The first 200 lines.
به عنوان سوال اول، می خواستم بپرسم که واژه "کارگردانی" رو چطوری تعریف می کنید
یا "کارگردانی فیلم" رو با چه واژگانی می تونید توضیح بدید؟
... کارگردانی فیلم
... خب، ... یه کارگردانی می گفت
که یه کارگردان فیلم آدمیه که هرگز ... فرصت فکر کردن نداره
به خاطر همه مشکلاتی که هست
فکر کنم این حرف نزدیکترین تعریفیه که یک نفر می تونه در مورد کارگردانی داشته باشه
"اینگمار برگمان"
:فیلمی از "استیگ بیورکمان"
... زن اینطوری وارد میشه- خب-
... بعدش اینجا وامیسته
" "روز اول فیلمبرداری فیلم "تماس"
یه لحظه درنگ میکنه ... و اینطوری می چرخه
صبح به خیر "بیبی" عزیز- صبح به خیر-
بعد دکتر می رسه
از اون طرف، پشت سرِ زن- خب-
بعد می چرخه و به سمت دکتر می ره
همینکه دکتر به سمت زن میره ما یه نما از دکتر می گیریم
... بعدش تویی و دخترا
امّا تو چقدر نورگیری از درها میخوای؟
این دَرِه این طوری بسته می شه- یکی هم اونوریه هست-
بعد یک نفر رو هم داریم که توی این اتاق می ره
... اونا درها رو باز می کنند
ما می تونیم نور رو از سقف بازتاب بدیم پس نور مستقیم نداریم
اینجا نورپردازی خواهیم داشت؟- بله، ما یه سکانس اینجا داریم-
!سلام- صبح به خیر-
"لارس-اُوِه کارلبرگ" "مدیر تولید"
!آی لعنتی
شانس آوردی محکم لگدم نزدی ... کل صبحو داشتم می شاشیدم
کل شبو می دویدی؟- آره-
کار هر شبته- آره-
کمکم می کنه وزن کم کنم اون کیلویی که اضافه کردم، دوباره کم می کنم
... گوش کن
"کاتینکا فاراگوو" "منشی صحنه"
نمی تونیم بریم بیرون و اولین نما رو بگیریم؟
"اِسون نیکویست" "فیلمبردار"
... اگه با عجله بیرون بریم ... ما داریم ... ما داریم
!"خیلی عالی به نظر میاد، "بیبی- آره، اینطور نیست؟-
ماشین کوچک سفید "بیبی" رو تونستیم بیاریمش اینجا؟
من بررسیش می کنم عینک اینجاست
اونا توی اتاق شماره 8 هستن فکر کنم نه توی بهدارین
نه. فقط وقتی که زنه می رسه رو می گم همزمان که اون مهِ لعنتی هنوز اون بیرونه
!"بیبی" !"بیبی"
!بچه ها! یه دقیقه بیاین اینجا، لطفاً
استفان"؟"- !"استفان"-
استیکان" کجاست؟"- نمای خارجیه؟-
استیکان" رو پیدا کنید"- قراره ساعت 9 اینجا باشه-
استیکان"؟ بهش بگید" فقط یه نمای دوره
می خوام اولین سکانس رو توی این مهِ شگفت انگیز بگیرم
نمای خارجیه. ما یه نمای بدون صدا می گیریم دوربین آماده ست؟
آماده ست- بریم-
اون فکر می کرد امروز قراره فقط نمای داخلی بگیریم آخه چقدر اشتباه می کنی؟
کدوم عدسیه؟- 50-
ما می تونستیم 75 استفاده کنیم و یه نمای دور محشر بگیریم
... امّا بعدش
اونیکی درخت تو مسیره ...
ما از اینجا کل جاده رو می گیریم اوه، ما داریم از روبه رو فیلمبرداری می کنیم
من یه نمایِ با دوربین ثابت دوست دارم با مِه و بقیه چیزها
هوا امروز محشره- یه بار دیگه بگو-
هوا محشر نیست؟- شگفت انگیزه-
بذار حالا ببینم، می تونن اونا اونجا واستن؟ دوربین کجا مستقر میشه؟
ایناهاش. حالا بیا و ببین
ببین، "بیبی" توی این نما رانندگی میکنه؟ آخه اون دوست داره تمرین کنه
اون هرچه می خواد می تونه تمرین کنه !فقط مطمئن شو که همه حواسشون جَمعه
سعی کن و بپا که هیچ ماشینی نیاد و اونجا پارک کنه
"گرهارد کارلسون" "مسئول برق"
تاکسی ها آماده ان و آمبولانس ها هم
سرعت بگیریا- از کجا؟-
به سمت اون ماشین رانندگی کن
بعد بیا نزدیک به دیوار و اونجا متوقف شو
و با عجله برو تو
از کنار مینی بوس آبی شروع کن. می بینیش؟- آره-
یه سرعت مناسب بگیر
آماده ای؟
!رانندگی کن
!کات! دوباره
!رانندگی کن
!"واستا! "بیبی
باید یه خرده جلوتر بری- چی؟-
باید یه خرده جلوتر بری
یه خرده جلوتر برو و من نشونت میدم
!تا اونجا، آره
از اونجایی که نشون دادی کمتر رفت
!"بیبی" الان بقیه رو بردار بیار اینجا
بیبی"، تا یه خرده جلوتر رانندگی کن"
این عینک برای نزدیک بین هاست یه جوری می بینم فکر می کنم تا جلوتر رفتم
همه چی محو به نظر میاد- نمره اش بالاست-
... خودت امتحانش کن. فکر کردم اونجام
آماده حرکتی؟
!دوربین، حرکت
"یان سودرمان" "دستیار فیلمبردار"
!رانندگی کن
کات. اون دو تا رو چاپ کن !ممنون از همه
... حالا برای یه نما این پایین
... کارگردانی فیلم تبدیل تصورات یک نفر
... ایده هاش، رویاهاش و امیدهاش
به تصاویریه که احساسات جاری در اونها ... را به مخاطبان منتقل می کنه
به باورکردنی ترین و موثرترین روش
... شما خلق می کنید نوعی فرم
... نوعی فرم رسانه ای
که همون نوار بلند فیلم هست و از اسباب مختلفی در خلق اون بهره می برید
... که اونها بازتابی از ... رویاهای یک نفر
و تصاویری هست که به افراد دیگه ارائه می کنید ...
ولی همچنین کارگردانی فیلم سویهِ تکنیکی هم داره
بعد در رو محکم ببند و در طول مسیر خیلی سریع حرکت کن
و در رو باز کن چرا این دَرِه بازه؟ بذار ببینم
اینطوری
"برگرد، "بیبی
... با عجله برو تو. آهان
مثل این. فهمیدی؟
... توی این کار
... تو هستی و بقیه آدمهای درگیر کار
بازیگرها، تکنسین ها ... و تعداد زیادی تجهیزات
شما یه محصول تولید می کنید یه جور محصول دست ساز مفید، یه کالای به درد خور
که بسته به سلیقه می تونه کار هنری هم باشه
خلاصه اش اینکه ... چه فیلم سازی، همه اونهایی که برشمردم باشه یا هیچکدومش نباشه
برام خیلی سخته که جواب مشخصی بدم با وجود اینکه 27 ساله مشغول این کارم
!کات
خب؟ برداشت خوبی بود؟
برداشت دیگه؟ آخرین فریم ات چی بود؟
شما فکر می کنید توی یه مستند مثل این، کارگردانی فیلم قابل توصیف کردن باشه؟
فکر نکنم. شما شاید قادر باشید ... تا پندارهای سطحی و مسلمی رو ارائه بدید
.که توصیفی باشه از اینکه ما در فیلم سازی قصد چه کاری رو داریم ... با نگاهی سریع به داخل استودیو
شما می تونید بازیگرها و کارگردان رو ... پیدا و باهاشون مصاحبه کنید
ولی ساز و کار درونی فرآیند ... کارگردانی فیلم
فکر نکنم در مستند شما قابل دستیابی باشه من خودم به دشواری می تونم توضیحش بدم
شما از ده کارگردان متفاوت بپرسید ده جواب مختلف دریافت خواهید کرد
... هستهِ فیلم های من
... ایدهِ اصلی و بارورش
که قراره به فیلم کاملی منتهی بشه ... و عزم من رو برای شروع کاری جزم کنه
،فکر کردن و بازی کردن با ایده ... رویابافی در مورد اون
این پروسه می تونه از چیز بسیار کوچک و بی اهمیت و عجیبی شروع بشه
مثلاً یکی از فیلم هام به نام "پرسونا" رو در نظر بگیر ... یه روزی یه دفعه دو تا زن به ذهنم خطور کرد
که با کلاه های بزرگی رو سرشون کنار هم نشستن و دارن دست هاشونو با هم مقایسه می کنن
من اینطور تخیل می کردم که یکیشون اصلاً حرف نمی زنه ولی اون یکی می زنه
می دونی که مقایسهِ دست ها بد شگونی می یاره؟
یه فکر ریزه میزه مثل اون دوباره و دوباره پدیدار میشه
شما متحیر می مونید که چرا اون فکر مدام بر می گرده و چرا خودش رو تکرار می کنه
اون مثل چیزی که که همش بهت سقلمه می زنه
و ازت می خواد باهاش کنار بیای
شما تشخیص می دید که در ورای اون تصویر چیزی پنهان شده
مثل چیزی که به دری وصل شده
اگر اون در رو به آرومی باز کنید راهرویی ژرف پدیدار میشه
که پیوسته عریض و عریضتر میشه و در هر دو طرفش صحنه هایی به نمایش در میان
مردم در این نمایش شروع به صحبت می کنند
و وضعیت نمایشی گسترش پیدا می کنه
این تصور در تمامی اَشکال خلق هنری به کار بُردنیه
در این میان احتمالاً فیلم به طور ویژه، هنری بصری است
ایده در فرمِ ضرباهنگ و اغلب نور توسعه پیدا می کنه
برگردیم به اون تصویر خاص ... "در فیلم "پرسونا
آفتاب از خلال اون کلاه های حصیری به پایین می تابه
و به چهرهِ اون دو زن می رسه
آفتاب در اون سکانس بسیار پُر اهمیته
و این نکتهِ منحصر به فردی هست که چطور ... نور نقشی جدایی ناپذیر
در اون تجربهِ یگانه بازی می کنه
تصویر اغلب چنان ملموسه که با نوعی احساس شنیداری همراهه
می دونی که مقایسه دست ها بد شگونی میاره؟
... معمولاً من ایده ام رو می گیرم
و از یکی از بازیگرها می پرسم
که آیا می تونن در این یا آن تاریخ ... در طول شش ماه یا شاید یک سال کار کنند
... منظورم کار با من هست
اونهام یا میگن وقت دارن یا که ندارن
در این حالت، من حس نمی کنم که باید ... چیز دیگه ای به حرفم اضافه کنم
یا اینکه فقط جزئیات بسیار کمی در اختیارشون قرار میدم
... سپس اغلب اون بازیگر رو در ذهنم نگه می دارم
همزمان که قسمت های مربوط به بازی اون بازیگر رو می نویسم
... به خاطر اینکه اون نقش
عمیقاً در ذهن من با اون بازیگر پیوند خورده است
بعد شروع می کنم و مصالح لازم رو در کتابچه یادداشتم جمع می کنم
بعد حجم بزرگی از مطالب گوناگون رو می نویسم که می تونه مدت زمان زیادی طول بکشه
در این مرحله، هر مطلبی که نوشتم هنوز نامنسجم و بازیگوشانه ست
بعدش برنامهِ کاری جلوی روی منه
می دونم که همیشه یه فرصت حدوداً هشت هفته تا شروع فیلمبرداری دارم
در این مدت، من فعلاً از قید تولید فیلم آزادم و فیلمنامه باید نوشته بشه
این دشوارترین مرحله از نوشتن فیلمنامه ست که در ادامه باید انجام بشه
پس من مجموعهِ انباشته شده ای از به اصطلاح معروف "کتابچه کاری" دارم
... من شروع به فشرده کردن مصالح می کنم
که مرحلهِ به شدت کسل کننده ای هست
که مستلزم شروع کار در ... زمان مشخصی از هر روز صبحه
که شامل ساعات مشخصی کار روزانه به همراه وقفه های کوتاه مدت مشخصی در حین کاره
... این برنامهِ یک روز و روزهای دیگه هست
که شامل یه روز استراحت در هفته میشه
که شبیه کارهای رسمی و اداریه
وقتی این مرحله تموم میشه که بین شش تا هشت هفته طول می کشه ... من فیلمنامه کامل شده رو در اختیار دارم
که به همکاران اصلیِ مشارکت کننده در ساخت فیلم ارائه میشه
اونها می خوننش و بعدش ما دور هم جمع میشیم
یه جلسه اولیه در ابتدا برگزار میشه
من اونها رو از فیلمی که در ذهنم مجسم کردم آگاه می کنم
و اونها هم من رو از برداشتشون از فیلمنامه مطلع می کنن
اون با تمام لباس و دم و دستگاه جراحی ... که غرق در خونن وارد میشه
و می پرسه پس دفترچه راهنمای ... این دستگاه لعنتی کجاست
... بعد از اون هر کدومشون شروع می کنه
و با تخصص ویژه ای که داره وظایف محوله اش رو ارائه می کنه
"پی اِی لوندگرِن" "طراح تولید"
پس از یه طرف ما جلسه کاری مون رو برگزار می کنیم
و از طرف دیگه جلسه تخصصی رو هم در کنارش داریم
بعد کار پیش میره. بازیگرها در همون مراحل اولیهِ کار، وارد میشن
ما راجع به اینکه که هر نقش چطور ... اجرا بشه بحث می کنیم
و در مورد برنامه کاری، مشکلات تمرینی لباس ها و چهره پردازی
من انتظار دارم که آماده سازی برای فیلمبرداری یه فیلم، دو ماه طول بکشه
No comments yet. Be the first to leave one.