Fate/stay night [Unlimited Blade Works]

Fate/stay night [Unlimited Blade Works]

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Fate Stay Night Unlimited Blade Works S01E12 BluRay 720p x265
A Commentary by Hamid0R4Noshadi
دارای ترجمه و هماهنگ سازی دقیق

Tags

BluRay
720p
720
x265
Published on: 2021-08-14
Downloads: 45
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

دنیای انیمه تقدیم می کند

ها ؟

. نون هایی که خریده بودم غیب شدن و با سه تا سکه ی 100 ینی جابجا شدن

باید این رو بذارم به پای جوانمردیش ؟

. توساکا

! توساکا

اینجایی ؟

اینا دیگه چین ؟

. شرمنده

... یه کوچولو دیگه بخوابم ، میام

شیرو ، حالت بهتر شده ؟

. بی حسی سمت چپ بدنم از بین رفته . ولی هنوز یه کوچولو احساس سنگینی می کنم

. پس خدا رو شکر

. صبح بخیر ، رین

. صبح بخیر

. انگاری دیشب خیلی خوب خوابیدی

. نه بابا . بعد از نیمه شب یه نفر داشت سر و صدا می کرد

. راستی ، امروز می خوایم بریم بیرون . زودباش برو آماده شو

بیرون ؟ کجا ؟

. شهر کناری

که چی کار بکنیم ؟

. چی کار ؟ معلومه دیگه ، میریم واسه تفریح

. میریم سر قرار ، خنگه

قرار ؟

کی با کی ؟

. من و تو

... آها ، درسته . من و تو

چـ .. چـــــی ؟

شیرو ؟

این قضیه ی رفتن سر قرار با توساکا سان چیه ؟

# 12 آخرین تصمیم

# 12 آخرین تصمیم

! بالاخره لحظه ی سرنوشت ساز زندگیت از راه رسید

. مسخره بازی در نیار . من خودمم اصلا نمی دونم قضیه از چه قراره

! نگاش کن ، لپاش گل انداخته

! خوش بحالتون . جوون و عاشق بودن خیلی خوبه

شما هم دارین میرین سر قرار ، مگه نه فوجیمورا سنسی ؟

تو هم ؟

. آره ، منم دارم میرم

ولی یادتون باشه خیلی زیاده روی نکنید ها ، باشه ؟

! فعلا خدافظ

. خب ، ما هم دیگه بریم

! باشه

خب ، کجا بریم ؟ شما ها جایی مد نظر ندارین ؟

. من که جایی به فکرم نمی رسه

انتظاری هم ازت نداشتم . تو چی سیبر ؟

. نه ، من فقط برای محافظت از شیرو اومدم

. لطفا اصلا به من توجه نکنید

واقعا ؟پس هر دوتون کاملا راضی هستید که طبق برنامه های من پیش بریم ؟

! دیگه اینقدر بدجنس نباش

. تازشم ، من فقط گفتم باهات میام ، نگفتم که باهات میام سر قرار

. فقط پیش خودم گفتم بد نیست یه هوایی عوض بکنیم

. اونم سه تایی با هم - ! خیلی شرمندتم -

. " ولی این دقیقا چیزی که بهش گفته میشه " قرار

. دیگه اینقدر ضد حال نباش ، وگر نه دختر ها ازت متنفر میشن ها

کدوم دختر ها ؟

نمی دونم والا ، واقعا کدوم دختر ها ؟

. شیرو

! خیلی خب بابا ، هر چی ! حالا که اینطوره هر جا بخوای بری میام دنبالت

خب ؟ خوشمزست ؟

. اونقدر ها هم مزه ی خاصی نمیده

یعنی چی ؟ نمی تونی شیرینیش رو حس بکنی ؟

. خب ، فکر کنم از اون چیزی که نشون میده بیشتر شیرین باشه

خب ؟

چی خب ؟

. بدک نیست

. آره . باعث میشه خیلی باهوش تر به نظر برسی ، رین

! ممنون

... حالا کدوم

. فکر کنم این خیلی بهت بیاد ، سیبر

! چه خوشگل شدی ، سیبر ! حالا نوبت تو ـه ، امیا کون

! چقدر مسخره شدی

دیگه هیچوقت هیچ موقع عینک نمی زنم ، فهمیدی ؟

! همین الانش هم به اندازه کافی بچه به نظر می رسم

. درسته

. تو در این مورد زیادی خجالتی هستی

. ولی به نظر من اصلا لازم نیست نگران باشی ، امیا کون

. همینجوری که هستی خیلی هم خوبه

! نخیر اصلا هم نیستم

. باید یکمی بیشتر بلند قد تر بشم

. به نظر من که قدت خیلی هم در حد متوسطه

! اصلا هم نزدیک متوسط نیستم ! حداقلش دیگه باید هم قد ایسه بشم

! بی خیال ، نمی خواد اینقدر نگرانش باشی . هنوز خیلی جا برای قد بلند شدن داری

از روی چی این حرف رو می زنی ؟

ها ؟ خب بدن خیلی خوبی داری ، واسه همین شرط می بندم . اگه تغذیه ی خوبی هم داشته باشی قدت بلند میشه

! با کلی فتوسنتز و سوخت و ساز ، کلی قدت بلند میشه

مگه من شبیه گل و گیاهم ؟

ناراحت که نشدی ؟

. نخیر . نصف نصیحت هات رو گوش می کنم

... درباره ی قدت هیچ قولی نمی تونم بدم

. ولی این رو مطمئنم که مرد خیلی خوش چهره ای میشی

. این رو می تونم بهت تضمین بدم ، شیرو

! نگاه کن کلا قرمز شد

. از اینکه میشه خیلی راحت همه چی رو از قیافه ات خوند خوشم میاد ، امیا کون

! لعنت بهت ، دختره ی بدجنس

از اینکه یه پسر همسن خودت رو اینقدر اذیت بکنی لذت می بری ؟

! البته

! چون بهترین عکس العمل ها رو داری

! دیگه بازی کردن با شیرو بسه ، بریم سر برنامه ی اصلی

! تا قبل از نهار ، می خوایم دهن این پارک رو سرویس بکنیم

! یه بار دیگه

... سرعت ماشین روی 120 کیلومتر بر ساعت تنظیم شده ها

شیرو ، واسه چی همینجور وایسادی ؟

! آره ، نمی تونم بذارم توساکا ازم جلو بزنه

سیبر ؟

. چی شده ، شیرو ؟ اینکه اونجوری بهم نگاه می کنی خیلی معذبم می کنه

... اینکه اینقدر از باختن بدت بیاد

. اشتباه کردم

. اصلا فکر نمی کردم سیبر سر یه مسابقه اینقدر جو گیر میشه

، آره ، از اینکه بهش آسون بگیری عصبانی میشه ... و اگه هم بهتر باشی و ازش جلو بزنی ، بد اخلاق میشه

مگه تو خودت هم حسابی تحت تاثیر مسابقه با رین قرار نگرفته بودی ، شیرو ؟

، وقتی کسی که توی اتاقک بغلیت باشه و بعد از زدن هر ضربه کلی کری بخونه . خب معلومه که تو رو هم جو بگیره دیگه

. از اینا گذشته ، تو دیگه خیلی ضربه زدنت خوبه ، توساکا

نکنه شب ها قبل از اینکه بخوابی ، شنا میری ؟

. آره ، شنا میرم

مگه بده ؟

... نه ، چیزه

. کارت عالی بود

. چه عجب . اصلا انتظار نداشتم برای امروز اینقدر به خودت زحمت بدی

. تعجب نداره . من بودم که تو رو دعوت کردم ، پس باید خودم هم همه چیز رو آماده می کردم

. آه ، حالا متوجه شدم

. پس برای این بودش که نون ها رو برداشته بودی

. فکر می کردم نصفه شب گرسنه شدی و پاتک زدی به نون ها و همشون رو خوردی

امیا کون ؟

. حرف زدن دیگه بسه ، بیاین بخوریم

. آه ، درست میگی

! خیلی ممنون

! دستت درد نکنه ، رین

ها ؟ نکنه از غذا های پر ادویه خوشت نمیاد ، شیرو ؟

. نه ، مشکلی نیست

! ادویه اش یکمی زیاده ، ولی واقعا خیلی خوشمزست

. واقعا ؟ خدا رو شکر

. گوشه ی لبت سسی شده

می خوای برات پاکش کنم ؟

یدفعه ای چت شده تو ؟

. ای وای ، فکر کنم دیگه توی شوخی کردن زیاده روی کردم

، شرمنده ! دقیقا می دونستم چه عکس العملی ازت سر می زنه . واسه همین نتونستم جلوی خودم رو بگیرم

... هر چی حالا . ولی وایسا و ببین

. از فردا دیگه یه آدم خیلی خونسرد و خوددار میشم

واقعا ؟ پس یعنی اینکه از فردا می تونم با تمام وجود اذیتت بکنم ، آره ؟

! چه خوب شد ! دیگه از اینکه همیشه بهت آسون می گرفتم داشتم خسته می شدم

. چیزه ، حرفم رو پس می گیرم

، هنوز به زمان بیشتری نیاز دارم ، پس اگه بتونی اذیت کردن هات رو توی همین سطح نگه داری . خیلی ازت ممنون میشم

. واقعا ؟ اگه اینطور میگی پس باشه

. ولی هر موقع که آماده بودی سطح بازی رو ببریم بالا تر ، خبرم کن

. دیگه کم کاری نمی کنم و در جا ضربه فنیت می کنم

از حالا خودت رو برنده می دونی ؟

واقعا مطمئنی که خود شیطان نیستی ؟

. آخه همیشه هم قرمز می پوشی

. انگاری حالت خیلی بهتر شده

دیگه مشکلی نیست ؟

. خدا رو شکر

. توساکا

چیه ؟

واسه چی دیروز اومدی خونه ی ما ؟ . تازه شب رو هم موندی

چرا ؟

. یه جورایی هوس کردم ، فقط همین

. فکر کردم واسه تغییر حال و هوا ، کار خوبی باشه

. درسته ، اینکه دیروز کلی آدم توی خونه بودن واقعا خوش گذشت

واقعا ؟

. آره . هیچ اتفاق خاصی نیفتاد ، ولی ممنون

! برات سوء تفاهم نشه ! من اصلا نگران تو نبودم

. آره ، به هر حال اگه همکارت رو از دست بدی ، خیلی برات بد میشه دیگه

واسه همین اومدی ببینی حالم چطوره ، آره ؟

. درسته ! خوشحالم که بالاخره متوجه شدی

. آره ، ازت ممنونم

، نمی دونم چه نقشه ای برام کشیده بودی ولی واقعا برام نگران بودی ، مگه نه ؟

... این پسره شیرو دیگه اینقدر بزرگ شده که برای خودش رفته سر قرار

راستی کیریتسوگو سان ، دختری به اسم سیبر چان رو می شناسی ؟

میگه دختر یکی از دوست های خارجیته ؟

. این همه راه رو اومده اینجا تا تو رو ببینه

خارج ، آره ؟

... هیچوقت فرصتش پیش نیومد که من رو هم ببری

. موفق شدیم

امروز بهت خوش گذشت ؟

... فقط تونستیم نصف برنامه هایی که چیده بودم رو انجام بدیم

ولی به نظرت چطور بود ؟

. خب ، خیلی وقت بود که مثل امروز ول نگشته بودم

. هی ، اگه بهت خوش گذشته خب مثل آدم بگو دیگه

. اینطوری نسبت به من که زحمت همه ی کار ها رو کشیدم ، توهین کردی

. نه ، اصلا قصد توهین نداشتم

. خیلی هم کردی . یه دفعه ای ناخودآگاهانه جلوی صادق بودن خودت رو می گیری

... نمی دونم قبلا چه اتفاقی برات افتاده

ولی فکر نمی کنی اگه فراموششون بکنی ، زندگی خیلی برات شیرین تر میشه ؟

. شیرو ، بیرون رو نگاه کن

چیزی شده ؟

. نمی دونم ، ولی یه چیزی عجیبه

چی شد ؟

اینجا دیگه کجاست ؟

. نمی تونم با آرچر تماس برقرار بکنم . کاملا اینجا گیر افتادیم

... اینا

. اینطوری فقط باعث میشیم تعدادشون بیشتر بشه

. دقیقا

. جنگیدن در محدوده ی میدان جادویی من ، فقط باعث میشه نیروی جادوییتون رو هدر بدین

. انگاری به خاطر ما کلی به خودت زحمت دادی

تا وقتی که اینجا آب وجود داشته باشه ، منبعی بی پایان برای سرباز هات داری ، درسته ؟

. پس اگه اینجوره ، از خود منبع نابودشون می کنیم

. چقدر شجاع و دلیر

، ولی شاید بهتر باشه قبل از اینکه شمشیرت رو به روم بکشی . یه نگاهی به این بندازی ، سیبر

! فوجی - نه

More Farsi Persian subtitles for Fate/stay night [Unlimited Blade Works]

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left