The first 200 lines.
کجا بودی؟ همه جا رو دنبالت گشتم
زنی که الان بوسیدی
من بودم؟
...یا
عشق اول از دست رفتت بود؟
من نبودم پس
...من- ...من-
سایه ی کسی نیستم که دنبالشی
پس همینجا افکارت رو جمع و جور کن
یا به گذشته ایی چسبیدی که خیلی وقته ازش گذشته
...یا
یا؟
منو دقیقا همون کسی که هستم ببین
میدونم که قیافم برای نگاه کردن بد نیست
شما دو تا باهم قرار میذارین؟
شغلش چیه؟ چند سالشه؟
الان کجایی؟ جواب نمیدی؟
بگو اون مرد کیه دیگه
هیچ کدوم از پیامامو جواب نمیده
شاید فقط یکی از منابعشه
امکان نداره
فقط با فکر کردن به نگاه عمیقی که داشت
خیلی راحت قند تو دل آدم آب میشه
...نویسنده، به قلبت بگو
خودشو جمع و جور کنه
اما فکر میکردم اینکاره نباشه
چی؟- وقتی حرف مردا میشه-
اون توی قرار گذاشتن افتضاحه
هوا گرمه نه؟
من تابستونو دوست دارم
پس روباها خوب میتونن گرما رو تحمل کنن
این فصلیه که درختا پرحرف تر از همیشه میشن
...نیاز به پرسیدن نداره
...که همه درختا و گلها
سهم عادلانشون از نور خورشید و بارون و باد رو میگیرن
و یه دورهمی کوچیک برای خودشون دارن
البته توی شهر اینجوری نیست
...نوری که هر خونه میگیره
بستگی به طبقه ایی داره که توش زندگی میکنه
برای آدما و گیاها یه جوره
هرچی بیشتر آفتاب بگیریم سالم تریم
خیلی حواست جمعیا
حالا چرا سعی میکنی با من چشم تو چشم نشی؟
کی؟- ...حتی همین الان-
داری شونه مو نگاه میکنی
عه ماهی کپور
وای چقدر کیوت
مگه نه؟
کیوتن
آره
به چی داری نگاه میکنی؟
تو
این چیزیه که گفتی انجام بدم
بسه. دیگه نگام نکن
صورتم چشم میخوره
اه. نباید اینو بهش میگفتم
وایسا باهم بریم
اما نویسنده
اون مرد براتون آشنا نبود؟
چرا بود- مگه نه؟ کجا دیدیمش؟-
توی رویاهام
اون ترکیبی از کساییه که توی خوابم میبینم
...داشتم راجع به برناممون حرف میزدم
نه نه
امکان نداره من چنین چهره زیبایی رو فراموش کنم
اما من مطمئنم یه جا دیدمش
هنوز دارین راجع به اون آدم حرف میزنین؟
حداقل وقتی دارین از زیر کار درمیرین
جوری رفتار کنین که انگار دارین کار میکنین
دارین منو خجالت زده میکنین
...نویسنده به من گفت که یه روزنامه نگار خوب
همیشه اینقدر میگرده تا تهشو دربیاره
باورم نمیشه انداختیش گردن من- ای خدا-
...راستی راستی
راجع به اون مرد چی گفت؟ جواب پیامتو داد؟
نه هنوز. فضولیش داره ما رو هم میکشه
راستشو بخواین بنظر من که جلف بود
این چیزیه که شما دلتون میخواد باور داشته باشید
...میخواین باور داشته باشین که
زندگی نامنصفانه نیست
هی
برگرد سر کارت
ادای کار کردنو درنیار و درست بشین سر کارت
حالا دنبال کی میگردی؟
فرماندار- فرماندار؟-
اون میدونه کی پدر مادرت رو برده
واقعا؟
اونوقت این فرماندار کیه؟
اون توی پوست آدما زندگی میکنه ولی آدم نیست
...یکی از چهار روح کوهستانه
که بر کشور کره حکومت میکرده
یه کوه کوهستان؟
فراموش نکن که یکیشون دقیقا جلوی چشماته
آها آره. روح سابق کوهستان
بیرونت کردن نه؟
خودم مقاممو کنار گذاشتم
ممکنه بنظر بیاد که دارم پز میدم
اما اون سه تا روح دیگه، فرعی حساب میشن
من؟ من اصل کاری بک دودگان بودم
گرفتی؟
گرفتم
حالا چرا روح کوهستان توی روستای مینسوکه؟
همه موجودات عرفانی دلشون میخواد اینجا جمع بشن
یه مکان مناسب برای مخفی شدنه
میتونی بهش بگی جشنواره لباس قدیمی
یادآوریش قشنگه
پس الان اینایی که دور و برمونن آدم نیستن؟
ممکنه نباشن
واقعا؟
اکثرشون بعد از سر و کله زدن با توریستا بوشونو از دست میدن
پس چجوری اون کسی رو که دنبالشیمو پیدا کنیم؟
...لازم نیست پیداش کنیم. ما باهم دوستای خوبی بودیم
خودش میاد ما رو پیدا میکنه
پیشگویی از اونوره. بیا بریم
بذار ببینم
خدای من
سلام- ای خدا خوش اومدین-
خدایا، بالاخره یکی اومد
بذار ببینیم
میتونم سرنوشتتون، چهرتون، سازگاریتون و زندگی قبلیتونو ببینم
کدومشو میخواین؟
اگه همه ی اینا رو میدونی
چرا برای هر پیشگویی فقط بیست هزارتا میگیری؟
واسه سرگرمیه فقط
بفرمایید
میشه درمورد زندگی قبلیمون بگید؟
زندگی قبلیتون؟
کدومش مال زندگی قبلی بود؟
خیلی خب بذار ببینیم زندگی قبلیتون
...انتخاب خوبیه. جوونای امروزی
خیلی به زندگی قبلیشون اهمیت نمیدن
اما در واقع مسئله مهمیه
تکون نخورید
خیلی خب- از برنامه استفاده میکنی؟-
گفتنش راحته
از لحظه ایی که وارد شدین یه چیزی درباره ی شما خاص بود
چی بود؟
توی زندگی قبلیتون، شما عضوی از یه خانواده سلطنتی بودی
یه پرنسس بودی
اینو نشون میده؟
اونوقت من چی؟
...شما
بذار ببینم
ای خدا، شما توی زندگی قبلیت کارگر بودی
وقتی روی ساخت پل هانگانگ کار میکردی، مردی
اگه میخواستی یه چرت و پرتی سرهم کنی
نمیتونستی حداقل یه چیز خوب بهم بگی؟
شما باید یه طلسم بخری
چه طلسمی
شما دوتا نباید باهم بگردین
وگرنه یکیتون میمیره
چی؟
از همون اولش، نباید همو میدید
سلام- سلام-
وای خدا چه خوشگلید شما- خودم میدونم خوشگلم-
خوش اومدین
وای شما باید با من بیای و با پری ها حموم کنی
سلام - خوش اومدید -
سلام، پری خوشگل - سلام -
سلام - سلام -
خوش اومدید
اون یه روح کوهستانه - سلام -
پیشگو کجاست؟ - پیشگو؟ -
باید مسیر زیادی رو اون طرفی برید
مسیر زیاد؟ توی این گرما؟
این طرفا تاکسی نیست؟
نه، ولی اونو داریم
هی فقط پولمون رو هدر دادیم
داشت چرت و پرت میگفت نه؟ حرفش ناراحتم کرد
...سرپرست تیم ما
قبل از ازدواج، طالع خودش و دوست دخترش رو چک کرد
و پیشگو ازش پرسید چرا انقدر طول کشیده تا اونو ببینه
بهشون گفتن که جفت همن
خب؟
بهشون گفتن زندگی شاد و خوشی دارن
اما کمتر از یه سال دووم آورد
طلاق گرفتن؟ - آره -
من که به این چیزا اعتقاد ندارم
...اگه اینا راست بودن، نرخ طلاق توی این کشور
کی این تیر رو شلیک کرد؟
فکر میکنی کی با همچین راه قدیمی ای
ازم میخواد باهاش برم سر قرار؟
توی فرمانداری بیا ملاقاتم
فرماندار؟
بریم
یک، دو
برو
عالیه
عالیه. خودشه
تو کی هستی؟
برای دونستن طالعت اومدی؟ - نه برای یه چیز دیگه اومدم -
طلسم میخوای؟
چرت و پرت گفتن رو بس کن
میدونم تو کی هستی
امروز روباههای نه دم اینجا دور هم جمع شدن؟
چی؟ - هیچی اگه اشتباه میکنم فراموشش کن -
لی یون اینجا بود
برو سر اصل مطلب. ممکنه یه مشتری یهو پیداش شه
تو چیزی داری که باهاش میتونیم زندگیهای گذشتمون رو ببینیم نه؟
بذار ببینم
No comments yet. Be the first to leave one.