The first 32 lines.
وقتي هيچ جوابي نداري
وقتي به يه جاي ديگه نگاه ميکني
خيلي مجذوبت ميشــــــم
...راستش نگرانم
از اينکه واقعا بياي به سمتــــــم
من احمق نيستم
اينجوري نيست که ندونم
ميدونم يه ذره بيشتر پيش بره خطرناکــــــه
...اما هيجان زده ام
واسه يه درام هيجان انگيــــــز
بدون پايان شاد
چون من زندانيـــم
زنداني قلب تو
آره من زندانيم
زنداني چشماي تو
نميتونم هيچي رو برگردونم
روزي که تو نباشي خيلي طولاني ميگــــــذره
من نگرانـــم
نگران اون دختره که باهاته
پس متاسفـــم
متاسفم واسه همه چيز
اما نميذارم بري
نميخوام اوضاع مثل قبلا بشــــــه
حتي اگه بهم بگن هرزه
حتي اگه تنبيه بشم
من هيچي نميشنــــــوم
در اين حد عاشقتم
هيچوقت چنين حسي نداشتــــــم
نگـــو نـــه
وانمود نکن که واست مهم نيست
ميدونــــــم که تو هم دلت داره ميلرزه
...هرچي بيشتر انکار ميکني
No comments yet. Be the first to leave one.