The first 200 lines.
. به سلامتي سال نو
. به سلامتي ساله نو . که از سال پيش بهتر باشه
. آه ! مي دونم که بهتر مي شه
کارلوس " ، اَزت مي خوام که " . مذاکرات رو به يه نتيجه اي برسوني
. " مشکلي نيست ، آقاي " گرين
. مارک " و من ترتيبشو مي ديم "
سلام ، حالت چطوره ، رفيق ؟
حالت چطوره ، کارلوس ؟
. خوبم . خوبم
، خُب ، اه ، مي تونيم ، اه . درباره معامله حرف بزنيم
. البته . دنبالم بياين
پس من ، اه ، فرصت داشتم . که يه تعداديشون رو نگاه کنم
! اوه
طرح پيشنهادي آقي گرين . " يک درخواست نبود ، " نيک
آره ، ولي هرچقدر بخودت زمان . بده که درباره اَش فکر کني
! اه
! اه
... 7 ، 8 ، 9 ، 10
... 3 ، 4 ، 5 ، 6
! 1 ، 2
. سال نو مبارک
پس من اينو امضاء مي کنم و در اَمان خواهم بود ، درسته ؟
، بشرطي که در دادگاه شهادت بدي ، تو در مصونيت کامل خواهي بود
با شناسنامه جديد براي . تو ، همسرت ، و بچه هات
پس " کيمي " چي مي شه ؟
بي خيال بابا ، " مارک " . من که نمي تونم . معشوقه اَتو تحت حفاظتِ شاهدين قرار بدم
، همونطوري هم که به زنم گفتم
. من کيمي رو رها نمي کنم
. اليوت گرين انسان بخشنده اي نيست
. امضاش نکني ، ما وِلت مي کنيم
. يه روزه دَخلت اومده
. به خونه جديدت خوش اومدي
! حرکت کن ! از اينجا برو
! برو ! برو ! برو ! برو
. از پنجره فاصله بگير
چي ؟
. از اون پنجره مي گم فاصله بگير
چي شده مگه ؟ چرا ؟
يه تک تير انداز " مارک مکلاگلين " در حالي که
. تحت بازداشت محافظتي بوده ، کُشته
از افراد پرونده هاي ماست ؟
نه ، نه ، نه . اون جز يکي از پرونده هايي بود که رينولدز
. قبلاً روش کار کرده بود
باشه ، لايتمن ، هيچي نگو ديگه ، باشه ؟
مکلاگلين رفيق رينولدز در
يک مجموعه از جنايات بوده ، درسته ؟
. تو قرا نيست هيچي در اين باره بدوني
. تو اينجا کار مي کني . من همه چيزو مي دونم
يکي مي خواد بمن بگه اينجا چه خبره ؟
رينولدز دو سال به عنوان مامور مخفي
داشته بر عليه سازمان ايليوت . گرين در نيويورک مدرک جمع مي کرده
آره . گرين ، همون يارو تو " وال استريت " ؟ وال استريت : مرکز بانکها و سرمايه داران نيويورک
. آره
. کانگستر ، قاتل ، اخاذ
. مارک شاهد کليدي در پرونده عليه گرين بود
. آره ، حالا اون مُرده
. حالا نوبت رينولدز هستش که شهادت بده
دادستان کل کشور تو راهه . مي خواد . تو رو تحت بازداشت محافظتي قرار بده
. گويا با اين مسئله مشکل داري
آره ، همينطوره . اونا . سابقه خوبي تو اينکار ندارن
تو حاضري زندگيتو بدي دست اينا که بيرون از اينجا زنده نگهت دارن؟
. نه ، اينطور فکر نمي کنم
باشه ، تو کله ات چيه ؟
. دنبالم بيا
سلام ، شما دادستان کل هستين ، درسته ؟
گارت دِنينگ " . مامور رينولدز کجاست ؟ "
. توالته
. اه ، ايشون فاستر هستن
اون چرا اون تويه ؟ . ما الان بايد حرکت کنيم
. خُب ، چون کله شاهد قبليتون ترکيده
و اون اينجا کار مي کنه . دفتر . منه ، پس قوانين من اجرا ميشه
شما داريد پاتون رو از . گليمتون درازتر مي کنيد
حالا ، اون شاهد کليدي . من هستش ، و با من مي آد
، باشه . خُب ، اون شيشه ضد گلوله است
اون دَر تقويت شده است . تا کُد رو . وارد نکنم از اونجا نمي تونه بيرون بياد
. پس شما اونو زنداني کردين
. گروگان
اگر به تقاضاهام رسيدگي . بشه ، آزادش مي کنم
به من دروغ بگو فصل دوم - قسمت ششم : نبود خلوص نيّت
همين حالا مامور رينولدز رو بهم بدين يا اينکه شرکتتون رو توقيف مي کنم
و شما رو به جرم ممانعت . از اجراي قانون متهم مي کنم
اوه ، خوبه ، ولي اينکار باعث . نميشه اون از اونجا بتونه بياد بيرون
، همه سالم بودن رينولدز برامون مهمه
. پس فقط بياين تا روي يه معامله کار کنيم
اوه ، شما ليستي از تقاضا ها داريد ، آره ؟
آره . ساختمون مارو محاصره . کنيد تا مطمئن بشيم که جاش امنه
. امکانش نيست
مارشال هاي دولتي بطور کامل توانايي . محافظت از مامور رينولدز رو دارن
. خيلي از اين بابت مطمئن نيستيد
تنها افرادي که بهشون اعتماد ندارم اون سه . تايي هستن که از مکلاگلين محافظت مي کردن
. فقط اونا مي دونستن که مکلاگلين کجا مي ره
دفتر من در حال بازجويي از اون
. مارشال هاست
، آره . اونا رو در اختيار من بزار
. و بعدش من مي زارم که رينولدز بره . جونش در خطره
ازش بپرسين که به کي اعتماد داره که جونش در اختيارش بزاره ، شما يا ما ؟
شما ها تنها کساني بودين که . از آدرس خونه امن خبر داشتين
. يکي از شماها شاهدتون رو لو داده
. امکان نداره
... اگر يه آدم کثيف تو تيم من بود
همه اونا وقتي اسم اليوت گرين رو . مي شنون ، از خودشون ترس نشون مي دن
اين آدم چيکار کرده ؟
. اون يه دلال وال استريت بود
اگر که " هدج فوند " دنبال ، اطلاعات داخلي شرکتي بود
آدم هاي گرين دست به هرکاري مي . زدن تا اون اطلاعات رو بدست بيارن
معمولاً دست به چه کارهايي مي زدن ؟
، رشوه ، آدم ربايي
. شکنجه ، قتل
هويت ما حتي از همديگه
. مخفي نگه داشته مي شد
کدوم يکي از شما به گرين خبر داد ؟
مارشال هاي ايالتي . خائنين رو استخدام نمي کنه
. اه ، يه لحظه
مي شه چند لحظه وقتتون رو بمن بدين ؟
باشه ، اين آقايي که اينجاست
، از دفتر دادستاني کشور اومده
و وظيفه اش اينه اوني که بين شما باعث
. کشته شده مکلاگلين شده رو زنداني کنه
. باشه ، خوبه ، شما دوتا ، باشه ، برين
. بيرون . بريد
. مي خوام با تو حرف بزنم
من چيکار کردم ؟
خُب ، اون دوتا ديگه ترسيدن نکنه با کسي که
. با گرين در ارتباطه ، کار کرده باشن
فقط تو زماني که تهديد به زنداني شدن شدي
. از خودت ترسِ بيشتر نشون دادي
خُب گرين چيکار کرده ؟ بهت پول داده ؟
خانواده اَتو رو تهديد کرد ؟
. نه
. يه چيزه ديگه است
چيه ، تو فقط مکلاگلين خوشت نمي اومد ؟
، مارک يه جنايتکار نفرت انگيز و پست بود
. ولي نمي خواستم بميره
. هي
چشتون بهش باشه ، باشه ؟
منظورش چي بود ؟ از مارشال سوال کنيم
يا منتظر باشيم تا لايتمن برگرده ؟
. همم . نمي دونم
. امّا مطمئنم يه جور آزمايشه
بالا خره کاه اين يارو بوده يا نه ؟
، اه ، حالا که مکلاگلين مرده چه چيزه بيشتري مي تونيد بهم بگيد ؟
. خُب ، مرگش يه فاجعه بود
من بايد کل داد خواستم . رو دوباره تنظيم کنم
و بدون رينولدز ، من . هيچ کاري نمي تونم بکنم
صداش همون چيزي رو که تو صورتش مي بيني ، نشون مي ده ؟
خب در گام آواييش يک تغيير واضح وقتي که
به مرگ مکلاگلين اشاره . مي کنه ، ديده ميشه
شما اونو به کُشتن دادين ؟
. مضخرفه . اون شاهد کليدي من بود
آره ، ولي اون درست قبل از اينکه کشته
بشه ، با شما جلسه داشت ، درسته ؟
شما زمان و محل دقيق حرکتش رو مي دونستيد ؟
خُب ، البته که اينطوره ، خيره . سرم من معاون دادستان کل هستم
. ولي بازم خوشحاليد که مُرده
اوه ، منطقي بنظر مي رشه . اون ، يه گزارش بازداشت طولاني داشت
و فقط چون خِرشو چسبيده بودين . حاضر بود که باهتون معامله کنه
، منظورم اينه که اگر من بودم
بيشتر ترجيح مي دادم از يه مامور . بعنوان شاهد استفاده کنم F.B.I
شما مکلاگلين رو کشتين ؟
شما ها مواد مصرف کردين ؟
شما اصلاً خبر نداشتين که قراره به قتل برسه ؟
. اصلاً خبر نداشتم
. اين حقيقت بود
. ممنون . حالا برگردين سروقت اون مارشال
اون کاره اي نيست . من بيشتر برام مهمه
. با اوني که دستور شليک رو داده حرف بزنم
مي خوايد که من شما رو ببرم پيش اليوت گرين ؟
. آره . دقيقاً
. البته اگر حقيقت رو مي خوايد
اين بهتون مي گه که من آنفونزاي خوکي گرفتم يا نه ؟
. نه . نه
اين پيش شرط لازم براي . جستجوي سوراخ بدن هستش
. شوخي کردم
. شوخي کردم ، آقاي گرين
خُب ، امروز حالتون چطوره ؟
. فکر کنم خوب باشم
چيه ، فقط خوبيد ؟
هروز اين اتفاق نمي افته که شاهد
کليدي در پرونده عليه تون کشته بشه ، نه ؟
تو کي هستي ؟
من دوست شاهدي هستم که قراره
. تو رو پشت ميله هاي زندان نگه داره
. البته يه دکتر هم هستم
. و تو مستحق داشتن يه وکيل هستي
. لازم ندارم
بهم گو چطوري تونستي مکلاگلين رو پيدا کني ؟
به يکي از مارشال ها رشوه دادي ؟
تهديدش کردي ؟
پس به يکي از مقامات بالاتر دسترسي داشتي ؟
. نه ، اونم نيست
بامزه است ، نه ؟
يه مرد کشته بشه ، امروز . يک جرم ديگه اضافه مي شه
. با مزه است
به دوستت بگو که من مطمئنم
. تو دادگاه تبرئه ميشم
اعتقاد داري که اينطور ميشه ، نه ؟
. مي چيزي واسه ترسيدن ندارم
تو فکر مي کني مي توني دوست منو بکشي ؟
دوستت کيه ؟
مردي که من بنام کارلوس مي شناسم ؟ بنجامين رينولدز ، درسته ؟
No comments yet. Be the first to leave one.