The first 200 lines.
بازنويسي :kiyavash62
مي ترسم نتوني امروز اونو ببيني
دفعه بعد بيا
حالش خوب نيست؟
نه
واقعا شرايطش خوب نيست
بعدا بهت زنگ مي زنم
اول برگرد
واي ،جانگ ووي ما بالاخره بيرون اومد
حتي چراغ هاي ساحل هم روشن شدند
هي ،نبايد حداقل يکم سوجو بنوشيم؟
هي ،اما جانگ وو
جکسون لي همونيه که تو نجاتش دادي؟
از کجا فهميدي؟
ما موافقت کرديم بري جکسون لي رو بکشي
اما هرگز فکر نکرديم که اون شخص زنده برگرده
سوک تائه چندين ضربه از رئيس جانگ خورده
و بقيه ما هم ،از پست هامون اخراج شديم
حالا فقط سان يونگ اونجا مونده بعنوان منشي بائک سيل جانگ
دليلش رو مي دوني؟
سان يونگ...
شرط مي بندم اون به زودي با بائک سيل جانگ خواهد بود
اون حرومزاده
از تو بعنوان يه طعمه براي جذا سان يونگ استفاده کرد
بسه
نه،هنوز تموم نشده
تو گفتي که ديدن رئيس جانگ يه فرصت در کل زندگي بوده
!اما حالا ما موش خيابوني شديم
نه فقط اون،نه فقط اون
اه... اون يارو جکسون
فهميدم که خيلي جوونمرده
اونو ديدي ؟
اره
واقعا مي خواست بدونه تو کجا بودي
بهش گفتيم که تو زندان بودي
گفت که وقتي بيرون اومدي بهش زنگ بزني وحتي شمارش رو هم بهمون داد
چطور مي خواي با کيم جانگ وو معامله کني؟
تائه هيوک هم اونجا نيست
و گرنه تو کاخش بهش نيازي نيست
اون ديگه فايده اي نداره الان اون مي تونه لو بره
خوش اومديد!
... اوه خداي من
!جانگ وو
... اوه،اوه عزيزيم ،اين پسر
خوبي؟
حتي يه بار هم نيومدم تو رو ببينم
واقعا متاسفم
اشکالي نداره
بازرس هنوز هم سر کار ميره؟
نه
عزيزم
بيا اينجا ،زود باش
جانگ وو اينجاست
بيا ،بشين
تو اينجايي
چيزي نخوردي درسته؟
يکم صبر کن ،برات غذا ميارم
نه ،نه،غذا خوردم
خوردي؟
دارم ميرم بيرون
... تو
.... هي
بايد برات نوشيدني بخرم
سه دول و کانگ رائه رو هم بيار شما همتون بايد يه بار بياييد؟
فهميدم
باشه
مي بينم که خيلي خوب به نظر مياي ،جانگ وو
پس من اول ميرم
اوه،باشه
چيزي درباره پدرت از لي سو چانگ شنيدي؟
نه
با ديدن قيافه اش نمي تونم بگم که چيزي مي دونه
اما چرا هيچي نگفته؟
پس فراموشش کن
اگه زنده باشه،خيلي وقت پيش پيداش مي کردم
چون هيچ ردي پشت سرش نيست
بايد مرده باشه
مراقب خودت باش
و گرنه دوباره مي افتي زندان
بله
مي دوني چرا 23 سال تو زندان بودم؟
به خاطر ايل کيم هوانه
چيزي که باعث ميشد اينجا دووم بيارم
اين بود که مي تونم انتقامم رو بعد از بيرون اومدن بگيرم
وقتي شنيدم که تو بچه ناخواسته شي
حتي دلم برات سوخت
براي بقيه روزهام
بايد"کيم ايل هوان "رو پيدا کنم
انتقامم رو ازش بگيرم
خبرهاي درباره جکسون رو شنيدي؟
اون محافظ گروه "ام بي ام"براي مهمانهاي ويژه ست
به اين خاطره که گروه "ام بي ام "به سرمايه گذاري تو کره توجه مي کنند
واقعا؟
عاليه
اگه گروه "ام بي ام "تصميم بگيرند که سرمايه گذاري کنند
حداقل 5 ميليارد دلار امريکا خواهد بود ،مگه نه؟
بيا تو
آقاي "لي سو چانگ"اينجا هستند
من... اين شخص رو نمي شناسم
ميگن که يه قرار ملاقات با شما دارن
من ... هرگز قرار با اينطور ادمي نمي بندم
ببخشيد
يه لحظه صبر کن
گفتي کيه؟
لي سو چانگ
اشکالي داره؟
نه
ازش بخواه بياد داخل
اون شخص کيه؟
تو لازم نيست بدوني
مي توني چند لحظه بري بيرون؟
بله
هنوز منو به خاطر داري؟
رئيس يون کوان سوئه
چه خبره برادر؟
... تو
هنوز لي سو چانگ رو بياد داري؟
نه
همچنان کسي رو نمي شناسم
خوب فکر کن
وقتي تو سايگون بوديم
مراقب تو بازار سياه کار مي کرد
اون رئيس انتظامات
شروري بين شروران
کسي که من و تو رو تا سر حد مرگ شکنجه داد
يادت نمياد؟
يادم اومد
اون يارو سر و کله اش افتابي شده
داره ... دنبال من مي گرده؟
نه . اون تو رو نمي خواد
اما اينکه اون به دنبال من اومده
احتمالا داره دنبال تو هم مي گرده
از چي نگراني؟
من از عهده اش بر خواهم اومد
زياد نگران نباش
جمع شيد
فورا
همه !اين مسابقه در مورد اندازه ماهيه
زمان مسابقه سي دقيقه ست
کسي که بزرگترين ماهي رو بگيره برنده اين هفته خواهد بود
حالا ،همه طعمه هاشون رو اماده کنند
به جاي خود اينجا،،الان وقتشه که حسابت رو تسويه کني
پانصد هزار ،درسته ؟ قلاب هاتون رو بندازيد
500،000 500،000
!شروع کنيد
!بازي تمومه
!تموم شد بازي تمومه
کسي که بزرگترين ماهي رو گرفته بايد امروز تاجگذاري کنه
باشه ،ما ماهي ها رو اندازه مي گيريم
خيلي خب،وقت اندازه گيريه!وقت اندازه گيريه
هي ،اقا.مسابقه تموم شده
زودباش بيا اينجا اقا،مسابقه تموم شده
3،37cm 3،37cm
استعداد خيلي خوبي داره
39cm
اين شرکت کننده يه 39 سانتي گرفته
خيلي خب،بيا نگاهي به بقيه بندازيم
شما تقلب نکرديد؟تقلب
اه،رئيس،کدوم تقلب رو مي گيد؟
ما هرگز همچين کاري نمي کنيم
هي مشتي ،اشتباه گرفتيد؟
مطمئن باشيد تقلب نکرديم
اگه فکر مي کنيد اشتباهي شده چرا تو مسابقه بعدي شرکت نمي کنيد؟
هي تو !اگه هر دفعه بد شانس باشيم دفعه بعدي وجود خواهد داشت؟
مثل اينکه اصلا با قوانين مسابقه اشنايي نداريد
خونسر باشيد،و خودتون رو براي راند بعدي اماده کنيد
اي احمق ،داري به زخمم نمک مي پاشي ؟
اوي .بايد سنم دور وبر سن پدرت باشه
!مراقب حرف زدنت باش
اين حرومزاده ،مي خواي بميري
سوچو
بله،داداش
کسايي مثل اون که به ما مشکوکن پولهاشون رو بر گردون
بله ،چشم
خيلي خب ،خيلي خب،خيلي خب همه دست از کار بکشيد
هي ،هي،هي!از پولت خوب مراقبت کن
هي،هي
واي...اين ...جديه
تموم اين مدت من به تو بي احترامي نکرده ام ،نه؟
اين اولين که تو زندگي ام همچنين هنرهاي رزمي اي مي بينم
چي ... چيزي نيست
وقتي سو چو رو فرم بود
مي تونست 18 تا ديگه رو بدون اينکه خسته بشه برداره ،درست نمي گم؟
داداش،داري چي مي گي ؟
واي ... سو چو واقعا رو فرمه
مدت کمي بعد از اينکه اومدي
ماهي يه بار
نمي دونم کي اما ،جلوي در
يه نفر صدف و جلبک و همچنين چيزها رو مي ذاشت
از اونها استفاده مي کردم و
غذاي گروني براي سير کردن بچه هام درست مي کردم
فکر کردم اين کار توسط کسي که تو رو رها کرده انجام شده
اما طوري وانمود کردم که نمي دونم
چه مشکل بزرگي بايد داشته باشه که بچه هاش رو ترک کرده
مطمئنم دليلي براي اينکار داره
اون ... تا موقعي که 5 سالت بود ادامه داشت
بعد از يه روزي به بعد ،يهو قطع شد
يه روز ،اون مرد
دور و بر 5 سالگيت بود
اما ،تو اين سوالها رو قبلا نپرسيدي
No comments yet. Be the first to leave one.