Heroes

Heroes

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Heroes S01E14 DVDRip
A Commentary by mA_Ad
ترجمه ع.ف. جاوید

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Published on: 2010-01-26
Downloads: 26
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

پیش از این در قهرمانان

پدرم در مورد تمام زندگیم به من دروغ گفته

والدین اصلیم تواناییم

تو نمیتونی همچین چیزایی مخفی کنی

یه زن 21 ساله تو انفجار کشته شده

دختر 18 ماهشم تو آتش کشته شده

سلام، دنبال یه کسی میگردم که با مردیت گوردون مربوط باشه

خودمم

مامان؟

مارو کجا میبری؟ به رئیست بگو من یه ماموریت خیلی مهم دارم

سالها وقت میبره برای درمان چند شخصیتی

اگه این کارو بکنی نمیتونم کمکت کنم

چیزی که هستم، نمیتونی درستش کنی

تو کی هستی؟ چطور میتونی منو ببینی؟

نمیدونم من فقط کاری رو که تو میکنی میکنم

من مرد نامرئیم من کلاد رینسم. حالا از من دور شو

من پیدات کردم میخوام کمکم کنی کل این شهر تو خطره

تو مثل اینکه در مورد پایان کار خودت خیلی مطمئنی

چند نفرو قبل از من آموزش دادی؟

اگه بهم ریخت، تو برش میگردونی دوباره و دوباره

اون مرده

خوب، از ایده آل کمتره

!اوه

!هی

نمی دونم این دزدی هایِ کوچیک ،چه ارتباطی . با تمرینِ من داره

. کلی چیز ،که درک نمی کنی

تو نمی دونی چطوری از این هدیه خدادادی . استفاده کنی

. و تو می دونی ؟نه ،نمی خوام

. در حالِ حاضر ،توانائیهایِ تو فقط یه بازتابه

. خود مختاره ،مثلِ بلعیدنِ چیزی

. این یه حقه سگیه

برایِ تبدیلش به انتخابِ آگاهانه ،باید ازش ... استفاده کرد

. این چیزیه که تو رو از سگها متمایز می کنه

آیا توهین کردن به من ،رَوِشیه که می تونم . این کار رو یاد بگیرم

...تو کسی هستی که مثلِ یه بمبی

...و من و تمامِ افرادِ این شهر رو منفجر می کنی

. مگر اینکه بتونم تربیتت کنم

. خیلی خوب ،اون الان داره گوش می کنه

تو تمامِ توانائیهایی که اطرافت هست رو جذب می کنی ،درسته ؟

با من نامرئی شدی ،پرواز کردی ،افکارِ . آدمها رو خوندی

. آره ،و دو هفته هم تویِ کُما بودم

. بدنت نمی دونه باهاشون چکار کنه

مثلِ پرونده هایِ درهمی می مونه که . همه حا پخشه

...بدونِ وجودِ تو ،اون پرونده ها

. به هم ریخته تر هم خواهد شد

حالا ،بهت یاد میدم که چطوری تک تک اونا رو . خارج کنی

تو فکر می کنی این کار ممکنه ؟

امیدوارم. دفعه بعدی که از هوش بری ، . دیگه از کُما خبری نیست

. شاید روزی باشه که داری ذوب میشی

. خوب ،درسِ امروز رو شروع کنیم

خیلی خوب ،پس بذار ببینیم آیا می تونی ... بدونِ حضورِ عاملِ قدرت

. یکی از اونا رو تویِ دست بگیری یا نه

فکر می کنی بتونم تنهایی انجامش بدم ؟

. خواهیم فهمید

. یادت باشه خونسرد باشی

.خدایِ من ،مثلِ بمبی می مونه که قراره منفجر بشه

می دونم سخته. فقط به آینه تمرکز کن و . سعی کن که آرامش داشته باشی

. نمی تونم آرامش داشته باشم

. تو داری سعی می کنی اونو خشمگین کنی

...جسیکا

. بهت که گفتم

. اون می تونه بهت صدمه بزنه

. پس نشونم بده

اون دستبندها می تونه یه فیل رو . رویِ صندلی بشونه

و چونکه من یه روانپزشکم ،فکر نکنم طریقه . استفاده از دستگاهِ شوک رو بدونم

. فکر کردم هدفت اینه که منو از دستش خلاص کنی

...هدفم اینه که هر دو نفرِ شما رو

. به مرز سلامتی برسونم

. تا اینکه هر جفتتون رو با هم متحد کنم

. نه اینکه همیشه در جنگ باشید

چطوری باید این کار رو بکنیم ؟

. همونطور که گفتم ،به بازتابِ چهره ات تمرکز کن

. و نفس بِکِش

. زود باش

. بذار ذهنت آزاد بشه

. ما تویِ خونه ،با هم پیانو می زدیم

تو میزدی ؟

. بعضی از دکمه هاش رو میزدم

...خواهرم

. جسیکا

. خیلی زیبا می نواخت

. من هم همراهیش می کردم

. نمی دونستم چی بود

. مثلِ نقطه بازی بود

...مدادم رو در میاوردم

. و نقطه ها رو به هم متصل می کردم

...جسیکا می گفت

. می تونم با موزارت ،رقابت کنم

. مطمئنم که این کار رو کردم

. جسیکا

باید به یکی از اون قطعه موسیقی ها . گوش می کردی

کلیر چطوره ؟

. این برایِ کوتاه کردن مو

. نباید قفس به این خوبی می ساختی

...اگه نزدیکِ کلیر بشی

. این دفعه از کلیدت استفاده نکردی

. نباید اینا دستم باشه

. دیگه نه

از وقتی که پاک شدی ،نقاشی کردن رو . شروع کردی

می تونم اونا رو ببینم ؟

. اون هنوز تموم نشده

. اوه ،خدایِ من

. اینجا سقفِ ساختمونِ پدرمه

. ما خاطراتِ زیادی رو اونجا داشتیم

آیا رابطه ما رو نقاشی کردی ؟

مثلِ شهری که داره نابود میشه ؟

تو دنبالِ چی هستی ،سیمِئو ؟

. پیتر هنوز مفقود شده

. دیگه جایی رو سراغ ندارم که دنبالش بگردم

تو بالاخره قبول کردی که می تونم آینده ... رو نقاشی کنم

و می خوای ازش استفاده کنی تا دوست پسرِ . جدیدت رو پیدا کنی

. غیر از این ،دیگه نمی خوام ازت درخواستی کنم

آیا می تونی ؟

. این کار رو کردم

. فایده نداره

هر وقت سعی کردم پیتر رو نقاشی کنم . که کجاست ،نتونستم

تو سعی کردی که اونو پیدا کنی ،چرا ؟

. می دونم که اون چکار می تونه بکنه

. اون شخصیه که این بلا رو سرِ نیویورک میاره

. اجازه نمیدم که این اتفاق بیفته

چطوری این همه چیز رو در موردش می دونی ؟

. چونکه نقاشیش کردم

...تو برام خیلی مهمی ،سیمِئو

...بیشتر از اونی که

. فکرش رو بکنی

. ولی الان ،برام مهم نیست که ازم متنفری

. می خوام که سلامت باشی. از پیتر دوری کن

...فقط

. بهم قول بده که دنبالش می گردی

. سعیِ خودم رو می کنم

. باشه

...سیمِئو

. کلیدها رو پیش خودت نگه دار

. گاوِ دریایی در حاشیه انقراض قرار داره

...یکی از اونا تویِ یه آکواریوم ،در لوباکه

و زیست شناسِ اونجا ،میگه که می تونیم از . انقراضِ اونا جلوگیری کنیم

تو ازم اجازه می خوای که از مدرسه جیم بزنی ؟

...نه ،اگر می خواستم این کار رو بکنم

. تویِ خونه می موندم و خودم رو به مریضی میزدم

تو همیشه نگران هستی ،می خوام بهم . اعتماد کنی

. گاوِ دریایی یه مخلوقِ خیلی نابه

آیا ماشینت مشکلی نداره ،زاک ؟

. فقط باید روغنش رو عوض می کردم

بلیط دارید ؟

. تهیه می کنیم

. تا موقعِ شام برگردید

. باشه- . دیگه تکرار نکنم-

. امشب فاجس درست می کنم

. زاک ،به جمع ما خوش اومدی

. بریم

. زود باش

. تا15 دقیقه صبر می کنیم ،بعدش میریم

آیا مسیرِ کِرمیت رو بلدی ؟- . آره-

ببین ،اگر مادرت مدرک بخواد ،چه کار می کنی ؟

. در موردِ آکواریوم

اینا رو از کجا آوردی ؟

. با پرینتر چاپش کردم

هیچ کسی نمی فهمه که داریم به دیدنِ . مادرِ واقعیم میریم

. باید بدونِ نقص عمل کنیم

. پدرت عصبانی به نظر میاد

. پدرم ،همیشه عصبانی به نظر میاد

. ولی خواهرت خیلی باحاله

. تو کارِت رو ترک کردی و به تعطیلاتِ غیرِ مجاز اومدی

. تا شکمت رو پر از همبرگر و کلوچه کنی

کلوچه ها خیلی خوشمزه هستن. تو هم . حتما خوشت میاد

. نه ،هیرو. خوشم نمیاد

. دیگه تفریح بسه

. تو برمی گردی به خونه و سرِکارِت

...پدر ،من

. من تویِ یه ماموریتِ مهم هستم

. تو با اولین پرواز بر می گردی

. به شرکتِ یاماگاتو بر می گردی

. اینه که خیلی مهمه

. کارم بی معنی بود. انگار تویِ آغُل بودم

. کاری می کنم که پیشرفت کنی

. شاید خیلی بهت سخت می گرفتم

وقتی برگشتیم ،تو رو معاونِ اجرایی . شرکت می کنم

. تو رو به جایِ خودم ،رئیسِ شرکت می کنم

. تو تنها پسرم هستی ،هیرو. این سرنوشتِ توئه

. پدر

...من معتقدم که

. سرنوشتم متفاوته

سرنوشتت چیه ؟

. یه کمی پیچیده اس

...من باید این نقاشی رو به یه مَرد در لاس وِگاس

...برسونم تا بتونم شمشیرِ تاکزو کنزایی رو بدزدم

و بعدش از قدرتم برایِ متوقف کردنِ بمبی که . قراره تویِ نیویورک منفجر بشه ،استفاده کنم

کنزایی ؟

همونی که داستانهاش رو برات می خوندم ؟

اگر اون شمشیر رو داشتم ،بهت نشون میدادم . که چه کاری می تونم انجام بدم

می خوای بدونی در موردِ سرنوشتِ تو چی فکر می کنم ؟

. میریم خونه

. یه دکتر خبر کنید

. صبر کنید

چه اتفاقی افتاده ؟

. سعی کردم بهش بگم

. منو به سلولم بر گردونید

. خیلی دوست دارم

. ممنونم از اینکه کاری کردی تا تقریباًدستگیر بشم

یه کمی بیشتر تمرکز می کردی ،یه مقدار . پولِ نقد و رُژِ لبِ تازه بدست میاوردی

More Farsi Persian subtitles for Heroes

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left