The first 200 lines.
ازدواج درجـــه يــک
"ما سه نفر ميخوايم با خوشحالي خودکشي کنيم"
"از همهي کساني که برامون گريه ميکنن تشکر ميکنيم"
و اونهايي که گريه نميکنن" "وقتي بيان بالا پيش ما
"کاري ميکنيم تا گريه کنن"
"راج، آرين و وير"
خيلي خب خدا، من ديگه نميتونم اينجا زندگي کنم
نميتونم زندگي کنم
آخ...وااااي
اي خدا
قبلا بهت گفتم اگر ميخواي خودت رو از درخت آويزون کني
کم صبحانه بخور
هي، من نه چيزي خوردم و نه چيزي نوشيدم
حالا اين زهر رو ميخورم ميره پايين و خودم ميرم بالا
مرگ موش؟ اين رو از کجا آوردي؟
از خونه آوردم، حالا ببين چند دقيقهي ديگه اين زمين رو ترک ميکنم و ميرم پيش سيتا دِو
آرين، تاريخ امروز چيه؟ شونزدهم آپريل 2005، چرا؟-
اين چطور ميخواد تو رو منقضي کنه؟ اين که خودش منقضي شده
چي ميگي بابا؟ آره-
به خاطر همينه که از آپريل به بعد تعداد موشهاي خونه بيشتر شدن اوه آره-
نقشهي من از نقشهي هر دوي شما بهتره
اين ريل رو ميبينيد؟
چند دقيقهي ديگه قطاري به مقصد دهلي از اينجا رد ميشه
من هم به همراه اون ميرم اون دنيا
بهبه راج، آفرين داداش عجب نقشهي بيعيب و نقصي
آره داداش، ما هم ميتونيم بيايم باهات بميريم؟
صبر کن ما هم داريم ميايم بياييد دوستان-
هي جا مونديم-
برگرد چرا راه آهن اشتباه رو انتخاب کردي؟-
صبر کن، هي بليط جمع کن بيا پايين
راج، نقشهي بيعيب و نقصت با عيب و نقص از آب در اومد
همهش تقصير توئه تقصير من چرا؟-
آره، مگه نگفت بايد اونجا بخوابيم؟
دوباره جون سالم به در برديم کي قراره از دست اين زندگي خلاص بشيم؟-
اين قطار لعنتي هم ما رو نکشت حرومزاده
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي.ز - ويرايش: سانابينگ
بچهها، يکي ميخواد خودکشي کنه
بياييد جلوش رو بگيريم اگه ما نميتونيم بميريم، نميذاريم اون هم بميره
آره، بياييد جلوش رو بگيريم بياييد بياييد
هي، هي...ميميري بدبخت چيکار ميکني؟-
...هي بيا بيرون ديوونه شدي؟-
قفله، بايد بشکونيمش آره بشکنش-
هي بيا بيرون بشکنش...بزن-
يالا، بياريدش بيرون
شما يامراج هستين؟ نه راج هستم، شما نمردين، زنده ايد- *يامراج: خداي مرگ*
چرا نجاتم دادين؟ ميذاشتين بميرم
چرا نجاتم دادين؟ چرا نجاتم دادين؟
بايد ميذاشتين ميمردم
چون ما هم ميخواستيم خودمون رو بکشيم اما هر بار نجات پيدا ميکنيم
چي؟ يعني شما هم اومده بودين اينجا خودکشي کنيد؟ آره -آره-
همهي ما توي يه کاسهايم يه ظرفي -يه بشقاب-
اما بگيد ببينم، شما چرا ميخوايد بريد پيش خدا؟
يک دليل که چيزي نيست، من سه تا دليل دارم سه تا؟ -چي؟-
دليل اول
من يک محصول به نام خودم به بازار معرفي کردم
روغن موي کوتهاري
اما از بدشانسي من، هر کي از اون روغن استفاده کرد کاملا کچل شد
دليل دوم؟ بعدش يه کار ديگه شروع کردم-
آبرنگِ کوتهاري
بچهها با خوشحالي صورت همديگه رو رنگ ميکردن
اما هيچ چيزي نتونست اون رنگ رو پاک کنه
و دليل سوم؟
بعدش عودهاي کوتهاري رو روانهي بازار کردم
ولي وقتي زوجهاي جوان شبِ عروسي اونها رو روشن ميکردن
عروسها استفراغ ميکردن يعني از طريق عود حامله ميشدن؟-
نه احمق، به خاطر بوي بَده عودها استفراغ ميکردن
و انقدر هزينهي بيمارستانشون رو دادم که خودم افتادم گوشهي بيمارستان
اي بابا، اينها که براي خودکشي دليل نميشن
اول اسم محصولاتتون رو کاملا عوض کنيد
اين کوتهاري موتهاري اسمهاي خيلي معمولياي هستن آره-
نه راج؟ درست ميگه-
بعد دوباره روغن مو رو وارد بازار کنيد چي؟ -آره-
اما نه به عنوان روغن مو بلکه به عنوان مو بَر
بهبه، آفرين راج ...و آبرنگتون رو
به عنوان رنگِ دائمي براي ديوار به بازار معرفي کنيد بهبه، عالي بود-
و عود رو به عنوان پشه کش معرفي کنيد
تا با بوي بدش پشهها رو فراري بده
و مشکل استفراغ رو هم حل ميکنه
بهبه، عجب ايدهاي
اي رفقا، شما خيلي آدمهاي به درد بخوري هستين البته-
ما ايدههاي بزرگي داريم اما کار نداريم
به خاطر همين همسرهامون اصلا بهمون عشق نميورزن
به خاطر همين ميخوايم بميريم
با من کار ميکنيد؟
آره آره-
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
"بياييد بترکونيم"
"توي عروسي"
"توي عروسي...بياييد بترکونيم"
"بياييد توي عروسي بترکونيم"
"بترکونيم، بياييد توي عروسي بترکونيم"
"بترکونيم، بياييد توي عروسي بترکونيم"
کسي نميتونه متوقفمون کنه" "ما ديوونه ايم
کسي نميتونه متوقفمون کنه" "ما ديوونه ايم
"ما شاهزادههاي آواره و مستانه هستيم"
"هر روز روي صفحهي اول روزنامهها هستيم"
خوشگذروني شعار ماست" "بيا اي دوشيزهي زيبا، بيا پيش من
خوشگذروني شعار ماست" "اين دل ديوونهي توئه
خوشگذروني شعار ماست" "ميخوايم يه مهموني خفن بگيريم و تموم شب برقصيم
خوشگذروني شعار ماست" "ميخوايم تموم شب روي سر مهمونها پول بريزيم
توي عروسي...بياييد بترکونيم" "بياييد توي عروسي بترکونيم
"مشکلات تنها هستن و نميتونن پيروز بشن"
"ما همهي خواستههاي قلبمون رو عملي ميکنيم"
"با عشق زندگي ميکنيم و ميميريم"
"ميبينيم که دنيا چقدر عشق ميورزه"
"فقط منتظر کسي هستيم که ميتونه"
"با رفتارش خواب و خوراک رو ازمون بگيره"
خوشگذروني شعار ماست" "بيا اي دوشيزهي زيبا، بيا پيش من
خوشگذروني شعار ماست" "اين دل ديوونهي توئه
خوشگذروني شعار ماست" "ميخوايم يه مهموني خفن بگيريم و تموم شب برقصيم
خوشگذروني شعار ماست" "ميخوايم تموم شب روي سر مهمونها پول بريزيم
توي عروسي...بياييد بترکونيم" "بياييد توي عروسي بترکونيم
فکر کنم يه چيزي تو خونه دارم" "که ازش لذت خواهي برد
"ما دلمون ميخواد که جلوتر از همه باشيم"
"و بتونيم طوفانهاي قدرتمند رو شکست بديم"
"اين قدمهاي استوار هرگز عقب نشيني نميکنن"
"حتي ميتونيم کاري کنيم آسمون هم به زمين بياد"
"به چالش کشيدن ما دشواره و فايدهاي نداره"
خوشگذروني شعار ماست" "بيا اي دوشيزهي زيبا، بيا پيش من
خوشگذروني شعار ماست" "اين دل ديوونهي توئه
خوشگذروني شعار ماست" "ميخوايم يه مهموني خفن بگيريم و تموم شب برقصيم
خوشگذروني شعار ماست" "ميخوايم تموم شب روي سر مهمونها پول بريزيم
"توي عروسي، بياييد بترکونيم"
بريزش اونجا
بيا، بيا
براي موفقيت تو مراسم گرفته بودم
اين حيوان رو از کجا آوردي براي مراسم؟
من امروز از تيروپاتي برگشتم
و نعمت و برکت خدا رو با خودم آوردم
تا آخر عمرت ميتونستي اونجا بموني
چرا برگشتي اينجا زندگي من رو نابود کني؟
کاش من هم ميتونستم برم تيروپاتي و شرادها رو ببينم
داري به تيروپاتي فکر ميکني؟ به شوهر خودت نه؟
اگر اين قضيه همينطور ادامه پيدا بکنه بايد دنبال يک نفر ديگه بگردم
چي؟ با من بيا-
وانکاتيشوارا
اين رو ببين، همهش براي توئه اين همه پول رو از کجا آوردي؟-
کاسه گرفته بودم دستم و گدايي ميکردم
عجب، از صبح ميگم چرا يکي از کاسههامون نيست
اي بابا، کاره جديد پيدا کردم...کار
اين اولين حقوق کاره جديدمه
واقعا؟ اينها همهش به خاطر مراسميه که من گرفتم
اين رحمتِ لرد تروپاتيه
اين که چيزي نيست
ببين برات چي خريدم
حلوا
شب حلوا ميخوريم و حسابي شلوغ کاري ميکنيم
و ببين...بستني توت فرنگي
شب بستني ميخوريم
من داد ميزنم، بعد تو داد ميزني
الان چرا داد ميزني؟ اَه، تو ميخواي من رو به فساد بکشي-
اي خدا اي خدا
عه، عه...چرا انداختيش توي سطل آشغال؟
تا کلهت خنک بشه و اينطور رفتار نکني
اينجا که گرم نيست چرا بايد خنک بشم؟
توت فرنگي آقاي پانديت-
اون رو کجا ميبري؟ ميخواي چيکارش کني؟
خيلي کارها من خودم رو وقف خدا کردم
و ديگه نيرو نداشتم کار ديگهاي انجام بدم
زنِ من طعم وانيلي دوست داره ..اما امشب
با توت فرنگي کارم رو راه ميندازم چي؟-
سرورم، مردي که در جايگاه شاهدان ايستاده ...شوهري هست که
...که در روز ازدواج به جاي گردنبند ازدواج
يک جلد کاماسوترا به زنش هديه داده *کتابي دربارهي رابطهي جنسي*
چون اون ميخواد زنش، هر روز صبح به جاي کتابهاي مذهبي
کتابي پر از فساد رو بخونه عالي بود خانم سونيا، عالي بود-
هـــي تو چرا انقدر هيجان زده ميشي؟
نميتونم جلوي خودم رو بگيرم بابا نميتونم جلوي خودم رو بگيرم
هر روز وقتي خانم سونيا رو ميبينم
قلب اين اچ-اس گولاتي مثل قهرمانهاي المپيک پشتک ميزنه
هي گولاتي، المپيک هر چهار سال يک بار برگزار ميشه
اما تو چرا هر روز مياي اينجا؟
سرورم، امروز حکمي بدين
که بعد از اون تمام مردها به "نه" شنيدن از همسرشون عادت کنن
چرا ميخواي حال همهي مردها رو مثل من خراب کني؟
باشه حرف نميزنم دارم ميبينم
...با توجه به تمام دلايل و مدارک
دادگاه به اين نتيجه رسيده
که بيعدالتيهاي زيادي نسبت به خانم شيلا انجام شده
...از همين رو اين دادگاه
حق طلاق رو به ايشون ميده اين خاتمهي دادگاه امروزه
تبريک ميگم خانم سونيا
راستش رو بگم امروز شما کاري رو براي زنهاي شهرمون انجام دادين
که رهبرها براي کشور انجام ميدن
چي؟ جدايي؟ ممنون-
چي؟ تبريک ميگم-
آقاي گولاتي، اين همسر من آريان هستش آرين، اين دستياره منه، اچ-اس گولاتي -آره
الان برميگردم کجا ميري؟-
...بگذريم، امروز بعد ازديدن شما فهميدم که چرا
خانم سونيا انقدر خودش رو وقف کارش کرده چرا؟-
درست مثل مجسمهي الههي عدالت چشمهاش رو بسته و با تو ازدواج کرده -چي گفتي گوساله؟
هر چي از دهنش در ميومد گفت و رفت
مهم نيست گولاتي اينجا چقدر پشتک ميزنه
شب توي خونه، اين منم که توي المپيک شرکت ميکنه
سونيا
سکوت
عزيزم، آمادهاي؟ آره -خيلي خب-
دوربين آماده آماده -حرکت-
"اوه عزيزم"
"از عشق من لذت ببر عزيزم، آي عزيزم"
No comments yet. Be the first to leave one.