The first 200 lines.
ران، آروم باش مرد. بیخیال شو. گمشو از جلوی...
لعنتی!
یالا! کی میخواد بیبی رو ببینه؟
کیا میخوان بیبی رو ببینن؟ بیبی اومده خونه!
اوه، این دیگه چه کوفتیه؟
هی، بیبی اومده خونه!
سگ گرفتی؟
اون یه تولهسگه.
ببین چقدر نرمه. باشه.
ست. دارم میرم مدرسه، مامان.
ست داره میره مدرسه! اوه. باشه عزیزم.
دلت براش تنگ میشه؟ دوستت دارم.
خداحافظ، دوستت دارم. دلت براش تنگ میشه؟ اون داداشته!
باب، فکر کنم ست از بیبی خوشش نیومد.
کی؟
این بیبیه.
اوه اوه! باید ببرمش بیرون.
باید ببرمش بیرون. مثانهاش پره.
اوه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه! داری چیکار میکنی؟
داری چیکار میکنی؟ بیا بیرون از اونجا!
تو جعبه موش بودی؟ چی؟
ای لعنت. اینو گاز گرفتی؟ ران!
چی شده؟ چه خبره؟
بیبی جعبه موش رو گاز گرفت. نمیدونم موش رو گاز گرفت یا فقط سم رو.
عزیزم، چرا ما اینجا سگ داریم؟
چی-- چرا... یه کم از کار تعلیق شدم.
چی گفتی؟ من و جف یه کم با هم درگیر شدیم.
اون داشت خیلی سخت ازمون کار میکشید، و اون...
...اون شونهمو گرفت و دستم هلش داد.
تو جف رو هل دادی؟
اون با همه بدرفتاری میکرد، باب! با همه!
خصوصاً با زنها و بعضی از مردهای ضعیفتر.
اوه خدای من. لعنتی ران! تو جف رو هل دادی؟
با جیمی حرف زدم. دارن بررسی میکنن.
منظورت چیه دارن بررسی میکنن؟
که آیا بهم اجازه برگشتن میدن یا نه.
که آیا تو اجازه برگشتن داری؟
اوه، لعنتی ران.
تو قرار بود تو این قضیه پشتم باشی، باب.
من پشتم هستم. من پشت کل این خانواده هستم.
من دارم همه کار رو برای عروسی نَت انجام میدم.
من به همه شامهای استخدامی میرم.
تو حتی به یکی از اونها نرفتی.
داد نزن. نمیشه داد نزنی؟ و من کارمو انجام میدم.
من کار خیرم رو انجام میدم.
کار خیر؟ آره!
منظورت اون آشپزخونه خیریهس؟
بیبی، بس کن. الان داری مثل یه بیشعور رفتار میکنی، باشه؟
من همه کار میکنم تا زندگی تو راحتتر بشه.
لطفاً جلوی بیبی داد نزن.
تو چیکار میکنی؟ چطور به این خانواده کمک میکنی؟
من اینقدر کار خیر میکنم.
بیبی، بس کن! من همه چیز رو سرپا نگه میدارم.
بیبی. آخ! اوه، لعنت!
باب! باسی تراسین کجاست؟
آخرین بار که دیدمش، ست دستش بود.
اینجا نیست. البته که نیست.
پیداش کردی؟ نه. نه، ناپدید شد.
درست وقتی که از همه بیشتر بهش نیاز داشتم، غیبش زد.
باشه، اینو امتحان کن.
آخ! اوه، ل...
اینقدر درد داره؟ خیلی بدتر از این حرفاس!
فکر کنم یه کم از سم موش رفت توش.
از دندون باب-- از دندون بیبی.
تو دندون سگ سم موش هست؟
باب، آره.
اون موش رو گاز گرفت، بعد جای گازِ من رو گاز گرفت.
سم موش میتونست از دندون موش منتقل شده باشه...
...به جای گازِ خفاش من، آره.
ران، ناراحتم که فکر میکنی من پشتت نیستم.
چون من واقعاً سعی میکنم کاری کنم که تو بتونی هر کاری که لازمه رو انجام بدی.
و من حتی هیچوقت ازت سؤال نمیپرسیدم.
و بعد تو رئیسات رو هل میدی و کارت رو از دست میدی.
اینطور نیست-- اون هنوز نهایی نشده-- هنوز اتفاق نیفتاده.
میدونی، انگار اورپامپ واقعاً شانس موفقیت داره، ران.
اون روی اون تأثیری نمیذاره. چرا، قطعاً میذاره.
خیلی روی من فشار میاره.
چطور اینو درست کنم؟ چیکار میتونم بکنم؟
چطور اینو ماستمالی کنم؟ نمیدونم.
اصلاً نمیدونم چی بهت بگم.
فکر کنم، میدونی، تو مهمونی امشب نگی که رئیسات رو هل دادی.
کدوم مهمونی؟
مهمونی آلیس امشبه. گاهی اوقات اصلاً باورم نمیشه.
باورم نمیشه فکر میکنی من میرم مهمونی آلیس...
...و برم به همه بگم، "هی...
"...من رئیسمو هل دادم چون اون..." نمیدونم قراره چیکار کنی.
نمیدونم چی میخوای.
دفتر مدیر تدارکات.
سلام، ترزا بوناونتورا اونجاست؟
متأسفم، مدیر اینجا نیستن. میتونم پیغامی بگیرم؟
راستش، من فقط... من واقعاً باید باهاش حرف بزنم.
میدونید کی میاد؟ من ایشون رو ندیدم.
ایشون رو ندیدید؟
نه.
خب. آیا در راهه که بیاد؟
اینو نمیدونم، عزیزم. من گوی بلورین ندارم.
نه، میدونم. من اینطوری فکر نکردم-- فکر نمیکردم.
سؤال کردن دیوونگی نیست. من به گوی بلورین فکر نمیکردم.
فکر نمیکنم اونا واقعاً کار کنن.
لعنت.
اوه، گندش بزنن!
هی ناتالی. مامان گفت رئیستو هل دادی
و حالا تعلیقی؟ آره. آره، آره، آره، آره.
فقط یه استراحت کوتاه از کار گرفتم.
چیز مهمی نیست. فقط یه استراحت کوچیکه.
دیروز رفتی شهرداری؟
آره، رفتم.
صدها صندلی تکا پیدا کردم.
ناتالی، این سفینه مادرشونه. اینا تخمای بیگانههاست. پیداشون کردیم.
چی؟ چرا این همه ازشون دارن؟
نمیدونم، دارم سعی میکنم با مدیر خرید شهرداری صحبت کنم.
اونا باید همه خریدارو تأیید میکردن.
فکر کنم اونا باید یه چیزی بدونن.
ولی جواب تلفنامو نمیدن و منم که الان عمراً نمیتونم برم اونجا.
چرا؟ خوک کثیف!
خوک کثیف بیارزش. آشغال.
قراره هر نخ و ریسمونی که تا حالا بهش فکر کردم رو دنبال کنم.
به هر چیزی و همه چی سرک میکشم.
هیچ سنگ روی سنگی نمیذارم.
پس، سمپاش گفت چند تا از اینا رو تو خونهام پیدا کرده.
اینا دیگه چه کوفتیان؟
این حشرههای کوچیک جذب مناطق خیلی داغ میشن.
تو موتور ماشین، بخاری برقی پیدا میشن.
یه گوشی که خیلی زیاد تبش بازه.
آره، اریک گفت تو یه سری ساختمونای دولتی از اینا پیدا کردی.
اوه، آره، یه لحظه.
آره. خب، بریم.
اولین بار تو ساختمون اداره خدمات عمومی دیدمشون.
اینجا بازداشت و آزادی مشروطه. سه تا اونجا پیدا کردم.
چند تایی هم تو اداره آب و برق و اون ور خیابون اینجا بود.
اونجا یه ساندویچیه.
اوه، خیلی خوشمزهست.
بوقلمون دوست داری؟
اوه خدای من، بوقلمون رو تلنبار میکنن.
اوه خدای من، خیلی خوشمزهست.
لعنتی، همه جا پُره پلیسه!
خوک کثافت عوضی!
اوه. اوه!
اوه!
میدونی این عکسای پـورن به هم ربط دارن
به چیزی بزرگتر از پـورن؟
مثلاً، به کلاهبرداری شرکتی وصلن؟
یا شاید این عکسای پـورن به یه چیزی وصلن، مثل
اختلاس، یا یه جور علامت برای تیم اختلاسه؟
وای!
اینا جزء جدیدترین چیزاییه که اونجاست.
اینا؟ اینا قدیمیان.
درسته. پـورن الان تو یه وضعیت خیلی عجیب غریبیه.
این عکسا رو کی گرفتی؟
حدوداً یه ماه پیش. اوه!
پس اینا اون موقع کاملاً جدید بودن.
سلیقهات عالیه. ممنون.
خوبه که یکی اینجا هست که به پـورن جدی نگاه میکنه.
و فقط برای جـق زدن ازش استفاده نمیکنه.
فقط برای جـق زدن ازش استفاده نمیکنم. نه، اینطور نیست.
تو که به هر چیزی جـق میزنی. نه، من این کارو نمیکنم.
من راجع به این موضوع جدیام.
باشه، باشه، میشه فقط یه نگاه آخر بندازی
تا ببینی شاید یه چیز بزرگتر توش پنهان شده باشه؟
بذار ببینم هیچکدوم از اینا رو میشناسم.
اوه، شارژت کمه.
بذار کمکت کنم. اوه.
اوه خدای من، خیلی ممنونم.
آره، اصلاً متوجه نشده بودم.
هی! هی، داری چه غلطی میکنی؟
گوشیمو بده! فقط دارم از عکسات کپی میگیرم.
اون این کارو میکنه. اون این کارو میکنه. گوشی لعنتی رو بده!
اوه!
لعنت بهش! داری چیکار میکنی؟
فکر کردم یه کار دیگه میکنه.
اوه، لعنتی.
اینجا دیگه چرا صابونه لعنتی؟
همهاش صابونه. شبیه موج میکنتش.
شبیه موج نیست. چرا هست.
شماها گوشی تعمیر میکنید؟
آره. یه ساعت دیگه میتونی برگردی.
میتونم کمکتون کنم؟
ممنون.
اوه، لعنتی! تکا هستن!
برو! برو! برو! برو! برو! برو!
این دیگه چه گهیه؟ برو! برو!
هی! هی!
هی، داری چیکار میکنی؟
اوه!
هی! از اینجا برو بیرون!
تمام اطلاعاتتو به این گوشی جدید منتقل کردم.
ولی شاید مجبور شی بری و تنظیمات ترجیحیتو بهروز کنی.
اونا به حالت پیشفرض برمیگردن. باشه.
اوه، بیخیال، من این چتو سایلنت کرده بودم.
هوم؟
نمیدونم، ولی قطعاً حس میکنم سرم کلاه رفته.
به تازگی یه پیراهن که ازش راضی نبودم رو به تمبلی پس دادم.
بیشتر به خاطر آستین کوتاهش دوستش نداشتم.
طرحش خوب بود، اندازهاش عالی.
فقط از آستین کوتاهش خوشم نمیاومد.
چهار ماه بعد برگشتم تمبلی.
چون به تازگی از سایز چند تا از پیراهنای اصلیم خارج شده بودم.
وارد میشم، و چی میبینم؟
یه پیراهن که دقیقاً شبیه همونی بود که پس داده بودم.
اما آستین بلند بود.
No comments yet. Be the first to leave one.