Laal Kaptaan

Laal Kaptaan (लाल कप्तान)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Laal Kaptaan 2019 All Web Farsi
LaalKaptaan 1080p WEBRip x264 DD 5 1 MSubs - LOKiHD - Telly
Laal Kaptaan 2019 720p WebDL BollyCine Exclusive
Laal Kaptaan 2019 1080p WebDL x264 AAC BollyCine Exclusive
Laal Kaptaan 2019(Original) Proper 720p WEB-DL TamilMV
Laal Kaptaan 2019 1080p WEB-DL TamilMV
Laal Kaptaan 2019 HDRip 720p Hindi H 264 ACC - LatestHDMovies
Laal Kaptaan 2019 WeB DL HEVC DDP 5 1 DusIcTv
Laal Kaptaan 2019 WebRip Hindi 720p x264 AAC 5 1 ESub [Telly]
Laal Kaptaan 2019 Hindi - Proper 720p WebDL Tamilrockerrs
A Commentary by Bollywoodiha
کاملترین ترجمه تخصصی - WebHD

Tags

web
HEVC
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
webrip
x264
BRip
hdrip
HDRip
HD
1080
Published on: 2019-12-10
Downloads: 21
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

بعد از مرگ اورنگ زيب در سال 1707 "امپراطوري مغول از هم پاشيده شد

در چندين دهه، آواد، بنگال، حيدرآباد" "و ايالت‌هاي بيشمار ديگري مستقل بودند

هند شمالي زمين نبردي براي سه قدرت اصلي شده بود

مارات‌ها، افغان‌ها و قدرت خارجي جديد که" "به سرعت در حال افزايش بود يعني انگليسي‌ها

در سال 1764، بعد از نبرد پلاسي و بوکسار" "انگليسي‌ها کنترل بنگال و آواد را در دست داشتند

...از بدو پيدايش انسان

مرگ هميشه دنبالش بوده که اون رو برگردونه

قلعه شيرگار" "بعد از نبرد بوکسار سال 1764

آدم‌ها و بوفالوها زمان بارداري شون يکيه

تو به دار آويخته ميشي تا بميري

تا حالا داستاني به اين غمگيني نديدين

مرگ از چهار طرف محاصره‌ـش کرده

همه جا پر از سرباز بود

همه جا پر از بوفالو بود

تو به جرم توطئه عليه کمپاني بهادر مجرم شناخته شدي

همه يه روز مي‌ميرن

بهشت، جهنم، خدايان، همه عالم

فقط براي اينه که دوباره به دنيا بيايم و دوباره بميريم

اين زندگي همينطور ادامه پيدا مي‌کنه

انسان‌ها بي‌وقفه به دست زمانه امتحان ميشن و عذاب ميکشن

اين درخت رو به خاطر بسپار رحمت خان

يه روزي تو هم همينجا آويخته ميشي

اين داستان توئه

قبلاً اينجوري بود، الان هم همينه

فردا هم همينه

"بنديل کاند، 25 سال بعد"

همونجا وايسا

بگو چيکار داري زاهد؟

يه زاهد چي ميخواد؟

يه آتيش واسه پيپ‌ـم

در مورد يه چيزي کنجکاورم

يه چيزي بپرسم؟

چند تيکه جواهر رو سر سانگرام سينگ گذاشتن؟

هشت تيکه جواهر

يه روزي اون بيچاره رو از تخت پايين ميارن

شش سال پيش نواب 100 تيکه جواهر داشت

*کاپيتان سرخ*

آلاخ نيرانجان "عبارتي که توسط ناث يوگي‌ها براي توصيف خدا استفاده مي‌شود"

من رو ببخش، من رو ببخش زاهد جونم رو نجات بده

فقط خدا مي‌تونه جون کسي رو نجات بده

و بخشش هم فقط... کار خودشه

کي شليک کرد؟

قايم شيد، حمله کردن قايم شيد

من حواسم به اينور هست

تو اونور رو ببين

اون عوضي کجا قايم شده؟

يه نفر اونجاست رئيس

يه ناگاسادوئه

ناگاسادو؟

رئيس

بريم سمت اسب‌ها

زود باش بجنب

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: لويال - ويرايش: سميرا

هشت تيکه جواهر سانگرام؟

هشت تا؟

تو نبايد با گلوله بميري، بايد از شرم بميري

خبري از رحمت خان نداري؟

اون که فرمانده بندا بود

خودتي

پس يادت اومد؟

پس وعده من هم يادت بياد

گفتم واسه بدن اين ميام

تو چي هستي؟ تو چي هستي؟

مرگ

...زمان.. زمان... زمان" "حال زمانش فرا رسيده

"...زمان.. زمان... زمان"

تنها يک مشعل است که صدها سال است" "به اين دنيا روشنايي مي‌دهد

...زمان.. زمان... زمان" "حال زمانش فرا رسيده

"...زمان.. زمان... زمان"

آقاي تاکور، سانگرام سينگ راهزن مُرده

اي احمق

هي، زود پياده شو

عجله دارم. بدهي‌ـم رو بگيرم ميرم

انگار گله‌ـت رو گم کردي زاهد

از کجا داري مياي؟

من نه گله اي دارم نه خونه اي

نه علاقه اي به شاه و شاهزاده و اين حرفا

من فقط اومدم که دستمزد کشتن اون دزد رو بگيرم

خب؟

پس ميخواي بگي تو بودي که سانگرام رو کشتي؟

همه افرادش هم کشتي‌ها؟

دستمزدم رو بده رئيس

هشت سکه طلا

هشت؟

جايزه فقط 4 سکه بود

پس 4 سکه بده

شايد من اشتباه شنيدم

اما اون جايزه، واسه کسي‌ـه که کشتش

من فکر مي‌کنم تو فقط جسدش رو پيدا کردي

فکر مي‌کنم تو بودي که گردنبندش رو دزديدي

از اينجا برو زاهد

تا فرصت داري فرار کن

مراقب حرف زدنت باش

چه باران باشه چه آفتابي

چه زياد چه کم

چه زمين خالي باشد

باشه زاهد

تا حالا هيچ بنده خدايي از اينجا دست خالي نرفته

هي هونيم

به عنوان صدقه... اين سکه‌ها رو بگير

هنوز هم نمي‌توني بفهمي؟

اوني که احمق‌ـه پسرت نيست

خودتي رئيس

من رو بذار زمين. کمک

سکه‌ها رو بده. سکه‌ها رو بهش بده

وقتي از اينجا رفتم بيرون ول تش مي‌کنم

هادودو؟

هادودو؟

هادودو؟

چه خبر؟

خطر

خطر بزرگ

از کدوم طرف رفت؟

فکر کن

اينا 14 نفر بودن

اون تنها بود

همه رو کشت. همه رو

شما شش نفر هستين

اونا دزد بودن. ما جنگجو هستيم

درست ميگي

پس بهت ميگم. از اينور رفت مثل مار خزيد و رفت

بيا. بيا داداش

"شهر بدنام "

"محله بدنام"

"بعد هر شب اون خورشيد مي‌درخشه"

"من خودم رو وقف اينجا کردم"

اين خيلي بهت مياد

آخرين باري که حموم رفتي کي بوده زاهد؟

دنبال نوربي مي‌گردم

...نور

هي جمال، چطور اين مرد رو نمي‌شناسي؟ ولش کن

معذرت ميخوام زاهد

چي شد ما يک سال پيش خبرت کرده بوديم

خانم خيلي وقته منتظره

خيلي منتظرت بودم زاهد

سرباز شيوا، به خاطر هيچکس راهش رو تغيير نميده

همين حوالي بودم

اومدم

شيوا سربازي نداره، همه روح هستن

بعضي‌ها ميگن تو هم روحي

اين همه سال بار گذشته رو به دوش مي‌کشي

بعضي‌ها هم ميگن وقتي بخواي کسي رو شکار کني راه فراري نداره

کارت رو بگو نوربي

چرا گفتي بيام؟

يه شکار برات دارم

روح الله يه سرداره

...الان دو سال‌ـه که

تو قلعه مونرگار به عنوان خزانه دار براي راجا حکم سينگ کار مي‌کنه

تو نمي‌توني دستمزد کار به اين سختي رو بدي

من قصد ندارم حتي يه سکه هم بهت بدم

زيبايي شما شهره آفاق‌ـه نوربي

اما به کار زاهدي مثل من نمياد

بيست ساله ميخواي يه نفر رو شکار کني

اما هنوز نتونستي

اين صورت رو هيچکس نديده بود زاهد

اشتباه من اين بود که با ديدنش دست و دلم لرزيد

تو اون خزانه دار رو مي‌شناسي

رحمت خان؟

کي اونجاست؟

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

چي شده بچه؟ از چي مي‌ترسي؟

از سرباز‌ها؟

من اينجا هستم. نيازي نيست بترسي

مي دوني الان چي ديدي؟

شرم من

تا وقتي همه نرفتن... بيرون نيا

فهميدي؟

برو

بايد تو اوراکلا توقف کنيم

تا وقتي طالع بچه‌ـت رو نبينم هيچ جا نميرم

کاروان آماده‌ـست خان

بجنبين. سريع تر

به چي زل زدي. چشمت رو بنداز پايين

نه نه ولم کن، ولم کن نه ولم کن

رئيس بزرگ من به دستور شما اون رو کشتم

رئيس بزرگ. من رو ول کن

زن شيطان صفت بي‌حيا

هيچ وقت رنگ خوشي رو نمي‌بيني

من نفرينت مي‌کنم

نفرينت مي‌کنم. رنگ خوشي رو نمي‌بيني

همه با هم

اعتماد دوباره به انگليسي‌ها اشتباه نيست خان؟

من ديگه فقط به باد اعتماد دارم آدم خان باد امروز بهم ميگه

مثل بنگالي‌ها... اون‌ها هم همه رو مي‌کشن

مثل مغول‌ها همه رو مي‌کشن

تو اون خزانه دار رو مي‌شناسي

اون چه زخمي بهت زده... که هنوز دنبالشي؟

زخمي که با چشم نميشه خونش رو ديد

پيداش کردم

عطر شيرين پهن اسب‌ـه

خيلي گرمه، خيس‌ـه

خيلي تازه‌ـست، تازه تازه‌ـست

اون همين جا بوده

... يک ساعت پيش... دو ساعت پيش

مراقب باش. اون خطرناکه

من تو روي خطر مي‌خندم

دو روزه دنبال مني افغاني

دو روز نيست زاهد، خيلي بيشتره

يعني تو نمي‌دوني من کي هستم؟

خيلي دوست دارم بدونم اما الان مقصد صدام مي‌کنه

More Farsi Persian subtitles for Laal Kaptaan

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left