The first 200 lines.
بخاطر اينه که صندليه عقب نشسته بود اگه جلو نشسته بود،اينجوري نميشد
بزار يکم هواي تازه بخوره،بعدش حالش خوب ميشه
اودکلن روح آدمو تازه ميکنه،لوئيزيتو
مامان،دوست ندارم برم پيش مادر بزرگ
ميخوام پيش شما دوتا بمونم
تو همين حرف رو تابستون پارسال هم زده بودي
ولي بعدش اوقات فوق العاده اي رو گذروندي
يادت نمياد؟
امسال تو بزرگتر شدي و گريه نمي کني،درسته؟
دوست دارم هميشه پيش شما دوتا بمونم
اين ممکن نيست،پسرم ما خيلي زود ميايم دنبالت
يک ماه به سرعت تموم ميشه احمق نباش
بجنب،لوئيزا،داره ديرمون ميشه
تو قراره اوقات خوشي رو اونجا سپري کني
پارسال رو يادت بيار،حتي دلت نمي خواست برگردي به مادريد
درسته پسرم !قراره اوقات با شکوهي رو با اون جادوگر داشته باشي
الان بهتري؟ بجنب،بپر بالا
نه،اين سبزه
صبح بخير.منزل پيلار فوئنتس؟ بله،همين خونس
بهش بگيد خواهر زاده اش لوئيس اومده
بيا تو،بيا تو
دنبال من بياين
خانوم چشم براهتون بودن
خانوم،خواهر زادتون ،لوئيس
...لوئيس
لوئيس،خودتي؟ بله،خاله.حالتون چطوره؟
...خيلي ساله
...خيلي سال گذشته .شما بنظر سرحال مياين
آره،من خوبم
پير شدم...ولي خوبم
تو چي؟حالت چطوره؟
منم خوبم واقعا؟
بزار خوب نگات کنم
معجزه اس
بدون معجزه امکان نداشت بتونم دوباره ببينمت
بشين،بشين
هنوزم پيانو ميزني؟ نه
اين دستا ديگه ازم اطاعت نمي کنن
خاله،من ترجيح ميدادم مادرم رو بدون هيچ دردسري دفن کنم
ولي مادرم از يه مقبره خانوادگي صحبت ميکرد و من به اجازه شما احتياج دارم
چه اجازه اي؟اون کاملا حق داشته
بيچاره.همچين گذاشتنش توي ماشين که انگار يه تيکه از لوازم خونه اس
اين فقط يه تغيير محل براي باقيمانده هاشه
اون بيست سال قبل مُرده
اون مادرم نيست،فقط چيزيه که ازش باقيمونده
...اون يه
ميدونم
.ميدونم حالا دنبالم بيا
ميخوام اتاقت رو درست کنم
من توي هتل ميمونم،خودتون رو اذيت نکنيد
منظورت چيه که تو هتل ميموني؟ امکان نداره
ميخوام اتاقت رو مرتب کنم- ...ولي من تو هتل راحتم-
نميخوام مزاحمتون بشم
چه مزاحمتي؟ برعکس,تو باعث خوشحالي من ميشي
محض رضاي خدا!با همچين اتاق قشنگي که داريم،چرا هتل؟
...در ضمن تو تا حالا آنجليکا رو ديدي؟
آنجليکا؟- آره،آنجليکا،دختر خاله ات-
اين اتاق رو نگاه کن
عجب بوي کافوري!حقيقتش بيش از اندازه بهشون کافور زدم
آنجليکا چيکار ميکنه؟
ميبيني؟تو اينجا کاملا حس پادشاه بودن بهت دست ميده
بوي کافور خيلي زود از بين ميره
آنجليکا؟آنجليکا طبقه پايين زندگي ميکنه
آپارتمان خالي بود و اونا خريدنش
...فقط يه چيزي
آنسلمو" به روند خاکسپاري رسيدگي ميکنه"
واقعا ازتون متشکرم،ولي ترجيح ميدم تو هتل بمونم
...بزار ببينم
حالا شناختيم؟
نه،متاسفم.نشناختمت
...خوب حالا چي
!مدرسه سِلسيان
!پدر فلورنتينو
!چشمان لندن
چشمان لندن؟ البته،خودشه
ساگون.فيليپه ساگون
ما کنار هم مي نشستيم
اون شخصيت آرومي داشت
...متاسفم...آخه با اين لباسي که پوشيدي
ميتوني توضيح بدي "چشمان لندن" چه معني ميده؟
اون فيلمي بود که قبلنا کشيشها برامون توي مدرسه نمايش ميدادن
اين چشمها ميتونستن توي ديوارها و توي آسمون ظاهر بشن
و هرجاي ديگه اي
واقعا ترسناک بود،درسته؟ همينطوره
...چشمان آبي کنجوکاو
...چشمان بيرحم
خوب،ميتونيم هر وقت دوست داشته باشي مادرتو دفن کنيم
مشکلي نيست
فردا ساعت11 خوبه؟- نه...من صبح نميتونم-
من يه جلسه اتحاديه دارم
عيبي نداره،آنسلمو- خودم ميتونم ترتيبش رو بدم-
...امکان نداره پس خانواده واسه چيه؟
ميشه بندازيش براي بعد از ظهر حدوداي ساعت 4؟
البته.پس شد ساعت چهار
خوب،حالا کجا زندگي مي کني؟مادريد؟
نه،بارسلون
اين موسيقيه رومَن نيست؟ آره،همينطوره
خوب,زندگيت چطور ميگذره؟ خوبه،خيلي خوبه
ازدواج کردي؟ بچه هم داري؟
نه،من مجردم
خيلي خوب،حالا شروع ميکنيم
شما...آقاي کايتانو و پسر هم...لوئيس هرناندز
آماده
حالا!
يادت باشه،کاملا ساکت باشي انگار که از سنگ مرمر ساخته شدي
اين براي لوئيس اومده
باشه
خاله داره مياد
لوئيس اين نامه براي توئه
کي بازش کرده؟
مادر بزرگ بازش کرده
تو که ناراحت نميشي،درسته؟
تونستي چيزي بيرون بکشي؟- نتونستم-
نظرت درباره آهنربا چيه؟- ندارم-
مادريد،پنجم جولاي 1936
پسر عزيزم:نامه ات به دستمون رسيد و خيلي خوشحال شديم وقتي فهميديم حالت خوبه
...آخر ماه،ميايم پيشت و ميتونم ماه آگوست رو با هم بگذرونيم
در سواحل دريا. پس تا چند روز ديگه با هم خواهيم بود،پسرم
ما واقعا براي ديدنت لحظه شماري مي کنيم
تو نبايد ديگه دلتنگي کني،پسرم
...مطمئنم که همه دارن تلاش ميکنن تا تو
بهت خوش بگذره و خوشحال باشي
همچنين بايد خودتم يکمي تلاش کني
تو بايد حرف شنو و با ادب باشي
زياد طول نمي کشه،پسرم
!يه خروار بوسه از طرف مادرت که خيلي دوستت داره
اينم؟ بايد ببينيم اندازته يا نه
خم شو
مراقب باش
مراقب آستينش باش
عجله کن،همه درهارو ببند زود باش
چه خبر شده؟
بيا دعا کنيم ...به نام پدر،پسر و
مامان،چه خبر شده؟
برقا قطع شده
بايد يه چيزي باشه
يه مصيبتي داره اتفاق ميوفته
درود مريم مقدس،که پر از رحمتي" خداوند با توست
مقدس باد هنر تو در ميان زنان "و خوشا به حال ثمره رحم تو،عيسي مسيح
مامان،من ميترسم- نترس،عزيزم-
چيکار بايد بکنيم؟
بايد در رو باز کنيم؟ نه،ميگوئل،اينکارو نکن
من باز ميکنم
همه چيز بهم ريخته
هيچ خبري نشنيدي؟- نه،تو چيزي نشنيدي؟-
صداي گلوله هارو شنيدي؟ فکر کنم کار اتحاد عمومي کارگران باشه
ارتش چي؟دارن چيکار ميکنن؟ منتظر چي هستن؟
نمي دونم
!راديو
!ساکت
هيچ ايستگاهي رو نميگيره
بدبختي.اين همون چيزيه که برامون زياد پيش مياد
!توجه!توجه
شهر ما به قسمتي از جنبش آزادي تبديل شده
...فرمان بسيج عمومي داده شده !طرف ما هستن
خيلي خوشحالم
!پنجره هارو باز کن !بزار آفتاب بياد داخل
بايد جشن بگيريم !يکمي کونياک بيار
!لوئيس
حالا پدرت و خانوادش ميفهمن که چي به سرشون مياد
آنجليکا،براي پسر خالت يه نوشيدنيه ديگه بيار
نه،ممنون- يالا،بايد جشن بگيريم-
البته
يخ؟ نه،ممنون
خاله پيلار خيلي خوب بنظر ميرسه
مطمئنا پايان خيلي بهتري از پدرم داره
از وقتيکه پيانو زدن رو کنار گذاشته،وضعش بدتر شده
اينطور نيست،آنسلمو؟
خاله پيلار؟اون که داره خوب زندگي ميکنه
هر روز از خونه ميره کليسا و از کليسا مياد خونه
ببين لوئيس،يه چيزي رو بهم بگو همه اين رونقي که دارن دربارش حرف ميزنن
درباره اين حجم زياد کتابايي که داره مياد
اصلا فروش ميرن يا نه؟
شکايتي نداريم.تو اين چند ساله کاملا فروش خوبي داشتيم
برداشت من اينه که هيچکس اونارو نميخونه
من قبلنا هم...خوب،هيچوقت کتابخوان خوبي نبودم
اما الان غيرممکنه آدم بايد يه زماني رو براي مطالعه بزاره
و ميخوام يه چيز ديگه هم بهت بگم من مجله يا تلويزيون رو ترجيح ميدم
هر چيزيو که اتفاق افتاده باشه ميتوني با چشم خودت ببيني
اينروزا ديگه کي وقت خوندن داره؟
تو خوندن رو دوست داري،مگه نه؟
بستگي داره،ولي آره، دوست دارم بيشتر از همه از شعر خوشم مياد
خواب ديدم که با من در مسيري روشن قدم ميزني"
وسط يک دشت سرسبز، بسمت تپه هاي آبي
بسمت نوک تپه هاي آبي "در صبحگاهي آرام
تو نوشتيش؟
قشنگ بود،مامان ادامه بده
نميدونم،درست يادم نمياد
...بزار ببينم
...در صبحگاهي آرام
دستانت را روي بدنم حس ميکنم دستان دوست داشتني تو را
...صداي دخترک در گوش من
...مانند آهنگي جديد
"مانند آهنگي دست نخورده از يک صبح بهاريست
ولي...وقتي اينو نوشتي چند سالت بوده؟
تو بايد ده يا يازده ساله بوده باشي
ميدوني چيه؟ما تو خانواده يه شاعر داريم
نه،من ننوشتمش
من اينو از آنتونيو ماچادو کُپي کردم
گفتي از کي بدست آورديش؟
No comments yet. Be the first to leave one.