Revolutionary Sisters

Revolutionary Sisters (오케이 광자매)

Download Farsi Persian Subtitle

Specials

Release info

Revolutionary Sisters E43 Sarah First Sub
A Commentary by sara_firstsub
Tele:@Sarah_FirstSub

Tags

TS
Published on: 2021-08-28
Downloads: 27
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫‫‫‫‫‫ ....:::::::: Sarah_FirstSub@ ::::::::.... ‫ ::::: تـقـدیم می کنـد ::::: ‫‫‫

‫(قسمت 43)

‫خیلی وقته منتظرم.

اول بیاید از نزدیک ببینید بعد تصمیم بگیرید

‫بله، بله موقعیت مکانیم؟

‫سلام ، سفارش غذا هم میگیریم.

ما رو فراموش نکنید

‫میتونید باهامون تماس بگیرید و غذای گرم سفارش بدید.

‫- منو روزانه تغییر میکنه. ‫- بله

‫یه لحظـه . . .

بله؟

میخواین غذا سفارش بدید؟

‫ما یه کارخونه داریم که ...

حدود 50 تا کارمند داره

میخواین غذا سفارش بدید؟

‫غذا که نه. ‫میخواستم بپرسم. . .

میتونید برای کارگرایِ شبانه ـمون آشپزی کنید؟

آشپزخونه ـمون کاملاً مجهزه و یه کارمند برای کمک بهتون اونجا هست

‫من یه بار غذاتونُ امتحان کردم طعمشُ دوست داشتم

حالا میخواین باهامون همکاری کنید؟

‫بله حتماً کِی کارمُ شروع کنم؟

نیـوفـتی

اینا رو از جـجـو آوردم

میتونی با همکارات تقسیم کنی

ممنونم اوپـا مطمئنم خوششون میاد

خوش گذشت؟

‫تمام مدت به تو فکر می کردم

من رفتم

همین؟

‫گفتی ‫به توله سگِ زن داداشم حسادت می کنی.

توام یکیشُ داری

من رفتم

بریم

قربان، چرا داره میخنده؟

من چـه میدونم

‫صبر کن ببینم اون هان یه سول نیست؟

اونجا چیکار میکنه؟

‫نمیشه بهم تخفیف بدی؟

اگه دستِ خودم بود رایگان میدادم

اما پول احتیاجم

میتونی 50 تا بدی

‫متشکرم.

الان پرداخت میکنم

‫هان یه سول!

قربان

چیکار میکنی؟

مثل اینکه وسایلشُ حراج کرده

بعد از اینکه ‫پدرش سکته کرد تحت عمل جراحی قرار گرفت

باید هزینه های بیمارستانُ پرداخت کنه

اینهمه سال زحمت کشیدی که خواننده شی

‫چطور میتونی سازهاتُ بفروشی؟

‫احتمالاً ارزش چندانی هم نداره

اینکارُ نکن

‫بله، ممنونم! ممنونم !

‫شرمنده ، ‫اینا فروشی نیست

شرمنده

چی شده دم به دقیقه دستشویی میری؟

چند بارم نصفه شب دیدمت

‫خُب...

نکنه بی اختیاری داری؟

‫البته که نه. برای اینکار خیلی جوونم

مگه به سنُ ساله؟ ممکنه برایِ هر کسی اتفاق بیوفته

بهتره خودتُ به یه دکتر نشون بدی

برو ببین دردت چیه

نمیخوام واسه پسرم دردسر درست کنی

هیچوقت اینکارُ نمیکنم

سالهای سال عمر میکنم

باید از بچه ها مراقبت کنم

‫بـچـه هـا ؟ ! !

منظورم برکته

عجیب غریب شدی

هرچی میگم نیشت تا بنا گوشت بازه

نکنه شانس بهت رو کرده؟

دارم سعیمُ میکنم

برای همینه که مثبت فکر میکنم و حرفای قشنگ میزنم

از شما هم ممنونم

تو یه چشم بهم زدن صبحانه رو آماده میکنم

‫چی به سرش اومده؟

این پولُ از کجا آوردی؟

باید همینجا ولم میکردیُ میرفتی

اونوقت قطره قطره اشک میریختیُ نفرینم میکردی

‫پُشت بندشم میگفتی : ‫"بیا و بچه بزرگ کن"

کارایِ ترخیصُ کردی؟

‫بریم خونه ی من

چرا خونه ی تو وقتی خودم خونه زندگی دارم

لجبازی نکن هرچی میگه قبول کن

‫فراموشش کن برو یه تاکسی بگیر

چول سو، نمیخوام بونگ جا ازم مراقبت کنه

اونم با این اوضاعُ احوال

هرچی باشه مـَردم غرور دارم

نمیخوام منُ اینجوری ببینه

!نمیاد؟

بهتره بگیم نمیتونه بیاد

نمیخواد تو با این وضعیت ببینیش

میخواد تا جاییکه بشه خودش کاراشُ انجام بده

مزاحمم ، نه؟

بهتره بذاری بری

به خاطر مامانم که شده نمیتونم ولت کنم

‫"یه سول آ ..."

‫میدونم چی بهت گفته

‫اما اگه بخوای میتونی ول کنی بری.

بچه ی خـَلـَفی هستی

واسه همینه که مادرت ازت خواسته که مراقبم باشی

حتماً پول زیادی خرج کردی

گفتم که خانومم کمکم کرد

‫تازه ازدواج کردی

همش باعث دردسرتم

حتماً پیش زنت کوچیک شدی

هیچوقت این اتفاق نمیوفته ‫تو که منُ میشناسی .

من زیر دِینِ کسی نمیمونم نگران من نباش

مراقب خودت باش

‫ اگه مـُردمـم ،

‫ بـه ‫ به سول چیزی نگو

روی مسابقه تمرکز کن

مطمئنم اینبار موفق میشی

بابا از بیمارستان مرخص شد لازم نیست نگران باشی

‫خبرشُ شنیدم.

‫رئیس هو صورتحساب بیمارستانُ پرداخت کرد

به دِ چانگ گفتم از شرش خلاص شو آخر کارِ خودشُ کرد

اینارو از جلویِ چشمم دور کن

‫مالِ منه . الان مال منه

‫بهشون دست نزن.

‫گفتم بهشون دست نزن

‫کجا میری؟ باید استراحت کنی

دنبالِ یه لقمه نون

بابت دیروز معذرت میخوام

‫هر چقدر هم شرایط سخت باشه نباید اون حرفارو بهت میزدم

کنترلمُ از دست دادم ‫دیگه تکرار نمیشه

اشتباه کردم

‫ببخشید که بهت سیلی زدم.

ما زندگیمونُ با عشق شروع کردیم

‫نمیدونم چرا اینجوری شد

‫همیشه وقتی کساییکه فقط به پول ‫اهمیت میدنُ میدیدم ...

به عشقمون میبالیدم

اشتباه از من بود

‫انگار ‫بعد از ازدواج طلسم شدم ....

‫و فراموشی گرفتم .

‫من عشقمونُ فراموش کردم ...

‫و مثل یه احمق فقط به پول اهمیت دادم

‫متاسفم.

وسایل سنگینُ میبریم طبقه سوم

‫- باشه ‫- باشه

‫- روز خوبی داشته باشید. ‫- خدا حافظ.

‫تو اوجِ نا امیدی،

این پدرم بود که بهم امید داد

‫مشتریانِ عزیز غذاخوریِ"یک قاشق مهتاب"

‫امروز یه اطلاعیه ویژه دارم ‫

بیا یه نگاه بهش بنداز

‫(مدیر بنیاد هو پونگ جین ، ‫بنیاد نیکو )

‫اومـو!

هیونگ، بالاخره مدیر بنیاد شدی

‫مدیر هو ، تبریک میگم.

همونطور که گفتی اسمشُ گذاشتم "بنیاد نیکو"

از اونجایی که مثبت بود همه ـشون دوست داشتن

طراحی کارتم همونجوری شد که تو میخواستی

‫ساده .

‫متشکرم ، گوانگ ته.

گوانگ ته تو فوق العاده ای

ذهن خارق العاده ای داری

همیشه آنرمال بود

اونم خیلی زیاد

‫ منظورتُ خوب رسوندی

‫خیلی خُب. ‫گوانگ ته خانواده ـمونُ نجات داد. هـا؟

هـا؟

کی فکرشُ میکرد مدیر یه بنیاد شم؟

کاملاً مشخص بود چون مایه ـشُ داشتین

‫وگرنه،

با جراحی پلاستیکم کاری از پیش نمیبردین

‫شما پایه ـشُ چیدین ،

منم یه کوچولو کمکتون کردم

دقیقاً

‫به زبون ساده تر،

کار خاصی نکرد فقط از پول و موقعیتتون استفاده کرد

دینگ ، دونگ ، دینگ

‫رستوران که خوب کار میکنه ،

اجاره هم که به موقع پرداخت میشه

فقط میمونه یه کار

بله، مطمئناً اون کارم به اتمام میرسونم، خانم گوانگ ته

منم چک میکنم

آیگو، مثل اینکه گیر افتادم

چرا جواب نمیده؟

نزدیک بودا

خونـَم به جوش اومـد

دیگه نمیتونم

چیه؟ پولت تـَه کشید؟

فکر کردم یه کِیس جدید پیدا کردی

توام همچین بدت نمیاد زِرتُ زرت پولا رو بالا میکشی

‫همین جا منتظرم بمون نشونت میدم

‫پدر

میگفتین بیام اتاقتون

اونجا شلوغه

،داماد، میدونی چیه؟

‫ داروی جدیدُ امتحان کردم ،

واقعاً خوبه

فکر نمیکنی بهتر شدم؟

‫بله ، اینطور فکر می کنم.

همه اینا به لطف توئه

میخوام تا جاییه که بشه دووم بیارم تا بتونم گوانگ ته رو تو آغوشم بگیرم

داماد، میشه یه 50 هزار تایِ دیگه بهم قرض بدی؟

گفتم که به این مقدار دسترسی ندارم

More Farsi Persian subtitles for Revolutionary Sisters

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left