The first 200 lines.
.از فرمانده ریگ به سفینه
."آغاز عملیات" گردباد زمان
.درست پشت سرتیم، فرمانده ریگ
،اسکیپس، ماسل من .پورت و اسلحه سمت راست
.اطاعت فرمانده - .اطاعت فرمانده -
.پاپس، تو برو بالا
.حله
.پشت سرم بیاید
!برید! برید! برید
!بیاید، تکاوران
.این کریستال زمانیه
.الان نابودش میکنیم .اسکیپس
.اوهوم
.آره، همینه .آفرین، تکاوران
مأموریت تقریباً .درحال اتمامه
الان فقط واسه یه لحظه .استراحت میکنیم
!اوه
.ماسل من
!ها؟ اوه
!اونا اونجان
!پناه بگیرید
!فایو
.آتش بس
،ریگبی و بنسون .شما آخرین نفرید
رفیق تو هنوزم میتونی جلوی .این خونریزی ها رو بگیری
.تسلیم شید
،هی، خائن دستش چطوره؟
شايد بخوای به حرف دوست ،کوچولوت گوش کنی
.تا وقتی که هنوز زندهست
.مزخرف نگو، راس
.آره، تو باید آروم باشی، مرد
همهی این کارای ."پاک کردن زمان" رو فراموش کن
آروم باشم؟! اوه، فکر میکنم وقتی به خاطر شیرین کاری
تو و موردیکای در دبیرستان به زندان رفتم
.به اندازه کافی آروم بودم
.اما فکرکنم که باید از شما تشکر کنم
برای ساختن .این سلاح فوقالعاده
داری درمورد چی حرف میزنی؟
موردیکای و ریگبی این .گردباد زمان رو درست کردن
چی؟ - !دروغگو -
!اوه، من کسیم که دروغ میگه؟ !ها! شوخی خوبی بود
،شوخی خوبی نبود موردیکای؟
.آره، خندهدار بود
،من میدونم که تو چیکار کردی ریگبی !و من هیچوقت نمیبخشمت
.رفیق، من قبول نشدم
!فرمانده ریگبی
این مال .خیلی وقت پیشه
.من هیچکاری نکردم
.من نمیخوام بهم بگی که چیکار کردی
،اگه از اينجا بريم بيرون ميتونی درستش کنی؟
.ریگبی، درستش کن
.این یه دستورِ
!نه، فرمانده
!فرار کن! فرار کن
!این بخاطر پاپس
!و اسکیپس
!و ماسل من
!و فایو
!لعنتی
!لعنتی
.مدارهای زمان روشن
!منو به دبیرستان برگردون
.باید درستش کنم
.دورهی زمانی محاسبه شد
به نام لُرد راس .اون سفینهت رو متوقف کن
تو چه مرگت شده، مرد؟
چطور میتونی براش کار کنی؟
من نمیتونستم .برای باقی عمرم توی پارک بمونم
بايد به شغلم .فکر ميکردم
پس دوستت چی؟
.ما دوست نیستیم
ما مدت زياديه که با هم .دوست نبوديم
.دوره ترسیم شده است
اون دکمه رو فشار بده .و منم بهت شلیک میکنم
...هی، موردیکای
!انجامش بده
میدونید، میتونید فقط مثل آدم های عادی
.سفارش بدید
با این حال، چه خبر؟
من تاحالا شما رو این .اول صبحی اینجا ندیده بودم
بوریتوهای صبحانه از .کامیون افتاد بیرون
!بهترین بوریتوهای شهر
،البته این اسم یه مکانه .ولی بازم خوبه
اِه، من هیچوقت از وسیلههای .نقلیه سفارش نمیگیرم
،با این حال، شما بچهها باید چه ساعتی سر کار باشید؟
.وای، نه
رفیق، فکر کردم که گفتی .ماشینو بنزین زدی
،امم، حالا که فکرشو میکنم
،بنزین نزده بودم .پس بیا برگردیم و بورینو بگیریم
!آخ
میمردی راستشو بگی
که هرچند وقت یکبار حقیقت رو میگی؟
!وایسا !کجا میری؟
.بدو بیا !نمیتونیم دوباره دیر کنیم
.جلسهمون ۱۰ دقیقه دیگهست، اسکیپس
...هی، داری چه غلطی
!اینجا یه کشور آزاده
.هی، بچهها، جلسهمون ۸ دقیقه دیگهست
میدونی دیگه کی هشت دقیقه دیگه جلسه داره؟
!مامان من
!کرامپ! کرامپ
!ادامه بده، رفیق
.جلسهمون ۵ دقیقه دیگهست، پاپس
!اوه، یه نمایش خوب
.پاشو
!بجنب
.موردیکای. ریگبی
-جلسهمون
.معلومه
!وایسید
!وایسید
!وایسید
!وایسید
!ما اینجاییم
!ما اینجاییم
!ما رسیدیم
.ما سر ساعت رسیدیم
،آها، باشه ولی .شما سر ساعت نرسیدید
چون جلسهی صبحمون !همین الانشم تموم شده
.شرمنده، بنسون
،اگه ماشینمون بنزین داشت .زودتر میرسیدیم پیشت
میدونی کِی بنزین تموم نمیشه؟
!بیرون
.روز خوبی داشته باشید، بچهها
.چه نمایش بدی
میدونید چیه، شما نمیتونید هروقت که
.دوست داشتید بیاید سر کار
.ما اینجا قوانینی داریم
،و اگه قوانین رو رعایت نکنید
.باید نتیجهاش رو هم بپردازید
،واستا، نتیجهاش رو بپردازی یا با نتیجهاش رو به رو بشی؟
.با نتیجهاش رو به رو بشی
!با نتیجهاش رو به رو بشی
اونا چیَن؟
.اینا مهرهای صورتیان
،که یکی اسم تو روشه .و یکی دیگه هم با اسم تو
و حالا وقتشه که من کلمهای رو بگم
که خیلی وقته .میخوام بگمش
!شما اخراجید
!نه بنسون، تو نمیتونی
،آره !ما دلیل قانع کنندهای داریم
اوه، واقعاً؟ اون چیه اونوقت؟
ما برات .بوریتوی صبحانه خریدیم
چی؟
،میدونی که یه عذرخواهی
برای اینکه مدام سر کار به هم میخوریم بدهکار بودیم، درسته، موردیکای؟
.اوه، آره
.بهترین بوریتوهای شهر
،رفیق !اون محشر بود
تو کِی وقت کردی که اسمشو روی پاکت بوریتو بنویسی؟
تقریباً توی تمام مدتی که .داشت حرف میزد
ترفند قدیمی"نوشتن یادداشت ."یواشکی
تو دوران دبیرستان .بهش مسلط شدم
آره، تنها نقصی که تو نقشهت داری
.اينه که الان دارم از گرسنگی ميميرم
.آره، منم همینطور
میخوای دزدکی بزنیم به چاک و غذا بخوریم؟
نه، بنسون تمام این مدت .داشته مارو میپاییده
فکر میکنم برای ناهار .باید بریم بیرون
.آره، درسته
،اگه قبل از زمان استراحت بریم
.باید دنبال یه کار جدید بگردم
.آره، درسته .تو هیچوقت نمیخوای پارک رو ترک کنی
.نمیدونم، رفیق .فقط دارم میگم
میدونی، اينطور نيست که ما بتونيم
.تا ابد توی پارک کار کنيم
.حالا هرچی. تو الان گفتیش
.نمیدونم، پسر
-اما من فکر میکنم این چیزی که واقعاً باید باشیم
!فرار کن
رفیق، تو نمیتونی !از آینده فرار کنی
.بلند شو، رفیق
شما بچهها حالتون خوبه؟
!اون محشر بود
!شماها چه غلطی کردین؟
!ما نبودیم
آره، این شهاب سنگه .از ناکجاآباد امد
ولی فکر نکنم این .شهاب سنگ باشه، رفقا
.شبيه يه جور وسيله نقليهست
.یه سفینه فضایی
.دَرِش باید اینجاها باشه
!ریگبی، نه !ازش دور شو
،رفیق داری چیکار میکنی؟
آروم باش، فقط میخوام .یه نگاهی بهش بندازم
.من نمیتونم دزدیده بشم، دوستان .من به کاوشگرا حساسم
این .یه فضایی عجیب و غریبه
،رفیق .اون شبیه توئه
،آره .ولی خیلی باحال تر
.کمک
!یا مسیح
.به نظر خوب نمیاد
اين خوب نيست، درسته؟
تو کی هستی؟
.این منم. ریگبی
من از آینده به عقب سفر کردم .تا از شما کمک بگیرم
اما تو چطوری میتونی ریگبی باشی؟ .تو خیلی فوقالعاده به نظر میرسی
.ممنون .من واقعاً رشد کردم
.جهان در آستانهی نابودیه
و همش بخاطر اینه که تو سعی کردی توی دبیرستان
.اون ماشین زمان رو بسازی
No comments yet. Be the first to leave one.