Shades of Blue

Shades of Blue

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Shades of Blue S03E03 HDTV x264-KILLERS
Shades of Blue S03E03 720p HDTV x264-KILLERS
Shades of Blue S03E03 HDTV XviD-RMX
Shades of Blue S03E03 480p HDTV x264-RMTeam
Shades of Blue S03E03 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
Shades of Blue S03E03 HDTV x264-LucidTV
Shades of Blue S03E03 720p HDTV x264-LucidTV
A Commentary by llillusionll
░ امیرعلی ، شقایق | TakMovie.Co

Tags

HDTV
hdtv
x264
HD
720p
720
XviD
480p
480
x265
HEVC
Published on: 2018-07-03
Downloads: 22
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...آنچه گذشت

.هنوز یه بخشی ازت توی اون کابین گیر افتاده

.چیزهایی رو میبینی که واقعاً وجود ندارن

.به من شلیک نمیکنی

به یه آدم بی‌گناه شلیک کردم

.چون همه‌ش استال رو میبینم

.کوئین مامانم رو گرفت

.بابات دوتا قتل رو لاپوشونی کرده

واقعاً بابات رو نمیشناسی، نه؟

.هنوز هم عکس تو و دنی توی قایق رو دارم

تو همجنسگرایی؟ - .اون همراهه -

اسمت چیه؟ - .هارلی -

افسر استال دستورالعمل‌های .خیلی مشخصی داشت

تو رویای اون بودی. واقعا میخوای

همه‌ی این چیزها رو بشنوی؟ - .تا وقتی که دستگیر بشه -

.دوباره دیدمش - استال -

.قسم میخورم واقعی بود

نمیتونی جوری رفتار کنی که انگار .هیچوقت اتفاقی نیوفتاده

!نـه

.نه

...کسی که اینکار رو کرده... سزار مولینا

.ضاهراً یه خودکشی بوده - .مگه اینکه با دقت بیشتری بهش نگاه کنی-

و اگه تصمیم بگیری اینکار رو نکنی چی؟ - .من هنوز هم کوئینس رو میخوام -

شرایطی که باهاش توافق کرده بودی نیست؟

نوا مُرده و قاتلش به احتمال زیاد .نشان پلیسی داره

بخش اطلاعات

.خطرناک‌تر از چیزی‌ـه که تو فکر میکنی

.خوشحالم که انتقامت رو گرفتی، واز

.امیدوارم هرچیزی که لازم داری رو درمان کنه

T12.

.با دید مثبت به مهره‌ت نگاه کن

.این رفیق صمیمی جدیدت‌ـه

11‌ـمی حسودیش نمیشه؟

.گلوله اینجا قرار گرفته، درست بالای استخوان

لازمه یادآوری کنم اگه تکون بخوره چی میشه؟

قلقلکم میاد؟

.بهتره بگی هیچی حس نمیکنی

.در هرحال، از کمر به پایین

،با توجه به محل گلوله

.من میگم رگ‌های اپیدوال در خطر هستن

.اگه این رو شنیدی جلوم رو بگیر - .شنیدم -

.باید جراحی رو درنظر بگیری

،یه عمل با ریسک بالاست

ولی به اندازه‌ی راه رفتن

با یه تیکه فلز تیز توی ستون فقراتت

.ریسکش بالا نیست - این اولین اتفاق ریسک بالای من -

.نیست. دکتر

،4ماه پیش .یه نسخه بهت دادم

.دو هفته استفاده از مُسکِن

.نسخه‌ی جدید نگرفتی

.دوست ندارم سر صف وایسم

چرا اینکار رو میکنی؟

میخوای درد بکشی؟

...تمام اون رشته‌های عصبی نزدیکِ

راستش، اصلاً الان چطوری داری راه میری؟

.اینطوری

خب، خوبه که میتونی کتت رو دربیاری

.چون ممکنه دیر برسیم

.فکر نمیکنم برای نوا مهم باشه

من دارم توی پرونده‌ی قتلش یه فعالیتی میکنم

ولی اوضاع درمورد

.سزار مولینا خیلی ردیف نیست

.مضنونی که مُرده - .عجیبه -

.کارت همیشه توی حساب کتاب خوب بود

.پدر سزار فکر نمیکنه پسرش نوا رو کُشته باشه

.یا اون تعمیرکاره

باور نمیکنه که حتی اون جایی

.نزدیک محلی که اتفاق افتاده بوده باشه

.داره بازیت میده

باهات ارتباط برقرار میکنه

،که تو با من ارتباط برقرار کنی

.وقتی که تحقیقات دوباره شروع میشه

.من باهاش ارتباط برقرار کردم - پدرها هر کاری یا حرفی میزنن -

.که از پسرهاشون محافظت کنن

.حتی وقتی که مُرده باشن

.زندگی یه هدیه‌ی گرانبهاست

.دلچسب و زودگذر

وقتی از بین میره، آرزوی یک لحظه‌ی دیگه ،ازش رو می‌کنیم

.مثل بیدار شدن از یک رویای زیبا

،وقتی اون رویا ازمون گرفته میشه

ما آرزوی یه شانس دیگه

برای گفتن چیزهایی که میخواستیم بگیم

به کسی که بیشتر از همه لیاقتِ .شنیدنش رو داشت می‌کنیم

جیمز نوا یه چیزی رو در من بیدار کرد

.که حس کردنش رو فراموش کرده بودم

خیلی بعیده

...کسی رو داشته باشی که

...کسی رو داشته باشی که

.جیمز من رو تبدیل به آدم بهتری کرد

.باعث شد بخندم

باعث شد بخوام دنیا رو جوری بسازم .که اون میدید

از دید شغلش، جیمز انسانیت رو

توی بدترین نوع ممکن میدید

.و با این‌حال ما رو به بهترین شکل ممکن میدید

.دست خودش نبود

.سعی نمیکرد که عالی باشه

.همینطوری عالی بود

.هر روز دلم براش تنگ میشه

،کتاب مقدس میگه

.بیا، ای کسی که پدرم تو را بخشید"

،خداوند فرمود

به ارث بدن پادشاهی

.از زمان آغاز بشریت برای تو آماده شده

.برای وقتی که من گرسنه بودم و تو به من غذا دادی

گوش کن، ازت میخوام اعتماد به نفست .رو حفظ کنی

میتونی اینکار رو بکنی؟

.خیلی‌خوب، پسر خوب. تو راهم

دوست‌های جدید پیدا کردی، واز؟

فکر میکردم تمام کسایی که بهشون .اهمیت میدی این داخل هستن

خب، بعضی‌ها بیشتر از بقیه قدرِ .کمک‌هام رو میدونن

.پسر، خودش میاد سمتت

.الان فقط به شدت درگیر قوی موندنه

هنوز هم از من دستور میگیری؟

.تا وقتی که کارم به یکی از اون جعبه‌ها بکشه آره

.حواست رو بهش بده

.خیلی‌خوب

.بیا به جنبه‌ی مثبتش نگاه کنیم

.من رو از مراسم ختم بیرون کشیدی

.میدونی که هوات رو دارم

.برای این زنگ نزدم

چیه، میخوای با ماشینم ببرمت بیرون؟

.موضوع مامانمه. یه مشکلی هست

نیومده ملاقاتت؟

،سه‌شنبه‌ها، پنج‌شنبه‌ها و شنبه‌ها میاد ملاقات

،ولی شنبه نیومد و وقتی بهش زنگ زدم

یه جوری رفتار کرد انگار میخواد .سریع تلفن رو قطع کنه

.خب، من میرم یه سر بهش میزنم

.نمیخواد نگرانش باشی

کوئینس دیگه مشکلی برای تو یا مامانت

.ایجاد نمیکنه

.من رو ول کردن چون فکر میکردن براش کار میکنم

...ولی الان که دیگه رفته - ...ببین -

.تو حساب یه پلیس حسابی رو رسیدی

،سرت رو بالا بگیر

شونه‌هات رو صاف بگیر

و من هم چند روز دیگه

.میام بهت سر میزنم

باشه؟

،حتی اگه

،مسیر نگاهت این بچه باشه

،دفعه‌ی بعدی که سرت رو میتراشی

،من ماشین برقی توی دست منه

.و من خیلی بی‌دقتم

.کار من نبود. دستم هم بهش نخورد

.حواست رو میدی که دست هیچکس بهش نخوره

.اونجا کارش خوب بود

.نمیتونم تصور کنم

.میرم ماشین رو بیارم - .ممنون -

.مطمئناً بابات میدونه چطور یه راه خروج پیدا کنه

.کلی تمرین داشته

.آروم، آروم

جنایتکارها توی روزهای تعطیل و مراسم ختم .همیجوری بیکار نمیشینن

.آره

.اتفاقات وحشتناکی ممکنه بیوفته - .اوهومـ -

میخوای تا قبرستون برسونمت؟

کسی که کُشتش رو میشناسی؟

سزار مولینا؟

باباش درمورد اینکه خدا رو توی زندان شناخت .حرف میزد

شماها ثابقه‌ای ازش پیدا کردید؟

.میدونی، نیت، فکر نمیکنم الان وقت مناسبی باشه

آره، ولی اون‌ها پلیس مناسبی رو انتخاب کردن؟

که درمورد داستان کم‌اهمیت یک پدر مخالف سابق نظر بدی؟

اگه داستانی هست، نباید کسی باشه که

بهش گوش بده؟

.خیلی منتظرم که برسم به تختم

.شاید بهتر باشه فردا رو بمونی خونه

.یه روز دیگه استراحت کنی

که یه آدم بی‌فرهنگ دیگه رو کتک نزنم؟

.اگه تو هم استراحت کنی قبوله

.قبوله

خب دیدی عمو واز زود مراسم رو ترک کرد؟

آره، احتمالاً بری یه پرونده .باهاش تماس گرفتن

دعواتون نشده؟

.اصلاً نگاهش هم نکردی .حتماً لازم نیست عقل‌کُل باشم تا بفهمم

عزیزم، ازت میخوام بری داخل، خب؟

چی؟ برای چی؟ اون کیه؟

درمورد کارِ، خب؟

.منم الان میام تو

.باید تماس میگرفتی

.ببخشید. نمیدونستم کجا برم

.یه مقدار پول لازم دارم .باید همین امشب شهر رو ترک کنم

.خیلی‌خوب، آروم‌تر .بگو چی شده

شب قبل از اینکه برم داخل داشتم .تا خونه پیاده میرفتم

.دیدمش

کی رو دیدی؟

.استال

.من هم استال رو دیدم

.کارن

.نذار برم تو ماشین در شِکَنم رو بیارم

.زودباش، در رو باز کن

.ببین، ممنون که ملاقات پسرم میری

ولی اینجا، وقتی پلیس بیاد ملاقاتت و خبری از دستبند نباشه

.کارت به کیسه‌ی جسد میکشه، مرد

.شنبه نرفتی ملاقات

.آدرین نگرانته

.شیفت دوبرابر برای بسته‌بندی محصولات داشتم

،پسرت به دل و روده‌م شلیک کرد .ولی هنوز میتونم بشنوم

.شنیدم ضامن تفنگی که توی دستته رو کشیدی

ببین، من فقط سعی دارم تا شنبه‌ی دیگه زنده بمونم

.که بتونم برم بچه‌م رو ببینم - .آره -

More Farsi Persian subtitles for Shades of Blue

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left