The first 194 lines.
قبل از اينکه قوانين راهنمايي کانديداها پياده سازي بشه
کاراش رو انجام بده
شما اينکار رو ميکنيد، قربان؟- نه، زنگ ميزنيم بابات بياد-
...نه ميخواستم بگم که
هر کاري گفتم، همون رو انجام بده- بله، قربان-
انجام ميشه، قربان
راجستان
اسم من، با اين نام گره خورده
سرزمين راجپوتها
و امروز اونها دارن تو سرزمين خودمون به ملتمون ظلم ميکنن
و هر کسي که براي حقش بجنگه دستگير ميشه
ولي به عنوان نماينده شما ...از دولت خواستار آزادي
جنگجوي شجاع مون، امرپال سينگ شديم
اگه دولت خواستهمون رو انجام نده
داري به سوندر سينگ گوش ميدي؟
بذار اون سگ واق واق کنه
پس تصميمت چيه؟
من طرف شمام- باشه، يه کاري کن-
دستها بالا
من تسليمم
اين رو از کجا آوردي؟
اين تفنگ واقعيه، بدش من پسرم- نميدم-
اين تفنگ واقعيه، بدش من- تکون نخور، وگرنه بهت شليک ميکنم-
نه پسرم اينکار رو نکن
شليک ميکنم- اونوقت تير ميخورم، بدش من-
بدش به من
نميدم
صبر کن، اين رو بگير
اين پول رو بگير و اون رو بدش من
بدش من
بده به بابا
بدش من و اين پول رو بگير
...نه تفنگ رو بده و پول رو بگير-
نه- بگير، کل پولا واسه تو-
بيا بگير
زود باش همهـش رو بگير
مادر به خطا- چي شده؟-
همه گلولهها رو سرت خالي ميکنم
نمي توني از پس يه بچه هم بر بياي، ببرش تو
و احمقها، اين يه تفنگه، نه اسباب بازي
مردم کم کم از اسلحه خوششون مياد
وقتي بگيريش تو دستت دلت ميخواد يه نفر رو نفله کني
برين گم شين- چشم، رئيس-
راجا، همه حاضرن
شما فقط دستور بدين
ديگه وقتش شده، انجامش بدين
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهشيد.ظ - ويرايش: سميرا
"حيله گر، فصل دوم"
يه روتي (نوعي نان) ديگه هم بهم بده- حتما-
قربان، چرا امروز اومدين اينجا؟
از تنها غذا خوردن خسته شده بودم، گفتم بيام پيش شما- باشه-
باعث افتخار ماست
راستي، ميخواين تا کي اينجا بمونين؟
تا وقتي که شماها از من خسته نشين
به ايشون عدس بده
چرا اومدي اينجا؟
يه خبرايي دارم- چي؟-
يه مشکل بزرگ هست- منظورت چيه؟-
آقاي اهلاوات و سوندر سينگ واسه ديدنت اومده بودن اينجا
بهت چي گفتن؟ تا کي بايد اينجا بموني؟
اهلاوات گفت الان موقع انتخاباته
بايد بموني تو زندان
سوندر سينگ چي گفت؟
اون گفت، موقع انتخاباته بايد از زندان بياي بيرون
حالا بگو ببينم، به کي اعتماد کنيم؟
همه جا رو نگاه کردي؟- بله، قربان. همه سلولها رو ديدم-
هوشيار باشين، هر اتفاقي ممکنه بياُفته
نگران نباشيد، قربان همه چيز تحت کنترله
اونجا رو ببين- بله، قربان-
هيچي نيست، قربان-
مي توني بري
بله، همه جا رو نگاه کردم
همه چيز روبراهه؟
همه چيز خوبه
خيلي خب- باشه-
امروز تندوري نميخواي؟
تندوري کجاست؟- بفرما اينجاست، بخور-
...قربان، هر دفعه اين فيلم رو ميبينم- خب-
با ديدن سانجي دات، ياد تو ميوفتم درست شبيه همين
بابا اين فيلمه
داستان زندگي تو، کمتر از فيلم نيست
وقتي تو اداره پليس يقه رئيس پليس رو گرفتي
واسه نجات دادنش، 4 تا آدم لازم بود
شش نفر، نه 4 تا
دستت مثل طناب داره درست يادمه
طناب دار نه، خود مرگه
شماها ادامه بدين من ميرم دستشويي
منم باهات ميام- نه-
به نظرت نبايد دستشويي رو به اين سلول وصل کنن؟
فردا راجع بهش حرف ميزنيم
رئيس، همه چيز روبراهه؟- آره، الان ميام-
...نه...قربان- چي شده؟_
بالرام
بالرام
بالرام
يکي ديگه- بالرام-
...هي، تو
کثافت
ولم کن
داري چيکار ميکني؟ ولش کن
نگهش دارين- ولش کن-
ولش کن
بالرام
بالرام
بالرام
بالرام
چي شده، رئيس؟
داشتم فکر ميکردم
که من خيلي خوش شانسم
آدماي خوب زيادي کنارم و هي بيشتر ميشن
...روکميني، جيرام
تو
نه، رئيس. ما خوش شانسيم که شما رو داريم
دلم واسه چيکو تنگ شده
پس بهش زنگ بزنيد، رئيس
فکر کردي خودم نميدونم بهش زنگ بزنم؟
...همينطوري گفتم
نمي تونم بهش زنگ بزنم
از وقتي که ديدمش زمان زيادي گذشته
اگه کسي مشکلي داشته باشه مي تونه اينجا راجع بهش صحبت کنه
کسي از دربار امرپال سينگ دست خالي بر نميگرده
کسي مشکلي داره؟
هي، چيکو
اين مسئله خيلي بزرگيه
بيا اينجا- بفرماييد-
بيايد
بشينيد
بگين ببينم، مشکلتون چيه؟
جلوي همه بگين
تو همه رو دوست داري ولي من رو دوست نداري
اي داد و بيداد- اون داره چي ميگه؟-
امروز گير افتادي
..چي
چرا همچين حسي داري؟
...چون رئيس، تو
هديه- چون بهم هيچ هديهاي ندادين-
واي واي
اُه- خيلي کار اشتباهيه-
خيلي اشتباهه
ببين بابا چه خونه بزرگي برات گرفته
دو روز ديگه تولدته واست يه جشن بزرگ ميگيريم
بعد تو ميگي بابا بهم هديه نميده
بگو ببينم تا حالا چيکو به بابا هديه داده؟
حواب بده- چيکو جوابي نداره-
بگو تا حالا بهم هديه دادي؟
بفرما
اوه، عجب
فوق العاده ست
خيلي خوبه
اون باورنکردنيه
واي، شگفت انگيزه
چطوره؟- قشنگه-
خوبه
بابا، باز هم آب ميخواي؟- نه-
اومدي خونه؟
نکنه فکر کردي روحم وايساده اينجا؟
درست رو به روت وايسادم !بعد بازم هم سوال ميپرسي
شنيدم جديدا ملت خودمون رو ول کردي و با غريبهها ميپري
بابا، تو تجارت مردم به پول و قدرت اهمين ميدن
تا کي مردمت کنارت ميمونن؟
منم دنيا رو ديدم پسرم
حالا تلويزيونت رو ببين، اجازه هست برم؟
بابا، با تو خونه نشستن ديوونه شده
بابا رو ول کن، اين روزها سرت با کي گرمه؟
چرا با امرپال عروسي نميکني؟
آخي، حسوديت شده؟
مگه برات مهمه؟
حالا هر چي، بيخيال برات شام ميارم
نه، نميخواد
امروز نميتوني با غذا گرسنگيم رو رفع کني
پس ميخواي خودم سيرت کنم؟
آره، برو تو کارش، جادوگر
چي شد؟
حتما احساس بدي داري
چي؟- که نميتونم بچه دار شم-
ديوونه شدي؟
واقعا فکر ميکني بخاطر اين ناراحتم؟
نه، همه دوست دارن بچه داشته باشن
خب که چي؟
آدم که به همه چيزايي که ميخواد نميرسه
تازه، خدا بدون اينکه بخوام بهم يه دختر داده
مگه نه؟
خيلي چيکو رو دوست داري، نه؟
اون جونمه- آره-
از تو هم بيشتر دوستش دارم
واقعا؟- آره-
ميدونم
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
حرومزاده
حدت رو بدون
برو طبقه پايين گمشو
ترسِ از دست دادن قدرت بيشتر از جنونِ به دست آوردنش
آدمها رو بيقرار ميکنه
واسه راجا پوگات هم همين اتفاق افتاده بود
No comments yet. Be the first to leave one.