The Chicken Sisters

The Chicken Sisters

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

The Chicken Sisters S02E05 No Trespassing Yall 720p WEB h264-NoRBiT
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 5 The Chicken Sisters 2024 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-26
Downloads: 4
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

مروری بر آنچه در "خواهران مرغی" گذشت.

نیکیتا.

وایسا، شما دو تا همدیگر رو می‌شناسید؟

اون زن سابقمه.

یه سر و صدایی میاد.

راسوی کوچولو.

فرانک جونیور قرار بود از شرش خلاص بشه.

اگه جدّی هستی

در مورد تعمیر اون گاردریل قطار، تو یه طومار برام بیار

با ۳۰۰ تا امضا توش.

می‌خوام یه تأثیری بذارم.

تنها کاری که باید بکنی اینه که ازم حمایت کنی

و همون خود دلربات باشی.

می‌دونم که همه‌تون درست مثل منید.

از اون گاردریل قطار خسته و کلافه شدین.

می‌تونید یه کاری در موردش بکنید.

من کلایتون بریگز هستم.

من باباتونم.

ما خیلی چیزا رو از دست دادیم.

خب، چرا شروع به جبران کردنِ

زمان از دست رفته رو از همین الان شروع نکنیم؟

می‌دونی، زندگی می‌تونه خیلی خشن و بی‌رحم باشه.

سلام، مامان.

"مامان".

فکر کردم شاید به یه کم تشویق و روحیه نیاز داشته باشی

چون این همه کارو اینقدر شجاعانه خودت تنهایی داری انجام می‌دی.

ولی فقط یه چیز ساده لازمه تا یادمون بیاره

که یکی هست که هواتو داره.

یالا، خاکا رو یه کپه کوچولو کن.

دارم سعی می‌کنم.

تولدت مبارک.

یه نشونه کوچیک از عشق از طرف کسی که بهت اهمیت می‌ده.

چیزی که روحیه‌مونو اوج بده.

البته اگه بتونی نگهش داری.

آفرین، فرانک کوچولو.

فرانک جونیور و آماندا.

ازتون دعوت می‌کنم به تعهدی که امروز اینجا می‌دین فکر کنید.

اگه بتونی محکم بچسبی،

اون بند می‌تونه حسابی مفید باشه.

که مطمئن بشی چیزی که دوستش داری پرواز نکنه

به آسمون آبی صاف.

مگر اینکه خودت بخوای آزاد باشی تا تنها اوج بگیری.

فرانک جونیور، من طلاق می‌خوام.

فرانک جونیور، من طلا...

فرانک جونیور؟

داری چیکار می‌کنی؟

اون صدای پنجه کشیدن فرانک جونیور نبود.

راسو بود.

و درست مثل کابوس‌های ازدواج بی‌انتهای اون،

دیگه نمی‌تونست نادیده‌اش بگیره.

این... امشب... تموم می‌شه.

این خونه منه!

این حیاط منه!

اینجا من رئیسم!

باشه؟

می‌تونی بری.

برو.

نه، نه، نه، نه.

نه، نه!

نه، نه، نه، تو خونه نه.

با لباس خوابیدی؟

آره.

تو؟ همون زنی که کاری می‌کنه مردم ضدعفونی کنن

پنجه‌های سگشون رو قبل از اینکه بیان تو؟

من یه زن جدیدم.

آره، معلومه.

دیشب خیلی فوق‌العاده بود!

اصلاً اون جشن مجردی بی‌نقصی نبود که من برنامه‌ریزی کرده بودم،

ولی خیلی بهتر بود؟

دارم خواب می‌بینم؟

آیا مِی مور همین الان گفت یکی از برنامه‌هاش بی‌نقص نبود؟

باید به رسانه‌ها خبر بدیم؟

باور نمی‌کنن.

معلوم شد که لازم نیست همه چیز رو ریزبینانه مدیریت کنم.

به "مِی ۲.۰" خوش آمدید.

ریلکس باش، مِی.

اوه. چقدر ریلکس؟

قطب جنوب. اینو نگاه کن.

سیستم قدیمیِ مرتب کردن.

چاشنی‌ها بر اساس رنگ و ترتیب رنگین‌کمونی.

سیستم جدید مرتب کردن.

کی اهمیت می‌ده؟ - اوه.

هر روز رو طوری زندگی کن انگار آخرین روزته.

حالا چی؟

واو.

مامان، دارم این پرسشنامه هم‌اتاقی اِن.وای.یو. رو پر می‌کنم،

و اونا می‌خوان در موردِ...

مامان؟

خوبی؟

نه.

چی شد؟

راسو مقصره.

آه، می‌دونم. دیشب صداشو شنیدم.

بعدش سعی کردم جمعش کنم.

منظورت از "سعی کردم" چیه؟

مامان؟ - ام...

دوید رفت تو.

تو خونه؟

خونه.

خب، کجاست؟

ام، اون...

دوید رفت تو کمد.

و بعد من

در رو بستم.

اَه!

اَه.

اَه!

اَه!

باید به بابا زنگ بزنی.

اون می‌تونه جمعش کنه.

من... وقتی برگردم خونه بهش رسیدگی می‌کنم.

داری میری؟

نگران نباش، بهش غذا دادم.

بهش غذا دادی؟

یا بهش.

چشم تو چشم شدیم.

مستقیم تو روح کوچیکش نگاه کردم.

مامان!

حالت خوب میشه.

فقط این در رو باز نکن.

آخ!

خوش بگذره.

شهردار کارسون، یه فنجون قهوه براتون بیارم؟

اوه، نه. ممنونم، نانسی.

من امروز شش فنجونمو خوردم.

دکتر گفته کمترش کنم.

این یعنی کمتر کردن؟

خواستم حضوری بیام اینجا و بهتون خبر بدم

که درخواستتون تأیید شده.

واقعاً؟ اوه!

روزمو ساختید.

می‌دونی، می‌تونم یکم اینجا بمونم و یه لقمه سریع بخورم.

مهمون من.

اوه. خب... ام، می‌دونید؟

که شما اولین نفری هستید که درخواست تغییری رو مطرح کردید

تو مریناک تو بیش از ۲۶ سال؟

اون خیلی وقت پیشه.

برمی‌گرده به دوران فر موهام.

کی فکر می‌کنید راهبند قطار درست میشه؟

اوه، خب، درخواست باید به رأی گذاشته بشه،

یعنی بعد از اینکه بره کمیته.

اوه. خب، کمیته کی جلسه داره؟

سه هفته دیگه.

اون موقع من تو سفرم.

نمیشه زودتر پیش ببریم؟

یعنی، اون راهبند قطار خطرناکه.

یکی قراره آسیب ببینه.

خب، هنوز که کسی آسیب ندیده.

بذار روندش رو طی کنه، نانسی.

اوم. روندش خیلی طول کشیده.

خب، من قوانین رو وضع نمی‌کنم. فقط ازشون پیروی می‌کنم.

خب، بیسکویت و گراوی. ممنونم.

الان میارم.

مثل مادرش،

می مور تو کل عمرش حتی یه بار هم دیر سر کار نرسیده بود.

خب، تا امروز.

ها. دیر کردی.

می‌دونم مامان، ولی... - اشکالی نداره.

حتماً دلیل خوبی داشتی.

اوه. هی، عزیزم.

سلام، کلیتون.

قهوه می‌خواید؟

اوه. ام... حتماً.

ام، کلیتون، پدرت، کلیتون، ام...

امروز صبح اومد کمک کنه.

این دیگه چه وضعیه؟

هی، شما می‌تونید مال منو بردارید.

کلاً امروز صبح یکم کافئینم بالا زده.

بفرمایید، عزیزم. - ممنون.

"عزیزم."

اوهوم.

امروز صبح واسه دخترام برنامه‌های بزرگی دارم.

خیلی ذوق دارم نامزدت و خواهرت رو ببینم.

اونام خیلی ذوق دارن شما رو ببینن.

آره. و تو، دختر جون،

نظرت چیه امشب یه شام کوچیک بخوریم؟

شام؟

بیرون؟

آره.

چی؟ فقط ساکت شو

قبل از اینکه چیزی بپره توش.

باشه.

ولی حساب رو نصف می‌کنیم.

قبوله. - باشه.

تو بستنی‌فروشی می‌بینمت؟

آره، حتماً.

امشب می‌بینمت.

گاسی.

گاسی.

مثل دیدن یه ماره که با خرگوش بغل کرده.

غیرطبیعیه.

داد-لی.

چی... شده؟

فرانکی هیلیِر،

با من میای جشن آخر سال؟

قیافه‌شو ببین.

چقدر امیدوار.

کی می‌تونه به اون چشمای معصوم نه بگه؟

حتماً.

منظورم اینه که آره. آره.

More Farsi Persian subtitles for The Chicken Sisters

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left