The first 200 lines.
!تقديم به پارسي زبانان جهان
مامان داري چيکار ميکني؟
!!!سعي ميکنم که مامان بزرگ نشم
،"ببخشيد خانوم "مکنزي
،فقط موضوع اينه که بعضي وقتا که به جون نگاه ميکنم
!خيلي سخته که بوسش نکنم
!آه،چه قدر قشنگ
،خُب،دفعه بعدي که همچين حسي داشتي
...اينو به ياد بيار
هي "ريبا" کجا داري ميري؟
اوه،"جافري" برام يک قرار ملاقات با آقاي "بيتا" گذاشته
.توي شرکت ضبط
فوق العادست.بالاخره قراره با اين يارو ملاقات کني؟
.خُب،اين واقعا يک قرار ملاقات نيست
.حتي نميرم که آقاي "بيتا" رو ببينم
...ولي الان گفتي که - ...ميدونم.موضوع اينه -
.جافري" يک قرار ملاقات گذاشته"
.من ميرم اونجا ولي آقاي "بيتا" کنسلش ميکنه
!بعدش من و "جافري" ميريم غذا بخوريم
ميدوني،فکر ميکنم که بعضي وقت ها اون اين ملاقات ها رو ميذاره
!تا مجبور نشه پول ناهارشو بده
گوش کن،ميشه برام ساندويچ کلاب بياري
با يکم سالاد کلم؟
.ريبا"،بايد قرار بذاريم"
نه،نه.اگر اين يک حقست تا
،اون پول ناهارتو بده
!تا الان دو تا آدم پيش خودش داره
!اوه،و روي اون ساندويچ نون وسطي رو بردار
دهن کي واقعا آن قدر گندست که بتونه اونو بخوره؟
.کيم" داشتم الان ميرفتم" ميشه بعدا صحبت کنيم؟
.اوه حتماً.منظورم اينه که زندگيم داره کاملاً از هم ميپاشه
،و،ميدوني !تو کاملا مسئولشي
.ولي آره،ميتوني بري
!باشه خداحافظ !"ريبا"
اين اظطراريه
چيه؟
!جون" تو "سيج" منو اغفال کرده"
اون "سيج" رو با ورد خوندن جادو کرده،باشه؟
اون قراره پا روي جا پاي "لزلي"بذاره
"و بره به "استاندفورد
ولي الان ميگه اصلا نميخواد اين کارو بکنه
.چون که نميخواد "جون" رو ترک کنه
.سيج" براي يک سال و نيم ديگه فارغ التحصيل نميشه"
و من مطمئنم که تا اون موقع
!اين عشق توله سگي رومانتيک از بين ميره
.تو درک نميکني
،لزلي" براي ماموريت کاري بيرون شهر بوده"
و اون برميگرده و ميفهمه وقتي که
."من بايد مراقب "سيج" باشم اون ديگه نميره به "استانفورد
!و اون وقت يک ماشين "بنتلي" گرون خريدم
!اوه،خُب، اونکه تقصير من نيست
.چراهست !وقتي که ناراحت ميشم خريد ميکنم
× توي نورآفتاب غوطه ور ميشم × Translated By $hervinix & Kiske
× لا.لا.لا.لا.زندگي خوب و شيرينه.× Malibu Country S01E17 New Plans
،"سلام،"جافري .من براي جلسه ملاقات اومدم
خُب کجا ميخواي بري غذا بخوري؟
.من داشتم به خوردن سوشي فکر ميکردم
!وقتي رو دوست دارم که تو از در مياي توي اون رستوران و سرت جيغ ميکشن
ترجمه نشده -
.اوه،امروز نميريم غذا بخوريم
چي؟
!درواقع آقاي "بيتا" قراره باهات ملاقات داشته باشه
چي؟منظورت چيه،اونميخواد منو ببينه؟
!من براي ملاقات با يک شخص مهم لباس درست حصابي نپوشيدم
!فکر ميکردم که قراره با تـــو ناهار بخورم
!خيلي ممنونم واقعاً .من هميشه براي تو لباس خوب ميپوشم
!تو براي همه لباس خوب ميپوشي
ميخواي بدوني چرا؟ - چرا؟ -
!من خوشتيپم
،"جافري"
!من براي قرار ساعت 11 و نيمم حاضرم
.باشه نوبت توئه .توقرار ملاقات 11 و نيمشي
.باشه،يالا بيا درستت کنم - .باشه-
.باشه- چي فکر ميکني؟ -
.خيلي راه ها براي انجامش هست
!اوه
.باشه
."پس،آقاي "بيتا
ريبا"،چي انقدر طول کشيد تا ما همديگه رو ببينيم؟"
مگه شما نبودي؟
.بيا به هم انگشت اشاره نشون نديم
.من مدت زيادي منتظر بودم تا باهات ملاقات کنم
.پس بيا بگيريم بشينيم - .اوه باشه -
ميدوني،به عنوان يک هنرمند،تو يک چيزي خاص داري
.چيزي که من بهش نياز دارم
اوه،واقعا؟ اون چيه؟
خُب،بقيه هنرمنداي زير دست من خطرناکن
.و توي لبه پرتگاه اند و جوون و علاقمندن
!تو برعکس اونايي
!الان بايد تشکر کنم؟
!خواهش ميکنم
.ببين تو بيشتر از همه معمولي اي
.تو وسط آمريکايي .اون خيلي خوبه
نظرت در مورد نوشتن آهنگ هاي زنگي چيه؟
نويسنده آهنگ هاي زنگي؟
.ببخشيد.گيج شدم
.براي روشن کردنتون
ريبا"،ميدوني که چيه اين آهنگ هاي طلايي معني داره؟"
بيشتر از نيم مليون فروششون؟
،نه،اون قبلا براي صنعت ضبط آهنگ بکار ميرفت
!که الان جاش ته توالته .ما يک صنعت جاري جديد ميخوايم
و نوشتن آهنگ هاي زنگي يکي از اوناست؟ - !تو خيلي باهوشي -
...مرسي.ولي من .من يک آهنگ نويسم
!خُب،آهنگ زنگي هم يک نوعي از تکه بزرگي از يک آهنگه
،پس تو يک آهنگ مينويسي ،يک تيکه از اون چيز بزرگه بهش اضافه ميکني
!بعد يک آهنگ تند زنگي به دست مياد
ازتون تشکر ميکنم که در مورد من که دارم
،با يک توده هنگ کار ميکنم فکر کرديد
.ولي قلب من واقعا فقط عاشق يک آهنگ معموليه
!خُب من يک جاي بهتري رو براي قلبت ميشناسم
.توي بانک که با پول محاصره شده
.و من اون رو هم تحسين ميکنم
.ولي ماده نيستم که رويام رو ول کنم
.ريبا" به خاطر خدا.من هيچوقت ازت نخواستم که روياهاتو ول من"
،ببين،تو اين کارو بکن ،يک صنعت جاري جديد بيار
،و بعد تو واردش ميشي
.و من به هر چي آهنگ که بخواي گوش ميدم
.خُب،اين عاليه من يک عالمه آهنگ نوشتم
.نه،نه،نه،نه .الان که نه
.اول کار منو بکن
ببخشيد؟
.به من باور داشته باش .به ما باور داشته باش
،باشه.خُب من بايد هنرمو يک جايي بريزم بيرون
.پس باشه.انجامش ميدم
...و اگر تو اين کارو واقعا انجام بدي و به خوبي هم انجامش بدي
خُب؟
!باز هم اون وقت ميتوي انجامش بدي
.اين نوشابه انرژيزا "راکت"ئه
...و اونا ميخوان که يک نمونه جديد جذب کنن
.طرفداراي "ناسکار"،مردم معمولي #يک شرکت مسابقات ماشين راني#
ميدوني،مردمي که نياز دارن سريع با ماشين بري دنبالشون
بعد از يک روز سختتوي کوه و کمر
!که مواظب سويا هاشون ذرتاشون و هر چيز ديگه اي اند
."به "راکت" سلامکن،"ريبا !درواقع بخونش
#"سلام "راکت#
.آره.يک چيزي مثل اون
!فقط خيلي بهتر
!آهنگ زنگي "راکت"،نسخه اول
.نوشابه انرژيزاي "راکت" همراه با جينسينگ
?"نوشابه انرژي زاي "راکت?
?حلا با جينسينگ?
.آره
.خُب،تو هميشه اولين پنکيکتو ميريزي دور #اصطلاح که يعني اولين دستاوردوکهخراب ميشه ميريزم بيرون#
.خُب ما اينجاييم
.آره.ما اينجاييم
.مرسي که تا خونه باهام راه اومدي مياي تو؟
آه،خُب،مامانت اينجاست؟
چرا نمياي تو تا بفهمي؟
."سلام،خانوم "مکنزي .الان داشتم ميرفتم
تا پنج دقيقه ديگه بهم اس ام اس ميکني و
که کي ميتونيم بريم اسکايپ؟
.اين طولاني ترين 5 دقيقه توي تمام عمرم ميشه
.اين طولاني ترين 5 دقيقه توي تمام عمر مـــن ميشه
!!اينم طولاني ترين 5 دقيقه زندگي مــــن بود
."خداحافظ "سيج
خُب قدم زدنتون رو ساحل چه طور پيش رفت؟
!رمانتيک بود ،عين قدم زدن رو هوا بود
البته تا وقتي که ما پامون رفت روي يک کيف که نصف .چيزبرگراي توش خورده شده بودن
.من روي کفشام پنير چدار ريخت
.ولي هنوز هم رويايي و جادويي بود
.تحسينت ميکنم که "سيج" رو دوست داري عسلم
!عاشقشم
،آره،ولي بعضي وقت ها دوست داشتن خيلي حسش شبيه عشقه
.به خصوص وقتي آدم جوونه
!نه.اين يک عشقه مثل عشق رومئو و جوليت
!آره،فقط يادت بيار که چيجوري تموم شد #همون جور که ميدونيد هر دوشون مردند#
،ببين،موضوع اينه که وقتي که واقعا عاشق کسي هستي
.هميشه براش بهترينا رو ميخواي
داري چي ميگي؟
،"خُب،اگر روياي "سيج" اينه که بره به "استانفورد
!پس نبايد واقعا مانعش بشي
.اون روياي خودش نيست .اون آرزوي پدرشه
.سيج" ميخواد خواننده بشه"
يک خواننده؟ - .آره -
.و تو بايد خوندنشو بشنوي
،خُب اگر يادت باشه
،يک چند ماه پيش تو هم ميخواستي خواننده بشي
.ولي ولش کردي .پس اونو همين کارو ميکنه
.ولي من فقط عالي بودم
!اون خارق العادست
،امشب،وقتي روي ساحل قدم ميزديم
.اون اين آهنگو که در مورد من نوشته بود خوند
،خيلي قشنگ بود .من گريه کردم
.اون ريتم "جون" رو به "مون(ماه)" ربط داد
منظورم اينه که اون چيجوري به اينا رسيده؟
.آره،اون واضحا يک شاعره
.خوشحالم که يک لحظه زيبا داشتي
.ولي شما دو تا جوونيد
.و شما نميتونيد يک آينده رو بر اساس ... برنامه ريزي کنيد
.وقت اسکايپ کردن با "سيج"ئه .خيلي دلم براش تنگ شده
!خيلي اتفاقا توي 3 دقيقه افتاد
.باشه !ايده اي در مورد "راکت" شماره دوم
راکتو بذار ?
توي جيبت?
!آه.به نظر اون اشتباه مياد
?
من?
!هيچي تو ذهنم ندارم
!اووه
."يالا،"راکت
No comments yet. Be the first to leave one.