The first 200 lines.
ما برای جنگ اینجا نیستیم
ما دشمنتون نیستیم
...آنچه در «ملت زامبی» گذشت
به هر حال راز بزرگ این بیسکویت ها چیه؟
هیچکس دوست نداره در مورد این واقعیت که
اونا حاوی مغز انسان هستن صحبت کنه
خُب اونا مغزا رو از کجا گیر میارن؟
ماده مخفیش باید توی آرد باشه
رئیس گفت دانشی که دنبالش میگردید توی گذشته دفن شده
ولی مراقب باشید، چون توسط شیاطینی با پنجه های تیز محافظت میشه
توی گذشته دفن شده؟
چه معنی میتونه داشته باشه؟
اِمم، اون قسمتشم شنیدی که درمورد شیاطینی با پنجه های تیز صحبت میکرد؟
این غیر قابل قبوله
من به این سخنگوهای کثافت اهمیتی نمیدم
مدام در حال کار نگرشون دارید
تو
یالا
میخوام این بُشکه ها تا قبل از شب پُر بشن
هی
هی
هی، منو باش
ببین
به پارتی خوش اومدی
برشدار
یالا، برشدار، سخنگو
لعنتی، این چیزا هر دقیقه مزخرفتر میشن
تکون بخور
برشدار، سخنگو
این محل باید یک هفته پیش تمیز میشد
بندازش توی بُکشه
بزار این یه هشدار باشه
الان برگردید سر کارتون
با همتونم
چیه؟
یکی دیگه هم داریم؟
تفنگا روو زمین - شنیدیت که چی گفت -
همشون
خیله خُب، آروم، آروم باش، آروم باش
ببین، همه چی روبه راهه
اُوه، ما تا روبه راه بودن خیلی فاصله داریم
تو الان به دوستم شلیک کردی
اون از قبل مُرده بود من فقط راحتش کردم
نه، تو درد رو به اشخاص تحمیل میکنی
چطور جرأت میکنی
تو بهتر از ما نیستی
الان دارم به وضوح میبینم
قلبت هنوز میتپه، ولی خُب که چی؟
شما خون ریز ها این دنیا رو نابود کردید
تو حق زندگیتو از دست دادی
حالا نوبت ماس
سخنگوها بپا خیزید
به من گوش کنید
زمان ما رسیده
آزادی اینجاست
آزادی برای همهی ما
ما دیگه مورد ستم قرار نمیگیریم یا سوء استفاده یا نمیمیریم
ما درمورد زنده موندن یا مُردنمون
تصمیم میگیریم
آره
برادران، خواهران
سخنگوها
به من ملحق بشید
ما دیگر برده زندگی نخواهیم بود
الان زمان ماست
ما آزاد خواهیم بود
الان
و ما سخنگوها دیگران رو از بردگی در این معدن آزاد میکنیم
به هر وسیله لازمه اونها رو به روشنایی میکِشونیم
اگر با هم باشیم چیزی برای ترس وجود نداره
آتش
آتش، لعنت بهش
آمرزشم باد
« مترجم : سجاد بیرانوند » Telegram: @Sajjad_SJJB تاریخ ترجمه : 1397/09/17
یکی دیگه از اون ماشینای بازیافتی
بعضیها طوری بنزین میسوزونن انگانی آخرالزمانی وجود نداره
آره، چی توی اون جعبه بود؟
هرچی که بود، شرط میبندم داره میره سمت آلترا
فکر کنم حق با تو باشه
ولی اون از کجا اومده؟
وارن؟
دانش در زیر گذشته دفن شده
که توسط شیاطینی با پنجه های تیز محافظت میشه
پیشگویی اجدادشون؟
ارزش بررسی رو داره
ساکت بمونید
آروم ادامه بدید
خُب، عالیه حداقل پیش هم هستیم
بازیافتی آمریکای شمالی
کاملاً مشغول به کاره
آلترا
الان دیگه چه ربطی بشون داره؟
سخنگوها اونجان
سخنگوها؟
دارن چکار میکنن؟
در حال سپوری کردنن
چیزای برقی
گوشی ها، لپ تاپ ها
نه، اونا دارن چیزایی استخراج میکنن
اخطار، مواد خطرناک
البته
چرا هرگز علائمی نیست که حرفای خوب بزنه؟
مثل، بچه بزغاله ها، از این طرف
باید درمورد این چیزا نگران باشیم؟
توی آخرالزمانیم
هرچی که نمیکُشتت، قوی ترت میکنه
خُب، پس من سوپرمنم
میخوای موقعیت بگیرم؟
خوب که برگشتی، خوشکل پسر
ولی قبلش باید بفهمیم چی داره میگذره
قبل از اینکه به مردم شلیک کنیم
باید تقسیم بشیم
تو و داک بفهمید کجا اون کامیون ها رو بارگیری میکنن
ما هم میریم معدنچی ها رو بررسی میکنیم
زیاد طول نکشید
چی شد؟
لعنتی، یه چیزی اینجا مکیدهش داخل
وحشتناکه، درسته؟
آره، وحشتناکه
بریم اون کامیون ها رو پیدا کنیم
یالا
بیشتر از این، سریعتر
یالا دیگه
تکون بخور
بیشتر
ببین
این یا این؟
یالا
اُوه، خدای من
بی ارزش، اگه بیسکویت داشتم
اینجا رو 24ساعته جارو میزدم
ولی نه
شما باید سریعتر گام بردارید
هنلی کجاس؟
این یا این
واسه اون زمان به اندازه کافی هست
این سخنگوها حسابی از دست رفتن
بدون بیسکویت
شاید چیزای سمی این اطراف
چیزیه که اونا رو از تبدیل شدن بازداشته
هی
اونجا رو باش
نرید اون پایین
فلز زنده هست
برگرد سر کار
نه، امن نیست
اُوه، تو یه سخنگوی وراج هستی، ها؟
یالا، برگرد سر کارت
دید اون سخنگو چطور حرف میزد؟
مثل کسی بود که سطل آب یخ روش ریخته باشن
هرچی که دارن استخراج میکنن روی سخنگوها اثر گذاشته
ماده تشکیل دهنده مخفی؟
باید دستمون به هرچی که توی اون بشکه هست برسه
فقط سه تا از اونا اونجاس
یه فکری دارم
بیا
پوششم بده
جورج
هی
ممنونم
اونجا داری چکار میکنی؟
هاه؟
باید بُشکه ها رو پُر کنید، برو
وارن
آتش بس، آتش بس
،اون سخنگوها رو برگردون سر کارشون
بعد میتونیم از این جهنم بزنیم بیرون
وارن؟
وارن؟
اُوه، نه
خدا لعنتم کنه
...این دیگه چیـ
هرچی که دارن ازش محافظت میکنن باید چیز مهمی باشه
داک؟
یه روزی بچه، این چیزیه که ازمون باقی میمونه
کوه ها پُر از زباله و اقیانوس پُر از پلاستیک میشه
خُب هممون میمیریم، کی اهمیت میده؟
آره، درسته
اینجا بیشتر از اون آشغالا هست
یه مرد آشغال جمع میکنه اون مرد گنج پیدا میکنه
آره، نه، فکر کنم درستش این نبود
وایسا، وایسا، بمون، بمون
اونا با همه اینا چکار میکنن؟
کی میدونه
اینا رو ذوب میکنن؟
اون دیگه چه کوفتی بود؟ نقره بود؟
فکر نمیکنم اونقدرا باید مراقب نقره بود
هرچی که هست، اونا ازش میترسن
،اون نظامی های حروم زاده احتمالاً سخنگوهای بیشتری رو میکُشن
چی شد؟ چیزی رو فشار دادی؟
اُوه
خُب، اونا چیزی رو میدونن که ما نمیدونیم، زود باش، بیا تقسیم بشیم
وارن؟
وارن؟
هی
اون بالا چکار میکنی؟
از اونجا بیا پایین
تکون بخور یا بهت آمرزش میدم
یه تونل ویژه برات دارم
این یکی رو هم بفرست اون پایین
No comments yet. Be the first to leave one.