The first 200 lines.
وای، چه سرده
به چی میخندی؟
،من پیرهن نو پوشیدم ،کفش نو پام کردم
یه ساعت هم موهامُ درست کردم
عجب بدشانسیای آوردم
مثلاً اولین قرارمون بود
قرار؟
،وقتی دونفر باهم میرن تفریح اگه اسمش قرار نیست پس چیه؟
ولی من علاقهای به تو ندارم
پس چرا تو روز تعطیلت با من وقت میگذرونی؟
...خب
واسه اینکه اگه یه بار باهات بیام بیرون دیگه کمتر اذیتم میکنی
دلم شکست
بریم
...صاحب اون مغازهی مرغ سرخ کرده میگفت
هروقت من از اون اطراف رد میشم چشم ازم برنمیداری
،وقتی داشتیم بستنی میخریدیم ...سونو که کلاس پنجمیـه پرسید
باهم قرار میذاریم؟
...میگم تا حالا
...به این فکر کردی که شاید تنها کسی که نمیدونه
منُ دوست داری خودتی؟
وای نفسم بند اومد
...بیا سنگ کاغذ قیچی بازی کنیم
و هرکی باخت 30 ثانیه زیر بارون وایسه
نمیخوام. من از این بازیهای احمقانه نمیکنم
!آمادهای یا نه، سنگ کاغذ قیچی
!تو باختی
چیه؟ چرا نمیری زیر بارون؟
اوپا؟
چی شده؟
تو خیلی عجیبی، میدونستی؟
چرا منُ دوست داری؟ چرا؟
واقعاً نمیفهمم
...چطور میتونی آدمی مثل منُ
ولش کن. حرف زدن با تو فایدهای نداره
من باید برم
چرا ازدواج کردی و خودتُ تو این معرکه گرفتار کردی؟
چند بار بهت گفتم برو خارج از کشور زندگی کن؟
ازدواج؟
مگه تو هم میتونی مثل بقیه زندگی کنی؟
اگه قراره بمیری خودت تنها بمیر
...میدونی اگه کسی واقعیتُ دربارهی ما بدونه
حتی تصورش هم وحشتناکه
به نفعته همچین اتفاقی نیفته
چون اگه بیفته، خودمُ جلوتون میکُشم
آروم باش
هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده
اینُ بخور
بین من و یه یارویی به اسم نام سونکیل ،که قبلاً میشناختمش
یه اتفاقی افتاد
فکر کنم به خاطر اون اتفاق اوضاع به هم ریخت
ببخشید که بهت سیلی زدم
دردت گرفت؟
خوبه
چرا من نمیتونم خودمُ کنترل کنم؟
اگه دوباره از کوره دررفتم بگیر دستهامُ ببند
زنت چی؟ از چیزی خبر نداره، نه؟
اون مسئول این پرونده است
چی؟
!من که گفتم بهت هشدار دادم یا نه؟
گفتم اون اوضاعُ بدتر میکنه
شاید این کمک کنه قضیه سریعتر جمع و جور شه
از اولم ازش خوشم نمیومد
باید مراقبش باشی آدم دوروییـه
چطور تونستی با همچین آدمی ازدواج کنی؟
آه
دوربینهای مدار بسته فیلم مجرمُ گرفتن
سر صحنهی جرم چند قطره خون هم ازش ریخته
این پرونده خیلی زود حل میشه
شما که میدونی چیزی نمیشه
اونا شاید بیفتن دنبال دو هیونسو ولی به بِک هیسونگ نمیرسن
البته تا وقتی که شما مثل الان طرف من بمونی
برو
باشه
خونهی ما خیلی بزرگه
واسه دو نفر خیلی بزرگه
هر از گاهی یه سری بهمون بزن و باهامون یه غذایی بخور
فقط شما دوتا نیستین
من برم
وقت غذای پسرتونه
بهش غذا میدم
سیزدهمین المپیاد ریاضی
بیست و یکمین المپیاد ریاضی نوجوانان، جایزه بزرگ
تقدیرنامه
هیسونگ
این فهرست خانوادگی دو مینسوک و دو هیونسوئه
فهرست خانوادگی
دو مینسوک یه دختر داره
بله، خواهر بزرگتر دو هیونسو
همسن شماست
جیوُن، چرا نمیری دیدنش؟
من رفتم دیدن خانواده مقتول
شما میتونین برین دیدن خانواده مظنون
واقعاً به این قیافه ساده لوحانهت حسودیم میشه
من به خاطر جذابیت ذاتیای که دارم مردم باهام معذبن
،به عبارت دیگه سخت میشه شما رو دوست داشت
تکون نخور ببینم
هی، انقدر بحث بیخود نکنید
با چک کردن شماره تلفن و آدرس دو هیونسو شروع کنید
بله، اطاعت
چطوره؟ دیگه درد نمیکنه، نه؟
دیگه نمیسوزه
...ولی بوش یه کم
یه کم عجیبه
بوی سم میده
مشکلی نداره؟
بوی لاتکس مایع میده
سمی نیست
آها، باشه
خانم دو ههسو
،میدونی
میخوام به نظر بیاد تازه مُرده
میشه یه کاری کنی زخم تازهتر به نظر بیاد؟
تا حالا یه جنازه واقعی دیدین؟
هوم؟
یه کم دیگه خون بهم بده - بفرمایید -
خانم دو، گوشیتون زنگ میخوره
بله؟ - خانم دو ههسو، درسته؟ -
...کارآگاه چا جیوُن هستم
از واحد جرایم خشونت بار پاسگاه پلیس گانگسو
خانم دو ههسو؟
،من کارآگاه چا جیوُن هستم همونی که تماس گرفت
از کجا فهمیدین؟
من شبیه دو مینسوکم؟
نه، فقط حدس زدم
زود اومدین
محل فیلمبرداری خیلی نزدیکتر از اونی بود که فکرشُ میکردم
این کارت منه - من چیزی نمیدونم -
چا جیوُن
بله؟ - من هیچی نمیدونم -
از سال 2002 که هیونسو ناپدید شد من دیگه ندیدمش
هجده ساله پلیسها دارن میان سراغم ولی من همین حرفا رو بهشون میزنم
حالا میتونم برم؟
سوال من این نبود
...نهصد میلیون وُن دارایی دو مینسوک
هنوز به عنوان ارثیه شما پرداخت نشده
،اون خونه تو پاجو، کارگاهِ گاکیونگری
و خونه ییلاقی تو تهآن
چرا یه بخشهای خاص از زمینُ فروختین ولی ساختمونها رو نه؟
انگار شما یه جاهایی رو به عنوان پناهگاه برای دو هیونسو نگه داشتین
انگار این روزا پلیسها بر اساس تصوراتشون تحقیقات میکنن
زمین رو فروختم تا باهاش دیهی خانوادههای قربانیها رو بدم
وگرنه من هیچ علاقهای به پول اون هیولا ندارم
هجده سالی هم میشه که هیونسومونُ ندیدم
چند بار باید بگم تا باور کنید؟
هیونسومون؟
اگه هجده ساله که دارین ،با پلیس و رسانهها سر و کله میزنین
باید خیلی از برادرتون بدتون بیاد
...ولی انگار
ناراحتین
صحبتمون خیلی طول کشید
انگار کمکی از من ساخته نیست
بِک هیسونگ
بِک هیسونگ واقعی کجاست؟
بازگشت بک هیسونگ، خواننده، بازیگر
بک هیسونگ فلزکار
آثار بک هیسونگ فلزکار
بک مَنو، رئیس بیمارستان دانشگاه ایلشین حمایت مالی هخود را افزایش میدهد
ما به ملاقات دکتر بک مَنو رفتیم
اون پسر رئیس بیمارستان دانشگاهه؟
،پسر شما بک هیسونگ معروف قهرمان المپیادهای ریاضی است که حتی در تلویزیون نیز حضور پیدا کرد
قهرمان معروف المپیادهای ریاضی
پسر یه قاتل سریالی خوب هویت جدیدی واسه خودش دست و پا کرده
داری چیکار میکنی؟ - وای -
قلبم ریخت، خانم سردبیر
تقصیر خودته که حواست به دور و برت نیست
از همه بدتر رئیسیه که یواشکی از پشت سر آدم تو مانیتورش سرک میکشه
یه کارمند خوب از چیزی که روی مانیتورشه خجالت نمیکشه
اینُ برات آوردم
این پرونده باباهه است اینم پرونده پسره
خیلی سخت به دستشون آوردم
منتظر اون گزارش انحصاری هستم
بک هیسونگ
تحقیقات پلیس در چه حاله؟
عزیزم، اینُ - ها؟ -
میخوای بپوشیش؟
چرا این؟ - زود باش بپوشش -
باشه
چیکار میکنی؟
...به خاطر پرونده قتل رستوران چینی
دیشب این شکلی اومدی خونه
خب که چی؟
بارونی که چیز عجیبی نیست
صبر کن ببینم، نکنه تو فکر میکنی ...من نصفه شبی رفته بودم بیرون
که آدم بکشم؟
چی میگی تو؟
،دیشب که این شکلی اومدی خونه
انقدر ترسیدم که نشناختمت
ولی نام سونکیل چطوری بلافاصله شناختتش؟
تازه قاتل صورتش هم با ماسک پوشونده بوده
یه وقت با کس دیگه اشتباه نگرفتتش؟
نه. قاتل باید دو هیونسو باشه
چرا؟
...من باید دو هیونسو رو بگیرم تا به خاطر
حل پروندهای که سالها حل نشده بود یه ترفیع حسابی بگیرم
تو بگیر بخواب من خیلی کار دارم
قتل پیشگوی روستای گاکیونگری
،پرونده قتلهای سریالی شهر یونجو قتل پیشگوی روستای گاکیونگری
امشب میخوام اینجا بخوابم نمیخوام تنهایی بخوابم
هر کاری دوست داری بکن
No comments yet. Be the first to leave one.