Smiling Friends

Smiling Friends

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Smiling Friends S02E07 10bit x265 1080p WEBRip
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2025-12-15
Downloads: 199
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 124 lines.

SANDS Movie

‫راحت باشید، بچه ها.

‫اوه.

‫یه خبر خوب دارم و یه خبر بد!

‫خبر بد اینه که باید یکی از شماها رو اخراج کنم...

‫تایلر.

‫تو اخراجی.

‫چی؟! ‫ها؟!

‫تایلر رو اخراج کنی، ‫منم اخراجم!

‫اشکالی نداره، چارلی.

‫من، من دوستت دارم، برادر.

‫بعد از کار بریم یه چیزی بخوریم، ‫دوستت دارم، بهت پیام میدم.

‫و خبر خوب اینه که من ‫دارم میرم اسپامتوپیا...

‫تا یه جواهر جادویی کمیاب که ‫توی اینترنت پیدا کردم رو بخرم!

‫خیلی باحاله، رفیق.

‫چیزی که باحال نیست اینه که یارویی ‫که داره میفروشه اسپامیش حرف میزنه،

‫و من یه ذره هم از اون زبون ‫عجیب و غریب بلد نیستم!

‫گفتی اسپانیایی؟

‫نه، نه.

‫- اسپا-م-یش. با میم. یه زبون دیگه‌ست. ‫- آه، باشه.

‫آره، میدونم. ‫منم فکر کردم گفت اسپانیایی.

‫اوه، من یکم اسپامیش بلدم!

‫اوه عالیه!

‫تو میتونی مترجم کوچولوی من باشی، پیم!

‫بزن بریم!

‫چی؟

‫ها... ها؟

‫خیلی خب بچه ها، ازتون میخوام تا وقتی که برگردم، ‫مراقب پسرم جیسون که ۱۸ سالشه باشید.

‫آه...آه.

‫اون خیلی کم دردسره ولی اگه ‫چیزی لازم داشته باشه، بهتون میگه!

‫قرار نیست این کار رو بکنه، مگه نه؟

‫آره، این مثل کل ادا و اصولشه.

‫هوم.

‫خیلی خب.

‫همونطور که رئیس گفت، مرد.

‫مطمئنم اگه چیزی لازم داشته باشه بهمون میگه.

‫میدونی عجیبه، ما خیلی با هم ‫تک به تک بیرون نمیریم، مگه نه؟

‫آره، آره، خیلی وقته که اینطوری نشده.

‫نمیدونم یادته یا نه، ولی...

‫آخرین باری که ما با هم بودیم، ‫من و تو، تو دماغ من رو مک زدی.

‫خب.

‫چی؟

‫یادم نمیاد همچین کاری کرده باشم.

‫- آره، تو، آره... ‫- مک زدن دماغت؟

‫آره، آره، دقیقاً همین کار رو کردی.

‫همون روزی بود که همه اون ماجراهای ‫دزموند و بلیبلی پیش اومد.

‫یعنی، خیلی وقت پیش نبود،

‫خیلی وقت ازش نگذشته ولی آره، ‫تو مک... تو رفتی سراغ دماغم.

‫هیجان زده شدی و مکش زدی.

‫و ام، این کار رو کردی.

‫- و من... ‫- من...

‫فقط میخوام بدونی که من ‫اصلاً از این کار خوشم نیومد.

‫من... خب، من... من راستش ‫یادم نمیاد همچین کاری کرده باشم ولی...

‫تازه بود.

‫خب، آره، اگه این کار رو کردم، متاسفم،

‫فقط یادم نمیاد این کار رو کرده باشم، ‫ولی انگار خیلی ناراحتت کرده.

‫آره... آره ناراحتم کرد ‫ولی هی، رفیق، ببین.

‫به خاطر همینه که الان ‫دارم مطرحش میکنم،

‫یعنی فقط برای اینکه حلش کنیم،

‫یعنی برای اینکه بتونیم، ‫بتونیم بیشتر با هم باشیم.

‫- میفهمی چی میگم؟ ‫- آره، آره، منظورم اینه.

‫فقط، فقط یادم نمیاد.

‫آره، خب اتفاق افتاد.

‫چه اتفاقی افتاد؟

‫نمیدونم، نمیدونم...

‫خب پیم، چطور یه زبان مهجور ‫مثل اسپامیش رو یاد گرفتی؟

‫اوه، من وقتی بچه بودم یه دوست ‫مکاتبه‌ ای به اسم اسکار از اسپامتپیا داشتم!

‫تا حالا با کسی از اسپامتپیا ‫حضوری صحبت نکردم.

‫آره، تنها چیزی که درباره این آدم ها میدونم اینه که ‫خیلی روی یه سری قوانین مسخره سخت گیرن.

‫به نظرم یه فرهنگ خیلی ابتداییه.

.به اسپامتوپیا خوش اومدید

.لطفاً از اقامت‌تون لذت ببرید

.اینجا یک قانون خیلی مهم وجود داره

.پس لطفاً، خواهشاً، رعایت کنید

.لطفاً با هیچکس تماس چشمی برقرار نکنید

.این کار برای ما خیلی توهین آمیزه

.لطفاً به سنت ما احترام بذارید

‫اوه! چه خوب بود!

‫چرا نباید به چشم های کسی نگاه کنیم؟

‫نمیدونم.

‫ولی نمیخوام اینجا زیاد بمونم.

‫حتماً باید یه چیزی مثل اپی‌ پن ‫یا یه همچین چیزی اینجا باشه!

‫این چیه؟

‫“مانیفست من، اثر ‘رئیس’ ”.

‫چارلی، هیچ کاری از دستمون بر نمیاد.

‫نه! آلن، حالش خوب میشه.

‫من یکم احیای قلبی از برنامه احیای قلبی ‫آقای قورباغه یاد گرفتم

‫چارلی، فایده ای نداره، دست بردار.

‫تقریباً رسید.

‫آره، باشه.

‫آه، آره. ‫اون مرده.

‫آره. من قبلاً بهت گفتم.

‫اوه، اینجا خیلی باحاله!

‫پیم، تمرکز کن.

‫ما فقط اینجاییم که یه نفر به اسم آقای جستر رو ‫ملاقات کنیم و جواهر سرخ جادویی رو بخریم.

‫بیا این کار رو سریع تموم کنیم.

‫از کجا بدونیم کدومشون آقای جستره؟

‫احتمالاً همون آقاییه که اونجا ‫با کلاه دلقک غول پیکره.

‫خیلی خب پیم، ‫فقط آهنگ ترسناک رو یادت باشه.

‫به چشم هاشون نگاه نکن.

‫من حرف میزنم، ‫تو ترجمه میکنی.

‫باشه؟

‫باشه.

‫نباید خیلی سخت باشه.

‫سلام، آقای جستر.

‫خوشحالم که بالاخره شما رو ‫حضوری ملاقات میکنم.

‫اِ... چی... چیز، ام، ‫چه نوع لاگرهایی دارید؟

‫اون... اون برمیگرده؟

‫من آب میخواستم.

‫اوه، آقای جستر میگه اون جواهر قرمز ‫جادویی رو داره و می‌پرسه که ما پولش رو داریم.

‫آره.

‫پیم، چی گفت؟

‫اِ...

‫نمیدونم، ‫ببخشید.

‫پیم، بهش بگو جواهر رو بیاره بیرون.

‫اِ...

‫تو الان به چشم من نگاه کردی؟!

‫آره.

‫این بد بود.

‫خب، این به نظر... ‫خیلی خوب میاد.

‫من... من نمیتونم تفاوت رو تشخیص بدم.

‫این اصلاً شبیه اون یکی نیست، ‫رئیس هیچ وقت این رو باور نمیکنه.

‫بیخیال، انقدر منفی نباش.

‫خیلی خب گلپ، این خیلی مهمه.

More Farsi Persian subtitles for Smiling Friends

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left