The first 200 lines.
ووو!
ووه
خيلي خب.
کشش بده.
دويدن چطور بود؟
فکر کنم بهترين دويدنم بود
دو مايل تو..
46 دقيقه
واقعا خودتو متعهد کردي به دويدن.
خوش به حالت.
آره ، مي دوني چي ميگن
که دونده نعشه ميشه؟
خب، قضيه واقعيه
عالي نيست، ولي واقعيه
خيلي هم خوب
خب، گوش کن،
يه تماسي داشتم..
آهان
درباره تو
باشه.
ميدوني که خشک ساليه
آره، تصميم گرفتم کمکي نکنم
پس يه تماس داشتي؟
درسته.
خيلي تماس غافلگير کننده اي بود.
چرا انقدر کش ميدي تعريف کردنو؟
چون حال خوبي داري و من دلم براي اين حالت تنگ ميشه
کي زنگ زد؟
يه کارآگاه خصوصي که براي پيدا کردنت استخدام شده بود.
خيلي خب، وسايلتو جمع کن مي دونستيم همچين روزي مياد
نه، نه، نه، نه.
کسي که استخدامش کرده بود..
مادرته.
چي؟
مادرت مي خواد ببينت
هاه
خوبي؟
اين "هاه" خوب بود؟
"هاه" بد؟
"هاه" کشتن پيغام آور؟
چجوري پيدام کرده؟
خب،
اين دستگيري رانندگي در مستي که داشتي
به نظر هديه اي مياد که هي ادامه داره
در هر صورت، مادرت توي سان فرانسيسکو زندگي ميکنه
اما اگه بخواي ببينيش حاضره تا اينجا رانندگي کنه
خوبه که بدوني دخترشو ول کرد ولي ماشينش رو نگه داشته
خيلي خب، مي خوام اين کارو بکني
ميخوام زنگ بزني به اين کارآگاه
و بهش بگي که باني پلانکت اشتباهي رو پيدا کرده
مادر من موقع متوقف کردن تروريست ها
براي منفجر کردن ديزني لند مرد
چي؟
اين چيزيه که وقتي 9 سالم بود تصميم گرفتم؛
و با همين هم جلو ميرم
خيلي خب، بهش زنگ ميزنم
صبر کن! وايسا!
تکون نخوردم
چه اتفاقي داره مي افته؟
چرا انقدر دربارش ناراخت شدم؟
فقط يه زنه که دي ان اي ام رو باهاش شريکم
نميدونم، شايد بايد ببينمش
کي ميدونه؟
شايد يه روزي کليه يا مغز استخوان نياز داشته باشم
کبد، به احتمال بيشتر
به خاطر خدا، حشکسالي تاريخي داريما!
نه، انجامش نمي دم
اگه يه عضو نياز داشته باشم از تو مي گيرم
کبد من همچين به روزرساني محسوب نميشه!
اون زن وقتي که من چهار سالم بودم ولم کرد
ميدوني چه بلايي سر چهار ساله هايي که
توي سيستم ميوفتن چي مياد؟
کسي قبولشون نميکنه
مخصوصا وقتي يک و نيم متر قدشون باشه!
خيلي خب، دوباره داريم راه ميريم
هي نظرت چيه بريم يه جلسه؟
تو برو جلسه، من مي رم بدوام
همين الان دويدي
يادته من چجوري مواد ميزدم؟
الان اونجوري ميدوام
يعني يه ذره هم کنجکاو نيستي که مادرتو ببيني؟
اون مادر من نيست
اين زن بيشتر مادر منه
بيشتر به من غذا داده!
اگه گاهي يه لطفا و ممنون هم ميگفتي بد نبود
در دفاع ازش بايد بگم که بهت زندگي داده
من مخالفم
چجوري مخالفي؟!
بالاخره يه جوري خودمو ميرسوندم اينجا
نميخواي بدوني چي ميخواد؟
کي اهميت ميده که چي ميخواد؟
اول يه دختر کوچولو ميخواست،
بعد ديگه نميخواست
الان باز دخترکوچولو ميخواد؟
خب، من که قرار نيست دختر کوچولوش باشم همچين اتفاقي نميافته
اين فکر ميکنه يه دختر کوچولوئه؟!
باني، ميدونم نميخواي اينو بشنوي،
ولي ديدن دوباره مادرت ممکنه برات خوب باشه
ممکنه حالتو بهتر کنه
بيخيال، من و بهتر شدن؟!
من ميخوام ببينمش
شوخي ميکني ديگه؟
مادر بزرگمه
دوست دارم بدونم از کجا اومدم
باورم نميشه تو اين قضيه طرف من نيستي
من طرف کسي نيستم
ما هيچ فاميلي نداريم
راسکو پارسال مجبور بود براي مدرسه
يه شجره نامه درست کنه
فقط يه شاخه داشت!
نبايد چهارتا برگ ميداشت؟ از اونجايي که خواهر داره و..
دارم سعي ميکنم يه نکته رو برسونم، وندي
کاري که ميخواي رو بکن
خواهش ميکنم!
سلام
من کريستي پلانکت هستم
سلام کريستي
از ديدنتون خوشحالم
منم از ديدنت خوشحالم
تو خيلي خوشگلي
ممنون
شما بوي نون زنجبيلي ميدين
دقيقا همونطوري که هميشه تصور ميکردم
تصور ميکردي من چه بويي ميدم؟!
بيشتر کريسمس ها
فکر کنم دماغمون شبيه به همه
ديگه داره عجيب غريب ميشه
وايسا ببينم، شما شرلي ستابلر نيستينن؟
نه، من هستم
ببخشيد
فکر کردم شما مادربزرگم هستين
خب، با هم برابريم
من فکر کردم تو خل و چلي
سلام
سلام
از ديدنت خوشحالم
منم از ديدنت خوشحالم
آه، بوي سيگار ميدي
خودشه، مادربزرگ خودمي
نگاش کن
خيلي..
شبيه چيزي که فکر ميکردم نيستي
اون خانوم فکر ميکردم خوشگلم
هستي
تو زيبايي
امکان نداره اون رنگ طبيعي موهات باشه
ولي بهت مياد
متاسفم که دخترت نميتونست اينجا باشه
اوه، اشکالي نداره
حدس زده بودم که شانس 50/50 باشه
بامزه است که فکر ميکني انقدر شانست بالا بوده
فکر ميکنم ازم متنفر باشه
آره، ولي..
از خيلي ها متنفره
از التون جان متنفره
آخه کي از التون جان بدش مياد؟
طرف ماشين توليد آهنگ هاي عاليه
اوه، پس تو از اون پر حرفايي؟
فقط وقتي معذب باشم
نه اينکه الان معذبم ها. منظورم اينه..
آره، آدم پر حرفي ام
خب، خوشجالم که اومدي
به نظر ميرسه خوب از آب درومدي
در واقع 33 سال اول
بيشتر نامشخص بود
من يه الکلي و استريپر بودم
و يه کم هم معتاد مواد
اوه، کريستي
من عوض شدم
هي، برو نوه خودتو پيدا کن
الان يه شغل عالي دارم
برگشتم سراغ تحصيل
دو تا بچه فوقالعاده دارم
ازشون عکس داري؟
ام..
خيلي خب
اين راسکوئه - - آخي
ده سالشه
اين يه جوش بود
که دربارش نگران بود که خب رفع شد
اين وايولته
اوه خيلي خوشگله
و..
اينم دختر شماست
چشمهاش
همون چشمهاي خوشگلش
بالاخره به اندازه پاهاش رشد کرد؟
تقريبا
پس..
چه اتفاقي افتاد بينتون؟
اوه، مستقيم سر اصل مطلب، ها؟
ايرادي نداره، مجبور نيستي بگي
نه، نه، نه، نه
براي همين اينجام
ام
خب..درست بعد اينکه 20 سالم شد
پدر باني توي يه تصادف موتورسواري کشته شد
و من هيچ خانواده اي نداشتم که کمکم کنن
برا همين مجبور شدم کار کنم
بيشتر تميز کردن خونه ها
No comments yet. Be the first to leave one.