The first 200 lines.
...آنچه گذشت
پليس معتقدـه
که قاتل سيلوربلز يه همدست داشته
بله داشته
اگه دلت ميخواد کاملا پاک شي ، تمام حقيقت رو
راجع به نقشت در قتل هاي سيلوربلز بگو
اين کار به طرز باورنکردني حسن نيت ـتو نشون ميده
گوش کن ، من بايد همين الان از اينجا برم بيرون
من قراره پدر بشم
فکر نميکنم اصلا
ميچل صاحب چاقو بوده باشه
فکر ميکنم تمام مدت چاقو براي گرت بوده
انتخاب خوبي کردي
بهترين ذرت جداکن هستش
از فصل ذرت جدا کردن
يکمي نگذشته؟
:مـتـرجـمـان H1tman007 امير Servin.A سروين Hasti.M هستي
! تکون نخور
ما بايد حرف بزنيم
ميدونيم که داشتي تمام مدت به ما دروغ مي گفتي
ما با دوست پسر قديمي ـت حرف زديم
جسد ِروي پله ها براي اون نبوده
اون چيه؟
اين جسد کيه ، گرت؟
گرت ، جواب بده
خيلي خب
دستاتو بزار روي سرت ، بازداشتت مي کنم
و برمي گردونم ـت به بوستون
گرت ، دستاتو بزار رو سرت
من برنمي گردم زندان
تو داشتي يه جسد رو حفر مي کردي
قبل از اين هم به يه قتل ارتباط داده شدي
هيچ گزينه اي نداري
من اينطور فکر نمي کنم
نه
قرار نيست برگردم خونه پيش همسر باردارم
و بهش بگم مجبور بودم برادرشو بکشم قبل اينکه اون منو بکشه
نمي خوام همچين کاري با تسا بکنم
تو مي خواي؟
يه راه ديگه اي هم واسه انجامش هست
فقط مي خوام باهام حرف بزني
بهم بگو چه اتفاقي افتاده
مي تونه راحت باشه
راه ديگه اي نيست گرت
يکي اينا رو تو کيفم گذاشته بود
داري راجع به چي حرف ميزني؟
اين يه پيامه
در رو قفل کرديد؟
وقتي اومدي تو ، درو قفل کردي؟
بله ، مامان ، جريان چيه؟
شما بايد کل ماجرا رو بدونيد
چون فکر ميکنم ما در خطر هستيم
همه چيز با تو شروع شد
واي ، مامان ، اين کلوچه ها خيلي بوي خوبي دارن
ممنون
بايد حتما يکي از کلوچه هاي مامان رو امتحان کني ، اونا بهترين هستن
اين - نه -
اين يکي چطور؟
تام ، تو بايد توانا و قابل دسترسي به نظر بياي
اين يکي مثل اين ميمونه که تازه مسابقات آبجوخوري رو برنده شده باشي
نه ، مي خوام که ببري چون تو نماينده کلاس هستي
مدير مدرسه به حرفت گوش ميکنه
مي توني مشکلات جدي رو جلو ببري
مثل مشکلات معلولان و حقوق همجنسباز ها
حقوق همجنسبازها چيه؟
تسا ، وقتي دماسنج تو دهن ـته حرف نزن
و الي ، سعي کن روي ميزم چسب نريزي
نه ، زيرش روزنامه گذاشتيم
... خب ، فقط جز اينکه يه
سوراخ رو اين يکي هست
آره ، بابا دوست داره بخش معماي جنايي رو ببره
فکر ميکنه قراره يه روز يکيشو حل کنه
شايد اينکارو بکنه
آهان . 100.2 درجه
تو ، عزيزم
رسماً مريض هستي
بايد به رخت خواب ببريمت
قبل اينکه ما بازي ـمونو تموم کنيم؟ - بله -
تو هم اينطور فکر نميکني گرت؟
خب ، من قبل اينکه مالي رو ببينم 20 دقيقه وقت دارم
... الي
اون جعبه اظهارنامه مالياتي رو
فرستادي به يه شرکت حسابداري جديد؟
شرکت استبوري نيوکام؟ - آره -
همين الان يه تماس باهام گرفتن . فکر ميکنم تو اشتباهي
يه جعبه از پرونده هاي حقوق و دستمزد قديمي رو فرستاده باشي براشون
واي ، شرمنده ، من خيلي سرم با امتحانات نهايي و
کمپين تام گرم بود
مشکلي نيست
من ميرم اونجا و پس ـشون مي گيرم
کسي کم رو ديده؟
قرار بود کمک ـمون کنه اين پوستر ها رو طراحي کنيم
اون ... خونه توبي ـه داره درس مي خونه
درس مي خونه؟
امکانش هست . توبي شاگرد برترـه
پس شايد عادت هاي خوبش داره روي کم اثر ميزاره
من بيشتر به تامين کننده مي خورم تا دلال
فقط دلم مي خواد به دوستام کمک کنم
ولي ، رفيق ، کمک ، بايد يه کاري کني من برم دانشگاه
خودتو غرق اين چيزا کردي
بعد از اون برخوردي که با ميلتون داشتم هنوز
شونه ام درد مي کنه
يه راه ارزون تز هست
همون چيزيه که من فکر ميکنم؟
بستگي داره ، تو فکر ميکني هروئين ـه؟
اصلا تو اين چيزا رو از کجا مي گيري؟
هفته قبل تو ايالت کلمبيا افتاد زمين
! يه بالون پر از مواد
از پسرعموم مي گيرم ! اون يکمي مي فروشه
ببين ، من بهش گفتم شايد بتونم يکمي جابه جا کنم
ببين به هرحال ، اين خيلي دلپذيرـه
و ارزون هم هست
نه ، من با همينا راحت ترم
و شايد يکمي هم از اين يکي ها
اون دارو قوي ـه
ميدونم
مثل يه چراغ سريع خاموش شد (خوابيد)
توي دفتر حسابدار ماجرا چطور پيش رفت؟
پرونده هاي حقوق و دستمزد رو پس گرفتي؟
اون ديدشون؟
متوجه شد؟
خب ، بهش پول پيشنهاد بده
هرچيزي که لازم باشه
مطمئن نيستم بشه خريدش
پس به وکيل ـمون زنگ بزن
ببين راهي براي خروج از اين بحران هست
که تو بلد نباشي
منتظر علامت من باش
بعدش بيا تو
خب ، اگه اونا دادخواست کنن
دارم به چي نگاه ميکنم؟ زمين بيس بال؟
تسا
تو خوبي ، عزيزم؟
ميچ
اونو برگردون به اتاقش
من يه مرد رو هل دادم پايين پله ها؟
اينو يادم نمياد
...اون
اون زنده موند؟
من کسي رو کشتم؟
پيچيده تر از اين هم ميشه
اون مرده
اون چيه؟
مردي که تو به پايين پله ها هل دادي
قاتل سريالي زنگوله هاي نقره اي بود
American Gothic - Season 1 Episode 11 95 / 06 / 12 " آزادي از ترس "
داستان ـت اينه؟
تسا سيلوربلز واقعي رو از پله ها هل داد پايين؟
اين شروع ـشه
من باشم کيو مي کشم؟
قطعا راس رو مي کشم Friends - شخصيت هاي سريال خاطره انگيز ِدوستان
با چندلر ازدواج ميکنم Friends - شخصيت هاي سريال خاطره انگيز ِدوستان
از نام خانوادگي ـش خوشم مياد که بين سال هاي 1994 تا 2004 پخش ميشد
!بينگ
از طنين ـش خوشم مياد
مالي بينگ
پس دلت مي خواست اسم خانوادگي تو عوض کني
شايد
خب ، اگه اينکارو کني ، فکر کنم
ميتوني خيلي بهتر از "مالي بينگ" باشي
تو يه چيز قوي و ادبي نياز داري
که دو سيلابي باشه (دو بخشي)
مراقب حرف زدنت باش
من پايبندت ميکنم
الو؟
تسا ، چي شده؟
اون بغض آلود ، سردرگم
و خيلي ناراحت به نظر ميومد
ازم خواست که سريع برم خونه
وقتي رسيدم اونجا
يه جسد رو ديدم که دراز به دراز افتاده بود روي پله ها
بعدش پدر و مادرم
نشونم دادن که اون کي بوده
کيف
طناب
و زنگوله ها
اونا به پليس زنگ زدن؟
نه
نه ، گفتن نمي خوان همچين کاري کنن
چرا نه؟
دقيق فکر کن گرت
همه مطبوعات مي ريزن اينجا
و تا آخر عمر گير اين مساله ميمونيم
... و تسا
اون همين الانش هم خيلي ... شکننده و ضعيف ـه
ولي اگه بدونه که اينقدر به يه هيولا نزديک شده
و اينکه اونو کشته؟
اين وحشتناک ـه . نابودش ميکنه
...الان هيچ چاره اي نداريم - چرا داريم -
مي تونيم از شر جسد خلاص بشيم
لازم نيست کسي بدونه
چي؟
... اين
اين کار مسخره است
چرا؟
کسي دلش براي اون تنگ نميشه
و دنيا بدون اون خيلي بهترـه
و براي تسا هم بهترـه
که ندونه دقيقا چه اتفاقي افتاد
ولي اون اونجا بود
No comments yet. Be the first to leave one.