنه، پسرشو میکشیم
و اقامتگاهش رو آتیش میزنیم
اگه سربازاشو بفرسته چی؟
با پسرش تو چنگ ما
چیزی برای ترس نداریم
تا وقتی که پرستوی طلایی سر و کله ش پیدا نشه
این پرستوی طلایی کیه؟
اون دفعه قبل تقریبا قلع و قمع مون کرد
دوست دارم ببینمش
! پسر
چی میل دارید؟
شراب استخوان ببر
شراب استخوان ببر؟
دارید؟
متاسفم، نداریم
شراب سفید و دو ظرف گوشت و تخم مرغ
شراب سفید و دو ظرف گوشت و تخم مرغ پس
بله قربان
سفر سختی بود، نه؟
ما تموم راه رو دنبالش بودیم
نقشه از چه قراره؟
دنبال دردسر میگردی؟ ! اون سفارش منه
تو چه مرگته؟
حالا چی؟
پسر، سفارش من کو؟
!دارم میارم
ممنونم، آقا
شغل شما چیه؟
من برای حاکم کار میکنم
پس حتما مامور عالی رتبه ای هستید
الان تو چه ماموریتی هستید؟
میخام که با شما حرف بزنم
پس منو میشناسی
شما اژدهای خندان تسو کان هستید
شما خیلی تیزبینید
شما این نامه رو نوشتید، درسته؟
شاید
ولی کلی جزئیات دیگه هم هست که بهتر بود رو در رو گفته بشه
بفرما
از ارباب چانگ خبرهایی آوردیم
به خاطر همین اینجام
خب، پس
رئیس ما تو زندان شماست
به حاکم بگو که حکم مرگش رو ببخشه
و آزادش کنه
ما هم در عوض ارباب چانگ رو آزاد میکنیم
اگه حاکم قبول نکنه چی؟
مجبور میشیم گروگانو بکشیم
خودتون رو تو دردسر بزرگتری میندازید
رئیس مارو آزاد میکنید یا نه؟
اون مرتکب جنایت شده و باید با عدالت روبرو بشه
یادت باشه که گروگان ما
پسرِ خود حاکمه
اون برادر خودمه
پس درباره ش فکر کن
باید چیکار کنیم؟
! لعنتی، بکشیمش
یه کوزه شراب بهم بده
! بگیرش
!نخورده مست شدی
نوبت توعه که برام بخری
حتما، نوشیدنی ها به حساب من
! بگیرش
بذار یه نیمکت بیارم برات
اینو تماشا کن
خودم همه شو حساب میکنم
با هم حساب میکنیم
پولمو پس بده
بگیرش
پرستوی طلایی
پرستوی طلایی
برات نوشیدنی میریزم
تو مرد خردمندی هستی
بازی بسه، در مورد کار حرف بزنیم
خیله خب
من اینجام که چانگ رو آزاد کنم و شما رو دستگیر
من از حاکم میخام که بهتون آسون بگیره
اینو شنیدید؟
فکر میکنی میتونی ما رو بگیری؟
پس همکاری نمیکنید
اول باید با
دومین فرمانده مون ملاقات کنی
وقتی که آماده بودم اینکارو میکنم
همین الان اینکارو میکنی
! دستم لای در گیر کرده
! باز کن
!درو باز کن
چی میخای؟
یکم شراب
بعدا بیا
همین الان باید یه چیزی بنوشم
! برو اونور
از سر راهمون برو کنار
پسر، حسابمون چقدر شد؟
چخبره؟
! کاریت نباشه، برو بیرون
نمیتونم، بارون میباره
برای اون آقا رو هم حساب کنید
اون امروز از اینجا نمیره
میشه اسم شما رو بپرسم؟
عجب جاخالی ای دادی
! برو کنار
!از این جا قسر در نمیری
...آقا
! از سر راهم برو کنار
مهمانخانه دار
یه اتاق تمیز بهم بده، میخام بمونم
خیلی زیاد دادید قربان
دو تا اسب با باقی مونده پول برام بگیر
من تنها اومدم اینجا ولی تنها برنمیگردم
یه راهنما پیدا کن برام
خب من راند اولو شکست خوردم
ولی مبارزه هنوز تموم نشده
ببر خندان، برگرد و تجدید نظر کن
من تا پنج روز دیگه یه جواب میخام
بازم بهت میگم
رئیس مارو تا پنج روز دیگه آزاد کن
یا گروگانو میکشیم
! بهش رحم نکن
! خفه شو
اون بچه فکر میکنه که باهوشه
...بذارید تا اینجا بیاد
به زور بهش میفهمونم
بخورید
...شما نباید
گروگان هاتون رو اینجا نگه دارید
اگه اتفاقی بیوفته من تو دردسر بزرگی میوفتم
! ساکت شو
! باشه
ولی من مسئول این معبد هستم
...همه شما با این وضع اینجا
! ما که به زور وارد نشدیم
میدونم، میدونم
ولی راهب اعظم لیائو کونگ اینجا نیست
اون کی برمیگرده؟
اون به دنبال یکی رفته چند روز دیگه برمیگرده
لطفا دردسر درست نکنید
قبل اینکه اون برگرده
...اگه حاکم
! صبر کنید
فقط یه راهب تازه کار و جوونه
حالت خوبه؟
خواهش میکنم، خونریزی رو بند بیارید
فایده ای نداره، اون با سوزن سمی زخمی شده
خاهش میکنم پادزهرشو بهم بدید
پادزهرو بهش بده
! شماها خیلی بی رحمید
من قبلا بهت هشدار دادم
که شاگرداتو از اینجا دور نگه داری
دفعه بعد خون خودته که میریزه
شماره پنج
خیلی اتفاقا میتونه تو یه شب رخ بده
دو نفرو بردار و برو به مسافرخانه
و اون بچه رو بیار
چشم
کی اونجاست؟
من
چی میخای؟
خابم نمیبره، بیا باهم یه نوشیدنی بخوریم
! تو مستی
نه نیستم- ! برو گمشو-
No comments yet. Be the first to leave one.