The first 200 lines.
K.zahra
آیوفیلم تقدیم میکند
ها؟
دیگه چی شد؟
بانو کوبایاشی، جناب اندو
لیرنا؟
کوون بود، کوون خواهرت رو دزدید
کار کوونه؟
فکر میکنم اون رو دزدیده تا جسم ایو باشه
جسم برای روح ایو؟
خواهرم کجاست؟
و کوون؟
هر دوتون رو مورد لطف الهی خودم قرار دادم
صداش از بالا اومد پایین
مستقیم وارد ذهنمون شد
حتما برای سیگ و بقیه هم همینطور بوده
بانو کوبایاشی و جناب اندو بهتون میگم کجا میتونین خواهرتون رو پیدا کنین
چی؟ میتونی بهمون بگی؟
با اندازهی گیری دنیای شما ۱۲۲۲متر به سمت شمال
بازم دارن میرن سمت شمال
طرف یه ساختمون بزرگ
..اینجا
چی؟
دانشگاه واکابایاما
صبر کن ببینم اون دانشگاه
!خواهرت و کریس کوونه
وقتی برین پیش کوون، روحش رو از بدنی که تسخیر کرده جدا میکنم و با خودم برمیگردونم
کوون چرا چییونو رو گرفته؟
فکر کنم چون فهمیده به عنوان یه الهه تناسخ پیدا کردم، از سر ناچاری این کار کرده
سر ناچاری؟
آره، اخلاقش همیشه همینطوریه
طبق احساسش عمل میکنی و به عواقبش فکر نمیکنه، خیلی احمق
حتی با استاندارد ادمها، این کار اشتباه
کوون خیلی نزدیک
اونجا
ها؟
گلخونه؟
ببین، یه چیزی اون تو
چیه؟
فکر میکنی اونان؟
دیگه خیلی نمونده
بیا این کار نکنیم کوون
ساکت
اما آدم دزدی جرم سنگینیه
چرا یه خدا مثل من، باید به جرم و جنایت ادمها اهمیت بده؟
...کوون، من
آبجی
پس اومدی
تو از همه بدتری چرا یه خدا باید خواهر من رو بدزده؟
اما دیگه کارت تموم
لیرنا
بسپرش به من
بانو لیرنا؟
دیگه نمیتونم اونا رو ببینم
چی؟
منظورت چیه؟
کوون کاری کرد؟
انگار یه مانع درست کرده
مانع؟
جناب اندو...بانو کوبایاشی
لیرنا؟
چی شده لیرنا؟
چیزی نمیشنوم
اره، چی شد؟
چون میخواست سر راه من قرار بگیره جلوش رو گرفتم
جلوش رو گرفتی؟
یه جورایی مانع درست کردم
چی؟
کار راحتی بود، هرچی باشه من یه خدام
داری وقتت رو تلف میکنی مجیکو به بهترین حالت ممکن تموم شد
،اره درسته. دختری که میخواستی بیاری اینجا فینه، عاشق بال و باهاش رابطه داره
باشه، که چی؟
منظورت چیه؟
نمیتونم تکون بخورم
خب، شیهونو کوبایاشی میبینم که قلب تو هم تاریکه
مثل قلب من پر از حسودیه
که اینطور به خواهرت حسودی میکنی
اشتباه میکنی
زود باش اعتراف کن
چیزی که هستی رو قبول کن، اینجوری حس بهتری پیدا میکنی
باورم نمیشه کوون توانایی همچین کاری رو داشته باشه
بانو لیرنا خواهشا هر چه زودتر مانع رو بردارین
البته
اما چطوری؟
لطفا آروم باشین
من هیچ وقت مستقیم با بانو کوبایاشی و جناب اندو صحبت نکردم
اما میدونم که صدای اونها من رو نجات داد
زود باش لیزلوت تسلیم جادوگر یور نشو
لیز تان، قوی باش
صداشون خیلی مهربون و دلنشین بود
حالا که هردوشون تو خطرن
دوست دارم بهشون کمک کنم
اما فقط میتونم دعا کنم
..لیز
اعتراف کن شیهونو کوبایاشی
به زشتی توی قلب اعتراف کن
قلبم؟
چرا این بلا رو سر کوبایاشی میاری؟
خب اون میتونه با دنیای دیگه ارتباط برقرار کنه
تصمیم گرفتم که اون کاری رو بکنه که من میخوام
اره اینجوری ایو رو میگیرم و به این دنیا میارم
و این بار حتما
کاری میکنم ایو مال من بشه
...اون زنی که شما دوتا رو آورد پیش من
یه احمق مگه نه؟
این کار از سر ناچاری نبود نقشهاش همین بود
حسودی؟ به خواهرم؟
...شاید من
!کوبایاشی، کوبایاشی
از بچگی خواهرم خوشگل و جذاب بود
و همه عاشقش میشدن
مطمئنم اندو هم همینه
اون روز به نظر میومد خیلی بهشون خوش میگذره
مثل یه زوج خوب
من خوب نیستم، قلبم تاریک و زشته
درسته، اعتراف کن. تو هم مثل منی
...قلب من
..و کوون
!اصلا شبیه هم نیستن
چی؟
ها؟
!اون صدا
!اصلا شبیه هم نیستن
ها؟
هیچ دلیلی نداره به این چرت و پرتا
گوش کنی
لی...ز
لیز تان؟
چی؟
کوبایاشی؟
..اندو! لیز تان
صدای لیز تان رو شنیدی نه؟
اره، اما چرا؟
لیز تان؟ لیز تان؟
من اینجام
ها؟
چی؟
اسم من لیزلوت ریفنشتال، لطفا لیز صدام کنین
این عروسک؟
صداهای مهربون و دلنشینی که توی خواب شنیدم
لیز؟ خوبی لیز؟
..لیز ساما
راستش به نظر خوابه
...داشت دعا میکرد که
!لیز
یه دفعه خوابش رفت
اما چرا؟
شاید بخشی از روحش تو دنیای بانو کوبایاشیه؟
تو دنیای بانو کوبایاشی؟
اره
ما شاهد یه معجزه هستیم
داشتم برای سلامتیتون دعا میکردم که یه دفعه فهمیدم توی این عروسکم
لیز تان! داریم برای اولین بار باهم مستقیم حرف میزنیم، خیلی خوش حالم
منم همینطور
راستش خودم این عروسک رو درست کردم
تو بازار چیزی نبود اما من دلم میخواست همیشه با لیز تان باشم
دستی؟ خودت این رو درست کردی؟
!چه قدر با استعدادی کوبایاشی
باعث افتخارم
انقدر زحمت کشیدی تا یه عروسک از من داشته باشی
..لیز تان
ببخشید
ها؟
اون رو یادم رفته بود
..کوون
منظورت از ببخشید چیه پست فطرت؟
پست فطرت؟
!میدونی که من خدام
!خدا باشی یا نباشی پستی
واقعا که خدای پستی هستی سعی کردی از عدم اطمینان یه آدم استفاده کنی تا کنترلش کنی
واو
ساکت
نه، من ساکت نمیشم
تصمیم گرفتم از این به بعد همیشه حرفم رو بزنم
جناب اندو شما هم باید همین کار بکنی
من؟
بله عدم اطمینان بانو کوبایاشی بیشتر به خاطر تو
ها؟
من بخشی از دلیلشم؟
من نجات پیدا کردم چون سیگ به احساساتش عمل کرد
میخوام این رو بدونی و باور کنی
دوستت دارم
جناب اندو، ازتون میخوام شما هم همین کار بکنین
ها؟ خب
..من
بیا مطمئن بشیم لیز تان یه پایان شاد داشته باشه
با قدرت گزارشگری و تحلیل کردن
اندو؟
..شیهونو کوبایاشی، من
عاشق تو هستم
ها؟
وقتی من بیسبال رو از دست دادم تو نجاتم دادی
از همون وقتی که تصمیم گرفتم عضو کلاب رسانه بشم همیشه و همیشه و همیشه عاشقت بودم
منم همینطور اندو، دوستت دارم
ممنون
نه، من از تو ممنونم
پس میخوای با من قرار بزاری؟
اره میخوام
!اره
ببخشین؟؟
No comments yet. Be the first to leave one.