The first 199 lines.
...کو... کوروکو
دسته جمعی که سرکارم نذاشتید، نه؟
در مورد چی حرف میزنی؟
اویهارو سان، ساتن سان، شما چطور؟
از کجا اسم ما رو میدونی؟
شیرایی سان، تو بهش گفتی؟
.نه، ما اصلاً همدیگه رو نمیشناسیم
...خبر ندارم کجا راجع به ما شنیدی
ولی اگه دچار مشکلی شدی ...به حرفات گوش میدیم
.به عنوان عضوی از دادرسی
.نه
.مشکلی نیست
...گور خودت رو کندی
!شوکوهو
دیگه به دوستامم دست درازی میکنی؟
...این دیگه
!خیلی فراتر از شوخی کردنه
اگه به کوروکو و بقیه ...اتاق خوابگاه یا آلبومهای عکس رو نشون بدم
میتونم بهشون دستکاری شدن .خاطراتشون رو توضیح بدم
...ولی
وقتی من رو به عنوان یه غریبه میشناسن حاضرن بهم کمکی کنن؟
.دوست ندارم تو این شرایط درگیرشون کنم
میساکا سان؟
.باید واسه مسابقهی بعدی آماده بشیم
هدفش چیه که تا این حد پیش اومده؟
...حالا که اینطوری دست و پای منو بسته
چه کاری ازم برمیاد؟
"A Certain Magical Railgun T"
.حسابی گل کاشتی، کونگو سان
درسته، حتی گزارشگرم .خیلی ازت تعریف کرد
به نظر میاد اون گزارشگر .چشمای خیلی خوبی داره
این کارا واسه چی بود؟
.میخواستم یکم بیشتر باهاش حرف بزنم
.چون تو عاشق ملاقات با افراد مشهوری
.ولی انگار، خیلی تحت فشار بود
.شیرای سان، ساتن سان و اویهارو سان
.آه، کونگو سان، سلام
شیرای سان، حالت چطوره؟
به عنوان کسی که جای تو ...توی مسابقه شرکت کرده
.مطمئن شدم که حتماً نفر اول بشم
ها؟ چرا اینقدر تو خودتی؟
تو مدرسه ـمون دختری داریم که بهش میگن "ریلگان" درسته؟
چند لحظه پیش پرید جلومون .و یه سری حرفای بیربط زد
،یه دفعهای سر صحبت رو باز کرد .بعدشم که گفت داریم سر به سرش میذاریم
آه، ممنون میشم که امروز .جای من رو تو مسابقات پر کنی
...با... باشه
!اویهارو
.پس ما میریم دیگه
...باشه
.به سلامت
شیرای سان، با میساکا ساما دعواش شده؟
.اونا که معمولاً خوب باهم کنار میومدن
شیرای سان، توی مسابقات زیادی !ثبت نام کرده بودی، ها
!ها؟ راست میگه .همشونم که مسابقات دو نفری هستن
ها!؟ دو نفری؟
!مسابقۀ دو نفری بعدیمون، ساندویچ بادکنکه
هر تیم باید بادکنک رو بدون استفاده از دستهاشون نگه دارن .و زودتر از بقیه به خط پایان برسونن
!به محض ترکیدن بادکنک، تیم میبازه
!به محض ترکیدن بادکنک، تیم میبازه
...الان که وقت این کارا نیست
باید یه جوری خودم رو از اینجا خلاص کنم .و برم دنبال اون بگردم
میساکا سان؟
اشکالی نداره بادکنک رو باد کنم؟
...اوه، نه
...خب خب، اونه ساما
!کوروکو رو سفت بغل کن
!هوی! اگه بادکنک بترکه میبازیم
کوروکو قاتی کرد و .اصلاً نتونستم تمرین کنیم
میشه لطف کنی بدون اجازه با اسم کوچیک صدام نزنی؟
،راستی میساکا سان .خبر نداشتم یه خواهر دو قلو داری
ها!؟
...دیروز، توی مسابقۀ شکار بالن
خواهر کوچیکترت شرکت کرده بود، نه؟
...کونگو سان
متوجه شدی که اون من نبودم!؟
البته، من میتونم با یه نگاه .افراد رو تشخیص بدم
یه جورایی هالهای که داشت .با تو خیلی فرق داشت
...گوش کن، کونگو سان
!یه درخواستی داشتم
توکیوادای واقعاً قویه، نه؟ !واقعاً که با هم هماهنگن
.تبریک میگم
.آه، ممنون
...تو
،مرزهای نامردی رو کلاً جابجا کردی !شوکوهو میساکی
!کونگو سان! آرومتر! آرومتر
...خواهر کوچیکترت رو دزدیده
تازه خاطرات شیرای سان ...و بقیه رو هم دستکاری کرده
.اون اصلاً مناسب بودن توی توکیوادی نیست
.کاملاً متوجۀ حرفات شدم
.خودم درمورد خواهرت تحقیق میکنم
تو هم کاری کن توجه تیم شوکوهو .از من منحرف بشه
شرمنده که اینجوری .درگیر مسائل شخصیم شدی
ولی حواست باشه !خودت رو تو دردسر نندازی
ترسناکی اون دختر به اینه که .اصلاً نمیدونی چی تو سرش میگذره
،اگه تونستی برام یه سرنخی چیزی گیر بیاری .باقیش رو خودم یه کاریش میکنم
!نه
میساکا سان، تو نباید اطلاعاتی که !بهت میدم رو باور کنی
ها!؟ چرا؟
...چون ممکنه همین الانشم
،توسط شوکوهو میساکی !شستشوی مغزی شده باشم
،ممکنه اطلاعاتی که بهت میدم !همش دروغ باشه
!تو باید این احتمالم در نظر بگیری
...آخه چطور
،درسته، وقتی همچین چیزی بگم دیگه هیچکی بهم اعتماد نمیکنه، نه؟
،پس به جای اطلاعات !خودِ خواهرت رو برات میدم
...به جای اینکه به حرفام اعتماد کنی
...این کار رو کن
لطفاً باورم داشته باش .و منتظرم باش تا برگردم
...کونگو سان
.به خاطر اول شدن، تبریک میگم
.مثل همیشه عالی بودی
.آه، ممنون
دلیل اینکه شیرای سان و بقیه رو ...بر علیه میساکا سان نکرد
احتمالاً به خاطر این بود که .حس کرده نیازی نیست تا این حد پیش بره
...اگه هدفش خواهرش باشه
...پس همه اینکارا واسه این بوده که وقت بخره
.و اینکه فقط لازمه کمی اون رو کُند کنه
!انگار باید عجله کنم
.کار خطرناکی نکنی، کونگو سان
،حتی اگه برای کمک به اون باشه ...اگه تو توی خطر بیوفتی
میساکا سان؟
...موبایلت
بد شد، بهم مشکوک شده؟
مدل "لاولی میتِن گِکوتا"ـست، مگه نه؟
ها؟ آره، چطور مگه؟
.راستش، مال منم همین مدله
پیونکو!؟
وقتی آویزی که به کیفت وصل بود رو دیدم .با خودم گفتم، ممکنه تو هم مثل من باشی
...آها، پس واسه همین
میساکا سان، خیلی وقته دلم میخواد .باهات گپی بزنم
فقط ای کاش برچسب "برای کودکان" رو .نمیذاشتن روشون
،اینجوری مادرها و بچههاشون .با یه نگاه خاصی منو میبینن
.آره، میفهمم منظورت چیه
...توی روز انتشار محصولات جدید
،بخاطر قوانین خوابگاه .نمیتونم از صبح زود برم تو صف خرید
...حالا که حرف محصولات جدید شد
...به نظرت سری جدیدی که ساختن
یه جورایی دهن کجی به ما عاشقای گِکوتا نبود؟
!چون هیچ احترامی برای اصل کار قائل نیستن
...انگار بدجوری رفتتن تو فاز
.امیدوارم توی نسخۀ بعدی رعایت کنن
.ای بابا، من هنوز نتونستم یکی از اونا رو گیر بیارم
.توی اینترنتم کسی برای فروش نذاشته
،اوه، در این صورت، من از اون مدل دوتا گرفتم .یکی برای استفاده و یکی برای کلوکسیون
دوتا داری؟
...پس اگه توی مسابقات امروز تلاشت رو بکنی
.حاضرم اون اضافی رو بهت بدم
...ها؟ جدی
!چه تلهی پیچیدهای
،من که گفتم .میساکا میکوتو دیگه خنثی شده
اون نانو ماشین رو بهش تزریق کردم .پس دیگه نمیتونه تکون بخوره
از اینا گذشته، این کار توئه، نه؟
مطمئنی نبردنش بیمارستان؟
.خب، فکر کنم تا همین جا کافی باشه
.بابا چان، یه کار دیگه برات دارم
یه کار دیگه؟
...هدفت
...کلونهای میساکا میکوتو
!خواهرهاست
...با توجه به حرفای میساکا سان
اینجا آخرین مکانی بود .که از خواهرش جدا شد
...پس یعنی
احتمالاً با شوکوهو میساکی هم .همین جا روبهرو شده
.یه جای کار میلنگه
به نظر خواهر میساکا سان درحدی نیست که در برابر .قدرت کنترل ذهن از خودش محافظت کنه
...خیلی راحت میتونست بهش دستور بده
.تا بره به جایی که هیچکی نتونه اون رو ببینه
چرا باید به خودش دردسر بده تا اون رو بدزده و انتقالش بده؟
اگه چیزی که خواهر میساکا رو از پا انداخته ...ربطی به قدرتش نداشته باشه
بلکه چیزی باشه که ممکنه شوکوهو میساکی هم انتظارش رو نداشت، چی؟
...اگه اینطور باشه
.ممکنه اینجا یه سرنخی گیر بیارم
...این که
ماسک شخصیتی که میساکا سان دوست داره؟
...اون که
!آ... آهای
نباید به ضعیفـتر از خودت زور بگی؟
.دیگه لازم نیست نگران باشی
ببین، میدونم که هنوزم میترسی ...ولی من الان
.خیلی خیلی گرفتارم
.خدایی واسه این کارا وقت ندارم
.بهتره فعلاً تحویلت بدم به دادرسی
!اوه! کونگو سان ...به نظر میاد عجله داری، چی شده
!چه به موقع ...معذرت میخوام
...ولی میتونی مراقب این
اِوا...؟
این گربه، گربۀ میساکا ساماست؟
ها؟
مال اونه؟
...منم صددرصد مطمئن نیستم
ولی شبیه همون گربهـست که موقع .مسابقهی شکار بالن سپرده بودش به ما
شکار بالن...؟ پس این مال خواهر میساکا سانه؟
میساکا ساما خواهر داره؟
اِه، خب، الان فرصت ندارم ...خیلی توضیح بدم
ولی میساکا سان ازم خواسته .دنبال خواهر گم شده ـش بگردم
گم شده؟
این گربه همون جایی بود که ممکنه .خواهرش تو دردسر افتاده باشه
...خب، راستش نمیدونم ماجرا چیه
ولی یه "سایکومتریست" تو تیم شنا میشناسم .که میتونه با حیوونا ارتباط برقرار کنه
No comments yet. Be the first to leave one.