The first 200 lines.
سوگند یاد میکنم که] بر قانون اساسی کشور پایبند باشم
و به عنوان یک خدمتکار اجتماعی [وظایف خود را به بهترین شکل انجام دهم
بله؟
!اینپیو
کیه؟
منم، هوانگ گایونگ
فکر کنم منُ یادت نمیاد
تو ابتدایی هر روز باهم بازی میکردیم
...آها
دبستان سونگمون
،کلاس دوم، کلاس هشت شماره سیزده؟
هوم - هی، آره -
بیا تو. بیا تو
تازگی یه کم کمرم درد میکنه
اشکالی نداره اینجا بشینم؟
نه، بشین
...مامانم گفت میخواد بیاد دیدن مادرت
منم همراهش اومدم
آره، من به ترتیب حروف الفبا نفر هجدهم بودم
هوم - ،تو هم همینطور بودی -
ولی تو مدرسه پسرها بیشتر از دخترها بودن
هوم - ...و معلم کلاسمون گو -
گو پیلسون بود - درسته -
یادته به خاطر فروختن آبسردکن اخراج شد؟
آخ کمرم
چیزی نیست
شنیدم تصادف کردی
خوشحالم که میبینم حالت خوبه
خب تو این روزها چیکارها میکردی؟
اوه، خب من کار خاصی نمیکردم
،چندتا کار داوطلبانه کردم
و بعدم مراقب چندتا بچه محروم بودم
پس یه خدمتکار اجتماعی هستی
.فکر کنم بشه اینطوری گفت. هوم
حقوقش زیاد نیست ولی من کارشُ خیلی دوست دارم
خیلی وقت نیست شروع به کار کردم
کار خوبی داری
ازدواج کردی؟
اوه، نه. این چیزی نیست
آها
وای، ببخشید، فکر کنم تفهام ریخت روت
!دیوونهکننده است
آره
!آخ پشتم
!کمرم چقدر درد میکنه
!پسر، پسش بده... وایسا، صبر کن
!بیا
،جیهیونگ
اون کفش ورزشیها رو از کجا آوردی؟
اینترنتی خریدم
دانش آموزی مثل تو پولش کجا بود
میخواستین راجع به چی باهام حرف بزنین؟
،جیهیونگ
آقا معلم مکنزی رو خیلی دوست داری؟
یه خبرهایی هست
!خسته نباشید
اوه، آقای هونگ، آقا معلم مکنزی باهاتون تماس گرفت؟
نه. برای چی؟
میخواست بدونه شما کلید زیرزمینُ دارین
یه مقدار وسایل باغبونی اونجاست
آقا، گفتم که هیچکس اجازهی رفتن به زیرزمینُ نداره
باشه
خسته نباشید
ممنون
مکنزی واسه چی به زیرزمین علاقمند شده؟
انگار یه چیزهایی میدونه
احتمالاً اول باید شرکت گندزدایی ایلگوانگُ پیدا کنم
پس من یه نگاهی به سابقه مکنزی میندازم
شما هم میتونی تمرکزتُ بذاری روی پیدا کردن شرکت گندزدایی ایلگوانگ
خیلی خوشقیافه است
خوشتیپـه - آره -
سلیقهت عجیب غریبهها
به نظر من که خوشقیافه است
تو بهتره قوی بمونی
من میدونم چطور خودمُ کنترل کنم
دوست دختر داره؟
هوم. نگران نباش. عمراً نداشته باشه
پس من چیکار کنم؟
چه بلنده
آدرس شرکت گندزدایی ایلگوانگُ از اینترنت پیدا کردم
HSP با حروف بزرگ و پررنگ نوشته
شادی. امنیت. محافظت
ما همیشه با صدای بلند میخندیم
شادی. امنیت. محافظت
...ما همیشه با صدای بلند
شادی. امنیت. محافظت
ما همیشه با صدای بلند میخندیم
شادی. امنیت. محافظت
...ما همیشه
...نوزده
،شرکت گندزدایی ایلگوانگ
شریک قابل اعتماد شما
در حال حاضر تمامی خطوط و کارکنان ما مشغول هستند
لطفاً منتظر بمانید
1165-25
...بوگوانگ دونگ
یونگسانگو، سئول
این که آدرس مدرسه ماست
نه
لعنتی
هوانگ گایونگ
وای
!بیاین همه باهم بخندیم
چی شده؟
.خانم آن نیست کجا رفته؟
این شکل پیچک سمیـه
آخه به چی دست زدین؟
تا چند روز نباید برین سر کار
باید داروهاتونُ بخورین و تو خونه استراحت کنین
زندگی کردن مثل شما چطوریـه؟
تو چی فکر میکنی؟
فکر کنم خستهکننده است
ولی بودن با آدمی مثل شما جالبه
ببخشید
وصیتنامه بابابزرگم خیلی خندهدار بود
"خندیدن خوششانسی میاره"
،اگه یه دفعه فوت نکرده بود
یه چیز بهتر میگفت
فشار خونش خیلی بالا بود
به خاطر شکستن قوزک پاش عملش کردن
ولی دیگه به هوش نیومد
ولی اشکالی نداره
همونطور که اون یه دفعه فوت کرد منم کمکم فراموش میکنم
هنوز نتونستی با شرکت گندزدایی ایلگوانگ تماس بگیری؟
رفتم شرکتشون ولی بسته بود
از داستانم خوشت اومد؟
یه کوچولو
آها
پس باید یه چیزی نشونت بدم
نمیخواد - !ای بابا -
ببخشید
آخه با کی میگشته که اینجوری شده؟
بابابزرگم بیشتر وقتشُ اینجا میگذروند
باورم نمیشه یه سال گذشته
من از بچگی با بابابزرگم زندگی میکردم
خیلی بچه بودم که بابام فوت کرد
تا اینکه هانمونُ انتخاب کردم
انگار بابابزرگتُ خیلی دوستش داشتی
آره
،راستش اگه بابابزرگم نبود معلم نمیشدم
بابابزرگت زیاد این کتابها رو میخوند، نه؟
آره
یک اصطلاح مذهبی مربوط به] [مطالعه سیستماتیک زمین
...راستش
جالبه که اینجا کلمه "هوپهیول" همهش تکرار میشه
اینجا
اینجام هست
اینجا
خونآشامی؟
یه سوراخ تنفسیـه
زیر سنگ "آپجی" یه سوراخ هست
چیهوپهیول"
اِگوکدهاون
"گاجاگوک
چیهوپهیول اِگوکدهاون گاجاگوک
،اگه بتونی سوراخ تنفسی رو کنترل کنی]
...میتونی شانس بزرگی بیاری
[و کشورُ اونطور که میخوای کنترل کنی
میتونی ترجمهش کنی؟
ها؟
پات کِی صدمه دید؟
وقتی سوار موتور بودم
داشتم با موتور میرفتم که یهو روی جاده سُر خورد
و زیر یه اتوبوس در حال حرکت گیر کردم
دکتر گفت زنده موندنم یه معجزه است
،به لطف این آسیبدیدگی دیگه مجبور نبودم برم سربازی
و کارمُ زودتر شروع کردم
باورم نمیشه موتور سوار میشدم
تو بچگی ورزشم خیلی خوب بود
هانمون بلدی؟
نه زیاد
.فقط میتونم اسممُ بنویسم
اون "یعنی لطیف" یونگ" یعنی گلبرگ"
من با اون کاراکتر موافق نیستم
به نظر درست نمیاد
چطور؟
یه حس عجیبی بهم میگه مدرسه داره با ماجراهاش منُ آزاد میکنه
این که تقصیر معلم ادبیات چینی نیست
لعنتی
...تا حالا تو زندگیت
چند نفرُ نجات دادی؟
یه چند نفرُ
فکر کنم کمکشون کردم
تا حالا شده نتونی نجاتشون بدی؟
البته که شده
آدم که نمیتونه همیشه موفق بشه
...تو بیمارستانی که کار میکردم
خیلی مریضها رو از دست دادم
مگه میشه تو بیمارستان همه رو نجات داد؟
بیمارستان همیشه محل شکست و موفقیتـه
ولی حالا دارم تو یه مدرسه کار میکنم
،اگه اشتباهی هم بکنم
...یا شکست بخورم
هوم
قسمت تو کس دیگهایه
از کلمه قسمت متنفرم
انقدر نگو قسمت
بذار همه چیز به روال خودش پیش بره
زندگی همینه
،ولی این دفعه رقابت خیلی سخت و نفسگیره
No comments yet. Be the first to leave one.