The first 200 lines.
زهر خاموش
زود باش بيس جيك هستم صدامو مي شنوي؟
بيس هستم مي شنوم
سلام آندرا گوش كن
ما يه افعي آسيايي ديگه رو گرفتيم اينم يه حرومزاده س
خب خيلي خوبه بياريدش ولي خيلي مواظب باشيد باشه؟
راستش داشتم فكر ميكردم واسه شام بيارمش- و تو شام خواهي بود-
شوخي نكن من تو راهم. جيك.تمام
تمام
بچه ها چه خبره؟
ميشه لطفا اونو از اونجا بياري بيرون؟باشه گوش كن
يه مار زنگي وحشتناك بزرگ ايجا تو جزيره رها شده
و من نميخوام شخصا بطرفش بدوم.حواست با منه؟
خوب بسيار خوب حركت كن
چي
اوه
ما موفق بوديم سرگرد
ماري كه ما از آزمايشگاهتون اينجا اورديم قادر بود با يه افعي بومي جفت گيري كنه
من يافته هاتونو دريافت كردم دكتر و حق با شما بود
كروموزوم هاي اون مارها جهش پيدا كرده اند
سلول ها با ايزوتوپ هاي راديو اكتيو پر شدن
واقعا نميدونم چطور اون بچه ها هنوز زنده هستن
...سرگرد اون بچه هاي پشت الماسي نه فقط زنده هستن
بلكه اندازه شون طي هفته گذشته سه برابر شده
و دارن مهاجم تر ميشن
من هرگز چيزي رو شبيه اون نديدم قربان
اگه اونا همين جور به رشدشون ادامه بدن ما ممكنه با يه مشكل جدي روبرو بشيم
...فكر ميكني جهش ممكنه كار ديگه اي بكنه با
تشعشعات طبيعي از سنگ هاي آتشفشاني؟
ممكنه اما من يه نگاهي به چند تا از فايل هاي طبقه بندي شده انداختم
چيني ها براي ازمايش بمب هاشون از آبهاي اطراف اون جزيره در دهه 60 استفاده ميكردن
ما هيچ وقت قادر نبوديم تاييد كنيم كه اونا هسته اي بودن ولي ميتونست متهم باشه
مادره چطوره؟- هنوز آزاده-
و فقط خدا ميدونه كه تا حالا چقدر بزرگ شده
24ساعت بعد
بيا تو
فرمانده جيمز اونيل گزارش ميده قربان- راحت باش .گزارشتو بده جيم-
من يه رونوشت از گزارش دادگاه رو خونده ام
ميدوني اونا دارن يه بازنشستگي اجباري رو بررسي ميكنن؟
باهاش كنار ميام قربان
بيست سال به نظر همين قدر زمانه
...خب ميدوني آدميرال مولر
يه حكم تبرئه رو با شرمي بررسي ميكنه؟
و اون ميتونه كاملا يه دادگاه نظامي رو تحت فشار بزاره اگه بخواد
ميفهمم
من تو رو مدت زياديه كه ميشناسم جيم تو افسر خوبي هستي
واقعا چه اتفاقي تو اون زيردريايي افتاد؟
قربان كشتي تازه تعمير بود
ما در تمرين دريايي بوديم
آدميرال مولر خواست كه اونو بيشتر از توانايي هاي تاكتيكيش تحت فشار بگذاره
من احساس كردم دستورات او افرادمو در معرض خطر قرار ميداد
...من نمي خواستم زندگيشون به خطر بندازم
بنابراين اون ميتونس به افرادش تو پنتاگون راجع به اسباب بازي جديدش غلو كنه
تو شخصيت اونو كوبيدي
و همچنين لغو دستور كردي
اين چيزيه كه ما رو كنار هم نگه ميداره و بدون اون ما غرق ميشيم
بله قربان عذري نيست قربان
من تو رو اينجا نخواستم واسه سخنراني جيم
من فكر كنم راهي واسه خروج از اين بحران پيدا كردم
يه ماموريت رو ميز من هست و تو بايد براي اون آماده بشي
يه ماموريت قربان؟
...(U.S.S. Santa Mira)يكي از زيردريايي هاي قديمي ما
از رده خارج شده بود و به نيروي دريايي تايوان فروخته شد
...و درگير يه تحقيقات به مدت ده سال شده بود
و يه موزه ي دريايي
اما بعضيا تو واشنگتون فكر كردن هزينه نگهداريش خيلي زياده
بنابراين خواستن كه اونو هفته بعد تحويل تايپه بدن
من راننده تحويل بودم؟
...من اونا رو مجبور كردم كه با توقف اين جريانات موافقت كنن
...و تمام مزاياي يه بازنشستگيو به تو پيشنهاد ميكنم
اگه اين آخرين ماموريت رو تقبل كني
كي بايد برم قربان؟
تو در طول يه شب تو اوكيناوا خواهي بود من ميدونم اين يه تذكر كوچيكه
اونا يه ملوانو در اختيارت ميذارن
اغلب اونا تازه از مركز اموزش زيردريايي خارج شدن
دريابان هاستون ديويسه X.Oو
اون يه كمي تازه كاره ولي يه ماموريتو تو خليج فارس انجام داده
كسي ديگه اي نبود؟
من دارم سعي ميكنم يه لطفي بهت بكنم جيم
من معتقدم اين تنها راه تو براي خروج ازين مخمصه س
اگه ممكنه قربان مايلم ادي بودرو را بعنوان فرمانده كشتي داشته باشم
بله
انتظارشو داشتم من قبلا دستورشو دادم
اونو سه شب پيش با كشتي از سانتيگو به اينجا فرستاديم
بخاطرش قدرداني ميكنم قربان
جيم
من نمي خوام تو اين 20 سال رو با خاطره بدي به پايان ببري
من فكر ميكنم اين خوب كار ميكنه اين يه كشتيرانيه آروميه
موفق باشي خدا به همرات- ممنونم قربان-
چي شده جيك؟
وحشتناك بود
مار رها شده سر راهش تله گذاري كن نذار بره
خون داره از همه جا ميزنه بيرون
اون تله گذاري كه زخمي شد كجاس؟
نميدونم- نمي دوني؟-
تو به اون پادزهر دادي درسته؟
نه اون بطرف جنگل فرار كرد در واقع هر دوشون
من پشت سر اونا نرفتم با اون مارهايي كه تو راه بود
...پس يه نفر اون بيرونه يه نفر كه شايد در حال مرگه
و ما نميدونيم اون كجاس
جيك بهت گفتم كه مواظب باش- من مواظب بودم اون نبود-
گوش كن آندرا من ايجا متخصص نيستم تو با مني؟آره؟
اين چيزا يه كم منو عصبي ميكنه
خب من ازت ميخوام كه بري اون بيرون و اون افراد رو پيدا كني
چي؟
ببين اونا بطرف روستا فرار كردن
و اگه اون هنوز زنده باشه مطمئنم اونا برش ميگردونن
ولي آندرا من دنبال اون نمي رم
بزار يه سوال ازت بپرسم جيك
چرا فقط رو كار تحقيقاتيت نموندي؟
چرا؟- بله چرا؟-
خب چون ارتش منو به يه وعده فروخته بود
كه ميتونستم به بهشت برم
...ميدوني اين شبيه
تخته پودر و زغال اخته اينجا به قفسه بزرگي نياز داره
اين كرم پاف و توت فرنگيه
و متوجهي كه اونا 5 برابر بزرگتر از اوني كه هفته پيش بودن هستن؟
فكر كنم كه اين كمي اغراقه- تو اينو ميگي-
جيك ازت مي خوام اون پادزهرو به قفسه برگردوني شامل تو هم ميشه
من همشونو شكستم آندرا
متاسفم ... اين چيزا منوعصبي ميكنه تقصير من نبود
خيلي متاسفم
اين چيزا واقعا منو نا آروم ميكنه
و فقط دوتا مونده
درسته- قربان-
كاب آماده اي؟- ما خوبيم-
بسيار خب لوزانو چطور انجام بديم؟
ما آماده ي حركت هستيم قربان- خوبه ما حدود نيم ساعت وقت داريم-
به جاي خود
راحت باشيد آقايون صبح بخير
صبح بخير كاپيتان- من سكان رو در اختيار دارم-
كاپيتان سكانو داره
دريابان هاستون ديويس قربان
آقاي ديويس- تمام ملوانان حاضر و آماده گزارش هستن كاپيتان
بسيار عاليه آقاي ديويس- آماده ي حركت باشيد آماده ي حركتيم كاپيتان-
صحبت ميكنه آماده حركتX.O
بهت اجازه ميدم كه اونو در طول كانال ببري X.O- قربان؟-
اين درست شبيه عقب رفتن تو گاراژ خونه ست
اگه خوب انجامش بدي ممكنه بهت اجازه بدم كه اونو واسه گردش هم ببري
متشكرم كاپيتان تلاشمو ميكنم
حرف كاپيتانو شنيدي بيا حركت كنيم
كارتون خوب بود آقاي ديويس و اونو از اينجا ميبرم
ممنونم كاپيتان ميفهمم
به نقطه غوص نزديك ميشيم كاپيتان
افسر غوص كشتي رو ببر زير آب
كشتي رو ببرم زير آب كاپيتان
برو زيرآب-
عمقتو به 160 فوتي برسون
در حال غوص تا عمق 160 فوت
عمق فعلي 50 فوت
عرشه مماس با سطح آبه
تمام دريچه ها باز- تمام دريچه ها باز-
هفتاد فوت
دوربين پايينه با تمام قدرت به جلو. سمت0-1-1
سمت0- 1-1
عمق فعلي 100 فوت
يه كشتيراني آروم از اينجا به بيرون آقايون
اونا ديگه نيازي به افرادي مثل من دوروبرشون ندارن
خيلي از خاطراتو زنده ميكنه اينطور نيست كاپيتان؟
بله بله همينطوره كاب
من حتي تلاش كردم چندتا اژدر واقعي واسمون بيارن
هيچ مهمات جنگي واسه يه كشتي از رده خارج نمي يارن
فقط اين گلوله هاي بي مصرف هان؟
بله البته سه ماه پيش اين يه موزه بود
حدس ميزنم به همين دليله كه اونا اينجا برامون دايناسورهاي قديمي گذاشتن
قربان من مي خوام بدونين كه من از وضعيت شم با خبرم
اگه من تو موقعيت شما بودم تصميم مشابهي رو اتخاذ مي كردم
اين تنها باري در طول خدمتم بود كه از دستور سرپيچي كردم
به جرئت ميگم كه اونا اشتباه كردن
اونا اينو متفاوت ديدن
...همونطور كه گفتم كاب
اونا ديگه به افرادي مثل من دوروبرشون نياز ندارن
...با استفاده از جستجوهاي زميني ماهواره هامون
از يك صف آرايي بزرگ نيروي دريايي چين در درياي شرقي چين اگاهي پيدا كرديم
انها بزرگترين مانورهاي دريايي در طول يك دهه هستن
...اونا پياده كردن كماندوهاي آبي خاكي رو طرح ريزي كردن
در جزيره مانكو كه در اينجاس
ارتش اخيرا دو محقق رو در اونجا مستقر كرده
سرگرد دراك ارتش با اون دو دانشمند تو جزيره مانكو چكار ميكنه؟
آقاي وزير ما داريم روي جمعيتي از مارهاي بومي تحقيق ميكنيم
به عنوان بخشي از پروژه سلاح هاي بيولوژيكيمون
زهر اين مارهاي سمي ميتونه راه حلي براي توليد واكسن باشه
كه ميتونه از سربازان ما در مقابل طيف وسيعي از عاملهاي اعصاب محافظت كنه كه شامل گاز سارين هم ميشه
من نميتونم براي مقابله با خطرهاي تروريستي به اعتبار تحقيقات فشار كافي بيارم
تو فقط ميتوني تصور كني اگه اين تحقيق بدست چيني ها بيفته
آقايون بسيار حياتيه كه از چيزاي با ارزشمون تو جزيره حفاظت كنيم
كاپيتان راجرز ما لازمه يه عمليات نجات انجام بديم
بله قربان ما هنوز وقت داريم
...جاسوسان ما گزارش ميدن كه
مانورهاي نيروي دريايي چين تا سه روز ديگه شروع نمي شه
ما كشتي هايي رو در اون منطقه داريم؟
گروه هاي ناوهاي هواپيما بر ژاپني؟پرواز با يه هليكوپتر؟ متاسفانه نه قربان-
نزديكترين كشتي 5 روز فاصله داره
و جزيره براي هليكوپتر ها واسه رسيدن بهش زيادي دوره
هيچ ايده اي داري كاپيتان راجرز؟- بله آقاي وزير-
...اين يه زيردريايي به اسم
U.S.S. Santa Mira.
به تازگي از خدمت خارج شده بود و به تايوان فروخته شد Santa Mira
بله قربان ولي اونا مسيرشونو تغيير دادن
از جزيره مانكو حدود يك روزه
No comments yet. Be the first to leave one.