Georgie & Mandy's First Marriage

Georgie & Mandy's First Marriage

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Georgie and Mandy Spinoff S02E04 10bit x265 720p WEBRip
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2025-11-07
Downloads: 34
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 192 lines.

SANDS Movie

‫آنچه در اولین ازدواج جورجی و مندی گذشت...

‫خب، فکر کنم تبریک گفتن واجبه.

‫و من شما دلقک‌ ها رو از کار و کاسبی میندازم.

‫شاید ما تو رو از کار و کاسبی انداختیم.

‫این استخر بچه‌ ها نیست، پسر.

‫الان داری توی قسمت عمیق شنا میکنی.

‫من میترسم.

‫هیچی برای ترسیدن نیست.

‫- کجا میری؟ ‫- باید بالا بیارم.

‫نامه اومد.

‫چیز خوبی توش هست؟

‫بازم قبض.

‫بذارشون با بقیه.

‫روبن، کمک! این قبض ها دارن من رو له میکنن!

.البته که میکنن

‫جورجی، قبض‌ های دکتر سی‌ سی تازه اومده.

‫بذارشون با بقیه.

‫نه!

‫سلام.

‫این وقت شب چرا بیداری؟

‫فقط یه سری ایده‌ ها برای مغازه داشتم.

‫"سه‌ شنبه‌ های لاستیک"؟

‫مثل سه‌ شنبه‌ های تاکو، ولی با لاستیک.

‫و "چهارشنبه‌ های چرخ"؟

‫- مثل سه‌ شنبه‌ های لاستیک... ‫- فهمیدم.

‫خیلی خب. من دارم برمیگردم به تخت.

‫اوه، "سه‌ شنبه‌ های روغن‌ کاری".

‫نه، مثل سه شنبه روبی، ولی برای روغن‌ کاری.

‫- سلام. ‫- صبح بخیر.

‫- میشه یکم از اینو ببرم؟ ‫- حتماً.

‫وقتی مغازه رو می‌چرخوندی، ‫هیچ وقت خوابش رو میدیدی؟

‫اوه، آره.

‫همیشه.

‫واقعاً؟

‫آره، آره. یه دونه داشتم که تا دیر وقت کار میکردم،

‫که آن مارگرت میاد تو، خیلی سکسی لباس پوشیده.

‫- اون کیه؟ ‫- حرف نزن، فقط گوش کن.

‫به هر حال، اون به یه لاستیک جدید نیاز داره،

‫ولی راهی برای پرداختش نداره.

‫اوه، آقای مک‌ آلیستر.

‫خب، ما یه معامله میکنیم، که مشکلی نداره،

‫چون آدری توی خواب مرده.

‫ممنون که تعریف کردی.

‫"آن مارگرت کیه؟"

‫این خیلی ناراحت کننده‌ست.

‫صبح بخیر.

‫صبح توئم بخیر، خوش تیپ.

‫اه، خیلی زوده.

‫این ایده بزرگته؟

‫یکیشونه.

‫چقدر هزینه داشت؟

‫هی. خودش پول خودش رو در میاره، بهم اعتماد کن.

.شریکم یه احمقه

‫اگه میخوای بهم توهین کنی، ‫به انگلیسی توهین کن.

‫شریکم یه احمقه.

‫ممنون.

‫سلام، جورجی.

‫اوه. کشیش جف.

‫چه چیز جالبی.

‫آره، امیدواریم که باعث رونق کسب و کار بشه.

‫من رو یاد دارلین شاکلفورد میندازه.

‫- نمیشناسمش. ‫- خانم پیر مهربونی بود،

‫توی گروه کُر میخوند، صرع داشت.

‫کاری هست که بتونم کمکت کنم؟

‫خب، ام، یه خبر بدی دارم،

‫و نمیخواستم تلفنی بهت بگم.

‫چه خبر شده؟

‫فرد فیگن باخر یه پیشنهاد عالی برای اتوبوس های ‫کلیسا بهمون داد، پس مجبوریم با اون کار کنیم.

‫چجور پیشنهاد عالی؟ ‫من، من باهاش برابری میکنم.

‫رایگان.

‫و با این نکته شوم، روز خوبی داشته باشی

‫فرد فیگن باخر، لطفاً.

‫جورجی کوپرم.

‫حتماً، منتظر میمونم.

‫جورجی کوپر روی خط یکه.

‫ممنون عزیزم.

‫یکم سرم شلوغه، جورجی. چی شده؟

‫خودت خوب میدونی چی شده.

‫آهان، منظورت فرست باپتیسته، آره.

‫کار خوب کردن حس خوبی داره، مگه نه؟

‫تو فقط داری سعی میکنی من رو از کار و کاسبی بندازی.

‫که اونم حس خوبی داره.

‫دو نفر میتونن توی این بازی، بازی کنن، فرد.

‫هی.

‫مادرت توی اون کلیسا کار نمیکنه؟

‫خب، آره. چرا؟

‫منظورت از "چرا" چیه؟

‫اون یه زن جذابه.

‫و دو نفر میتونن توی اون بازی، بازی کنن. ‫مادر تو کجا کار میکنه؟

‫می‌بینمت، جورجی.

‫من از اون یارو متنفرم.

‫اون حرفا در مورد مادرش چی بود؟

‫شاید مجبور بشم برای قهوه ببرمش بیرون.

‫- چی؟ ‫- مهم نیست.

‫ما خوب میشیم. ‫فقط باید یکم کمربندها رو محکم‌ تر ببندیم.

‫- یکم یعنی چقدر؟ ‫- فقط برای یه ماه یا شیش ماه حقوق نمیگیریم.

‫شیش ماه؟

‫من اجاره دارم، قسط ماشین دارم.

‫تو با خانواده زنت مجانی زندگی میکنی.

‫من برای زندگی اونجا یه بهای عاطفی می‌پردازم.

‫من چطوری باید زنده بمونم؟

‫تو همیشه میتونی برای شام بیای خونه ما.

‫این هیچ مشکلی رو حل نمیکنه.

‫چی میشه اگه ما هم از فیگن باخر تلافی کنیم؟

‫چطوری؟

‫اون یه مقدار از مشتری های ما رو دزدیده، ‫ما هم یه مقدار از مشتری های اون رو می‌دزدیم.

‫دارم گوش میدم.

‫اون چی داره، مثلاً سه تا جرثقیل یدک کش؟

‫آره، فکر کنم.

‫چی میشه اگه هیچی نداشته باشه؟

‫پس، منظورت اینه که...

‫من هیچی نمیگم.

‫من هستم.

‫خیلی خب، پس.

‫من برای شام هم هستم.

‫این یه سورپرایز خوشاینده.

‫ممنون که من رو دعوت کردید، خانم مک‌ آلیستر.

‫اوه، لطفاً، بعد از این همه سال، من رو آدری صدا کن.

‫ممنون، آدری.

‫منم باید شروع کنم بهت بگم آدری؟

‫نه.

‫کانر، امیدوارم جات رو نگرفته باشم.

‫اوه، اشکالی نداره. اونجا غذاش رو میخوره.

‫اگه پیشخون رو ترجیح میدی، ‫من صندلی رو میگیرم.

‫تو مهمونی.

‫- من خوبم. ‫- مطمئنی؟

‫من یه منظره دوست داشتنی ‫از دونه‌ خوری پرنده همسایه‌مون دارم.

‫چه نمایشی.

‫شاید بعداً.

‫خب، اوضاع مغازه چطوره؟

‫عالیه. فقط عالی.

‫یه کامپیوتر جدید گرفتیم، ‫و یه آدمک بادکنکی رقصان.

‫نمیدونم اون چیه.

‫اوه، یه آدمک بادکنکیه که اینجوری میره.

‫این کمکی بهم نمیکنه.

‫خب، ما همچنین داریم در مورد باز کردن ‫یه مغازه دیگه توی ناکوگدوچز صحبت میکنیم.

‫- وای. ‫- باور نکردنیه.

‫کی میخواستی بهم بگی؟

‫خب، چیزی برای گفتن نیست.

‫فقط داریم گپ میزنیم.

‫گپ میزنید؟

‫یه اصطلاحه. مردم میگن.

‫من خیلی خوشحالم که میشنوم اوضاع رو به راهه.

‫ممنونم، آدری.

‫و بذار اینقدر طول نکشه قبل از اینکه ‫دوباره برگردی برای یه وعده غذایی دیگه.

‫عالیه. صبحونه ساعت چنده؟

‫اوه، معلومه که شوخی میکنم.

‫داری چیکار میکنی؟

‫من... من یدک‌ کش گرفتم.

‫صدای پیجرت رو نشنیدم.

‫خب، منظورم اینه که، تو خیلی ‫بلند خروپف میکردی برای همین...

‫اتفاقی افتاده؟

‫نه. فقط دارم سعی میکنم یه لقمه نون در بیارم.

‫میدونم درباره‌ ناکوگدوچز دروغ میگی.

‫چی؟ چرا باید اینو بگی؟

‫تو یه نشونه داری، جورجی.

‫ندارم.

‫وقتی داری یه چیزی رو قایم میکنی، ‫خیلی دهاتی میشی.

‫اوه، این یه مشت مزخرفه.

‫هیچ جای نگرانی نیست. برو بخواب.

‫دوستت دارم.

‫منم دوستت دارم.

‫ای دهاتی دروغگو.

‫دوربین هست؟

‫دوربینی نمی‌بینم.

‫- باشه. درست مثل چیزی که برنامه ریزی کردیم. ‫- آره.

‫داری چیکار میکنی؟

‫- دارم کمکت میکنم بری بالا. ‫- من نیازی به کمک ندارم.

‫خب، من رو ببخش که سعی کردم مفید باشم.

‫کمک میخوای بری بالا؟

‫من انقدر مغرور نیستم که کمک نخوام.

‫مراقب باش.

‫رفیق، سیم خاردار زیر بیضه هامه،

‫مراقبم.

‫باشه. حالا نوبت توئه.

‫یه جورایی آرزو میکنی کاش ‫همون موقع کمک میگرفتی، نه؟

‫از پسش بر میام.

‫میشه یه سوال ازت بپرسم؟

‫حتماً، کاری ندارم.

‫فکر میکنی من لهجه روستایی خیلی غلیظی دارم؟

‫جدی میگی؟

‫صدات انگار یه بانجو داره حرف میزنه.

‫امیدوارم جواب بده.

‫جواب میده.

‫دوست دختر سابقم این کار رو با کامیونم کرد.

‫به نظر دیوونه میاد.

‫من یه سلیقه خاصی دارم.

‫حقش بود که پشت سر مادرم حرف زد.

‫- چی گفت؟ ‫- گفت جذابه.

‫اسمش شارمین بود.

‫موهای قرمز روشن داشت.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left