The first 200 lines.
فصل پنجم برنامه قهوه با کارن اميرخان
چي درباره مهمونمون بهتون بگم که خودتون ندونيد؟
اون يه ستاره خيلي بزرگه اون هم بخاطر انتخاباش
و يکي از محترمترين بازيگراي نسل خودشه
اميدوارم امشب بفهميم !که تو شرايط عادي چجوريه
لطفا به ستاره بزرگ سينما که امسال فيلم بزرگش دانگال اکران شده
شما هنوز نديدن،ولي من ديدم و ميتونم تضمينش کنم
لطفا به اميرخان خوش آمد بگين
سلام و خيلي خوش اومدي به برنامه قهوه با کارن
ممنون.ممنون
برگشتي امير
آره
يه جا خوندم که گفتي من دعوتت نکردم دعوتم نکردي خو -
ولي اصلا اينطور نيست تا مجبور نشدي، دعوت نکردي -
تا مجبور نشدم؟ من فکر کردم
رسانهها مجبورت کردن دعوتم کني
!!!نه اين چه حرفيه
واقعيتش؛ قبل از اينکه بار قبلي بيام زياد راضي نبودم
از برنامه؟
نه نه از خودم
ولي بعدش خيلي بهم خوش گذشت
از اون مسابقه و آزمون خوشم اومد که کيران رو بردم
از اون خوشت اومد.بازي هم باحاله يکم ديگه بازي ميکنيم
ولي بايد بگم اين روزا خيلي داغوني؟ بهم ريختهاي؟
آره
خيلي مضطربي، استرس داري شبيه هيولا هم شدم -
اون يه موضوع جداست به اون هم ميرسيم
..چرا اينقدر استرس داري و نميخوابي
اصلا کسي ميدونه اميرخان 3 ماه قبل از اکران دانگال اينطوري شده؟
نه 3 ماه نه کمتر
سه هفته فکر کنم.خيلي مضطرب شدم. هيجان زدهام
شبا هم نميتونم بخوابم، دراز ميکشم و فکر ميکنم و سعي ميکنم بخوابم
ساعت 5 يا 5 و نيم صبح خوابم ميگيره
بازيگراي ديگه هم ديدم همهي اين اضطراب رو تجربه ميکنن
ولي تو ديگه سطحش رفته بالا. خيلي بيشتر شده
اصلا کلا قاطي کردي، بايد چند نفر ساعت 5 يا 6 صبح دورت باشن
آره بايد چند نفر دور و برم باشن به تو زنگ زدم. رنبير، ايان و بقيه دوستام
براي اينکه از اين فکرا دور شي يا ديوونه نشي؟
تا بدونم چيکار کنم، نياز به همصحبت دارم
به جکي زنگ ميزنم جاگو ساختمون ما زندگي ميکنه
آره - حتما همراه خيلي خوبيه- اون واقعا حرف نداره -
کلا آدمي که خندونه و شوخي ميکنه
حواس آدم رو پرت ميکنه.نميخوام مدام به چيز فکر کنم
چيزي رو که درک نميکنم اينه که من دانگال رو ديدم و فکر ميکنم بهترين اجرات بوده
نگو تو رو خدا. ميترسم. وقتي يکي ميگه بيشتر ترس ورم ميداره
خب چرا؟ همين رو ميخوام بدونم
چون شروع به فکر کردن ميکنم مگه بهش ايمان نداري؟ -
بله دارم
حدود 1000 يا 5000 نفر فيلم رو ديدن
اره فيلم رو تست کرديم. بقيه هم خوششون اومده و خوشحالم
باور دارم که خوششون اومده
ولي هميشه فکر ميکنم يه فيلم وقتي اکران ميشه
زندگي خودش رو شروع ميکنه که اغلب مواقع نميشه پيش بينيش کرد
ولي تا زماني که مردم اون رو نبينن خيالم راحت نميشه
و فکر ميکني
واسه همه فيلمام اينجوري ميشم !نميدونم چيکار کنم! دست خودم نيست
آره منم همين رو ميگم تو همه چيز رو به دوش ميکشي
بعضي اوقات 2 يا 3 سال کار نميکني و بعضي وقتا هم فاصله بين فيلمات بيشتر ميشه.فکر ميکني ارزشش رو داره؟
آره داره. من که خوشم مياد
..اصلا واسه اين ني
فيلم ممکنه خوب پيش نره ولي براي من اون فرايندش خيلي هيجان انگيزه
عاشق کاري که ميکنم هستم آره -
دوست دارم توي کارم غرق شم، چون اين همه عشق و هيجان به کارم دارم اين همه مضطرب ميشم
آره
فکر کنم اينطوريم ديگه
:چيزي که همه دربارهت ميگن اينه که *اميرخان فيلم رو اداره ميکنه نه کارگردان؟*
چيز ديگهاي هم هست البته اتهام نيست دوباره همون جريان تئوري توطئهشون کار ميوفته
که اميرخان فيلم رو کارگرداني ميکنه کاش حقيقت داشت
آره ولي همه کارگردانا فيلمهاي آثار فوق العادهاي درست کردن
راکش اوم، پراکاش مهرا آشتوش و الان هم نيتش تيواري
ولي موضوع اينه که بعضياشون در ادامه کارشون رو در همچين سطحي انجام نميدن
و همه فکر ميکنن اميرخان همه کاراي فيلم رو ميکنه
ميدوني، متاسفانه اين خيلي ناراحت کنندهست
چون فکر ميکنم هر کدوم از اين کارگردانها، فيلمهاي عالي ساختن
لاگان را آشو ساخت نييتش دانگال رو ساخت
آره
حقيقتش، منم همين صحبت رو با جناب نيتش داشتم
وقتي داشت سکانس دخترا رو ميگرفت من سر ست نبودم
همه سکانسهايي رو که نبودم خودشون بودن و انجام دادن
برگشت بهم گفت ببين نيستي ولي حرف در ميارن گفتم خب من چيکار کنم؟
چون بر اين باورم که بايد طبق ديدگاه و خواسته کارگردان پيش بريم
و همه تلاش و سعيم براي رسيدن هدف کارگردان، پيش ميره، خودم که ولش
اگه همش دنبال هدف و ديد خودم بودم اونوقت همه فيلمام شبيه به هم ميشد
درسته
اين فيلما خيلي با هم متفاوتن کاملا با هم فرق دارن-
ولي اساسا
من به هدف کارگردان کمک ميکنم تا بدستش بياره
بخاطر فيلم سلطان که درباره کشتي بود اضطراب نداشتي؟
راستش نه خيلي
چون وقتي دو تا فيلم اعلام شدن ار لحاظ ظاهري شبيه به هم بودن
کاري که کردم اين بود آدي دوست صميميم هست، بهش زنگ زدم
گفتم آدي ناموسا شبيه هم نيستن که؟
گفت : اين داستان عاشقانهست
وقتي همين يه جمله رو گفت فهميدم با هم فرق دارن-
چون فيلم من داستان عاشقانه نيست درباره رابطه بين پدر و دختره. درباره خانوادهست
خب همين منو آروم کرد، شايد محتوا يکي باشه
ولي ميتوني تو هر فيلمي محتواي مشترک پيدا کني
مثلا بگي سرفروش فيلم پليسيه ولي فيلمهاي پليسي زياد هست
ولي وقتي به همچين چيزاي عجيب بزرگي يرسي اميرخان و سلمان خان دو فيلم با هم، اونم تو يه سال
يه ترسي هست که اميدوارم اون يکي فيلم باعث نشه اون يکي به چشم نياد
نه برعکس
فکر ميکني فيلم سلطان کمکت کرده؟
سلطان قطعا کمکم کرده
چون هر کسي سلطان رو ديده، که تماشاچي زيادي هم داشته ميخواد مقايسه کنه
اوه درسته
واسه همين منم کلي براش دعا کردم که خفن بترکونه تا دانگال هم همينطور بشه
تا اونجايي که يادمه از سلطان خوشت اومد؟
از سلطان خوشم اومد. فيلم بسيار زيباييه
وقتي ديديش، شب بعدش تو رو ديدم
بله از فيلم خوشم اومد، گريه کردم واقعا لذت بردم، سلمان عالي بود
همه داشتن تو رو با گريون ميدين،ميدونستي؟
ولي به اين معني نيست از فيلم خوشم نيومده
شايد گريه کردم ولي به اين معني نيست از فيلم خوشم اومده ولي از سلطان خوشم اومد
گريه ميکردي چون داستان رو غم انگيز کرده بود
راستش متوجه شدم که بايد کمتر تو ديد باشم کمتر به ديدن اکران خصوصي فيلمها برم
چون نميتوني دروغ بگي
چون بلد نيستم چجوري دروغ بگم
آره
چون از قيافم مشخصه، وقتي از اکران فيلم ميان بيرون خبرنگارها منتظرن تا درباره فيلم ازم بپرسن
و بعضي اوقان بقيه هم دوستامن
آخرين بار وقتي فيلم اي دل مشکله رو نشونت دادم فقط 3 نفر بودين که نگاه کردين
بدون خبرنگار، از فيلم خوشت اومد و گفتي کاش خبرنگار بود تا بهشون ميگفتي
ولي گفتم که اين فرصتي که نميخوام امتحانش کنم
چون فرض ميکردم از فيلم خوشت نيومده و الکي خجالت زده ميشي
بخاطر همين به اکران خصوصي نميرم چون برام بد ميشه
از کسايي که فيلماشون رو ميبينم خوشم مياد دوست دارم فيلماشون موفق بشه
اگر از فيلم خوشم نياد ميشه خوراک رسانهها
نميدونم چجوري الکي بگم عالي بود !نميدونم چجور اينکارو کنم
نبايد هم بتوني
پس تو مراعات نکن
وقتي فيلم تو رو ديدم، جاي هيچ حرفي برام باقي نذاشت چون گفتم بهترين فيلمي که بعد از مدتها ديدم
و چيزي که خيلي من رو شگفت زده کرد جدا از اجراي عالي تو، بازگيراي دختر بودن
هر 4 تاشون. دوتا بچه بزرگ ميشن سانيا و فاطيما
هر دو عالي بودن، وقتي دعوتت کردم بياي برنامه گفتم حتما بايد دخترا رو هم بياري
بخاطر 2 دليل بود. دليل اول فکر ميکنم براي اولين فيلمشون فشار خيلي زيادي رو تحمل کردن
يادگرفتن زبان، زبان بدن و اون اجرايي که انجام دادن که فقط بازيگراي باتجربه از پسش برميان
اون سطحي که بهشون بها ميده که چنين اجرايي داشته باشن
اونا رو اطراف تو زياد ديدم و احساس ميکنم الان مربي اونا شدي و بنظرم اين عاليه
بنظرم خيلي دوست داشتني هستن و از .. گذروندن وقت باهاشون لذت ميبرم. هم سر فيلمبرداري
هم وقتهاي زيادي رو با هم گذرونديم هر دوشون دوست داشتي و با استعداد هستن
ولي جدا از با استعداد بودنشون، خيلي سختکوشن و تمام تلاششون رو ميکنن و يه حس شوخ طبعي هم دارن
ولي با اون همه احترامي که دارن بهت خيلي زياد محترمانه رفتار نميکنن؟
با من؟
اصلا هم اينطور نيستن
واقعا پس خودمون متوجه ميشيم اوکي باشه. لطفا به دخترا خوش آمد بگين
فاطيما سنا شيخ و سانيا مالهوترا
چطور در دانگال به خاک کشيده شدن چطور در دانگال حکومت کردن
اون هم در اولين حضورشون در اولين برنامه کافه با کارن اون هم براي اولين فيلمشون
به اين دو دختر خوش آمد بگيد
خوش آمدين سانيا و فاطيما
ممنون
اولين حضور شما تو برنامهست خيلي مهمتر از فيلم اولتونه؟ نه؟
بله هست خودم مهمترش کردم -
نه، به امير بگو
خيلي مهم تر از فيلم دانگاله؟
اين مهمتره مهمتره پس -
خب گوش کنيد، من اينو فهميدم که اين سرگذشتي که داشتن، عالي بود
و آزمون شکنجه آوري که از جانب تو داشتن اول از همه چقدر زمان برد؟
يک ماه و نيم طول کشيد يک ماه و نيم طول کشيد؟-
طي اين جريان شنيدم که خيلي جالب دوست شدين
جوري که فاطيما گفت اگر بهم نقشي دادي اميدوارم سانيا برش داره
ما براي يه نقش تست داديم و رقابت کرديم
ميدونستين 2 نقش کاملا متفاوته؟
آره ميدونستيم ولي براي نقش گيتا تست ميداديم
هر دوشون براي نقش گيتا تست ميدادن
ولي اون براي نقش گيتا و بابيتا تست ميداد
آها، يعني شما هر روز تست ميدادين هر روز همون جريان ريکشاو رو امتحان ميکردين
من موتور داشتم موتور؟ - آره -
با يه وسپاي قرمز
شماها براي موکش چاپرا تست ميدادين؟
بله
که همديگه رو ديدين
خب يکم برامون از اتفاقايي که براتون افتاد بگين چون اين کار شما براي بازيگراي تازه ورود ديگه الهام بخشه
هيچکس شما رو نميشناسه به هيچ شخص معروفي هم مرتبط نيستين
نه
بعد يک فيلم بزرگ اکران ميشه که همچين نقشهاي بزرگ و مهمي دارين
اين تست بازيگري شما چطور آغاز شد؟
دستيار جناب موکش بهم زنگ زد اون زمان بازيگري رو ول کردم
چون کاري گيرم نميومد ..هر روز ميرفتم تست ميدادم ولي
واقعا؟ آره -
هر روز براي تست ميرفتم و حتي يه تبليغ هم گيرم نميومد
هيچ تبليغي گيرت نميومد؟
نه من اين 3 سال رو براي تبليغات تست ميدادم
هيچي؟ هيچي -
چرا قبولت نکردن؟
نميدونم
بهم گفت صورتت به تبليغ ميخوره
ميدوني چيه؟ الماس براي اينکه جواهر بشه به صدف احتياج داره - که اينطور خودت ببين-
فراموش نکن که از خودت تعريف کني - خودت براي تعريف از خودت شماره يکي -
بعدا از شما تعريف ميکنيم فعلا داستان اينا رو بشنويم
خب بعدش؟
بعدش گفت يه فيلم هست به اسم دانگال بايد براي نقش گيتا تست بدي
گفتم باشه و فورا رفتم تو نت گشتم تا ببينم اين چه پروژهايه؟ گيتا کيه؟ چون واقعا نميدونستم کيه؟
بعد يه زن قوي و فوق العاده رو ديدم که براي کشورمون مدال آورده بود
زنگ زدم و گفنم فکر نکنم من به درد اين نقش بخورم
من شبيه گيتي نيستم قوي نيستم، شبيه کشتي گيرا نيستم
چون واقعا لاغر بود
آره خيلي لاغر و ضعيف بودم
گفت اشکال نداره فقط بيا تست بده و اون صحنه اي رو که گفت اجرا کن
يکي از 3 صحنه مهم اصلي فيلم بود
No comments yet. Be the first to leave one.