The first 200 lines.
"محض رضاي خدا"
شيکاگو" "پاييز سال 2002
"مرکز روان درماني"
اون ديپورت شده
دکترها فکر نميکنن که به اين زودي حالش خوب بشه
"لاهور، پاکستان"
"تمام شب ميرقصيم"
اگه نتونيم دنيا رو ببينيم" "پس اين دنيا چه فايده اي داره؟
اگه بتوني ببيني ولي عاشق نشي" "پس چشمها به چه دردي ميخورن؟" "دسامبر سال 2000، تمرين کنسرت سال نو"
"پس ببين...بيين"
"درونت رو ببين"
"عزيزانت رو، تو چشمات نگه دار"
"امشب ميتوني ضربان رو حس کني؟"
"چون همه دارن پرواز ميکنن"
"خودت رو تکون بده امشب"
"پس باهام برقص امشب"
"امشب ميتوني ضربان رو حس کني؟"
"چون همه دارن پرواز ميکنن"
بلند بگين الله اکبر
تکبير- الله اکبر-
تکبير- الله اکبر-
تکبير- الله اکبر-
"لندن"
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: اسکايلر - ويرايش: سميرا
السلام عليکم- سلام، جناب شيخ-
يه خرده حيا کن، حسين خان
مثلا اسم يه پيغمر روته
و کارات مثل ابوجهلن
اين مزخرفات چيه ديگه؟
بخاطر آدمهايي مثل تو امروز وضع مسلمونها شده اين
نابود شديم
چي شده؟ چرا دادي ميزني؟
کل زندگيت رو با خارجيها گذروندي
حالا دخترت هم پا جاي پات گذاشته
چرا مزخرف ميگي
دخترم با دختر تو درس ميخونه
امروز واسه ساکت کردن من شما دو تا رو مثال زد
اون فکر ميکنه من يه مسلمون افراطي ام
و شما پدر و دختر
مسلمونهاي در حال پيشرفتين
زنت خارجي بود بس نبود
حالا دوماد خارجي هم ميخواي
چرا دين رو خراب ميکني، حسين خان؟
برو مسيحي شو
دست از دين و جون ما بردار
ميري يا پليس رو خبر کنم؟
من ميرم حسين خان تو به خودت فکر کن
امام حسين ولت نميکنه برو به جهنم
مري
سلام بابا
فردا ميبينمت- خيلي خب، باشه-
اون کيه؟- ديو! يکي از همکلاسيهامه-
پيش همه ي پسراي کلاس تون اينجوري ميشيني؟
من تو زندگيم يه اشتباهاتي کردم
لازم نيست تو هم تکرارشون کني
بريم
گوش کن! بايد حرف بزنيم
راجع به چي؟
درباره ي مري
مري چي؟
داره يه نفر رو ميبينه
خب؟
ميخوام بهش بگي ...که خوشمون نمياد با اون پسر
رفت و آمد کنه...
بايد فورا تمومش کنه
اون ديگه بچه نيست من و تو نميتونيم بهش بگيم چيکار کن
شايد نميتوني شايد هم خودت نميخواي
ولي من پدرشم و کاملا حق دارم
اونقدري که من براش مادري کردم
تو پدري نکردي
لازم نيست اين همه از خودت تعريف کني ...تو حتي دختر خودت رو هم نميشناسي
حالا هر چي ولي من پدرشم
و حداقل يه ذره هم که شده بايد به تصميمم احترام بذاريد
اينطور نيست؟
ولي چرا اينقدر بزرگش ميکني؟ ديو پسر نازنينيه
اوه! پس از قبل ميشناسيش
...گوش کن! من دلم نميخواد با يکي اهل
با يه غريبه ازدواج کنه...
اون يه دختر مسلمون پاکستانيه نمي تونه با يه پسر سفيد پوست ازدواج کنه
اوه! پس واسه تو اشکال نداره ...اگه اين همه سال
با يه زن سفيد زندگي کني...
ولي اگه دختر يه سفيد پوست رو انتخاب کنه
زبونم لال اين ديگه چه حرف مزخرف غير منطقي ايه؟
مري انگليسيه
همه ي دوستاش! در اصل همه ي کسايي که ميشناسه سفيد پوستن
حتي يه بار هم نبرديش پاکستان
حالا يهويي پاکستاني شده !چقدر راحت
من هيچي بهش نميگم
تو عقيده ي پاکستانيها در اين باره رو
درک نميکني، مگه نه؟...
مرداي مسلمون اشکال نداره با غير مسلمونها عروسي کنن
ولي دختراي مسلمون اين حق رو ندارن
ميشم بساط خنده ي مردم پاکستاني
لطفا سعي کن درک کني
ميدوني چيه
برام مهم نيست بقيه چي فکر ميکنن تو هم نبايد اهميت بدي
تا وقتي مري خوشحال باشه بقيه چيزها مهم نيستن
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
از سي آي اي آمريکا شکر گزارم
که جهاد رو به ياد من انداخت
در حال حاضر، مجاهدين سراسر دنيا
تو افغانستان دور هم جمع شدن
و به لطف خدا خيليهاي ديگه هم ميان
چقدر دير اومدي مصاحبه خيلي وقته شروع شده
جناب ملا خيلي خارجيها رو اذيت کرده "لاهور، مسجد وسيرخان"
تلويزيون کار رو آسون کرده
تلويزيون کارمون رو خيلي آسون کرده
...تو کل دنيا، پيروان اسلام
تو کل دنيا، پيروان اسلام
وقتي ميبينن يهوديا با کمک آمريکاييها
...مسلمونها رو قتل عام ميکنن..
...مسلمونها رو قتل عام ميکنن..
خود به خود
به ياد جهاد مياُفتن
خودشون اتوماتيک
به فعاليتهاي جهادي روي ميارن
خب کي براي اين چيزها سرمايه گذاري ميکنه؟
...کي پول سفر کردن و
آموزش دستههاي جهادي تون رو ميده؟
کي جهاد رو تامين مالي ميکنه؟ و کي بهشون آموزش ميده
تا همين چند سال پيش سي آي اي دلارهامون رو تزريق ميکرد
...بهمون دلار ميداد...
بهمون دلار ميدادن
نه فقط دلار...
حتي واسه کشتن روسيها ده لاک به خود من داده بودن
آخرين مدل سلاحها و مهمات رو بهم ميدادن
اون موقع جنگمون "جهاد" بود
اون موقع جنگمون "جهاد" بود
سي ان ان اسم "مجاهدين" رومون گذاشته بود
سي ان ان اسم مجاهدين رومون گذاشته بود
"حالا شديم "تروريست
"حالا شديم "تروريست
شايد پول مواد هم داره به رسيدن به هدف تون کمک ميکنه
پول هرويين داره به جهاد کمک ميکنه
تو يه خبرنگاري
ولي تا خودت نخواي ...حتي چيزي که روبروته رو هم
نمي توني ببيني- ...اگه نخواي ببيني-
چون اسلام هر گونه مستي رو حرام کرده
چون اسلام هر گونه مستي رو منع کرده
به همين خاطر طالبان همه ي مزارع ترياک رو نابود کرده
ولي تو نميتوني ببينيش
اگه دست من بود به مقدار فراوون ترياک ميکاشتم
و همه ش رو به غرب ميفرستادم
و همه ش رو به غرب ميفرستادم
خدا ي من! ميتوني چنين کار زشت و غير انساني اي انجام بدي
طرز فکرتون خيلي خانم عزيز من
کاش يه خرده هم تاريخ بلد بودي
تو روزگارهاي قديم، بريتانياي کبير شما جلوي چين اعلان جنگ کرد
ميدوني چرا؟
چون دولت چين، انگليس رو
از فروش ترياک در چين، منع کرد
ممنونم مولانا که گذاشتي بيام اينجا
و باهامون حرف زدي
السلام علکيم- وعليکم السلام-
مرشد، اين دوستم سرمت هست توي لاهور زندگي ميکنه
السلام علکيم- وعليکم السلام-
مرشد اين خواننده ي خيلي معروفيه توي تلويزيون ميخونه
نتونست باور کنه که به فرمايش شما خوندن رو کنار گذاشتم
کجاي لاهور زندگي ميکني؟
قربان ما يه خونه ي مزرعه اي تو ورودي داريم
خونه ي مزرعه اي
آدمايي که تو خونههاي مزرعه اي به دنيا ميان
اگه نخونن و نرقصن پس چيکار کنن؟
آدمايي که دين دارن ...مثل من
تو خونوادههاي فقير به دنيا ميان
نه جناب ملا اون اينجوري نيست
خودش ميخواست شما رو ببينه
...شير شاه حتما بهت گفته که
که من 15 روز اول ماه رو توي پنجاب ميمونم
جمعه ي مبارک آينده تو مسجد شاهي خبطه ي شامگاهي رو من ميخونم
مياي اونجا؟
بله جناب، حتما ميام- بيا-
اين مسجد رو پدربزرگِ پدربزرگم وسير خان ساخته
بخاطر همين ازش جدا نشدم
بله- ...درخواست ميکنم که-
فکر کنم شما فقط خوندن بلدين حرف زدن بلد نيستين
اون خيلي خجالتيه توي خونه هم همين طوريه
خونواده م هم از اين عادتش
به تنگ اومدن اون زياد حرف نميزنه
يه چيزي درباره ي زندگي خانوادگي تون بگين
زندگي مون خيلي ساده ست
ما دو تا برادريم
پدرم و مادرم و يه مادربزرگ خيلي بامزه
يه ذره با موسيقي مون مخالفه زيادي اسلاميه
ولي پدر مادرمون از ما هم بيشتر موزيک رو دوست دارن
مري
مري- بله، بابا-
بيا پايين عزيزم ميخوام يه چيزي بهت نشون بدم
چي شده؟
اونها پسر عموهاتن پسرهاي برادر بزرگمن
خيلي خوبه، عاليه
اميدوارم همه والدين همين جور باشن
خب الان ميخواين چي بخونين؟
ميخوام آهنگي که ديروز ساختيم و تنظيم کرديم رو بخونيم
خداي من، چقدر شبيهن
آره؟ چقدر شبيه منن
اسمهاشون چيه؟
اسمهاشون
نمي دونم
"عزيزان زيادي در اين دنيا داريم"
No comments yet. Be the first to leave one.