Specials

Release info

Mandate Of Heaven E17 2013 Kor
A Commentary by 8701293
ترجمه و زیرنویس: پیلار

Tags

other
Published on: 2013-07-10
Downloads: 36
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...دليلي که بايد به خاطرش امروز شخصأ شماها رو ميديدم اينه که

بنا بر تحقيقاتِ کاملِ من

چويي وون...قاتل نيست

اعليحضرت

پدر

اعليحضرت

شما بسيار بخشنده هستين اعليحضرت

تصديق ميکنم که با بي عدالتي با تو رفتار شد ...و تو يه مجرم خيانتکار شدي

از الان به بعد چويي وون تو بيگناهي

اعليحضرت

منو ببخشيد اعليحضرت

مي خواستم يه چيزي بگم

حرفتُ بزن

چويي وون بيگناهه و به اشتباه متهم شده بود

و به خاطرِ اين موضوع پدرشُ از دست داد

دليلي که پدرِ چويي وون به خاطرش کشته شد

اينه که اون فرمانِ گلِ صد تو مانيِ محرمانه اي رو ديد که توش دستورِ قتلِ پزشک مين صادر شده بود

چي گفتي؟

حقيقت داره؟

بله

ما بايد از اين فرصت استفاده کنيم و مغزِ متفکري که اون فرمانِ محرمانه رو صادر کرده بود رو پيدا کنيم

اينطوري خونِ اون آدماي بيگناهي که کشته شدن پايمال نميشه و ديگه چيزي جونِ اعليحضرت وليعهدُ به خطر نميندازه

مي فهمم

شما دو تا ميتونين زودتر برين

بله اعليحضرت

-=قسمت هفدهم=- اعليحضرت، اين يه توطئه اس

من چطور ميتونم به يه پزشک دستور بدم که وليعهدُ بکشه؟

وليعهد براي من چه جور پسري هستن؟

در مقايسه با پسري که من به دنيا آوردم، گيونگ وون

من وليعهدُ 15 سال بيشتر بزرگ کردم

وليعهد شما بايد يه چيزي بگين

به عنوانِ مادرتون

از وقتي بچه بودين چجوري بزرگتون کردم؟

هر بار که مريض شدين

شب و روز ازتون مراقبت نکردم؟

وقتي يه شاهزاده بودين و مقامِ وليعهدي بهتون داده شد

بغلتون کردم، و از شادي اشک ريختم

وقتي از دستهاي کوچيکتون براي پاک کردنِ اشکهام استفاده کردين

حتي هنوز هم فراموشش نکردم

کافيه

وليعهد، تو ميتوني بري بيرون

~ بخواب، بخواب، کوچولوي من ~

~ تو با خيالِ راحت خوابيدي کوچولوي من ~

~ در آغوش من ~

~ داري نفس ميکشي و بي صدا خوابيدي ~

~ همه ي بيماري ها لطفأ برين ~

~ کوچولوي من، من ازت مراقبت ميکنم ~

يادتون نمياد وليعهد؟

وقتي نميتونستين بخوابين چون مريض بودين

اينُ براتون ميخوندم

ولي قبلأ هيچوقت اينُ براي شاهزاده گيونگ وون نخوندم

فقط براي شما ميخوندم

ولي چطور ميتونين بگين که ميخواستم شما رو بکشم؟

احساس ميکنم خيلي در حقم بي عدالتي شده

علياحضرت ملکه

وقتي منو به جاي مادر "علياحضرت ملکه" صدا ميکنين

من هيچوقت شما رو ناديده نگرفتم

براي اينکه بيگناهيمُ ثابت کنم ميتونم خودمو بکشم

به جاي اينکه برام پاپوش بدوزن و بهم تهمت بزنن ...بهتره بميرم

پس بايد اينکارو بکنين

منم دلم ميخواد باور کنم شما بيگناهين

چون خيلي مصمميد

پس بايد اينکارو بکنين

پدر

اعليحضرت

چرا؟ نميتونين اينکارو بکنين؟

چي شده؟

هر کاري که ميکنم، ظاهرِ اعليحضرت اذيتم ميکنه

درسته

براي اعليحضرت، علياحضرت مادري هستن که بيشتر از بيست سال بزرگشون کردن

حالا که ميخوان ايشون کشته بشن، مردم درباره شون بدگويي نميکنن؟

اعليحضرت بايد خيلي آزرده باشن

حالا وقتشه که نگرانِ اعليحضرت باشي؟

خوب شد که اعليحضرت بيگناهيِ تو رو اعلام کردن

اگه گناه ها به گردنِ علياحضرت باشه بايد به خاطرِ کاراشون بيشتر از آدماي ديگه مجازات بشن

بقيه ي کارها رو من، اهريمنِ سرخ انجام ميدم

تو بايد از امروز لذت ببري

دخترت و خواهرت بايد واقعأ خوشحال باشن

بريم

!ولم کن! ولم کن

نميخواي ولم کني؟ !بذار برم

!شما دو تا چطور جرأت ميکنين؟

اعليحضرت، لطفأ منو بکشين

اين دستورِ اعليحضرته

تا وقتي که اعليحضرت اجازه ندادن

براي شما ممنوعه که حتي يک قدم از قصرِ مرکزي خارج بشين

ايشون ميخوان منو اينجا زنداني کنن؟

...حالا که اجازه نميدن از اينجا بيرون برم

مجبورم دوباره برم ديدنِ اعليحضرت

مادر

شاهزاده، همين الان برين

و به پدرتون بگين که نميتونن با من اينطوري رفتار کنن

چي شده مادر؟

دارين چيکار ميکنين؟ !زود برين و پدرتونُ آروم کنين

زانو بزنين و منتظر مجازات بمونين

درسته ...بايد زانو بزنين و منتظر مجازات بمونين

!وگرنه، من و شما هر دومون تو قصر ميميريم

گفتي زانو بزني و منتظر مجازات بموني؟

بله

حتي اگه مجبور بشم زانو بزنم و مجازات بشم بايد کاري کنم که پدر، مادرُ ببخشن

پس برادر، لطفأ شما هم مادرُ ببخشين

حتي اگه من علياحضرتُ ببخشم ايشون عوض ميشن؟

من کاري ميکنم عوض بشن

اگه مادر رفتارشونُ تغيير ندن

زبونمُ گاز ميگيرم و خودکشي ميکنم

برادر، چطور ميتوني همچين حرفي بزني؟

حتي اگه بميرم هم بايد مادرُ نجات بدم

با اينکه براي شما ايشون "علياحضرت ملکه" هستن

و مادري هستن که شما ميتونين ناديده بگيرين

ولي براي من، چه ايشونُ دوست داشته باشم چه نه

ايشون مادري هستن که من نميتونم ناديده بگيرم

اينُ مخفيانه برسون به دستِ دادرسِ دومِ دفترِ تحقيقات سلطنتي

بايد خيلي زود شورشي هاي ميهن پرستِ دره رو دستگير کنيم و مسائلِ مربوط به وليعهدُ فاش کنيم

بله علياحضرت

بنابراين رهبرِ شورشي هاي ميهن پرستانِ دره بايد خيلي زود دستگير بشه

خواهر، واقعأ اينجا گل درمياد؟

آره

مادرِ تو هم از گلِ صد توماني خوشش مياد، درسته؟

بله

ولي مادرِ اربابِ جوانِ بد هم گلِ صد توماني دوست داره

اربابِ جوانِ بد؟

سرورم بابا

کارها تو قصر چطور پيش رفت؟

...اعليحضرت

از الان به بعد" "چويي وون تو بيگناهي

واقعأ؟

البته چطور ممکنه جرأت کنم دروغ بگم

رانگ، حالا همه چي درست شد

!خواهر

منم بغل کنين

يه نفرِ ديگه هم هست که بايد بغل کنين

يو يونگ

!برادر

حالا ديگه واقعأ خوبه شد واقعأ خوب شد

اون تمامِ راهُ از دفتر تحقيقات سلطنتي تا اينجا گريه کرده

کسايي که از کنارمون رد ميشدن به من چپ چپ نگاه ميکردن

تو يه همچين روزِ خوبي گريه نکن

بهتر نيست به برادرت تبريک بگي؟

بچه

تو يه همچين روزِ شادي

بگو دلت ميخواد چيکار کني

دلم ميخواد چيکار کنم؟

يه چيزي هست

چرا يه چيزِي به بچه گفتي؟

اگه بگي اجازه ميدي رانگ تو آب بازي کنه برادر حسابي عصباني ميشه

از کجا ميدونستم

بعد از اينکه پاهامونُ خيس کرديم برميگرديم

منم ميام

!رانگ

وضعِ سلامتيش بهتر نشده؟

درسته ولي هنوز خيالم راحت نيست

وقتي ميبينم چقدر خوشحاله بايد بذاري بازي کنه

اون هم يه پزشکه ميتونه خوب ازش مراقبت کنه

!رانگ !فقط ميتوني براي يه مدتِ کوتاه بازي کني

نگران نباشين من خيلي خوب مراقبشم

چون آب خيلي خوبه ميخوام صورتمُ بشورم

آه، خيلي خوبه

خيلي وقت بود که رانگ و يو يونگ رو انقدر خوشحال نديده بودم

ببين، چقدر خوبه که ما اومديم خواهر

تو يه همچين روزِ قشنگي بايد اينکارو بکنيم

ولي هنوز خيلي براي استراحت کردن زوده

...تا وقتي پيامِ اعليحضرت به دفتر تحقيقاتِ سلطنتي برسه

نگران نباش

قبل از اينکه بيام اينجا در موردش فهميدم

گفتن پيام فردا به دفترِ تحقيقاتِ سلطنتي ابلاغ ميشه

هيچکس حق نداره اين دفعه دخالتي بکنه

داري به چي ميخندي؟

يو يونگ همش ميگفت تنها کاري که بايد بکنم اينه که به اهريمنِ سرخ اعتماد کنم

واقعأ؟

اون سليقه ي خوبي تو انتخاب آدما داره

من بيخودي نگران بودم

نگران بودم که به خاطرِ پدرت تو و هونگ دا اين از هم جدا بشين

اون اتفاق تقصيرِ دا اين نبوده، درسته؟

درسته دخترِ دشمن، دشمن نيست

و اگه فقط به خاطرِ اينکه دخترِ دشمنته ولش کني

اونوقت هونگ دا اين ارزشش بيشتر از اونه که بخواد زنِ تو بشه

خوب، پدر چطورن؟

با اينکه اعليحضرت شاهزاده رو از زانو زدن و تقاضاي مجازات منصرف کردن و به خوابگاهشون برگشتن

ولي چون علياحضرت چنين استرسِ بزرگي براشون ايجاد کردن ايشون به شدت بيمار شدن و همه رو به شدت نگران کردن

اين واقعأ بده

شما بايد خيلي بيشتر از اينها مراقبِ پدر باشين

بله

درسته، حالش چطوره؟

خوشبختانه سريعتر از اوني که انتظارشُ داشتيم داره بهبود پيدا ميکنه

بايد بتونين در عرضِ چند روزِ آينده ببينينش اعليحضرت

واقعأ؟

اولش فکر ميکردم نجات پيدا نميکنه ولي وضعيتِ سلامتيش بهتر شده

و انگيزه ي خيلي قوي اي براي زنده موندن داره و به تدريج داره بهتر ميشه

باشه

بله، اوضاع چطوره؟

هنوز داره بازجويي ميشه

به هر حال، رهبرِ شورشي هاي ميهن پرستانِ دره دستگير نشده خيلي شانس آورديم

گرفتن خراج براي شما آسون نبوده

چطور ممکنه کسي بدزدتش؟

ممکنه اينجا لو رفته باشه، آره؟

گفتم که نه

کي ميتونه بازجويي رو تحمل کنه؟

اگه به خاطرِ شکنجه حرف بزنه اونوقت ميخواي چيکار کني؟

گفتم که نگران نباش

اون شورشي ها از اينجا خبر ندارن

The Fugitive of Joseon subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Fugitive of Joseon

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left