The first 200 lines.
w
ww
www
www .
www . T
www . Tv
www . TvC
www .TvCe
www . TvCen
www . TvCent
www . TvCente
www . TvCenter
www . TvCenter .
www .TvCenter . i
www .TvCenter . ir
م
مت
متر
مترج
مترجم
: مترجم
مترجم
Do : مترجم
Don : مترجم
DonH : مترجم
DonHo : مترجم
DonHor : مترجم
DonHorz : مترجم
DonHorzi : مترجم
DonHorzio : مترجم
DonHorzion : مترجم
DonHorzione : مترجم
... وجود خود ، چيزي نيست که پيدا کني
چيزيه که ميسازي
هر چي عملت بيشتر باشه ، پيشرفتت بيشتره
... خودت چيزي نيست که پيدا کني
چيزيه که ميسازي
... هر چي عملت بيشتر باشه
پيشرفتت بيشتره
... خودت چيزي نيست که پيدا کني
چيزيه که ميسازي
هر چي عملت بيشتر باشه ، پيشرفتت بيشره
... وجودت ، چيزي نيستي که پيدا کني
چيزيه که ميسازي
خيلي خوب ، اون خانم که قرمز تَنِشه ... حدس بزن
... اون ، آ
به اودکلن حساسيت داره
اين ... اين حدس خيلي خوبيه . همين الان عطسه کرد
اون به شوهرش خيانت کرده . بعدي ؟
يه لحظه وايسا . خيانت ؟
اين يکي رو از خودت سرهم کردي
... نه اصلاً ، اگه با دقت نگاه کني . يه
اخلاق من نسبت به زندگي
اخلاق زندگي رو نسبت به من تعيين ميکنه
اگه يه کاري داري ، درست انجامش ميدي
ايست
دستهات رو ببر بالا ، همين الان
ازش يه پرونده فدرال هم در بيارين ، نه ؟
بندازش ، اون رو بنداز - هر دو تا دستهاتون رو -
اين هم قدرداني شما
هي ! دستهات رو ببر بالاي سرت
براتون يه کادو ميارم و اون وقت اينطوري رفتار ميکنين ؟
کدوم کادو ؟
من اين رو سه تا خيابون کِشيدم
... جين
مردمکهاي چشمهاش گشادن
... شما مواد مصرف کرديد ، آقاي
رسنيک . کارل رسنيک . مواد مصرف نميکنم
کِرَک يعني خودکشي - نبضش هم ثابته . مثل سنگ -
اون هم براي کسي که سه خيابون اين رو کِشيده - هي -
بذار اين يکي رو من انجام بدم
پس اين يه هديهست ؟ به همين خاطراون رو آورديش براي ما ؟
اون ؟ بگو اونها
از يکي بيشتر هم هست ؟
يه عالمه هست ، چي ميخواي ؟ عينک ؟
يه کيسه پُر از چي ؟
سيب زميني
سيب زميني ؟
من بايد تحويل شون بدم به پليس
شما پليس هستين ، درسته ؟ - تقريباً . اون بهترين انتخابه -
انتخاب ؟ - براي مجبور کردن کاري . اون هيپنوتيزم شده -
داره دروغ ميگه - جدّي ؟ -
... خب ، اينکه دخترِ مُردهاي که اينجا با خودش کِشيد
در واقع سيب زميني نيست ، پس آره
اگه خودش باورش داشته باشه ، دروغ نيست
باشه
ممنون
خُب ، کارل
چرا بايد يه گوني سيب زميني براي پليس بياري ؟
... آاا ، من ... من ... نميتونم
سيب زميني براي پليسها ؟
سيب زميني . دوناتس ، نه سيب زميني
کسي بهت گفت اين کار رو بکني ؟
بله ! بله - کي ؟ -
... آااا
يادم نمياد
سعي کُن
دارم سعي ميکنم
اگه بهت بگم سيب زميني نبوده ، چي ؟
که در واقع يه دخترِ مُرده بود که تو با خودت مياورديش ؟
تو شوخ طبعيِ خيلي نامناسبي داري
اين مدرکشِ کارل ... اينجا چي مي بيني ؟
سيب زميني
اون ديوونهست - نه ، فقط هيپنوتيزم شده -
اوه ، بيخيال
... هيپنوتيزم فقط يه راهه براي ارتباط با قدرت تصور
تا ارتباط با ذهن خودآگاه
مغز ، هر چيزي که قوه تخيل بگه ، قبول ميکنه
مهم نيست چه قدر آشفته و ناجور باشه
هيپونتيزم چيزيه که تو عليه دستورات واضح من
براي بيرون کِشيدن حقيقت از شاهدهام استفاده ميکني
متاقعد کردن يه نفر که يه جسد رو با خودش بِکِشه
يه کم با اون فرق داره
از نظر مقياس فرق ميکنه
خُب ، به نظر نمياد که توي وضعيت هيپونتزيم و اينا باشه
مليني هم وقتي هيپنوتيزمش کردم كه ديگه سيگار نَکِشه همينطور بود
فرد هيپنوتيزم شده ، کاملاً عادي رفتار ميکنه به جز چيزي که بهش گفته شده
چيزي که به کارل گفته شده
... اينه که يه توهم خيلي قوي داشته باشه
و يادش بره که چه کسي اين کار رو کرده
... هر کسي هم که هيپنوتيزمش کردهه بايد بگم خيلي خوب بوده
به اندازه کافي خوب که کارل رو هيپنوتيزم کنه يه دختر رو بُکُشه ؟
... خُب ، اين بستگي به اين داره که
در درونش ، کارل واقعاً ميخواد اين کار رو بکنه يا نه ؟
ولي هيپنوتيزم شُده
... و هيچ دستوري توي دنيا نميتونه مجبورت کنه
کاري عليه اخلاقيات واقعيت انجام بدي
يه قِدّيس هيپنوتيزم شده ، هنوز هيپنوتيزمه
نيست که قديسه
پس اگه کارل قاتل باشه ، ميشه هيپنوتيزمش کرد که بُکُشه
... وگرنه - وگرنه هيپنوتيزمگَر دختر رو کُشته و کارل رو براش هيپنوتيزم بوده -
ريگزبي
خُب ، کارل قاتل هست ؟ راجع بهش چي فهميديم
اون ماشين ميفروشه و قايق و از اينا - و اين رو از کجا ميدوني ؟ -
خُب ، خيلي با ادبه
يه ذره سعي کرده خودش رو خوشگل کنه
ولي براي همجنس باز بودن بد لباس پوشيده
پس بازاريابه
براي يه شرکت بازاريابي توي فلوون کار ميکنه
اوه ، خُب سابقهاي هم داره ؟ - حتي جريمه هم نخورده -
اون پسر خوبيه از قانون اطاعت ميکنه
بهترين هدف براي هيپنوتيزمه
اون نرم ، ساده و چَکُّش خورهست
خُب ، ميتوني با يه هيپنوتيزمي ، چيزي درستش کني ؟
کاري کني که يادش بياد چه اتفاقي افتاد ؟
خُب ، ميشه يه امتحاني بکنم . ولي بدون راه انداز
ميشه مثل من و تو باهم توي اقيانوس اطلس قايم موشک بازي کنيم
تا اَبَد طول ميکِشه . تو هم خسته ميشي
خيلي آسونتره که هيپنوتيزمکننده رو پيدا کنيم
روي هويت مقتول يه چيزي داريم
اثر انگشتش توي هيأت مدرسه بود
اسمش مري بت هندکس ، 27 سالهست
خواهرش توي راه فرودگاهه
بله ، اين مري بته
... اون ، آاا
کسي بهش شليک کرده ؟
شليک اسلحه به سر. متأسفم
پزشک قانوني گفت که همونجا مُرده
باور نميکنم
وقتي که رفتم ، حالش خوب بود
شما با هم زندگي ميکردين ؟
آره
دو تا دختر غريب ، توي يه شهر بزرگ
من نميخواستم بيام اينجا
ولي مري بت گفت که ازم مراقبت ميکنه
جالبه ، نه ؟
لنسدي ؟
سفرت به سان فرانسيسکو
آره ، پرواز شبي بود ، براي کار
وقتي که زنگ زدين رسيدم
مري بت يه معلم ابتدايي بود ، نه ؟
بله بود ، ولي پارسال جايي که کار ميکردم براش کار پيدا کردم
توي مرکزِ زندگيِ مُدرن ، در مرکز شهر
مري بت دستيار رئيس بود
و من تنظيم کنندهي برنامه هستم
به دکتر کمک ميکنم که سمينار و ب.ذ.عهاش رو تنظيم کنه
ب.ذ.ع چيه ؟
برنامهريزي ذهني عصبي
"خُب ، آسونش ميشه "راههاي زيرکانه براي متقاعد کردن مَردم
به نظر زياد جالب نمياد
خُب ، دکتر دانيل زندگي آدمها رو عوض مکينه
رويستُن دانيل ؟
بله . اون بهترينه توي اين کار
آها
رويستُن دانيل کيه ؟
... دکتر روستُن دانيل
يکي از برترين متخصصهاي هيپنوتيزم برترکشور هستن
مري بت مُرده ؟
خداي من
يعني مري بت رو ميشناسي ؟ - البته -
توي مرکز زندگي ايدهآل ، باهاش آشنا شدم
... توي کلاسهاي دکتر دانيل شرکت کردم
که بهم کمک کنه بازارياب بهتري بشم
زياد با مري بت وقت ميگذرونديد ؟
توي کلاسِ دوشنبه
من تمرين رو درک نميکردم
مري بت تمام وقت نهار برام توضيح ميداد
اون معلم عاليايِ
صبوره ، ميدوني چي ميگم ؟
مخصوصاً با کُودَنهايي مثل من
No comments yet. Be the first to leave one.