The first 200 lines.
چی شد ؟ بالاخره انتخاب کردی ؟
- آره ، فکر کنم اون قهواه ای ـه - دیوونه ای تو
رشید ، بچه ی خیابون برمودا هم یکی از همینا رنگ صورتیش رو داره . عینِ کونی ها شده
- اون قرمزه چی ؟ - اون سایزش 25 ـه
- اون مشکیه چطور؟ - مارک آپریالیا ؟ این شد یه چیزی
- قشنگه . موتور ایتالیایی هم داره - براهیم که اینو نداره ؟
کدوم براهیم ؟ همین براهیم که طرف غرب میشینه
همون خواننده هه ؟ آره ؟ آره آره فکر کنم یکی مثل همین داشته باشه
وَن لوون ! داری عین یه ولگردِ مست میشاشی
ببخشید آقایون . امیدوارم مزاحم شما نشده باشیم
- نه اصلاً - اینجارو ، اسکوترها
- قشنگه ن ؟ -... مشکل اینجاست که
موندیم قهوه ای رو انتخاب کنیم یا مشکی رو
- من بودم مشکی رو برمیداشتم - دیدی ؟ نگفتم بهت ؟
شما دوتا جیگرِ سکسی ندیدین ازینجا رد بشن ؟ لباس پرستاری پوشیده بودن
- شما تاحالا بیرون از شهر بودین ؟ امروز سه شنبه ست
دقیقاً ، سه شنبه شب ها هفته ی داروی اجتماعیه
- مگه شما دارو سازی نمیخونید ؟ - نه ، اقتصاد میخونیم
اون معمولاً توی شب های چهار شنبه ست ، اما این یه تورمِ اجتماعیه
چهار شنبه شب ؟ اونا دیوونه ن . چند تا دختر خوشگل ، آره ؟
به این میگن کمبود . ما داریم خودمونو عوض میکنیم
"قابل قبوله ! تغییر دارو ! "برو توی قسمت تاریکی واستا
کی میدونه
خیلی خب ، آماده ای ؟ مثانه رو خالی کردی ؟ آقایان، کار ما تموم شد
شب خوبی داشته باشید ، برید خونه تون . بچه های خوبی باشین
- کمبود ؟ - دیگه چی میتونستم بگم ؟
- خب حالا کدوم رو بر میداری ؟ - مشکیه
کدومش ؟ نمی بینم . همون آپریلیا ؟
- مطمئنی ؟ - آره
نمی تونستی بهم یه ندا بدی احمق ؟
یالا ، بلندش کن
یالا ، تکون بده
واستا
یک ، دو ، سه
لعنت زود باش
- قهوه ایه چطوره ؟ - چرا که نه
- صبح بخیر - زاماری
دیروز دیر اومدی . مجبورم گزارش بدم
نمیتونم سفارش خودمو پی گیری کنم ؟
توی این 30 سال ، پدرت حتی یه بارم دیر نکرد . اما تو هفته ی اول کاریت دوبار دیر اومدی
باید خوشحال باشی که استخدامت کردن . خوش شانسی که سر و کله کسی پیدا نشد
اگه یه ساعت بیشتر نظافت کنی ، این موضوع رو نادیده میگیرم ، روشن شد ؟
سلام ، موکرو - چه خبرا مرد کار ؟
- اینجا چیکار میکنی ؟ - دنبالت بودم
- خوبه ؟ - چی ؟
- کار - نه زیاد
پدرت چطوره ؟
خوبه
وقتی منو می بینه دیگه جواب سلاممو نمیده
... خب ، میدونی
ایندیادریف خیلی ازینجا دوره ؟ - نه زیاد
- میتونی منو اینجا پیاده کنی ؟ - آره
با قطار میری ؟
شاید
- منتظرت بمونم ؟ - نه ، برو خونه . من پیاده میام
مطمئنی ؟ مغازه ها امشب تا دیروقت باز هستن
- میخوای بری ؟ - چرا که نه
- خیلی خب - پس ساعت 8 همون میدون می بینمت
- صبح بخیر ، دنبال "بِن" هستم - داره به یه نفر تمرین میده
خوبه
خیلی خب ، استراحت کن
دنبال "بِن" هستم
- خودمم - کریس منو فرستاده
- کریس کیه ؟ - کریس هُو
- کریس چی گفت ؟ - ... گفت اگه دنبال پول هستم
- باید با تو بگردم - !همینو گفت ؟
بشین ، الان برمیگردم
بالا
هی ، بِن
میخوای با اون میمون وقتتو هدر بدی ؟ من حرفایی واسه گفتن دارم
اگه کاری واسه انجام دادن داری ، پس بده . حالا بشین تا نوبه تت بشه
خیلی خب ، می شینم . اما بهش بگو بیشتر تلاش کنه
- خیلی به خودت مینازی ؟ - هافیت ، بهش دستکش بده
آماده شو
آروم باش ، واستا
مایک ! حالت خوبه ؟
- چیه ؟ - میخوام کتاب بردارم
چند بار بگم در بزن ؟ اینجا اتاق منم هست
بیا اینجا . در رو ببند
اینو بده به مامان . نذار بابا بفهمه
- بیا ، با این هم کفش بخر - مرسی
قابلی نداشت
کار دیگه ای با پولا نکنی ها . رسید خریدت رو برام بیار
تاریخ ! گوش کن . تو تنها کسی هستی که جای اینو میدونه
اگه گم بشه ، چشاتو در میارم
این دیگه چه کوفتیه ؟
خودت درستش کردی ؟
این آخرین بارمه که با یه آماتور کار میکنم
آخرین باریه که داره
موتورش عالیه ، اما باید آب بندی بشه ، 90 تا که برم درست میشه
نود تا ؟ این لگن 40 تا بره منفجر میشه . خودکشیه . من سوار نمیشم
نه . سوار شو ببینم
همون دوتا تلفن فقط 500 یورو ارزش داشت لعنتی
ببین . من 300 یورو پول نقد دارم
تا واسه وسایل هنوز 100 تا واسه موتور گازیم بدهکارم
واسه خریدنِ اون پُلِ سی 4 - چی ؟
- آره ، سی 4 که بهش ببندم ، میترکونه - دیونه شدی ؟
چیو میخوای بترکونی ؟ پنجره ماشین ها رو ؟
نمیدونم
ببین ! با بچه ها میای شهر ؟
باید برم خونه . فردا باید پاشم برم سر کار
برای یک تغییر سالم باش . بهتر میشی
داغونی
جدی میگم
داغونی
- مامان دیگه بهت غذا نمیده ؟ - معلومه که میده
میدونی شبیه کی شدی ؟
- کی ؟ - حسن
کدوم حسن ؟
همون همسایه مون که یه دوچرخه ی کوچیک داره ؟
حسن از سلطان
اون که توی ترکیه مخفی شده
دو هفته پیش شنیدم اونجا رو بستن
ازاداره بهداشت اومدن اونجا رو بستن
-چی ؟ - پُر از موش و سوسک بود
هیچوقت اونجا غذا نمیخوردم
اونبار که مریض شده بودی یادت میاد ؟
همینجوری بالا میاوردی
هوس یکی از اون ساندویچ های اونجا رو کردم
مجید ، باید یه کاری برام بکنی
باید یه چیزی از خونه م برام بیاری
چی ؟
یه چیز نقره ای توی کشوی میزمه
- واسه چیه ؟ - بخاطر خونه
- کدوم خونه ؟ - همون خونه مون توی موروکو
- خب ؟ - میخوان بفروشنش
- چرا ؟ - فکر کنم باید واسه "حمضه" پول جور کنن
بابا میگه وقتی حمضه حالش بهتر شد ، یه خونه ی جدید میخریم
بهتر ؟ بابا گفت ؟
آره
زیاد این بیرون وا نستا . خب ؟
بله ، زماری عبد المجید
دومین هفته ت که توی حراج گل هستی ، آره ؟
- چطور پیش میره ؟ - خوبه
واقعاً ؟
واسه اینکه من اولین شکایت رسمی رو دریافت کردم
- چه شکایتی ؟ - دیر رفتی سرکار . سه روز پیش
- من که دلیل موجه آوردم - آره ، اما اینجا ثبت شده
پس مجبور اولین اخطار رسمی رو بهت بدم
بعد از سومین اخطار تو اخراج میشی
بودنِ تو اینجا یه امتیازه ، نه یه حق
وقتشه که رفتارت رو اصلاح کنی
چون 15 برگ اینجاس که نشون میده نمیتونی
اگه درست رفتار کنی ، اونا استخدامت میکنن . چهار روز در هفته پول خوبیه
جدی میگی ؟ - آره
من هیچ ماشینِ کلاس بالایی نمی بینم که اون بیرون پارک باشه
غیر از این چیکار میخوای بکنی ؟
قابلیت دیگه ای در تو نمی بینم
- چیکار میخوای بکنی ؟ - نمیدونم ، هرکاری جز کار کردن واسه اونا
- اوضاع خونه ت چطوره ؟ -خوبه
بیمه بهداشت و درمانت رو ردیف کردی ؟
یه نگاه به اون مجله ی کاریابی که بهت داده بودم ، انداختی ؟
میخواستم ، اما گمش کردم
اینو ببین
اینم بخون
این گُه صد ساله که اینجاست
این کاکا سیاهو می بینی ؟ قبلا ازینا اینجا نبود
اون هلندی ها یه جوری نگاش میکردن که انگار از سیرک فرار کرده
اما خیلی خوب هلندی حرف میزد . من بهش حسودیم می شد
: تازه با قایق رسیده بودا ، سریع زبونش باز شد
"عصرتون بخیر قربان ، میتونم یکم سیب زمینی کوبیده داشته باشم ؟"
حتی ملکه هم نمیتونه اینجوری حرف بزنه ملکه ی هلند که اصالتاً هلندی نیست
- اون کیه ؟ پلیسه ؟ - نمی شناسم
- همه چی رو به راهه ؟ - آره ، تو چی ؟
خوب
چیکار میتونم برات بکنم ؟
اون پسره که باهاش جنگیدی ! زدی چونه ش رو شکوندی
- اگه واسه باج گرفتن اومدی ، من پولی ندارم - نه ، واسه پول نیومدم
ففته ی آینده ی مسابقاتش شروع میشد ، حالا دیگه مبارز ندارم
- پولش چقدره ؟ - اگه ببری ، 750 یورو گیرت میاد
یک سومش هم واسه من میشه که مدیرتم
- حالا مدیر من شدی ؟ - واسه اون روزه ، آره
- هستی ؟ - آره
- کجا ؟ - توی گل فروشی
- خب ! صبح ها خوبه ؟ - آره ، پس هر روز ساعت 4 می بینمت
اگه یه روز غیبت کنی ، معامله بی معامله
- قبوله ؟ - آره
- حالت چطوره ، مجید ؟ - خوبم . تو خوبی ؟
چه کمکی از دستم بر میاد ؟
شنیدم میخوای خونه ی پدر و مادرم رو بخری
- درسته - به چه قیمتی ؟
- شصت هزار یورو . قیمت خوبیه - گوش کن
فردا بهشون زنگ بزن و بگو معامله لغو شد
دیونه ای مگه ؟ چرا ؟
- چون ازت میخوام - برو گمشو
اینجا یه کشورِ آزاده . من هرکاری بخوام میکنم
واقعاً فکر میکنی اینجا یه کشور آزاده ؟ پس منم آزادم هر روز بیام اینجا
همینو میخوای ؟
همینو میخوای ؟ ؟
همینو میخوای ؟ ؟
استراحت کن
- چی گفتی ؟ 15 یورو ؟ - بذار کیف پولمو در بیارم
- چی گیرت اومد ؟ - از یه سومالیایی خریدمش
- چرا ؟ - باحاله ، نه ؟
باحال ؟ اگه دلقک باشی آره
- یه روزی پول هاتو به باد میدی - کدوم پول ؟
این یارو اینجا چیکار میکنه ؟ منو عصبی میکنه
کجا بودی کونی ؟ گفتی میای اما نیومدی
- به کی میگی کونی ؟ - به تو
نه جواب میدی ، نه هیچی . پول من کجاست ؟
No comments yet. Be the first to leave one.