The first 19 lines.
تو دستام رو گرفتي و به خونه بردي، متوجم
وقتي منو مي بوسيدي انگار يه احساسي بهم دست ميداد مثل آه، آه
تو اشکاي منو پاک کردي، منو از ترسام خلاص کردي، چرا گذاشتي رفتي
فکر کنم عشق من برات کافي نبود
خيلي سخته به پسرا اطمينان کرد
مگه بهت نگفته بودم که من از اون دخترا نيستم که
به همين راحتي رام بشه؟
فکر کردي اين دفعه هم بهت تسليم ميشم؟
فکر کردي اين دفعه هم باز ميزنم زير گريه؟
سعي نکن بهم بگي چيکار کنم
سعي نکن بهم بگي که چي بگم
بهتره پاتو از اين قضيه بکشي بيرون
فکر نکن خيلي افسونگري
و بازوهات رو دور گردنم حلقه مي کني
بايد ايندفعه
طوري حالتو بگيرم که ديگه هيچوقت از يادت نره
ازت ميخوام که ديگه تموم کني
فکر ميکردم خيلي دوست دارم ولي واقعا از دستت ناراحتم
از جلوي چشام دور شو
No comments yet. Be the first to leave one.