Barbara The Barbarian

Barbara The Barbarian (Barbara the Barbarian)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

 Violet Evergarden E01-E14 BluRay Edited
A Commentary by ALIXSBZ
AnimeList.eu | @AnimeList_ir کاری از تیم‌ترجمه اختصاصی انیمه لیست بزرگترین مرجع دانلود و ترجمه انیمه در ایران

Tags

BluRay
Published on: 2022-02-10
Downloads: 71
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 170 lines.

چی شده؟

.چشم‌های شما رو میبینم

.هم‌رنگ چشم‌های شمان

،وقتی دیدمشون

.یه چیزی تو قبلم احساس کردم

به این احساس چی میگن؟

،برای سرگرد گیلبرت

.امروز 120 روز از بستری شدن من میگذره

.تقریبا همه قوای بدنیمو بدست آوردم

،هنوز برای حرکت کردن کمی مشکل دارم .ولی اونقدری نیست که مانع عملیات بشه

.درخواست فوری بازگشت به وظیفه رو دارم

مکانی در آنیشه پایتخت فرمانروایی آنشیل

.وجود دختره به شدت مخفی نگه داشته میشد

هر کس که اونو میشناخت به عنوان —یه اسلحه ازش یاد میکرد

یه انسان مطیع که ،هر جا که دستور داده میشد، میجنگید

.آلت دستی بدون اراده شخصی خودش

کلنل هوجینز؟

.از این طرف

.باشه

.متاسفم

!وایولت-چان

حالت خوبه؟

آسیب دیدی؟

سرگرد کجان؟

سرگرد گیلبرت کجان؟

.اون اینجا نیست

میشه بدونم کجان؟

مرخصی گرفتن؟

زخم‌هاشون الان چطوره؟

.مطمئنم ایشون هم خیلی آسیب دیدن

هنوز زندن؟

...اون

.الان دیگه میتونین مرخص بشین

.کلنل هوجینز این همه راه رو اومده دنبال شما

.خب، همینه که هست

،منو عفو کنید

.کلنل هوجینز

.راحت باش، وایولت-چان

واقعا متاسفم که اسم و رتبه شما رو .فراموش کرده بودم

.مساله‌ای نیست، راحت بشین

ولی منو شناختی، مگه نه؟

تو کمپ آموزشی دوبار همدیگرو شب قبل .از نبرد نهایی دیدیم

.آره، درست میگی

چکار میکردی؟

.یه گزارش برای سرگرد گیلبرت مینوشتم

و بهم گفتن که استفاده از قلم و کاغذ کمک .میکنه زودتر گذشته رو به یاد بیارم

خب، سرگرد چطورن؟

.آروم باش، وایولت-چان

.من به درخواست اون اینجام

.پس زندست و حالش خوبه

.دکترها گفتن که جنگ رو پیروز شدیم

وظیفه فعلیشون چیه؟

کی میتونم دوباره بهشون ملحق بشم؟

.کم کم به اونم میرسیم، فعلا لباستو عوض کن

.منم یه ماشین میگیرم

.اینم از وسایلتون، بالاخره رسیدن

به اشتباه به یه کمپ نظامی خیلی .دور فرستاده شده بودن

...سنجاق سینه

سنجاق سینه زمردم کجاست؟

این همه چیزیه که پیش شما .تو میدان نبرد پیدا کرده بودن

.اگه اینجا نیست، پس باید دنبالش بگردم

!وایولت-چان

!یه هدیه بود

!یه هدیه از طرف سرگرد

.میدونم

.برات پیداش میکنم

.قول میدم

...اما

.به هر حال، تو باید منو همراهی کنی

.این دستور سرگرده

دستور؟

.اطاعت میشه

سرگرد کی ماموریت بعدیو بهم میدن؟

میترسم که بعضی از ماموریت‌ها .تو این وضعیت خارج از تواناییم باشه

!وایولت-چان

.واسه مرخص شدنت

،نمیدونستم از کدوم خوشت میاد .پس هر سه تاشو خریدم

کدومشو انتخاب میکنی؟

.هیچکدوم

هیییی، خب بیا در نظر بگیریم .اگه یکیو برنداری دنیا نابود میشه

...انتخاب کن! سه... دو

.پس توله سگه رو میخوام

!بفرما

چرا توله سگ؟

برادر سرگرد گیلبرت یه بار گفت ."که من "سگ گیلبرتم

.سفرمون یکم طولانیه

راه‌آهن اینجا توسط بمب‌های .دشمن نابود شده

تا حالا لایدن بودی؟

.نه

...وایولت

...تو باید زنده بمونی

.و آزاد باشی

...از ته قلبم

.اینجایی پس

.کلنل

.از اینجا میتونیم بندر لایدن رو ببینیم

بندر شهری لایدن پایتخت لایدن شافتلیچ

گیلبرت بعد از نبرد خیلی .نگران سلامتیت بود

پس تصمیم گرفت که تو رو به .خانواده "اِورگاردن" بسپاره

.آشناهایی که بهشون اعتماد داره

وقتی که بهشون گفتیم، خانم و آقای . اِورگاردن هر دوشون موافقت کردن که تو رو بپذیرن

.خوش اومدی

.بیا، وایولت-چان

.ایشون خانم اِورگاردن هستن

.سلام کن

.ها، یه سلام عادی کفایت میکرد

،از آنشینه تا اینجا چقدر طول میکشه حدود سه روز؟

.آره، احتمالا فردا برمیگردم

.جنگ چهار سال کامل طول کشید

زیرساخت کشور یه کم زمان .میبره به حالت عادی برگرده

.زود باش، وایولت

.تا یخ نشده بخور

!متاسفم! به خودت فشار نیار

!آه نه

!دستت میسوزه

.لازم نیست نگران بشین

.چیزی احساس نمیکنم

.ولی باید بانداژ رو سرد کنیم

!اولیور، یه کم یخ بیار

!الان میارم، خانم

.دستام از آداماکین ساخته شدن

،درسته که زیاد خوش شکل نیستن .ولی خیلی محکم و قوی‌ان

هنوز بهشون عادت ندارم، ولی باور .دارم یه روز جزئی از بدنم میشن

میشه یه لحظه با من بیای؟

.وقتی جوان بودم اینارو میپوشیدم

.فکر خوبیه

.از دندونات استفاده کن

.آره، خیلی بهت میان

.آره

.پس من کم کم میرم

.باید به اداره برگردم

ها؟

،وایولت-چان

دختر خوبی باش و به تیفانی-سان گوش کن، باشه؟

.مساله‌ای نیست

.لازم نیست اینقدر رسمی باشی

.مارو مثل خانواده واقعی خودت بدون

،میتونی هر چی خواستی بهمون بگی باشه؟

،من هیچوقت خانواده نداشتم

.پس نیازی هم به یه جدیدش ندارم

.اینجوری نباش

.ما یه پسر داشتیم، ولی توی جنگ از دستش دادیم

.من نمیتونم جایگزین پسرتون باشم

،وایولت-چان

گیلبرت از تو میخواد که یه .زندگی شاد اینجا داشته باشی

...پس لطفا

میفهمی دیگه؟

چرا؟

چرا سرگرد گیلبرت منو به اینجا فرستاده؟

بخاطر اینه که دست‌هام رو از دست دادم و دیگه ارزشی به عنوان یه سلاح ندارم؟

!با یه کم تمرین، میتونم دوباره بجنگم

.وایولت-چان، جنگ تموم شده

.من آلت دست سرگردم بودم

،ولی اگه دیگه نیازی به من نیست

.باید کنار گذاشته بشم

.لطفا منو برکنار کنین

.و یه جایی ولم کنین

...کلنل هاجینز

.راستی، یادم رفت بهت بگم

.از ارتش استفعا دادم

.دیگه کلنل نیستم

پس چی باید صداتون کنم؟

رئیس چطوره؟

.الان این شرکت رو اداره میکنم

.یه عمارت قدیمی خریدم و بازسازیش کردم

.طبقه همکف بخش پذیرشه

قربان، اگر امکانش هست آدرس .مقصد و ارسال کننده رو بنویسید

.کم و بیش به 3 روز برای ارسال بسته نیاز داریم

.طبقه اول شامل دفتر و بخش شبح‌نویسی

شبح‌نویسی؟

More Farsi Persian subtitles for Barbara The Barbarian

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left