The first 200 lines.
اولین سایت پیش بینی ورزشی با آپشن های بی نظیر bpersia.win | بی پرشیا
باید همه چیز رو جمع کنیم؟
منظورم اینه که، قراره چقدر طول بکشه؟
...واقعاً نمیدونم چقدر طول میکشه ولی
تا میتونی همه وسایل رو سریع جمع کن
باشه؟
جیسون؟
فقط همه چیز رو جمع کن همین الان
باشه
مشکلی پیش نمیاد
خیلیخب، خیلیخب
توتها
توتهای قرمز
خیلیخب
خیلیخب
خوبه
وزارت بهداشت توسط
آژانس مدیریت بحران فدرال اخطار داده شده
که یک عفونت ویروسی جمعیت کشور رو به شدت آلوده کرده
علائم این ویروس شامل جوشهای قرمز
روی شکم یا سینه است و همراه با
حالت تهوع، سرگیجه و پرشهای ناگهانی و تهاجمی
یا رفتارهای غیرقابل پیشبینی است
اگر خودتون یا کسی که میشناسید ،دارای این علائم هستید
سریعاً با خدمات اورژانس پزشکی تماس بگیرید
مسئولان هشدار دادهاند که اکنون
عفونت ویروسی یک خطر فوری برای عموم مردم تلقی میشود
محض احتیاط، شهروندان باید در خانههایشان بمانند
همهی پنجرهها، درها و دریچهها رو بسته نگه دارید
...کولرهای خود رو خاموش کنید، جیرهبندی
وایسا، ماشین رو نگه دار
جیسون ماشین رو نگه دار
خدای من جیسون، ماشین لعنتی رو نگه دار
بچه همراهشونه
ما هم همینطور
خیلیخب؟
ما هم همینطور
سلام چطوری؟
انگار قراره روز قشنگی بشه
میخوای بازی کنی؟
دلم برات تنگ شده، امیدوارم زودتر ببینمت
یک، دو، سه، چهار
یک، دو، سه، چهار
یک، دو، سه
!لعنتی، لعنتی
گندش بزنن
مهمترین چیز اینجا، برگ دندونهداره
هنگام بهار رنگشون قرمز میشه
میبینی؟
خیلیخب
.چطوری برای حیوونا تله بذاریم ..تو به یه
چوب کمکی، یه چوب برای تحمل وزن و یه چوب برای طعمه نیاز داری
خیلیخب؟
و تنظیمشون میکنی، شکافها رو درست میکنی ...متعادل میکنی
داری گوش میکنی؟
این مهمه
بله، نمیتونم یادداشت کنم وقتی اینقدر سریع زر میزنی
باشه
جلوی بچه فحش نده
باشه
توتهای قرمز
برگهای قرمز
چیز بدیه
مخصوصاً توی فصل بهار
خیلی زود ماشه رو میکشی
!و موفق شدم بزنمش
به خاطر اینه که اون حرکت نمیکنه
این یه تفنگ برای کشتن خرگوشه، باید برای کشتنش سر یا قلبش رو بزنی
...پس باید نفست رو حبس کنی و به آرومی
بیرون بدم، میدونم
باید گلولههامون رو برای بعد ذخیره کنیم
خب، به درد نخور میشن اگه بلد نباشی چطور شلیک کنی
چندتا تیر داریم؟
به تعداد کافی
دوباره انجامش بده
با یه مُشت توت نمیتونیم زنده بمونیم
میدونم
سلام چطوری؟
انگار قراره روز قشنگی بشه
خیلیخب
سلام، چطوری؟
سلام، چطوری؟
سلام، چطوری؟
سلام، چطوری؟
سلام، چطوری؟
سلام، چطوری؟
سلام، چطوری؟
سلام، چطوری؟
سلام، چطوری؟
سلام، چطوری؟
!لعنتی
لعنتی
جیسون چی شده؟
نه به من دست نزن
فقط همه چیز رو بذار توی ماشین
چه اتفاقی اُفتاد؟
فقط سوار ماشین لعنتی بشو
تبش قطع شده؟
نه
جیسون چی شد؟
چندتا جعبه غذا اونجا بود
ولی اونا اونجا بودن
آره
اونا اونجا بودن
ولی تو قبلاً ازشون دوری میکردی
چرا این دفعه بهت حمله کردن؟
نمیدونم
واقعاً نمیدونم
،غذای کافی برای خوردن اونجا بود بدنهای کافی برای خوردن اونجا بود
فکر میکردم رفتن
همه چیز خوب بود تا وقتی که در حین شکستن شیشه و وارد شدن به اون خونه
زخمی شدم
خون از بدنم جاری شد و صدای جیغها زیاد شد
و اونا حملهور شدن
انگار که میدونستن
میدونستن که داره ازم خون میره
میتونستن احساسش کنن
اونا چی هستن؟
نمیدونم
ولی یه بخشیشون انسان بود
چرا اینو میگی؟
چون اونا میمیرن
زودباش، زودباش
زودباش
زودباش
خواهش میکنم
خواهش میکنم، خواهش میکنم
کریس
آلوده شده؟
نه
نشونم بده
اسمت چیه؟
اُلیویا
کمکش میکنی؟
میتونم کمکش کنم
اینجا رو فشار بده
حالش خوب میشه
یه دستش رو بگیر
از طرف جنوب میاین؟
...تو و پدرت
پدر ناتنی
خب، یه جورایی
کریس و مامانم میدونی، با همدیگه ...زندگی میکردن ولی
هیچ وقت ازدواج نکردن
...میخواستن ماه سپتامبر ازدواج کنن ولی
میتونی توی ماشین بخوابی اگه میخوای
نه همینجا خوبه
میخوام کنارش بخوابم
ما میریم وقتی حالش بهتر شد ...یعنی
تنهات میذاریم
چرا دو تا اردوگاه داری؟
محض احتیاط چون ممکنه یکیش رو از بدم
اوه
اینا کمک میکنه که رد و بوت رو از اونا مخفی کنی از دستشون فرار کنی
به طرف شمال میرفتین؟
آره
میخوای بشنویش؟
اخبار مربوط به شماله؟
اوهوم
میدونی دارن چی میگن؟
نه
پس همینه دیگه
همهی چیزی که هست
کریس
مشکلی نیست لیو
همه چیز خوبه
اون میگه دارین به طرف شمال میرین
آره حداقل داریم سعی میکنیم
شنیدیم اونجا یه مرکز معاینه هست
کی میدونه نه؟
تو اینجا خیلی خوب همه چیز رو برپا کردی
بیشتر مردم برای این وسایل کشته میشن
چادر زدی
غذا، تا اونجایی که میدونم
ماشین
بنزین هم داری؟ نه
فقط یه جاییِ که زیر بارون نباشم
هوم
ممنونم
برای کارهایی که برای هر دومون کردی
این روزا کم پیدا میشه کسی که از این کارا بکنه
صبح که شد میریم
خیلیخب
پاشو بچه جون، بیا بریم
بیا بریم توی چادر
زود باشین، بیاین توی ماشین
خب، چند وقته این بیرونی؟
از وقتی که این قضیه شروع شد
اوم
چرا این همه راه رو اومدی اینجا که وسط ناکجا آباده؟
شوهرم توی این جنگلها بزرگ شده
توی یه شهر که یک یا دو مایل به سمت غرب فاصله داره زندگی میکرده
اون ما رو اورد اینجا
اینجا احساس امنیت میکرد
اون بود که بهت یاد داد چطور توی جنگل زنده بمونی؟
چیزایی که میتونست رو یادم داد
چیه؟
بیخیال لیو
همینطور یه چیزایی میشنیدیم میدونی
چطور فیلادلفیا یه روزه رفت زیر آب به جز چند جای دورافتاده
No comments yet. Be the first to leave one.