The first 200 lines.
داستان پیش رو الهامگرفته از » « رخدادهای حقیقیست
کـاری از هـومـن صـمـدی Raylan Givens
بچهـه فرار کرده. برنمیگرده، دخترا
نه، برمیگرده. داره پول رو از پدربزرگـش میگیره
!میلیونها دلار
،من میلیونها دلار لازم ندارم ،ولی باید حسابـم رو صاف کنم
،هر طور که شده
درست مثل اونا
!لطفاً - !هی، دخترا -
ما رو معطل میکنید؟
کافیه! بجنبید، دخترا
معامله، معاملهست
اوناهاشن - !اول قشنگه -
!اون رو ببین - !ولم کن -
حالا، این یه جشنـه - !ولم کن! ولم کن -
،تو همونجا بمون
بعدش نوبت توئه
!تُف
به گذشته نگاه میکنید، و بعضی سالها در حافظه میدرخشن
اعداد خودشون رو نشون میدن
1945
سربازهای بشّاش، پایان جنگ رو جشن میگیرن
،ابر قارچی عظیم، بزرگ در حد خدا
روی هیروشیما
1963، دالاس
،جیاِفکی از پشت لیموزین اومد بیرون
به سرش شلیک شد
1969، سال موردعلاقهی من
باز آلدرین آهستهآهسته رسید به ماه خاکستری عزیز
چه سالی برای بشریت بود
ولی 1973؟
چی میشه در مورد سالی که حکم دوستدختر با موهای دمموشی رو داره، گفت؟
.واسه دههی خوشگذرانی 1960 خیلی سنـش زیاده واسه دیسکو سنـش خیلی کمه
سالی بود که آمریکا بالاخره اقرار کرد
میلیاردها دلار توان آتشی نمیتونه با یه مشت کمونیست که روزی
یه دلار میگیرن، مقابله کنه
،سالی که یه رئیس جمهور گفت
« من یک شیاد نیستم »
بدین طریق شیادی رو به فریبکاریـش اضافه کرد
،دانشجوها اغتشاش کردن
...کارگرها اعتصاب کردن
و کوکائین کاملاً سفید با مرگ موش ترکیب شد
1973 سال پروردگارمون
...شیر تُرش شد
و یه بچهی کمسنوسال ناپدید شد
شماها گرسنهاید؟ - من دارم از گرسنگی تلف میشم -
خیلیخب. مطمئنم اینجاست
!خانم - !خانم گتی -
خانم گتی، نظری دارید بدید؟
این آدما دیگه کی هستن؟
چرا اینجان؟ - خانم گتی؟ -
میشه یادداشت باجخواهی رو ببینیم؟
ما اینجا منتظر بودیم
چیه؟
توی یادداشت آدمربایی چی نوشته؟
لنگ؟
لنگ؟ - بالاخره -
چه خبر شده؟
از من نپرس. از پسرت بپرس
اینجاست؟ کجاست؟
من از کجا بدونم؟
اونا میگن آدمربایی شده، محض رضای خدا
.انگار خودم نمیدونم مجبور شدم تلفن رو بکِشم
ولی روزنامهنگارها هر چرندی رو میگن
تا یه داستانی گیر بیارن - تُف -
دوباره مست کرده - !نه، نکرده -
چرا، کرده، گیل
یا پیغمبر، الانه که با یه خماری شدید وارد بشه، درخواست پول کنه
اولینبار نخواهد بود، درسته؟
بچههای مست، یادداشت آدمربایی نمیفرستن، لنگ
...اوه
الو؟ - اون رو نمیدونستم -
من از کجا باید میدونستم؟
اگه اجازه هست خیلی بیپروا باشم، قربان؟
،اگه هزینهی روزنامه دوباره بالا رفته باشه اشتراکـم رو لغو میکنم
نه، قربان
خب؟
،بهنظر میاد، طبق گفتهی روزنامهها که نوهتون دزدیده شده
من کاملاً توانایی خوندن دارم، بولیمور
البته، قربان - کره خیلی سفته -
اوه، بیخیال، گیل... گیل، آروم باش
من هنوز حتی صبحونه هم نخوردم - پل دزدیده شده، محض رضای خدا -
یه یادداشت باجخواهی وجود داره
یه چی؟
!چهجور یادداشت باجخواهیای؟ یا پیغمبر
چی... چی نوشته؟
،نوشته که اون دزدیده شده
و... پل... اونا تهدید کردن که میکُشنـش
خیلیخب. خیلیخب، این... این بَده
این بَده
چقدر؟ چقدر میخوان؟
هیچکس نمیدونه. چیزی نگفتن
آدمرباهائی که نمیگن چی میخوان؟
.این پسرک وامونده باورت نمیشه حالا دیگه چیکار کرده
پل؟ هنوز پشت خطی؟ - ...آره، نه -
...من اینجام. من اینجام. فقط فقط دارم فکر میکنم
آه... خیلیخب
خیلیخب. این کاریه که میکنیم
کاری که میکنیم، اینه که صبر میکنیم
.و میبینیم که قضیه چیه منظورم اینه، پل رو که میشناسی
احتمالاً تا پنج دقیقهی دیگه با ظاهر شرمسار، دم در خونهی من آفتابی میشه و درخواست قرض میکنه
!اینطور نیست. اون دزدیده شده
اونوقت میگی کاری نکنیم؟ - ...کنترلـش رو از دست داده -
!من که نمیگم کاری نکنیم، گیل ...دارم میگم
با پدرت تماس میگیرم - ...نه، نه. نه -
نه، نه، نه، نه، نه. اونکارو نکن
با اون تماس نگیر - اون میدونه چیکار کنیم -
...با اون... تُف توش! تُف
چه خبر شده، پل؟
میخواد با اون تماس بگیره
!باورم نمیشه. تُف
!لعنتی
!لعنتی! لعنتی! لعنتی! لعنتی! لعنتی
!لعنتی! لعنتی
چیه؟ - کارت شناسایی، قربان -
اوه، بیخیال. کارت شناسایی؟ من جان پل گتی دومـم
اینجا مال منه، عملاً... سرانجام
یک لحظه لطفاً، قربان
!هوی! هی
جگوار ای-تایپ قرمز همین الان رفت تو
تماماً بهت توصیه میشه که دیگه اونکارو نکنی
مسئول در ورودی اختیار داره شلیک کنه
دوران استثناییایه
پس شنیدی؟
وضع خیلی بدیه
...خیلی بد - بله -
بنای حفاظتشدهی درجهی یک
با مسئولین میراث فرهنگی بد به مشکل میخوریم
فکر میکردم تا الان توی رُم باشی
اون پسر توئه
...من - نه، اشکالی نداره -
،تحت این شرایط
.یه جت اختصاصی در اختیارت میذارم میتونی فوراً راه بیوفتی
بوئینگ 747 میخوای؟
نمیتونم
نمیتونی؟ - خودت میدونی که نمیتونم -
اوه، البته
هنوز تحت تعقیب پلیسی
.و چرند محض هم هست پروندهای برای دفاعیه وجود نداره
...من همهچیز رو توضیح دادم، ولی
هنوزم، با عقل جور درنمیاد
،دوتا از اعقابـت غیبشون بزنه
جاشون در ایتالیا نامعلوم باشه، میاد؟
،مثل اغلب اوقات
باید یه نفر دیگه رو پیدا کنیم گندکاری رو مرتب کنه
،مداخلهی بهنگام تو
از اعتیاد پسرت بهم
هشدار میده - ...اوه، خب -
طبق تجربهی من، و تجربهی تو رو هم ،که میدونیم
تأمینکردن پول اعتیاد به مواد فقط به سؤاستفادههای بیشتر کمک میکنه
بله. بله، دقیقاً
ولی این احتمال میره که اگه اون مجله رو بهم نشون نداده بودی، از دادن پول، امتناع نمیکردم
اونطوری اون بدهیـش رو میداد
و دزدیده نمیشد
دام، دام، دام، دام
عواقب
چیه، این تقصیر منه؟
،با فلچر چیس آشنا شو سرپرست گروه حفاظتیـم
پسر من. پدر پسره
ناتوان به سفر به ایتالیا بهعلت یک حکم بازداشت
معوقه بهخاطر حمل مواد یا قتل
یادم رفته کدومـش
قربان - ...یا پیغمبر -
تو با مرد جوان دیدار نکردی، کردی، چیس؟
نه، نکردم، ولی شنیدم بچهی خیلی خوبیه
.توی دردسره، بدهی داره ششهزار دلار از من خواست
جالبه. بهش دادید؟
در آخر، نه
و درنتیجه رفت؟
من ازش خواستم بره
آخرینبار کی اون رو دید؟ - فکر میکنم من، قربان -
چیزی بهت گفت؟
صرفاً اشاره کرد که اون و دوستانـش
به مافیا، پول بدهکارن، قربان
ببخشید... مافیا؟
و تو صرفاً، تازه الان به این اشاره میکنی؟
یا پیغمبر، بولیمور؟
خب، من امید داشتم که موقع صبحانه ،به آقای گتی بگمـش
ولی کره یه مشکلی داشت
جدی میگی؟ جدی میگه؟
چیس، هیچ میدونی شرکت نفتی گتی چقدر ارزش داره؟
...ام
نیممیلیون؟ - چهار برابرش کن -
،اگه درگیر مافیا شده باشه
این مطمئناً میتونه وضعیت خیلی بدی باشه
.سوار پرواز بعدی به رُم بشو سر در بیار چه خبره
بله، قربان
پدرتون روی خط یکـه
...آه
سلام، چطوری؟
برادرزادهت توی ایتالیا دزدیده شده
پل کوچولو؟ یا پیغمبر
فکر میکردم توی انگلیس پیش شماست
الان همهمون آسیبپذیریم
چه میزان حفاظتی الان داری؟
هیچی - خب، پس، تو یه ابلهی -
محافظ مسلح واسه خودت و خانوادهت بگیر
بچههات رو فوراً از مدرسه بردار
این میتونه همهمون رو پایین بکِشه
متوجهی؟
No comments yet. Be the first to leave one.