The first 200 lines.
متاسفم
همیشه دلسرد کننده ام
و فقط وقتایی که بهت نیاز دارم دنبالت میگردم
من همیشه واسه شنیدن آماده ام چه دلسرد کننده باشه یا نباشه
و عیبی نداره اگه فقط وقتایی که بهم نیاز داری دنبالم بگردی
چون تویی سو یوری میذارم همه اونکارا رو بکنی
...به جاش
...من
...عاشقت میشم سو یوری
میدونم که یه قدم عقب بودم
و میدونم این باعث میشه که احساس ناراحتی کنی
...ولی از الان به بعد،من
میخوام کاری کنم که معذب شی
میخوای کاری کنی که معذب شم؟
آره
این اعترافه یا هشدار؟
دارم میگم دوسِت دارم
چیـ؟
اولین بارمه که یکی رو دوس دارم
...و باعثِ خجالته که یه طرفه اس،ولی
...چون کسی که دوسش دارم تویی،سو یوری
یه امتحانی میکنم
فک کنم...الان بهترین کار اینه که برم
صب کن بله؟
دوباره که برنمیگردی بیمارستان،نه؟
کجا میخوای بری؟
میرسونمت
دارم میرم خونه خونم که همین بغله
باشه پس بریم
چی؟
چی؟
گفتم بریم
لامپات سوخته ان؟
چی؟
خوب کار میکنن که
خوب بخوابی
الو؟ الو؟
لعنتی
ایشش،اینجوری غرورم جریحه دار میشه
بله،خبرنگار چوی
بیا همین الان همو ببینیم
بهت یه خبر اختصاصی میدم که درموردش بنویسی
...من
عاشقت میشم سو یوری
گفتم دوسِت دارم
چرا انقد گرمه؟
خیلی گرمه
گفتم دوسِت دارم
گفتم دوسِت دارم گفتم دوسِت دارم
بیا یه کاری کنیم
کار کنیم کار کنیم
کجا میری؟
کافه این ساعت؟
از دست رفت
چرا انقد چیز میز داره؟
اون دشمن خونیم،پول از کجا آورده داده پایِ اینا؟
ها؟
شک ندارم با پول ناهار مدرسه اش رفته اینا رو خریده
بزن بریم
ببخشیــد
یلا،بیا با یه قهوه حلش کنیم
نمیتونی که فقط منو ندید بگیری
دختره ی خائن
به هر حال،اگه دفعه دیگه خواستی به شوهر یکی دیگه توهین کنی
!اول برو برگه های طلاق خودتو امضا کن
فهمیدی؟ متوجه شدم
...چی
انگار کل پول رو استفاده کردیم
چطوریه که دقیقا همین الان پولش تموم شد؟
شانس ندارم که
خب، درستش کردی؟
البته که کردم چه با دل و جرئت
خوشحالی؟
سلام
صبح بخیر سلام
راستی،دستگاه پول تموم کرده و کار نمیکنه
چی؟ کار نمیکنه؟
دقیقا جلوی چشمام پول تموم کرد
داری چیکار میکنی؟
شنیدم دستگاه خراب شده
ولی الان،عالی کار میکنه
معلومه که کار میکنه تا وقتی تو اینجوری پول بریزی توش
چرا هی پول میریزی تو دستگاه
وقتی هیچیم نمیخوری؟
پول هدر میدی
من اینو هدر دادن نمیدونم
الان دیگه بهتره بری سر کار
چشه...خیلی معذبم میکنه
چیکار میکنی؟
من منتظرت بودم
اصلنم دلم برات نمیسوزه پس این رفتارتو تمومش کن
وایسا !چری!چری
امروز واسه چی اومدی اینجا؟
ها؟
...خب
روزی که واسه کنکورت استرس داشتی
یه پتو پیشت بود،یادته؟
خب،یه پتویِ نرمِ مکیروفیبر بود
و روش (چری)پرینت شده بود
از کجا در موردش میدونستی؟
چون من گذاشتمش اونجا
و اینکه گمونم وقتی دانشگاه میرفتی
میدونی چجوری یه دانشجو
واست چتر آورد جلویِ دانشکده ات؟
یادت میاد؟
اونم من بودم
استاکری چیزی هستی؟
چرا اینکارا رو مخفیانه انجام میدادی به جای اینکه بذاری من بدونم؟
فک میکنی میگفتم وای چقد تحت تاثیر قرار دادی منو؟
خب، من میخواستم باهات رو به رو شم
ولی اون دانشجویی که به جام چترو واست آورد
!منظورم اون کره خره
یادداشت منو برداشت و وانمود کرد که از طرف خودشه
بعد از اون چی ؟
خب،رفتم سربازی
بعدشم که سربازیم تموم شد وارد کار شدم
و تازه وقتی دبیرستانی بودی
به جای اینکه مثله یه بزرگسال مسئول باشم بی مسئولیتی کردم
متاسفم
خب، به هر حال
همه حسایِ طبیعیتو از دست دادی و تنها کاری که کردی تعقیب کردن من بود
نه
...نه،چیزی که هست
چرا آخه هیچوقت بینمون هیچ پیشرفتی نیس؟
چون کلی وقت گذشته
و چون اون احساسی رو که قبلا داشتم دیگه ندارم
خیله خب
عذر خواهیتو قبول میکنم
و به خاطر همه چیزایی که اون موقع برام انجام دادی ممنونم
میخوای برم؟
آره
میگی برم؟
آره
باشه،رفتم میرم
فردا دوباره برمیگردم
من یه چند تا کتاب میخوام،آقا
چه کتابی؟
منظورتون چیه؟
همون کتابی که داریم الان استفاده میکنیم
چرا،گمش کردی؟
نه،اینجوری نیست
ولی یه جوری شد که اینجوری شد
خب،خوشحالم که تصمیم گرفتین به خودتون بیاین
باشه،یکی پیدا میکنم
شما دوتا چی؟
من یه دونه نو تو کمدم دارم
منم میتونم یکی قرض بگیرم من مشکلی ندارم آقا
میشه اون کتاب راهنما رو هم بهم بدین؟
خواهرم بهم گفت که میخواد با پول شهریه من
پول بیمارستان مامانمو بده
گفتش که با کمک هزینه دانشجویی برم دانشگاه
مطمئن نیستم که قبول شم حتی اگه همه پولشو بدیم
خیلی بی فکره جدا
واقعا؟
آره
تازه گفتش که میخواد بره وام بگیره
این خیلی ترسناک نیست؟
اراذل هی نمیان دنبالتون بگن پولمونو پس بده؟
هی ایشـش
خواهرشو چی فرض کردی؟ حتما جلوی یه مشت اراذل و اوباش میبره دیگه
خب آره درسته
خیلی خب به هر حال
کتاب راهنما و کتاب رو بعدا بهت میدم
ما زحمتو کم میکنیم پس
باشه،برین خداحافظتون
لعنتی،نباید چیزی در مورد وام میگفتم
اوضاع خیلی رو مخه
چرا؟
شما ها داشتین چه غلطی میکردین؟
نباید میذاشتین این چیزا رو بگم
...چته !خودت بودی که گفتی
نمیدونم دیگه
خب، گمونم باور کردنی باشه که بتونه وام بگیره
بریم
روانیه ها
ها؟
...این
در مورد این طرف
این همونی نیس که گفت صاحب ساختمون شماس؟
وقتی اون یارو میخواست خودکشی کنه؟
آره،خودشه
مقاله دادن در موردش؟
آره،شایعه شده با یکی قرار میذاره
چی؟ واقعا؟
وای خدا،چیکار کنم؟ دقیقا چی گفته؟
زیاده روی کردن
اون زنِ دوست دخترش نیست
تو از کجا میدونی افسر سو؟
این آقا یکی دیگه رو دوست داره
بهم میان
به روزنامه زنگ بزن و بهشون بگو که مقاله رو بردارن
لازم نیس که به یه مشت شایعه واکنش نشون بدم
هی،منو ببین
متوجه نیستی افسر سو چقد ناراحت میشه وقتی این مقاله رو ببینه؟
اون این چیزا رو نمیبینه
اگه ببینه چی؟ نه وایسا
اگه قبلا دیده باشه چی؟
با خودش میگه این مرتیکه چشه؟ داره منو بازی میده؟
و اگه با خودش بگه( دیگه فریب نمیخورم) چی؟
به سابقه ی افسر سو فکر کن
No comments yet. Be the first to leave one.