The first 200 lines.
هی بو وانگ. چه حسی داره که با همکارت قرار بزاری؟
...با همکار قرار گذاشتن
موندم چرا یهو کنجکاو شدی
منظورت چیه؟
هیچی فقط تعجب کردم
تعجب چرا؟
تغییر کردی
آره آره نگاه! همون لبخند گشاد و خونوک رو لبات چیه؟
بارون - چیه؟ -
هی
میدونی چیه؟
هروقت میرسم آثار کلاسیک میخونم
کلاسیک؟ - همینجوری -
میخوام سخت تر کار کنم
میخوام آدم بهتری باشم
هم اینکه
ازشون خوشم میاد
بسه بسه وای چقدر لوس آخه اَه اَه
من دیگه میرم - هی -
اونی که تغییرکرده تویی
چی میگی تو؟
توئه نکبت
هیچوقت علاقه ای به بقیه ی آدما نداشتی
ایم با رون
اونم تغییر کرده
دادیار پارک، چیشده؟
هنوز نگران اون پرونده ی شبه تجاوزی؟
خیلیا وقتی دستگیر میشن از حال میرن. سخت نگیر
بخاطر ریزگرداست
آها
"ریز گرد"
باشه
ریزگرد
باید از این کشور شکایت کنیم
نهار گروهی دادگستری که از طرف رئیس دادگاه گذاشته شده
چرا وقتی اینقدر سرمون شلوغه یه قرار نهار دیگه گذاشتن؟
ای خدا
هنوز پسرعموی پدرتون رو بهونه نکردین
از مراسم ختم همه ی اعضای فامیلم استفاده کردم؟
امسال نهارهای شرکتی زیادی داشتین
برای همین همشون فوت کردن
واقعا؟
پس بگو پسرعموی پدرم تازگی فوت شده
بله. یه چیز دیگه
این چیه؟
این یه شهادت برای آخرین پرونده ی کلاهبرداری ملکیه
چرا بعضیاشو تیک زدی؟
قبل جواب دادن اون سوالا, گلوشو صاف میکرد
...چی؟ - من این شاهد رو
سال گذشته برای یه پرونده ی دیگه دیدم
متوجه شدم که خیلی گلوشو صاف میکنه
برای دروغ گفتن جریمه اش کردن
واقعا؟
ببخشید اگه زیاده روی کردم
نه اصلا. همینجا بزارش
باشه
خانم لی
بله؟
اگه کسی بود که داشت تو کار بقیه
سرک میکشید، بهم بگو
بهشون یه درس خوب میدم
ممنونم قربان
خیلی وقت بود اینجا اینقدر آرامش نداشتیما
وای خدا پوستم این چند وقت چه شل شده
دادیار جونگ
بله؟ - چی داری میخونی؟ -
داستان کلاسیک
دختره مرد
وای، مردش
نمیر
اخیش، بلاخره ساکت شد
من نبودم
من بی گناهم. هیچکار اشتباهی نکردم
من بی گناهم
چرا باید اینجا باشم؟
چرا؟ چرا؟ - آروم باش -
لطفا آروم باش
من اونکارو نکردم
نشونه های جدی از افسردگی داره
یه هفته است که غذا نمیخوره
بنظر پیچیده میاد
اون تمام زندگیش رو به عنوان یه مرد مرفه زندگی کرده
حالا به شبه تجاوز به عنف متهم شده
...حتی زندانی ها هم با متجاوزا
مثل آشغال برخورد میکنن
5048, 5048
!دکتر، دکتر
آقای جو هیونگ مین - 5048 -
کسی اون بیرون هست؟
توروخدا کمک کنین - خواهش میکنم کمکمون کنین -
چیکار دارین میکنین؟ - چی میگی؟ -
تلویزیون رو روشن کنین
ای خدا
خبر فوری. استاد جو هیونگ مین از بیمارستان دانشگاهی ملی سه جین
که به جرم شبه تجاوز به عنف تحت بازداشت دادگاه بود
در بازداشت اقدام به خودکشی کرده
او به بیمارستان محلی انتقال داده شده
اما در وضعیت بحرانی به سر میبرد
حتی در بازداشت هم
ادعا داشته که حکم دادگاه ناعادلانه بوده
و همین اورا به سمت خودکشی سوق داده است
دادیار پارک - حالت خوبه؟ -
چه خاکی تو سرم بریزم؟
اگه من اشتباه کرده باشم چی؟
دادیار پارک
چیکار کنم؟
....قوی ترین فرد توی دادگاه
کسی جز قاضی نیست
قوی ترین فرد، ماییم
...خطرناک ترین هم
ما هستیم
اینقدر عجول نباش
باید برای جلسه ی دادگاه ساعت 10صبح آماده بشی
میخوای اینجوری بری؟
ممنون
دادیار ایم، شمام باید آماده بشی
باشه
آه، منم یه دادگاه دارم باید برم
موفق باشین
دادیار پارک واقعا حالت خوبه؟
باشه
چیکار میکنین؟ نمیاین دادگاه؟
متاسفم قربان
قاضی هان - منم دیدمش -
که اینطور
...شاهد، میشه اینقدر حاشیه نری و
سوال من رو جواب بدی؟
سوگندت رو یادته؟
اگر توی دادگاه دروغ بگی، مرکتب سوگند شکنی شدی
میدونم که درست بودن شهادت هاشون ثابت شده
متهم گناهکاره
دادیار پارک، عجله نکن و سریع نتیجه نگیر
خودکشی کردن به معنی بیگناه بودنش نیست
اون استاد یه دانشگاه پزشکی تاپ بود و خانواده ی ثروتمندی داشت
و به جرم شبه تجاوز دستگیر شد
همین تنها باعث نمیشه که فکر کنه زندگیش به پایان رسیده؟
دادیار پارک - دادیار ایم -
بله؟
مهم نیست اون شب که هردوشون مست بودن چه اتفاقی افتاده
اصلا راهی هست که بشه حقیقت ماجرا رو فهمید؟
اگه حتی اون دوتا اشتباه یادشون باشه چی؟
...طبق مدارک - ...مدارک -
...بر طبق خاطرات مردم هستن
که ممکنه اشتباه باشه
حس میکنم داشتم روی شن خونه میساختم
همه چیز داره از هم میپاشه
نمیتونم به هیچ چیز و هیچ کس اعتماد کنم
به علاوه خودم
دادیار پارک
وای خدا
یکمی کیک برنجی بخرین
عشق عشق عشق
کیک برنجی های پخته شده با عشق - ساکت باش -
اون چیه؟
این چیه؟
اینا کیک برنجی ان
از کجا گرفتیشون؟
...اینا مال اون دکه ای
جلوی ورودی سوپر مارکت نیست؟ - چرا -
خانومه بنظر یکم مشکل داشت
برای همین منم یکم ازش خریدم
وای خدا
هی. حتما حسی که اوه روم داره هم همینجوریه
منظورت چیه؟
...این وریا گوگولی و
و خوشگلن مثل دادیار ایم
...این یکی ها هم خیلی توپر
و با کلاسن مثل یونگ جون
یعنی این دادیار ایمه؟ - آره -
آهای فکرشم نکن - وای خدا همتون دیوونه این -
من اومدم - هی -
بیا تو
بیا اینجا
اوه روم، یکی از اینا رو انتخاب کن
گرسنه نیستم شما بخورین
چت شده؟
تو که عاشق کیک برنجی
اتفاقی افتاده؟
نه مامان بزرگ
فقط خیلی کار دارم
حتما بیرون غذا خوردی
اون خیلی سرش شلوغه
عه، برنامه ی مورد علاقم الان شروع میشه
ساکت
مین جو هی، رئیس بیمارستان دانشگاه ملی سه جین
که خواهر بزرگتر رئیس گروه ان جی هم هست
...بعد از زدن رگش در خانه
هم اکنون در بیمارستان تحت درمان است
...شوهر او - ...این -
...که دست به خودکشی زده بود - خواهر بزرگتر یونگ جون نیست؟ -
چه خبره؟
اون یونگ جونه
این که خیلی بده
چطور همچین اتفاقی برای خانوادش افتاد؟
زودباش برو داخل
فکر نکنم دادیار پارک حالش خوب باشه - چی؟ -
انگار از دیشب اینجاست
چیکار داری میکنی؟
این پرونده ها که حکمشون داده شده
باید همشونو دوباره بررسی کنم. ممکنه تصمیممون اشتباه بوده باشه
No comments yet. Be the first to leave one.