The first 200 lines.
«: مـتـرجـمـیـن: سابرزا و تینا :» .:: Subrosa, Tina ::.
تحقیقات درباره ی تیراندازی کلیسا به اتهام مختوم نشده، اعضای سخت کوش اجتماع .برای تشکیل دادن اتحادیه تکوین تلاش میکنند
جیمی رایان در میامی بخاطر داشتن .مواد مخدر توسط اف بی آی دستگیر شده
منو جلو چشم بچه هام دستگیر میکنی؟
.خب، تو بهم دروغ گفتی
ای خدا، عجب جای فلاکت باریه میامی، آره؟
.مثلی چی هوا گرمه
.میخوام از الان برای جهنم عادت کنم
واسه تو هم تمرین خوبیه، ها؟
.میتونی نگهش داری
من 18هزار دلار حقمه
.کار کوفتی ای که کردی
.من بهت پول ندادم که داستانای خودمو بگی
...تا به حال فکر کردی که شاید
ممکنه فکر کرده باشم اون جنازه ها توی کامیون بودن؟
میدونی، شرط میبندم احتمالا
،اینو زیاد شنیده باشی، جیمی
.ولی نه به اندازه کافی
.منو خر فرض نکن، جکی
میخوای منو اینجا ول کنی؟ ها؟
این همه راه تا میامی نیومدی که
.به من بگی برم دهن خودمو سرویس کنم
.نه. من واسه 18 هزار دلارم اومدم
فکر کردم جنازه ها تو کامیون لعنتی بودن، باشه؟
.لعنت
.صادقانه
میشه بدونم الان
چه چه اتفاقی واسه من و بچه هام افتاد؟
.من واقعا قبولت دارم، بچه
ولی فکر میکنم اون چیزیه که .من به خاطرش یه عوضی شدم
...چیزی که هر روز مامانت از
زندگی فلاکت بارش حس میکنه - .لعنت -
.ناامید کننده ست
...میدونی
،من وقتی بچه بودم
.تو جناح چپ خیلی خوب بودم
.آره
...ولی بابام
اونی بود که میگفت چکار کنم، میدونی؟
.اون حسابی خجالت زدم میکرد
.تو هر بازی
.با اینکه، تو همه بازی ها، خودش اونجا بود
،واسه همین وقتی امشب بری خونه
حین اینکه داری دخترتو ناامید میکنی
.حداقل میتونی تو چشماش نگاه کنی
...از کجا میدونستی که
کامیون اونجاست؟
.میدونی، اون لین مارش منظورم اینه که، تو حدس نزدی، نه؟
تو ریسک انجام اتفاقی که افتاده رو نداشتی
.هی
تو میدونی کی اون نگهبانارو کشت، مگه نه؟
.نه. نه
!نه! نه
!بابا! بابا
کیک؟ کیک؟ - کاترین؟ -
.کاترین، هیس
.کیک، عزیزم، پاشو
.هی، به اینجا رسیدیم .یالا، کیک
!اوه - .چیزی نیست. چیزی نیست -
.منو نگاه کن. فقط خواب دیدی .عزیزم، فقط خواب دیدی
.نفس بکش - اون چش شده؟ -
.عزیزم، برگردین اتاقتون - مامان، چی شده؟ -
.عزیزم، برو تو اتاقت .چیزی نیست. چیزی نشده
.زودباش، بیا بریم
.من پیشتم
.بابا پیشته
خیله خب؟ .همه چی مرتبه
خواب چی دیدی، ها؟
،تو یه ساختمون گیر افتاده بودم
.و اونجا پر از جنازه های سوخته و دود بود
.انگار بعد از جنگی چیزی باشه
.آره - ،و من ترسیدم -
...به خاطر اینکه یکی از اون جنازه ها
.عمو جیمی بود
.عمو جیمی
.اون حالش خوبه
باشه؟
.لازم نیست نگرانش باشی
براساس اندازهی قطعه
،و فولاد فشرده شده
.دنبال اسلحه های نظامی میگردی
و چجوریه؟
یعنی، به طور خاص؟
کریست، من تمام این هفته بودم، میدونی
.تو از زن من بدتری
آره، باشه. خب، تو بهمون میگی چی پیدا کردی
،بعد اینکه گلوله شناسی رو انجام دادی میذارم زنت بدونه که
.داری در راه خدا خدمت میکنی
خب، اگه خبر چینت نگه
کی نگهبانارو کشته یا جنازه ها کجان چی؟
من باید بشینم منتظره یه مراسم خدافظی عاشقانه باشم؟
یه زمانی هست که تو زندگی هر مردی پیش میاد
که باید پرچم سیاه رو بالا ببره
.و شروع به گلو بریدن بکنه
چی، اونو از دزد های دریایی
دنیای دیزنی شنیدی یا چی؟
هنوز به این به چشم
.یه دادستان مزخرف نگاه میکنی
.بریدن گلوها. کثیف بازی کن
هیئت ژوری اون محاکمهی کوفتی نیست
.تو قرار نیست محکوم شی
تو -تو از تامی هیز ...لین مارشو خواستی
ولی من اجازه ندارم .لین مارشو بیارم
لین مارش هیچ ربطی به پروندهی کنیکی نداره، باشه؟
باید به هیئت ژوری چیزی که ما میبینیمو نشون بدیم
اینطوری خودشون میتونن .سوالاشون رو بپرسن
.بذار اونا کینیکی رو به سرقتِ توی ریویر ربط بدن
خیله خب، پس دست من .درد نکنه که کمکت میکنم
این چیزیه که هست؟
خب، من دیگه نمیتونم خوب باشم
...من
.ما پوکه ی گلوله پیدا کردیم
کی این کارو کرد؟
.ما کردیم .آزمایشگاه جرم شناسی
.خوبه. بیاین جشن بگیریم
.من و تو - .اوه، آره -
یه پیرمرد با تخمای شل و شومبول آویزون
.دقیقا همون چیزیه که لازم دارم
پس، آدمای تو میتونن رده پوکه رو بگیرن؟
.حتما. فقط زمان نیاز دارن
خب، تو چی میگی؟ میخوای دوباره به جریان بندازیش؟
.میتونستی برای مدارک بیشتر صبر کنی
.وقت بریدن گلوئه
،مممنون که برای غذا رسونی کلیسا اومدی
.و بلیتای رافل یادت نره = یه نوع بازی قدیمی بخت آزمایی=
.بفرما
.رافل امروز ساعت یکه
.به دوستات بگو
.شیبان
واسه دعوای کوچیک .اون روز متاسفم
کشیش، شما درباره فلسفه بانتوی انتو چیزی شنیده بودی؟
.فکر نمیکنم، نه
.خلاصهشو بهتون میگم
انتو میگه برای چیزای کوچیک باید شاد شد
.که این همبستگی مارو جشن میگیره
.همهی ما اهداف مشترکی داریم
خب، دانشجوی مطالعات آفریقایی
دانشگاه بوستون هستی دیگه، نه
من و همسرم خیلی روی مسئله ی برابری کار کردیم
.زندگیمونو، امیدامونو با هم شریک شدیم
اگه قراره به باهم کارکردن ادامه بدیم
.تو باید بهش احترام بذاری
.به اون
.فهمیدم
البته
انتو، هممم
.باید برم در موردش مطالعه کنم
!لعنت !یالا
کیف پولت کجاس؟ کیف پولت کجاس؟
!هی هی لعنتی !اون یه پلیسه
!بریم پسر، بریم، بریم
!لعنتی، آره
بهت میگم چی فهمیدم
!فردا باز حرف می زنیم! ممنون
.کِیلا
سلام. چطوری؟
.هنوز دارم از ترس می لرزم
اون روز، تیراندازی تو کلیسا
.لرزیدن" واسه حال من کمه"
.باید بهت یه چیزی در مورد کشیش بگم
،چهار سال پیش
اعضای کلیسا رفتن هَیتی
.تا بعد طوفان اونجا غذا و دارو پخش کنن
،یه روز گروهمون بعد کمک رفت ساحل
.و کشیش یه چیزایی در مورد لباس شنام گفت
،حرفاش به نظرم عجیب اومدن
.ولی بعد فراموششون کردم
بودم AFC من یکی از گزینه های بورسیه ی
،بعدش، بعدا تو هتل
گفت دلش می خواست یه دوربین میداشت
.اینجوری می تونست یکم بیشتر از عکسم لذت ببره
یعنی ازت عکس خواست؟
اون گفت من باید پیشقدم بشم
اینجوری اونم می فهمه که
.در مورد آینده ام جدی ام
از خودت عکس نگرفتی؟
.معلومه که نه
می دونی چقد چندشه برا کشیشت عکس بگیری؟
.پس مدرکی نداریم
شاهد چی؟ - شاهد؟ -
.دارم میگم همچین چیزی اتفاق افتاده
هَیتی چهار سال پیش بود
مهمه؟ - .نه -
.ولی قانون اینجوری کار می کنه .زمانبندی مهمه
خب، الان می خوای چیکار کنی؟
شکایت؟
.من پول نمی خوام
ولی بدت هم نمیاد بگیری؟
.کیلا
کیلا، وایسا
تو حرفمو باور نمیکنی، نه؟ - .من همچین چیزی نگفتم -
ولی چرا عضو کنگره باقی موندی؟
اگه ناراحتت می کنه؟
پس بذارم برم؟ اونا افراد منن
.افرادت نمی مونن
اگه این کارو بکنی، تک تک اعضای اون کنگره
.بهت پشت می کنن
،افرادت
،اونایی که باهاشون انجیل می خوندی
اونایی که تو پیک نیکای کلیسا ،باهاشون حرف میزدی و می خندیدی
No comments yet. Be the first to leave one.