The first 168 lines.
تا موقع ای که تو رشد کنی و بتونی این رو بپوشی، اونا خودشون دنبالت میان
.احتمالاً تو همون هفده موعود هستی
،وقتی که بهار بیاد
با کشتی همراه شو
.مطمئنم قدرتهای تو اونجا خیلی به کار میاد
...اون موقعست که میتونی
.بسیار خوب، همینجا وایسا
. چه حس خوبی داره
. بچه ها روتون حساب میکنم، یکی از اون بزرگ هاش رو بگیرین
.دیوونهم کردی
!ایتسوکی، رون، شما هم یه ریشی بجونبونین بد نیستا
بسیار خوب
. ببین من چی گرفتم
حالا اون قابل خوردن ؟
هوی، شماها چیکار دارین میکنین ؟
.منظورت چیه؟ داریم واسه ناهار ماهی میگیریم دیگه
مگه نمیبینی؟
این دیگه چیه که پوشیدین ؟ شماها خجالت نمیکشین ؟
.حال میدهها، شما هم بیاین یه تنی به آب بزنین
...باز که پرزبونی کردیـ
.کشتی داره حرکت میکنه
!یعنی یکی داره میاد تو
.یه حسی بهم میگه، طرف یه دختر
کشتی کجاست ؟کجا؟
همونطور که فکر میکردم، یه دختر؟
.گرفتمت
شادی توی جای که هیچ سختی وجود نداره، پیدا میشه؟
یا توی یه دنیای دیگه با یه آسمون بیانتها؟
وقتی زمانش برسه، کدومش رو نگه میدارین و کدومش رو ول میکنین؟
«کشتی دوار در آسمان»
امـ...این چیه؟
.میدونم سخته، ولی نترس
این همون دختریـه که همه ازش حرف میزدن؟
آکیتو، تا حالا کجا بودی؟
.زرشک، منم داشتم دنبالش میگشتم
.البته هنوزم حدس میزنم حق با تو بوده
.ولی نبینم چون دیدی طرف دختره، راحت وا بدی
.باشه بابا .من میونهی خوبی با خشونت ندارم
.متاسفم، ولی باید باهامون بیای
از اینها گذشته، تو هم منتظر اومدن ما بودی، نه؟
کاکرو ؟ اکیتو؟ صدام رو میشنوین؟
.دیگه وقتشه، وضعیتت رو بهم بگو
.بفرما، رو اعصابمونم اومد
چی؟
.تو یه نگاه دقیقی به شهری که توش زندگی میکردی بنداز
.نگران نباش، به زودی کشتی رو میبینی
...این همون
کَشتیـه...!؟
... کاکرو
تو که باهاش خشن برخورد نکردی ، کردی ؟
.ما حتی نمیدونیم اون کیه
.فقط یه نظر نگاهش کنین
. از آشنایی باهاتون خوشوقتم
.این طرز لباس پوشیدن ... خودش باعث ایجاد سوال های زیادی میشه
.با این یکی میشه 11 امین نفر
چند نفر دیگه قرار بیان؟
.من نمیدونم، تشخیصش با «دنیا» ست
.عجب
. این اراجیف رو بهم تحویل نده
باز شماها افتادین به جون هم؟
هاه، این همون تازه وارده ست؟
...چه عجب چهارتا آدم دارن به اینجا اضافه میشن
این آکیتو چشه؟
.چیزی نیست، یکم سیماش قاطی کرده
. اجازه بده، اطراف کشتی رو بهت نشون بدم
. باشه
. وای
از اینکه اینارو توی کشتی میبینی ، جا خوردی، نه؟
!بله
.قبل از هر کاری باید یه گپی با همدیگه داشته باشیم
.ما دلمون میخواد بیشتر در مورد تو بدونیم
.البته سیستم جهت یابی روی این کشتی هم تو رو زیر نظر گرفته
.اونطور که فهمیدم تو از قبل یه چیزهای در مورد این کشتی میدونستی
!آهای بچهها، همه توی اتاق محفل جمع بشین
. ایشون همگروهی جدیدمون هستن
.سلام. ماشالا چه قد و بالایی داری
.من نیجو ساکویا هستم
.خوشوقتم
.گمونم هنوز خودمونُ معرفی نکردیم
.منم کوگا میکوتو هستم
.تویا ماسامونه
.منم اوتومارو هیشی هستم و خیلی خوشوقتم
.کاگامی ایتسوکی هستم. خدا رو شکر که دختری
.منم از دیدنتون خیلی خوشوقتم
.منم یویگا کاکروئم، میتونی کاکرو صدام کنی
.حتما
خوب، سنری و رون کجان؟
.آکیتو هم جیم زد
.منم شیرانویی نانامی هستم
اسم تو چیه؟
...راستش
.من ... اسمم رو نمیدونم
نمیدونی؟
.مدتهاست که کسی منو به اسم صدا نکرده
.به همین خاطر منم اسمم رو فراموش کردم
چی؟ واقعا؟
.بله
حتی اگه اسمت رو فراموش کرده باشی قدرت هات رو که فراموش نکردی؟
اصلا قدرت بهخصوصی داری؟
.بله
.بسیار خوب، همینم کافی
.مجبور نیستی در مورد قدرتهات چیزی بهمون بگی
.من یه سوالی در مورد لباسات داشتم
.درسته، این لباسها، ساختهی بچههای کشتیـه
.اونارو یه مسافر بهم داده بود
اون کی بود؟
.نمیدونم
تو دچار فراموشی شدی؟
.نه
احتمالا از اینکه اسم خودت رو فراموش کردی، خیلی ناراحتی، نه؟
.اگه بخوای، من اسم فامیلیم رو بهت میدم
چی؟
کاکرو، گفتن این حرف ها به یه دختر خیلی .خیلی غیر مسئولانه ست
واقعا؟
!معلومه
مگه باهاش عروسی کردی که فامیلیت رو بهش میدی؟
.منظورم این نبود بابا
هاه؟
.من که فکر نمیکنم بهمون دروغ گفته باشه
بگذریم، به نظرم برای این جلسه کافی بود، موافقید؟
.درسته. واسه حرف زدن وقت زیاده
تازه، این همه راه اومدیم این بالا .باز بخوام برگردونمش زمین، کلی بنزین حروم میشه
چی؟ مگه قراره جایی بریم؟
.هر جا که دنیا تصمیم بگیره
دنیا؟
چی؟
.... به احتمال زیاد تو یه چیزهایی در موردش شنیدی
این دنیا یه سازمانی که برای حفظ صلح و مدیریت این سرزمین درست شده
منابع و علومی که اینجا هست .از تمام تمدن روی زمین، پیشی میگیره
دنیا» این کشتی رو برامون به وجود آورده» .و ما هم مسئول ادارهش هستیم
ما، به عنوان کسایی که قدرتهای خاصی دارن .باید از قدرتهامون در راه صلح استفاده کنیم
.و دنیا همچین ماموریتی رو بهمون واگذار کرده
ماموریت.... ؟
.بهتره همهچیزُ با هم بهش نگیم، گیج میشه
.بیا فعلاً بریم یه سری به اتاق ما بزنیم
.دستتون درد نکنه
.به نظرم هم سن و سال ما هستی، نمیخواد اینقدر مودب باشی
ام، پس چجور باید یاهاتون حرف بزنم؟
.به خودت بستگی داره
.وای، چه اتاق خوشگلی
.الان رخت خوابت رو واست میارم
.ازتون خیلی ممنونم
کیه این وقت شبی؟
.عصر بخیر
یه دقه وقت داری؟
.نصفه شبهها، بهتره صحبت مهمی باشه
.درسته، خیلی هم مهمه. من یه کاری باهات دارم
با من؟
اگه فردا وقتت خالیه، میای با هم یه گشتی تو کشتی بزنیم؟
.واسه تور کردن دخترها خیلی عجله داری
!تو هم که همش تو فاز الکیای
.فقط میخواستم از تازهواردمون استقبال گرمی داشته باشم
.من که میدونم چی تو کَلهاته، میخوای واسه تیمت بُرش بزنی
تیم؟
.ما تنها انسانهای روی کشتی هستیم
.بنابراین یه تقسیم وظایف بین خودمون داریم
عضویت توی تیم خاصی اجباری نیست، .هر تیمی رو که خودت بخوای میتونی انتخاب کنی
.اگه دلت خواست، فردا یه سری بهم بزن
.باشه
.بلاخره تونستم از اون خفقان بیرون بیام
...زندگی جدیدی داره شروع میشه
خیلی دلم میخواد بدونم چه شکلیه؟
.خونه جدید من
.صبح بخیر
.صبح بخیر
.بدو بیا اینجا دریاچهمونُ ببین
.وااای، واقعا دریاچهست
توی خوابم هم نمیدیدم که بشه .یه همچین جای خوشگلی رو توی یه کشتی جا داد
No comments yet. Be the first to leave one.